اسلایدریادداشتها

صداقت راهبردی در میدان جنگ

مرز میان اطلاع‌رسانی و افشای آسیب‌پذیری‌ها

محمد بهزادی پژوهشگر حوزه تعاملات سیاسی فرامنطقه در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

 

در شرایط جنگ، سخنان مقامات سیاسی صرفاً وسیله‌ای برای اطلاع‌رسانی عمومی نیست، بلکه می‌تواند بخشی از محیط راهبردی جنگ را شکل دهد. در شرایط عادی، بیان یک ضعف اجرایی یا کمبود ممکن است نشانه‌ای از شفافیت و مسئولیت‌پذیری تلقی شود، اما در زمان جنگ همان سخن می‌تواند برای طرف مقابل ارزش اطلاعاتی پیدا کند. دشمن ممکن است از اظهارات رئیس‌جمهور، وزیر یا فرمانده ارشد برای ارزیابی ظرفیت‌ها، شناسایی نقاط ضعف و سنجش میزان تاب‌آوری کشور استفاده کند. بنابراین، نیت گوینده تنها معیار ارزیابی یک سخن نیست؛ پیامد و ارزش اطلاعاتی آن نیز اهمیت دارد.

از این منظر، مسئله اصلی این نیست که مسئولان باید با مردم صادق باشند یا خیر، بلکه مسئله این است که صداقت در شرایط جنگ چگونه باید اعمال شود. جامعه به اطلاع‌رسانی صادقانه نیاز دارد، اما این ضرورت به معنای انتشار همه اطلاعات موجود نیست. میان «حقیقت‌گویی» و «افشای همه جزئیات» تفاوت وجود دارد. می‌توان واقعیت را تحریف نکرد، مردم را فریب نداد و در عین حال از انتشار اطلاعاتی که ممکن است به توانایی دشمن برای وارد کردن آسیب بیشتر کمک کند، خودداری کرد. این رویکرد را می‌توان «صداقت راهبردی» نامید.

۱. صداقت و حفظ اسرار در منطق حکمرانی

این تمایز در نهج‌البلاغه نیز قابل توجه است. امام علی(ع) در نامه پنجاهم، خطاب به نیروهای خود، می‌فرماید که رازی را از آنان پنهان نمی‌کند، مگر در جنگ. این عبارت نشان می‌دهد که در منطق حکمرانی علوی، اصل بر ارتباط و عدم پنهان‌کاری است، اما جنگ می‌تواند اقتضائات متفاوتی ایجاد کند و حفظ برخی اسرار را ضروری سازد.

در نامه پنجاه‌وسوم نیز در توصیه به مالک اشتر، بر ضرورت امانت‌داری و حفاظت از اسرار حکومتی تأکید شده است. بنابراین، در این نگاه، حفظ اسرار با صداقت و امانت‌داری منافاتی ندارد. مسئله اصلی آن است که اطلاعات حساس در اختیار چه کسانی قرار گیرد و در چه شرایطی منتشر شود.

این تفکیک برای شرایط جنگ اهمیت بیشتری دارد. مسئول سیاسی موظف است واقعیت‌های اساسی را از مردم پنهان نکند، اما هم‌زمان باید تشخیص دهد که کدام اطلاعات برای آگاهی عمومی ضروری و کدام اطلاعات برای امنیت کشور حساس است. برای نمونه، مردم حق دارند از وجود یک بحران، اقدامات دولت و دستورالعمل‌های لازم آگاه باشند؛ اما اعلام جزئیاتی درباره میزان ذخایر، ظرفیت‌های دفاعی، نقاط آسیب‌پذیر یا برنامه‌های عملیاتی ممکن است ضرورت عمومی نداشته باشد در نتیجه، عدم انتشار یک اطلاعات حساس لزوماً به معنای دروغ‌گویی نیست. گاهی حفظ یک واقعیت در سطح محرمانه، بخشی از مسئولیت دولت در قبال امنیت جامعه است.

۲. سخن سیاسی در جنگ؛ یک پیام راهبردی

جنگ فقط رویارویی نیروهای نظامی نیست؛ هم‌زمان عرصه رقابت اطلاعاتی و ادراکی نیز هست. کلاوزویتس با مفهوم «مه جنگ» بر فضای عدم قطعیت و دشواری تشخیص دقیق وضعیت در جنگ تأکید می‌کند. در چنین شرایطی، اطلاعات و برداشت از اطلاعات می‌تواند بر تصمیم‌های طرفین اثر بگذارد.

رابرت جرویس نیز در بررسی ادراک و سوءادراک در روابط بین‌الملل نشان می‌دهد که دولت‌ها پیام‌های یکدیگر را الزاماً مطابق قصد فرستنده تفسیر نمی‌کنند. یک مقام سیاسی ممکن است با هدف افزایش آگاهی مردم درباره یک مشکل سخن بگوید، اما همان سخن از سوی دشمن می‌تواند به عنوان نشانه‌ای از ضعف، کاهش ظرفیت یا کاهش تاب‌آوری کشور تفسیر شود.

اهمیت این مسئله زمانی بیشتر می‌شود که گوینده از مقامات عالی‌رتبه باشد. سخنان رئیس‌جمهور، وزیر امور خارجه، وزیر دفاع یا فرماندهان ارشد، به دلیل جایگاه آنان، معمولاً جدی‌تر از اظهارات افراد عادی دنبال می‌شود و ممکن است به عنوان نشانه‌ای از وضعیت واقعی کشور مورد تحلیل قرار گیرد.از همین رو، پیش از بیان هر موضوع حساس در شرایط جنگ، دو پرسش باید مورد توجه قرار گیرد: نخست، آیا اطلاع‌رسانی درباره این موضوع برای مردم ضرورت دارد؟ دوم، آیا نحوه بیان آن می‌تواند اطلاعاتی در اختیار دشمن قرار دهد که از آن برای افزایش فشار یا طراحی اقدامات بعدی استفاده کند؟

۳. نه انکار واقعیت، نه افشای آسیب‌پذیری

این بحث نباید به این نتیجه منجر شود که مقامات سیاسی باید مشکلات را انکار کنند. انکار واقعیت نیز می‌تواند به اعتماد عمومی آسیب بزند. هنگامی که مردم میان تجربه مستقیم خود و سخنان مسئولان فاصله ببینند، زمینه برای گسترش شایعه و بی‌اعتمادی فراهم می‌شود.بنابراین، مسئله «گفتن یا نگفتن» نیست، بلکه «چگونه گفتن» است.

اگر دولت با کمبود یا مشکلی مواجه است، لازم نیست برای اثبات صداقت، همه جزئیات آن را اعلام کند. می‌توان اصل مشکل را پذیرفت، درباره اقداماتی که برای مدیریت آن در حال انجام است توضیح داد و از انتشار جزئیاتی که ارزش اطلاعاتی برای دشمن دارند خودداری کرد.برای مثال، به جای اعلام جزئیات دقیق یک کمبود یا میزان آسیب‌پذیری، می‌توان گفت:

«در این بخش با محدودیت‌هایی مواجه شده‌ایم و اقدامات جبرانی برای مدیریت آن در حال اجراست. درباره جزئیات این موضوع به دلیل ملاحظات امنیتی اطلاع‌رسانی نخواهد شد، اما نتایج اقدامات انجام‌شده به اطلاع مردم خواهد رسید.»چنین رویکردی میان دو ضرورت تعادل ایجاد می‌کند: جامعه احساس نمی‌کند واقعیت از آن پنهان شده است و در عین حال، اطلاعاتی که می‌تواند برای دشمن قابل استفاده باشد نیز منتشر نمی‌شود.

در اینجا می‌توان چهار مؤلفه را برای اطلاع‌رسانی مسئولانه در زمان جنگ در نظر گرفت: بیان اصل واقعیت، توضیح اقدامات انجام‌شده، پرهیز از جزئیات حساس و مشخص کردن نقش مردم در مواجهه با شرایط.

۴. اعتماد عمومی؛ سرمایه‌ای که نباید از بین برود

اعتماد عمومی در جنگ اهمیت ویژه‌ای دارد. جامعه برای تحمل فشارهای ناشی از جنگ، نیازمند این اطمینان است که مسئولان وضعیت را می‌فهمند، مشکلات را انکار نمی‌کنند و برای مدیریت آنها برنامه دارند.اما اعتماد عمومی الزاماً از گفتن همه جزئیات به دست نمی‌آید. آنچه اعتماد را تقویت می‌کند، بیشتر به ثبات در گفتار و رفتار، پذیرش مسئولیت، ارائه اطلاعات قابل اتکا و توضیح درباره اقدامات انجام‌شده مربوط است.

از این جهت، حتی زمانی که مسئولان نمی‌توانند درباره یک موضوع خاص اطلاعات کامل ارائه کنند، می‌توانند علت محدودیت اطلاع‌رسانی را نیز به صورت کلی توضیح دهند. جمله‌ای مانند «به دلیل ملاحظات امنیتی نمی‌توان درباره جزئیات این موضوع اطلاع‌رسانی کرد» با پنهان کردن اصل مسئله یا ارائه اطلاعات خلاف واقع تفاوت دارد.

در عین حال، حفظ محرمانگی نباید به پوششی برای پنهان کردن سوءمدیریت، فساد یا خطاهای قابل اصلاح تبدیل شود. میان اطلاعاتی که انتشار آنها می‌تواند به دشمن کمک کند و اطلاعات مربوط به عملکرد و پاسخ‌گویی دستگاه‌های اجرایی باید تفکیک قائل شد. محدودیت اطلاع‌رسانی زمانی قابل دفاع است که با یک ضرورت واقعی امنیتی ارتباط داشته باشد، نه اینکه به رویه‌ای دائمی برای فرار از پاسخ‌گویی تبدیل شود.

جمع‌بندی :

بر اساس این بحث، می‌توان صداقت راهبردی در زمان جنگ را بر چند اصل استوار کرد:

نخست، حقیقت‌گویی؛ یعنی مسئولان نباید واقعیت‌های اساسی را عامدانه تحریف یا مردم را درباره وضعیت کشور گمراه کنند.

دوم، تفکیک اطلاعات عمومی از اطلاعات حساس؛ هر اطلاعات درستی الزاماً اطلاعات مناسبی برای انتشار عمومی نیست.

سوم، بیان مشکل همراه با اقدام؛ اگر وجود یک مشکل برای مردم اهمیت دارد، بهتر است اطلاع‌رسانی درباره آن با توضیح اقدامات انجام‌شده برای مدیریت آن همراه باشد.

چهارم، رعایت امنیت عملیاتی؛ اطلاعات مربوط به ظرفیت‌ها، نقاط ضعف، ذخایر، مکان‌ها و برنامه‌های عملیاتی باید تنها در سطحی منتشر شود که ضرورت عمومی آن وجود داشته باشد.

پنجم، هماهنگی پیام‌ها؛ سخنان مقامات سیاسی، نظامی و اجرایی باید تا حد امکان هماهنگ باشد. پیام‌های متناقض می‌توانند هم اعتماد عمومی را کاهش دهند و هم اطلاعات بیشتری درباره اختلافات و وضعیت داخلی در اختیار طرف مقابل قرار دهند.

ششم، پاسخ‌گویی پس از بحران؛ محرمانگی در زمان جنگ نباید به معنای حذف دائمی حق جامعه برای پرسش و ارزیابی عملکرد مسئولان باشد. هنگامی که ضرورت امنیتی از میان رفت، توضیح درباره تصمیمات و عملکرد دوران بحران بخشی از مسئولیت عمومی حکومت است.

 

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا