چالش های ارتباطی والدین با نوجوانان
والدین امروزه بر خلاف والدین گذشته، وقت، انرژی و هزینه بسیار زیادی صرف فرزند خود می¬کنند. همچنین مشاهده می¬شود با کوچک شدن ابعاد خانواده، ارتباطات نزدیک با فرزند بیشتر از گذشته گردیده، والدین حتی بیشتر از قبل سعی می¬کنند فرزند خود را از نظر مادی و معنوی تأمین کنند.

مقدمه
والدین امروزه بر خلاف والدین گذشته، وقت، انرژی و هزینه بسیار زیادی صرف فرزند خود میکنند. همچنین مشاهده میشود با کوچک شدن ابعاد خانواده، ارتباطات نزدیک با فرزند بیشتر از گذشته گردیده، والدین حتی بیشتر از قبل سعی میکنند فرزند خود را از نظر مادی و معنوی تأمین کنند. اما سؤال این جا است اگر با افزایش توجه میتوان ارتباط بهتری با فرزند رقم زد چطور میشود که هنوز مشکلات والدین با فرزندان پابرجا است و یا حتی بیش از پیش گردیده است.
یکی از اشکالات کار همین است که در پارهای از مواقع، والدین نقش مادری یا پدری خود را فراموش میکنند و میخواهند روانشناس یا مشاور فرزند خود باشند. در حالی که باید بر اساس فطرت و عشق مادرانه و پدرانه خود با فرزندشان رفتار کنند. به عبارت دیگر به صورت طبیعی گاهی اوقات، احساس میکنند که به فرزندشان مهر بورزند و گاهی ناراحتی خود را نسبت به فرزندشان به دلیل رفتاری که انجام داده است بروز دهند. تأثیر چنین رفتاری در فرزند به مراتب بیشتر از آن است که والدین بخواهند به صورت نمایشی نقش فردی دیگر غیر از خود را برای فرزندشان بازی کنند. البته ناگفته نماند که در این مهرورزی و بروز ناراحتی و حتی تنبیه یک اعتدالی باید برقرار باشد. چنانچه این اعتدال رعایت نشود منجر به آسیب به فرزند میشود. در این راستا در ادامه به بیان نظریهای در راستای انواع والدگری پرداخته میشود.
انواع والدگری
نظریهی معروفی در روانشناسی رشد وجود دارد که دایانا باوم ریند آن را در سال 1971 مطرح کرد. دایانا باوم ریند در مورد سبکهای والدگری به چهار سبک اشاره میکند که به اقتضای بحث به سه مورد از آن اشاره میشود؛ والدگری سهلگیرانه، والدگری سختگیرانه و والدگری مقتدرانه.
والدگری مقتدرانه
اولین سبک، سبک سهلگیرانه است. در این جا اتفاقی که رقم میخورد این است که والدین میخواهند رفیق فرزند خود باشند. این در حالی است که اصولاً امکان تحقق چنین امری مهیا نیست. چرا که رابطهی دوستی شرایط و اقتضائات خاص خود را دارد. دو ویژگی در رابطهی دوستی وجود دارد که نمیتواند در رابطهی والد-فرزند این شکل از رابطه صورت گیرد.
اولین ویژگی آن این است که رابطهی دوستی رابطهی توازنها است. دو دوست با یکدیگر تا وقتی ارتباط دارند که توازن رابطه میانشان برقرار باشد؛ بدین معنا که یک نفر خدمتی ارائه کند و طرف مقابل هم این خدمت را پاسخ گوید. این روند تا زمانی ادامه مییابد که یکی از طرفین احساس کند دیگر خدمتی دریافت نمیکند و فقط در حال ارائهی خدمت است. در این صورت رابطهی خود را تعدیل و قطع میکند. در حالی که در رابطهی والد-فرزندی چنین شکلی از رابطه صورت نمیگیرد؛ زیرا والدین به جهت حقی که دارند به هیچ عنوان نمیتوانند در موقعیت برابر و متوازن با فرزند خود قرار گیرند و اگر چنین اتفاقی بیفتد کارکرد تربیتی، آموزشی و روانشناختی رابطهی والد-فرزند از بین میرود. دومین ویژگی رابطهی دوستی این است که دسترسی و قدرت طرفین به منابع و امکانات برابر است. معمولاً افرادی با هم دوست میشوند که از نظر سطح و جایگاه با هم نسبتاً برابر باشند. این امر در راستای همان اصل توازن در رابطهی دوستی است. به همین دلیل مشاهده میشود معمولاً بهترین دوستان افراد از میان همصنفانشان هستند. مثلاً افراد ثروتمند، دانشگاهی، کاسب، روحانی و… با هم بیشتر دوست میشوند و اگر دوستی بین صنوف هم اتفاق بیفتد به جهت نیازی است که دو طرف نسبت به هم پیدا میکنند. افراد مختلف برای دستیابی به یک رابطهی پایدار خدماتی را دریافت میکنند و خدماتی را ارائه میدهند. این به دلیل دسترسی برابر هر فردی به منابع مختلف است. اما در رابطه والد-فرزندی به دلیل اینکه والدین دسترسی بیشتر و قدرتمندتری به منابع دارند نمیتوانند یک رابطه متوازن دوستی را برقرار کنند. در چنین شرایطی والدین به دلیلی که ذکر شد برای ایجاد صمیمیت بیشتر با فرزند خود امتیازات فراوانی به او میدهند که این کار، جایگاه آنان را تضعیف میکند.
والدگری سختگیرانه
سبک والدگری بعدی والدگری سختگیرانه است. والدینی که فرزندشان را سرکوب، تحقیر و سرزنش میکنند، توهین میکنند و او را با دیگران و یا حتی با خود مورد مقایسه قرار میدهند، والدین سختگیری هستند که هیچ گاه بازخورد مثبتی به فرزند خود نمیدهند. دائماً احساس گناه، ناامیدی و ناکارامدی به او میدهند. نتیجهی چنین رفتاری این است که آن نوجوان فردی مملو از عقده و کینه در درون نسبت به خود، والدین و اطرافیان میشود که این وضعیت روانشناختی میتواند او را به سمت خودکشی و یا بزهکاری سوق میدهد و در بهترین حالت آن چنان که مقصود والدین اصلاح فرزند است محقق نمیشود و او ارادهی تلاش کردن برای رسیدن به موفقیت را از دست میدهد.
والدگری مقتدر
در نهایت والدگری مطلوب، والدگری مقتدرانه است. والدینی که با صلابت هستند. وقتی سخنی بر زبان جاری میکنند نسبت به آن متعهدند و آن را انجام میدهند. در این زمینه تفاوتی نمیکند که گفته باشند کاری را انجام میدهند یا انجام نمیدهند. به عبارت دیگر به هیچ وجه فشارها و جنجالهای فرزند تأثیری در حرف آنان ندارد. اما از سویی دیگر به دلیل عطوفتی که نسبت به فرزند خود و همچنین به دلیلی ثباتی که در قول خود دارد حمایت آنان برای فرزندان ایمنیبخش است.
جمع بندی
با توجه به انواع مختلفی از سبکهای ارتباطی که بیان شد به نظر میرسد والدین برای آنکه از پس چالشهای جدی خود با نوجوانان خویش برآیند، میبایست به صورت جدی این را در نظر بگیرند که رابطهی آنان دایرمدار رفتارهای فرزندشان در ارتباط با خود، والدین و اجتماع است. از این رو سعی کنند بیش از آن که در نقشهای غیروالدی فرو روند جایگاه و ارزش نقش خود را بشناسند و آن را به بهترین شکل پیاده کنند. در این صورت میتوانند به موفقیتهای فردی و اجتماعی از فرزند خود امیدوار باشند.
هسته تحکیم خانواده و جمعیت اندیشکده