
ایمان زاغیان پژوهشگر حوزه خدمات سلامت روان در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
نقشپذیری جنسی یکی از مفاهیم مهم در روانشناسی رشد میباشد. این مفهوم در سنین نوجوانی اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا نوجوانی سنی است که با بلوغ جنسی همراه است و به همین دلیل نوجوان به همجنسان خود در فضای مجازی و حقیقی مینگرد و رفتارهای افراد همجنس خود را همانندسازی و درونی میکند. در این یادداشت تلاش میشود قدری در مورد اینکه چگونه این فرایند شکل میگیرد نکاتی گفته شود و هم اینکه به چه شکلی میتوان آن را مدیریت کرد مورد بحث قرار میگیرد.
نقشپذیری جنسیتی
مفهوم نقشپذیری به عنوان یک مفهوم زیستشناختی توسط فردی به نام کنراد لورنز معرفی شد. لورنز برای اینکه نشان دهد جوجه غازها وقتی سر از تخم در میآورند چگونه با اولین موجود زنده که مادرشان باشد ارتباط میگیرند و همان کاری را انجام میدهند که مادرشان انجام میدهد این مفهوم را ابداع نمود. پس از این گفته شد جوجه غازها بر اساس شباهتی که به والد مذکر یا مونث خود دارند رفتارهای جنسی خود را میآموزند و انجام میدهند.
پس از آن این مفهوم توسط روانشناسان و روانکاوانی چون رابرت استولر و جان مانی بعد فرهنگی اجتماعی گرفت و به نقشپذیری جنسیتی تغییر و به رفتارهای اجتماعی انسانها تعمیم یافت. بدین معنا که فقط رفتارهای جنسی غریزی نیستند که نیاز به نقش پذیری دارند بلکه رفتارهایی که در فرایند جامعهپذیری در قالب ارزشها و هنجارهای اجتماعی از یک فرد به عنوان زن/مرد انتظار میرود نیز به این مقوله اضافه شد.
بنابراین نقش اصحاب فرهنگ در یک جامعه در این که افراد نقشهای جنسیتی مورد قبول ارزشها و هنجارهای جامعه را انجام دهند بسیار حیاتی و ضروری است.
نقشپذیری نوجوانان در جهت تعارض با ارزشهای اسلامی
به طور معمول نقشپذیری در برخورد با اولین پدیده اتفاق میافتد. به خصوص اینکه آن پدیده قدرت لازم برای نقشپذیر نمودن نوجوان را داشته باشد. به همین دلیل زمانی که پدیدههای مختلف بر سر راه نوجوان قرار میگیرند که نقشپذیری او را شکل میدهند دیگر انجام نقشپذیری کار سادهای نخواهد بود.
در همین راستا مشاهده میشود اتفاقاتی رقم میخورد که نقشپذیری جنسیتی را در نوجوانان شکل میدهد و مواجهه اولیه را از دست نظام ارزشی جامعه اسلامی ما میگیرد. برای همین باید به این نکته توجه کافی وجود داشته باشد نوجوان وقتی با تلفن همراه و فضای مجازی ارتباط دارند چه چیزی مشاهده میکند. وقتی اولین مشاهدات او محتواهایی است که ترویج میکند بیحجابی رفتار پسندیدهای و یا اینکه رابطه با جنس مخالف یک ارزش است، باید انتظار داشت این فرد این کار را حداقل یک بار تست کند. به محض اینکه از محیط خود تشویق دریافت میکند و میبیند با این تشویق احساس خوبی به دست آورده است این کار را ادامه خواهد داد.
بنابراین لذتی که فرد از انجام یک رفتار خلاف ارزشها و شئون اسلامی انجام میدهد نقش بسیار مهمی در ادامه آن رفتار خواهد داشت و این امر رفته رفته روند جامعهپذیری و نقشپذیری جنسیتی او را تثبیت خواهد کرد. هر چه که تثبیت بیشتر اتفاق بیفتد تغییر این رفتار دشوارتر خواهد شد و باید انتظار داشت یا اتفاق معنوی خاصی در فرد شکل بگیرد یا اینکه یک اتفاق خاصی مانند سخنان یک فردی او را متحول نماید. وگرنه در حالت عادی این فرد به شکلی دیگر جامعهپذیر شده و تغییر روند او کار دشواری است.
یکی از پدیدههایی که بر روی رفتارهای جنسیتی دختران تاثیر بسیار زیادی میگذارد بلاگرهای مجازی و بازیگران هستند. البته اصل ارتباط مدیریت نشده نوجوان با فضای مجازی خود زمینهی ارتباط با چنین افرادی را رقم میزند. اما در مجموع با توجه به اینکه بلاگرها معمولاً هنر خاصی ندارند (یعنی به واسطه هنر یا توانمندی علمی و هنری مشهور نشده اند) و صرفاً به واسطه اینکه ثروت خوبی در اختیار دارند و میتوانند از گوشی همراه به عنوان یک رسانه برای مطرح کردن خود استفاده کنند بدون آنکه از فیلتری عبور کنند و صلاحیتی از آنان مورد بررسی قرار گیرد.
آنان به واسطه سبک زندگی و رفتارهای خاصی که از خود نشان میدهند تلاش میکنند مخاطبان بسیاری را جذب کنند. آنان در فیلمها و عکسهایی که از خود نشان میدهد سعی میکنند بگویند ما بهترین، کاملترین بینقصترین زندگی را داریم و از نظر زیبایی هم بهترین هستیم و بهترین امکانات مادی برای یک زندگی آسوده را در اختیار داریم. در نهایت پیام ضمنی این بلاگرها این است که زندگی فقط زندگی ماست و بقیه زندگیها زندگی نیست؛ زیرا هیچ چیز در آن به اندازه زندگی ما زیبا و مطلوب و مطبوع نیست.
در این شرایط پرورش ذهنیت یک نوجوان با چنین محتواهایی باعث میشود در مرحله اول به زندگی این افراد فریفته شود و غبطه بخورد. در مرحله بعدی دوست داشته باشد همانند آنان زندگی کند. به همین ترتیب وقتی یک بلاگر به آرزوی خود در مورد اینکه فلان برند لباس را بخرد یا اینکه فلان سفر را با پارتنر خود برود اشاره میکند، این باعث میشود برای یک نوجوان که مخاطب اوست آرزوسازی شود و آن نوجوان کارهایی شبیه به کارهای این بلاگر انجام دهد.
مثلا نوع پوشش، نوع خرید کردن و مسائلی از این قبیل را از آن فرد بلاگر الگوگیری کند و حتی همانند او دوست پسری انتخاب کند و حاضر باشد با او به مسافرت برود تا بتواند تصاویر آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارد. بدین ترتیب شبکهای از افراد در جامعه شکل میگیرد که دیگر بدون تبلیغات بلاگرها بر روی همسالان خود اثر میگذارند و باعث اشاعه یک رفتار و سبک زندگی میشوند.
رویکرد مقابله با نقشپذیری مخرب
برای آنکه با این نقشپذیری که در رشد و شخصیت کودک و نوجوان تخریب ایجاد میکند باید تلاش کرد برنامهریزی جدی در اینکه روایت اول در جامعهپذیر نمودن فرزندان در اختیار والدین باشد و آنان سعی کنند از ابتدای کودکی فرزند خود رفتارهای جنسی صحیح را به او آموزش دهند. زیرا اصولاً شکلدهی یک رفتار و تثبیت آن بسیار آسانتر از تغییر یک رفتار تثبیت شده است. به همین دلیل تلاش اولیه برای ارائه اولین رفتار مطلوب به فرزند میتواند نقش بسیار مهمی در رشد صحیح فرزند بر اساس نقشپذیری صحیح جنسیتی ایجاد کند.
والدین همچنین با مراقبت در رفتار خود (به خصوص رفتارهای جنسی و جنسیتی خود) میتوانند تأثیر بسیار زیادی در فرزند خود داشته باشند. زیرا فرزندان به آن چیزی که پدر و مادر پایبند هستند و رفتار میکنند بیشتر میل پیدا میکنند تا آن چیزی که میگویند؛ به خصوص اگر فاصله حرف و عمل بسیار زیاد و بعضاً متناقض باشد.
همچنین مدیریت ارتباطات فرزند در ابتدای کودکی و تا نوجوانی که والدین امکان اعمال قدرت دارند بسیار اهمیت دارد. والدین باید نشان دهند ضوابط دقیق و مشخصی برای ارتباط با دوستان و فضای مجازی تعریف کنند و اجازه ندهند فرزندشان از این حدود تجاوز کند. همچنین محیطهای مناسب مانند کانونهای فرهنگی و مدرسه با محیط سالم بسیار در اینکه شخصیت فرزندان به شکلی رشد کند و نقشپذیری جنسیتی چگونه شکل بگیرد تأثیر به سزایی دارد.
در همین راستا حاکمیت به عنوان یک نظام اسلامی نیز باید تدابیری جدی در مدیریت فضای مجازی و برخورد با کسانی که اباحهگری را در فضای مجازی ترویج میکنند انجام دهد و محتواهای رسانهای کافی در زمینه تولید انیمیشن و فیلم و سینما در اینکه کودکان و نوجوانان چه نگرشی داشته باشند اهمیت بسیاری دارد.



