اسلایدریادداشتها

تناقض ایدئولوژیک؛ مثلث ایران باستان (زرتشتیان)، همجنس‌گرایان و رضا پهلوی

یکی از جریانات مخالف با حاکمیت جمهوری اسلامی، جامعه رنگین‌کمانی یا به عبارت ساده‌تر اقلیت‌های جنسی هستند...

محمدمهدی دهقانی‌زاده پژوهشگر حوزه تربیت عفیفانه در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

یکی از جریانات مخالف با حاکمیت جمهوری اسلامی، جامعه رنگین‌کمانی یا به عبارت ساده‌تر اقلیت‌های جنسی هستند که البته در این میان مسئله ترنس‌سکشوال‌ها با دیگر گروه‌ها متفاوت است؛ چراکه در ایران این گروه به رسمیت شناخته شده و در حال حاضر عمل تطبیق جنسیت و دیگر موارد مربوط به آن‌ها به‌صورت کلی پذیرفته شده است. به جز این گروه، گروهی مانند همجنس‌گراها دارای بیشترین مخالفت با جمهوری اسلامی هستند که طبیعتاً حاکمیت جمهوری اسلامی بر مبنای قانون اسلام، هیچ‌گونه پذیرش و یا تغییر نگرشی نسبت به آن‌ها نخواهد داشت و دلیل آن نیز مشخصاً از آیات متعدد قرآن و روایات مشخص و عیان است. بااین‌حال این گروه برای مخالفت خود با جمهوری اسلامی، به جریانات متفاوتی متصل شده تا بتوانند صدای سیاسی و رسانه‌ای مشخص و واضح‌تری پیدا کنند.

از جمله جریانات حامی این گروه که البته یک ارتباط دوطرفه و حمایت متقابل بوده است، حمایت رضا پهلوی که نقش اپوزیسیون جمهوری اسلامی را دارد با همجنس‌گرایان است؛ نکته قابل‌تأمل حضور این افراد در کنفرانس‌های مربوط به رضا پهلوی و حمایت از او [1] و همچنین حمایت رضا پهلوی از اقلیت‌های جنسی بوده است. [2] در این میان ضلع سومی هم مطرح است که اخیراً به ادعای برخی خبرگزاری‌های خارجی تعدادی از ایرانیان زرتشتی در بیانیه‌ای خواستار همبستگی ملی با رضا پهلوی شده‌اند.

اگرچه تا بدین جا هیچ‌گونه مشکل خاصی دیده نمی‌شود و طبیعی است گروهی از اقلیت‌های جنسی از رضا پهلوی حمایت کرده و رضا پهلوی نیز از آن‌ها حمایت کند؛ درعین‌حال رضا پهلوی شعار ملی‌گرایی و پیروی از ایران باستان را داشته باشد و حتی ادعای برخی رسانه‌های خارج‌نشین این باشد که گروهی از ایرانیان زرتشتی از رضا پهلوی حمایت کرده؛ سؤال مهم این است که این همبستگی و هم‌گرایی حول چه محوری قرار دارد؟ آیا واقعاً تعدادی از زرتشتیان ایرانی به پیروی از رضا پهلوی برخاسته‌اند که حامی اقلیت‌های جنسی به‌خصوص همجنس‌گراها است؟

برای یافتن پاسخ باید تأملی در مبانی دین زرتشت داشت؛ در متون دینی زرتشتی اصطلاحی وجود دارد به نام وَئِپَیَه؛ به گفته هاشم رضی: وئپیه صفتی است به معنی غلامباره، کسی که عمل لواط را انجام می‌دهد. این در آیین مَزدَیَسنانی ریشه‌ای بسیار کهن داشته و از گناهان کبیره که مستوجب مرگ ارزانی می‌شدند، می‌باشد. در یسنای 12/51 که در گاثاها و کهن‌ترین بخش اوستاست که درباره آن شرحی هست، زرتشت چنین نسبتی را به یکی از کَوی‌ها که از بزرگان و سرکردگان طوایف است می‌دهد. [3] در کتاب وندیداد که یکی از نسک‌های پنج‌گانه اوستای امروزی است و بیشتر به احکام فقهی (شامل مسائل بهداشتی و آیینی) می‌پردازد؛ در فرگرد هشتم از این کتاب، اشاراتی به مسئله هم‌جنس‌بازی شده است. در بند 26 این‌گونه آمده است:

«ای آفریننده جهان جسمانی و ای مقدس، بگو بدانم هرگاه یک مرد بزور و اجبار گناه ضدطبیعت مرتکب شود چه کیفر خواهد دید.

اهورامزدا پاسخ داد و گفت، هشتصد ضربه تازیانه اسپاهه و هشتصد تازیانه سروشه را سزاوار خواهد بود.»

همچنین در بند 27 آمده است:

«ای آفریننده جهان کسمانی و ای مقدس، بگو بدانم، هرگاه مردی بمیل خود گناه ضدطبیعت مرتکب شود جریمه وی و یا کفاره و توبه وی چه خواهد بود:

اهورامزدا پاسخ داد و گفت، گناه وی نه جریمه، نه کفاره و نه وسیله تطهیر خواهد داشت. جرم وی برای همیشه و همه وقت بی توبه خواهد بود.» [4]

اما از همه مهم‌تر در بند 31 و 32 از کتاب وندیداد به این مسئله اشاره شده است و به طور جدی آن را نهی کرده است:

بند 31: «ای آفریننده جهان جسمانی و ای مقدس، بگو بدانم، کدام است مردی که از دیوها بشمار رود، کدام اس مردی که دیو را می‌پرستد، کدام است مردی که هنگام خواب با دیو مقاربت می‌کند، کدام است دیوی که هنگام خواب با مردان مقاربت می‌کند. کدام است مردی که خود را همسر دیو قرار می‌دهد، کدام است مردی که پیش از مردن از دیوان بشمار می‌رود و پس از مردن یک دیو نامرئی خواهد بود.»

بند 32: «اهورامزدا پاسخ داد و گفت، مردی است که با نرینه مقاربت می‌کند و یا وی را بخود می‌پذیرد، ای اسپیتمه زردشت، این است مردی که از دیوان به شمار می‌رود، این است مردی که دیو را می‌پرستد، این است مردی که هنگام خواب با دیو مقاربت می‌کند. این است مردی که خود را همسر دیو می‌داند، این است مردی که ارزش یک دیو دارد، این است مردی که دیو کامل می‌باشد، این است مردی که پیش از مردن یک دیو است و پس از مردن به دیو نامرئی تبدیل می‌شود، این است مردی که با نرینه مقاربت می‌کند و یا وی را به خود می‌پذیرد.» [5] ‏

در بند 32 همانطور که اشاره شد، ویپ‌تَه؛ صفت مفعولی است، یعنی کسی که لواط می‌دهد و آمده: کسی که لواط کند و کسی که لواط دهد، هردو بیرون از دین و در شماره دیویسنان، یعنی دیوپرستان و کافران هستند. همچنین در کتاب دینکرد (دینکرت) که مجموعه آن‌ را «دانشنامه مَزْدَیَسْنی» یا «درسنامه دین مزدایی (زرتشتی)» می‌دانند، در کتاب پنجم از آن در فصل 9، بند 9 به لواط در کنار گناهان بزرگی چون دیوپرستی، نابود کردن پارسا، اشموغی، جادوگری، زن‌ربایی و… اشاره شده است. همچنین در فصل 10، بند 3 در راستای سرپیچی از فرمان فرمانروایان و دیگر کارهایی که خلاف ایرانی بودن است، به لواط و.. اشاره شده است. [6] البته به موجب رساله مینوی خرد بخش 35، بند 1-5 بعضی گناهان بزرگ مانند لواط از شرایع مغان نقل می‎شود:

  1. پرسید دانا از مینوی خرد، 2. که کدام گناه گرانتر است؟ 3. مینوی خرد پاسخ داد، 4. که از گناهانی که مردمان می‌کنند، لواط گرانتر است. 5. و دوم کسی که مفعول یا فاعل (عمل لواط باشد). [7]

همچنین در کتاب «صد در نثر و صد در بندهش» که جزو متون متأخر زرتشتی محسوب می‌شود در باب نهمِ نثر، می‌خوانیم: «اینکه از غلامبارگی و مواجری کردن [مفعولیت] پرهیز باید کردن. چه سر همة گناهی دین اینست و در دین به ازین بتر گناه نیست و مرگرزانی [مرگ‌ارزانی] بحقیقت ایشانرا شاید خواندن. اگر کسی بدیشان فراز رسد و ایشانرا در میان آن کار ببیند، هر دو را سر بباید بُرید یا از شکم بشکافد، هیچ گناهش نباشد و هیچ‌کس را بی‌دستوری دستوران و پادشاهان نشاید کشت، بجز از غلامبارگی و مواجری. چه اندر دین گوید که غلامباره با اهرمن [اهریمن] برابر است و با افراسیاب و ضحاک و با تور براتروخش که زرتشت را کشت…» [8]  روشن است که حکم کسی که هم‌جنس‌بازی می‌کند را اعدام به شکل سَر بُریدن و پاره‌کردن شکم معرفی می‌کند، حتی بدون نیاز به محاکمه.

بااین‌حال آنچه که از کتب مختلف و شریعت زرتشت مشخص است، نفی جدی و کامل همجنس‌گرایی است که در مقابل، نمی‌توان به‌صورت منطقی مثلث رضا پهلوی، همجنس‌گرایان و زرتشتی‌ها (ایران باستان) را در کنار یکدیگر پذیرفت. شاید بهتر است بگوییم حمایت هیچ یک از این گروه‌ها نه منطقی و نه حتی جز ادعایی بیش نبوده و البته رضا پهلوی و این جریان اساساً هیچ‌گونه آگاهی علمی و دینی از تاریخ و دین زرتشت ندارند و صرفاً به دنبال جلب رضایت گروه‌های مختلف می‌باشند. به‌هرحال آنچه که مشخص است، تناقض واقعی و عیان در این عملکرد از جریانات مخالف جمهوری اسلامی است که هیچ‌گونه پشتوانه علمی و تاریخی ندارد.

 

منابع

[1]https://mshrgh.ir/1736373

[2] 20 آبان 1402. مراسم دریافت جایزه صراحت کلام در کتابخانه ریاست جمهوری رونالد ریگان. کالیفرنیا

‏[3] رضی، هاشم‏. (1400)‏. ازدواج مقدس مذهبی در ایران باستان / خویدیده. تهران: بهجت. صص 210 و 220.

[4] و [5] دارمستتر، جیمس‏. (1384)‏. مجموعه قوانین زردشت (وندیداد اوستا)‏. (موسی جوان، مترجم). تهران: دنیای کتاب. صص 163 و 164 / 165.

[6] آموزگار، ژاله؛ و تفضلی، احمد‏. (1388)‏. کتاب پنجم دینکرد. تهران: معین. صص 46 و 50.

[7]) ‏. مینوی خرد. (1354). (احمد تفضلی، مترجم). تهران: بنیاد فرهنگ ایران. ص 51.

[8]Saddar Nasr & Saddar Bundehesh. (1909). (Edited by Ervad Bamanji Nasarvanji Dhabhar). Bombay: The Trustees of theParsee Punchayet Funds & Properties. pp. 8 & 9.

 

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا