
حمیدرضا طاهری جانبازلو پژوهشگر حوزه خطمشی گذاری عمومی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
مفهوم حکمرانی و برنامهریزی شهری خانوادهمحور
در سالهای اخیر، توجه پژوهشگران و سیاستگذاران شهری به نقش خانواده بهعنوان یکی از بنیادیترین واحدهای حیات اجتماعی و اقتصادی شهر افزایش یافته است. این نگاه بر این فرض استوار است که کیفیت زندگی شهری تا حد زیادی به میزان پاسخگویی ساختارهای حکمرانی و برنامهریزی به نیازهای خانوادهها وابسته است. در همین راستا، مفهوم حکمرانی شهری خانوادهمحور (یا خانوادهبنیان) بر آن تأکید دارد که طراحی و مدیریت شهر باید بهگونهای صورت گیرد که مجموعهای از فضاها، خدمات و نهادها بتوانند بهصورت همزمان از کودکان، والدین و سالمندان حمایت کنند.
این رویکرد ریشه در نظریههای اجتماعی معاصر دارد؛ دیدگاهی که شهر را صرفاً مجموعهای از زیرساختهای فیزیکی یا سازوکارهای اقتصادی نمیداند، بلکه آن را شبکهای پیچیده از روابط انسانی، وابستگیهای متقابل و کنشهای مراقبتی تلقی میکند (Rodela et al., 2025) . از این منظر، همانقدر که شبکه حملونقل یا بازار کار اهمیت دارد، کیفیت روابط اجتماعی و امکان مراقبت متقابل نیز در شکلگیری شهر پایدار نقشآفرین است.
رودلا و همکاران (2025) با تأکید بر این موضوع، نشان میدهند که تمرکز بر روابط اجتماعی، پاسخگویی نهادی و رفاه جمعی میتواند به شکلگیری شهرهایی فراگیرتر و از نظر اجتماعی پایدارتر منجر شود. در همین چارچوب، پاتکای بنده (2023) مفهوم شهر خانوادهدوست[1] را بهعنوان نوعی جامعه پایدار معرفی میکند که در آن نیازهای زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی خانوادهها بهصورت یکپارچه و نه جزیرهای مورد توجه قرار میگیرد. چنین برداشتی از شهر، مستلزم فاصلهگرفتن از سیاستهای صرفاً رشدمحور و توجه جدیتر به مراقبت از انسانها بهعنوان یک مسئولیت جمعی است (Rodela et al., 2025).
اگرچه بسیاری از این چارچوبها از رویکردهای مبتنی بر حقوق کودک و خانواده الهام گرفتهاند (مانند برنامه «شهرهای دوستدار کودک[2]» یونیسف)، اما دامنه آنها بهمرور گسترش یافته و اکنون نیازهای چندنسلی و سلامت بلندمدت جامعه شهری را نیز در بر میگیرد (Pátkai Bende, 2023).
برنامهریزی شهری خانوادهمحور
در عرصه طراحی و برنامهریزی شهری، اتخاذ رویکرد خانوادهمحور معمولاً به شکلگیری محلههایی منجر میشود که هم از نظر کارکردی متنوعاند و هم امکان همزیستی نسلهای مختلف را فراهم میکنند. سیاستهای مسکن در این چارچوب، بر تنوع گونههای سکونتی تأکید دارند؛ بهگونهای که واحدهای کوچک برای افراد مجرد، واحدهای مناسب سالمندان و آپارتمانهای بزرگتر برای خانوادهها در کنار یکدیگر پیشبینی شوند. هدف از این تنوع، فراهمکردن امکان سکونت خانوادهها در نزدیکی محل کار، مدارس و شبکههای حملونقل عمومی است (Pátkai Bende, 2023).
فضاهای عمومی نیز در این رویکرد نقشی کلیدی دارند. این فضاها بهگونهای طراحی میشوند که برای گروههای سنی مختلف ایمن و قابل استفاده باشند؛ از زمینهای بازی کودکان در کنار فضاهای ورزشی بزرگسالان گرفته تا پارکهایی با امکانات نشستن برای سالمندان و مسیرهای پیادهروی مناسب کالسکه. همچنین، جانمایی خدمات پایه مانند مدارس، مراکز مراقبت از کودک، مراکز بهداشتی و فروشگاههای ضروری بهصورت هدفمند در دل محلههای خانوادگی انجام میشود. به گفته رودلا و همکاران (2025)، مسکن، خدمات سلامت، فضاهای عمومی و حملونقل باید بهعنوان عناصر اساسی یک محیط کالبدی حامی مراقبت در نظر گرفته شوند.
در مجموع، برنامهریزی شهری خانوادهمحور بر اصل پیوستگی و یکپارچگی استوار است؛ به این معنا که تصمیمات کالبدی، اجتماعی و خدماتی نباید جدا از یکدیگر اتخاذ شوند. گزارش «جوامع خانوادهمحور[3]» در نیوزیلند نیز بر این نکته تأکید دارد که ابتکارات خانوادهمحور تنها زمانی اثربخش خواهند بود که بهصورت همزمان در حوزههای مختلف عمل کرده و برنامهریزی شهری را با برنامهریزی خدمات اجتماعی پیوند دهند (Families Commission, 2009).
ارائه خدمات شهری خانوادهمحور
رویکرد خانوادهبنیان تنها به طراحی فضاهای شهری محدود نمیشود، بلکه نحوه ارائه خدمات شهری را نیز دگرگون میکند. در این الگو، بهجای تمرکز بر افراد بهصورت مجزا، خانواده بهعنوان واحد اصلی مداخله در نظر گرفته میشود. یکی از نمونههای شاخص این رویکرد، «مدیریت موردی خانواده[4]» است که در آن یک تیم تخصصی یا مددکار واحد، نیازهای کل خانواده را بهصورت جامع ارزیابی کرده و دسترسی آنها به خدماتی مانند مسکن، آموزش، سلامت و رفاه اجتماعی را تسهیل میکند (UNDP, 2025).
سیاستهایی نظیر یارانه مراقبت از کودک، مرخصی والدین با حقوق و آموزش پیشدبستانی همگانی، در این چارچوب بهعنوان اجزای کلیدی شبکه حمایت اجتماعی خانوادهمحور تلقی میشوند. این سیاستها علاوه بر حمایت از والدین شاغل، میتوانند به کاهش نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی نیز کمک کنند (Rodela et al., 2025).
نمونههای عملی این رویکرد را میتوان در مدارس اجتماعمحور، مراکز یکپارچه کودک و خانواده و برنامههای موسوم به «دو نسل[5]» مشاهده کرد؛ برنامههایی که بهطور همزمان نیازهای کودکان و والدین را مدنظر قرار میدهند. شواهد پژوهشی نشان میدهد که چنین الگوهایی قادرند پیامدهای مثبتی در حوزه آموزش، سلامت و ثبات اقتصادی خانوادهها ایجاد کنند (Families Commission, 2009).
حکمرانی مشارکتی و فراگیر
حکمرانی شهری خانوادهمحور تأثیر مستقیمی بر شیوههای تصمیمگیری در شهر دارد. این رویکرد مستلزم آن است که خانوادهها بهعنوان ذینفعان اصلی، نقشی فعال در فرآیندهای برنامهریزی شهری ایفا کنند. ابزارهایی مانند شوراهای محلی، کارگاههای مشورتی با والدین و پنلهای مشورتی خانوادگی از جمله سازوکارهای رایج برای تحقق این هدف هستند (Pátkai Bende, 2023).
در عین حال، تحقق حکمرانی خانوادهمحور نیازمند عبور از مرزهای بوروکراتیک میان بخشهای مختلف شهرداری است. همکاری میان حوزههایی مانند مسکن، آموزش، حملونقل و خدمات اجتماعی برای پاسخگویی مؤثر به نیازهای خانوادهها ضروری به نظر میرسد. گزارش کمیسیون خانواده نیوزیلند نشان میدهد که چنین رویکردی مستلزم ارتقای ظرفیت نهادی و تقویت همکاریهای میانسازمانی است (Families Commission, 2009) . با این حال، محدودیت منابع مالی، ابهام مفهومی در تعریف «خانوادهدوستی» و تعارض میان اهداف کوتاهمدت اقتصادی و اهداف بلندمدت اجتماعی از جمله چالشهای اصلی اجرای این رویکرد محسوب میشوند (Powell, 2024).
نمونهها و ابتکارات جهانی
برنامههای «شهر دوستدار کودک» یونیسف که در هزاران شهر در سراسر جهان اجرا شدهاند، یکی از نمونههای مهم حرکت بهسوی حکمرانی خانوادهمحور بهشمار میروند. بسیاری از این برنامهها در سالهای اخیر از تمرکز صرف بر کودک فراتر رفته و کل خانواده را در بر گرفتهاند (Pátkai Bende, 2023) . در اروپا، شبکههایی از شهرداریهای خانوادهدوست برای تبادل تجربه و سیاستهای موفق شکل گرفته است. در آسیا، سیاستهای مسکن سنگاپور نمونهای شاخص از برنامهریزی خانوادهمحور محسوب میشود که ترکیب واحدهای خانوادگی، سالمندی و مجردی را در محلهها الزامی میکند. در آمریکای لاتین و آفریقا نیز شهرهایی مانند بوگوتا، مکزیکوسیتی و کیگالی به سمت ارائه خدمات یکپارچه کودک و خانواده حرکت کردهاند.
مزایا، چالشها و توصیههای سیاستی
حکمرانی شهری خانوادهمحور میتواند پیامدهای مثبتی همچون افزایش عدالت اجتماعی، بهبود سلامت عمومی، تقویت همبستگی بیننسلی و ارتقای تابآوری شهری به همراه داشته باشد. تجربه شهرهایی که نیازهای خانوادهها را در اولویت قرار دادهاند نشان میدهد که این شهرها معمولاً از نظر کیفیت زندگی و پایداری اجتماعی عملکرد مطلوبتری دارند (Rodela et al., 2025) . با این حال، تنوع الگوهای خانوادگی، خطر پراکندگی سیاستها و محدودیتهای نهادی همچنان از چالشهای جدی این رویکرد بهشمار میآیند (Powell, 2024).
در همین راستا، پژوهشگران بر ضرورت نهادینهسازی اهداف رفاه خانواده در اسناد راهبردی شهری، تقویت همکاریهای میانبخشی، ایجاد سازوکارهای رسمی مشارکت خانوادهها و اتخاذ رویکردی بلندمدت و یکپارچه در توسعه شهری تأکید میکنند (Families Commission, 2009; UNDP, 2025) . اجرای این راهبردها میتواند زمینهساز شکلگیری شهرهایی سالمتر، فراگیرتر و پایدارتر باشد.
ارجاعات
Families Commission . (2009) . Family-centred communities: The planning process (Research Report No . 1/09) . Wellington, New Zealand: Families Commission.
Pátkai Bende, A . (2023) . Key characteristics of family-friendly cities: A review . Theoretical and Empirical Researches in Urban Management, 18(1), 74–84.
Powell, R . (2024) . Child-friendly cities and communities: Opportunities and challenges . Children’s Geographies, 22(3), 269–285.
Rodela, R., Williams, M., Ohlsson, J., & Sandström, I . (2025) . Six propositions for care-centric planning and governance that promote sustainable cities . npj Urban Sustainability, 5, Article 21.
United Nations Development Programme (UNDP) . (2025) . Policy recommendations on incorporation of a family-based approach in the design and delivery of care services . Skopje: UNDP.
[1] family-friendly city
[2] Child-Friendly Cities
[3] Family‑Centred Communities review
[4] family case management
[5] two-generation programs



