اسلایدریادداشتها

ساختاردهی و نظم‌­جویی والدگرانه 2

والدین باید به این نکته توجه کنند که چقدر ارائه لذت و رنج توسط آنان می­ تواند اهمیت داشته باشد.

ایمان زاغیان پژوهشگر حوزه خدمات سلامت روان در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

در قسمت اول از این یادداشت به تشریح ضرورت نظم ­دهی در رفتار والدین با فرزندان و معرفی نمونه­ هایی از مهم ­ترین رفتارهایی اشاره شد که باید در ارتباط با فرزندان انجام داد تا آنان ساختار تربیتی مناسبی پیدا کنند. در ادامه به بخش­ هایی دیگر از این رفتارها خواهیم پرداخت.

رعایت اندازه در ارائه لذت و رنج

والدین باید به این نکته توجه کنند که چقدر ارائه لذت و رنج توسط آنان می­ تواند اهمیت داشته باشد. علاوه بر این اندازه­ ای که این لذت و رنج ارائه می ­شود اهمیت افزونی دارد. به همین دلیل گفته می ­شود که در این مورد دقت فراوانی از خود به خرج بدهند. کودکان در سنین ابتدایی درک کمتری از ارزش کارها دارند. به همین دلیل ارائه لذت و رنج توسط والدین باید با میزان مثبت یا منفی (یا مفید و مضر بودن) رفتار کودک مطابقت بکند.

معنایی دیگر در این بحث این است که وقتی رفتاری را تشویق می­ کنند تشویق آنان بیش از ارزش کاری که فرزندشان انجام داده نباشد. همچنین اگر کار اشتباهی انجام داده تنبیه چیزی بیشتر از اندازه آن رفتار منفی ارائه نشود.

دوری از احساس عجب و غرور از احساس کارامدی در تربیت

این عامل سم مهلک تربیت است. زیرا افرادی که احساس می­ کنند نسبت به دیگران بهتر می­ فهمند و بهتر تربیت می­ کنند این احساس به یک باور تبدیل می­ شود و این باور در قالب تفاخر خود را می ­نمایاند. وقتی در زمینه ای انسان تفاخر می کند در این حین و در همین حال دیگران را نیز تحقیر می ­کند ولو آنکه ابراز نکند ولی در دل خود احساس برتری را نسبت به دیگران خواهد داشت که این خود به خود این موجب بروز این احساس می­شود. اما این در حالی است که بهترین موضع این است انسان خود را در حال توکل نسبت به خداوند قرار دهد. احساس اینکه چیزی نمی­داند و کاری نمی­تواند انجام دهد و تنها خداوند است که باید امور انسان را مدیریت و تدبیر کند. در این راستا امور تربیت فرزند را باید خداوند کمک کند وگرنه بهترین پدر و مادر هم ممکن است فرزند او مانند حضرت نوح (علیه السلام) به بیراهه کشیده شود. اصل توجه به چنین مطلبی بسیار کمک کننده و مهم است. زیرا چنین باوری به انسان کمک می­کند در عین اینکه بیشترین سعی و تلاش را دارد بیشترین توکل را هم داشته باشد و از طرفی دچار احساس غرور و عجب نشود.

واگذاری مدیریت مالی در امور شخصی خود

موضوع بسیار مهم در مورد فرزندان این است که آنان مدیریت مالی را فرابگیرند. این کار به آنان نظم فکری و رفتاری می­دهد. می­آموزند هر آنچه را بخواهند نمی­توانند به دست آورند و باید برای به دست آوردن یک چیز، چیز دیگری را از دست داد یا اینکه برای کامروا شدن باید صبوری کرد. همین امر آنان را با واقعیت­های زندگی آشنا می­کند.

واگذاری مدیریت مالی بدین معنا است که فرزند خانواده یک مقرری ماهیانه­ای داشته باشد و بتواند بر روی آن حساب کند. اگر چیزی خواست باید بداند خودش در این زمینه سهمی دارد و باید تلاش کند پس­انداز کند تا بتواند کالای مورد علاقه خود را تهیه کند. البته در این زمینه پدر و مادر هم همراهی می­کنند. حتی ممکن است مشارکت والدین در خرید کالایی مثل دوچرخه بسیار بیشتر از فرزندشان باشد. اما نکته­ قابل توجه این است که کودک به مرور زمان بداند والدین مشارکت کننده و کمک کننده هستند نه متولی اصلی امور مالی او. متولی اصلی خودش هست و باید سهم خود را در هر چیزی که می خواهد انجام دهد. این کار او را فردی محاسبه گر بار می­ آورد. همچنین احساس مسئولیت و عزت نفس خواهد کرد. به دلیل اینکه خواهد گفت «من با کمک پدر و مادرم دوچرخه خریدم» و این بسیار متفاوت است با اینکه بگوید «پدر و مادرم برایم دوچرخه خریدند.» در اولی سهمی برای اراده خود قائل شده است ولی در دومی اراده او در تحقق هدفش مؤثر نبوده است.

محدودیت در ارائه وسایل بازی

در یادداشت قبلی در مورد این صحبت شد که به کودکان اجازه استفاده همزمان چندین وسیله بازی و به هم ریختن آن داده نشود. یعنی در هر زمانی با یک اسباب بازی، بازی کند و بعد از جمع آوری اسباب بازی قبلی (حتی الامکان با کمک خودش) یک اسباب بازی دیگر در اختیار او قرار گیرد.

در رابطه با همین مطلب در این قسمت نکته­ای دیگر اضافه می ­کنیم. اینکه در ارائه وسایل بازی و خدمات به کودک باید قطره­چکانی عمل کرد. به عنوان مثال فرزند ما برای یک نقاشی مداد رنگی می­خواهد. به جای اینکه یک جعبه سی تایی مدادرنگی داشته باشد بهتر است یک جعبه 6 تایی برای او خریده شود. اگر در نگه­داری و استفاده از آن عملکرد خوبی داشت و تمام شد برای او در دفعات بعد به تدریج با تعداد مدادهای بیشتر و متنوع تری مدادرنگی خریداری شود.

ملزم کردن کودک به استفاده از ضمایر جمع برای خطاب دیگران

کودک در ابتدایی که لب به سخن گفتن می­گشاید و این کار را به مرور زمان فرامی­گیرد نحوه­ به کارگیری کلمات در ساختار کلام او جای می ­گیرد. بنابراین لازم است توجه شود چه کلماتی در معرض گوش کودک قرار می­ گیرد. آیا کلمات زشت و ناپسندی می­ شنود یا اینکه کلمات طیب و زیبا. همچنین در کنار آموختن نام اشیا و افراد می ­تواند کودک نحوه خطاب قرار دادن والدین را بیاموزد. والدین برای ساختاردهی به کودک خود باید جایگاه قابل احترام خود را به کودکشان بفهمانند. از این رو در خطاب قرار دادن او این موضوع را مورد توجه قرار دهند که والدین را با ضمایر جمع صدا کند.

سلام کردن در زمان دیدن بزرگترها و بیان تشکر در مقابل محبت دیگران

پیرو این مطلب که لازم است کودک نحوه خطاب قرار دادن بزرگترها را یاد بگیرد و آنان را با ضمیر جمع خطاب کند این نکته نیز ضروری است که در زمانی که دیگران را می ­بیند سلام کند. سلام کردن نشان از ادب و احترام انسان دارد. ارزش هر انسانی به میزان احترامی است که دارد. بنابراین کودکی که احترام به بزرگترها را یاد گرفته است احترام بسیار زیادی برای خود و والدینش به ارمغان می ­آورد. همچنین این کار به او می ­فهماند که برای جلب توجه و محبت دیگران باید رفتارهای مؤدبانه از خود نشان دهد. خود چنین مطلبی احساس خودارزشمندی و عزت نفس را در کودک افزایش می­ دهد که همین او را از بسیاری از رفتارهای ناپسند در آینده باز می دارد.

همچنین تشکر کردن رفتار کلامی مؤدبانه­ی دیگری است که لازم است کودکان بیاموزند. مثلاً وقتی کودک آب می­خواهد و والدین به او آب می­ دهند و آب می ­خورد، می ­توانند به او بگویند حالا بگو «خدا را شکر یا ممنون».

جمع­‌بندی و نتیجه­‌گیری

والدین باید برای تربیت فرزند خود هدف‌گذاری مشخصی داشته باشند تا بر اساس آن هدف فرزند خود را تربیت کنند. بهترین هدف برای تربیت فرزند این است که فرزند خود را بنده‌ی خوب خداوند بار بیاورند. برای این کار لازم است ادراک درستی از خداوند در ذهن کودک شکل بگیرد. در این زمینه والدین به عنوان مراقبان اولیه کودک می‌توانند نقش به سزایی ایفا کنند. وقتی در رفتارشان با فرزند ساختار و نظم در امور مشخصی را ترتیب می‌دهند به او می‌آموزند که برای دریافت پاداش از محیط (اعم از پاداش‌های روانشناختی مثل توجه و تشویق و ابراز محبت و یا پاداش‌های جسمانی مانند دریافت جایزه) باید اصولی را رعایت کند. این امر خود به خود فرزند را به سمت پذیرش نقش بندگی خود سوق می‌دهد. می‌فهمد اگر بخواهد مورد توجه خداوند متعال قرار گیرد باید وظایف و مسئولیت‌هایی را یاد بگیرد.

نکته پایانی و ظریف این است که شرط بسیار مهم تحقق چنین هدفی دوری از رفتار وسواس‌گونه و سخت‌گیرانه است. والدین وظیفه دارند چارچوب را ارائه دهند و این با تحمیل کردن متفاوت است. از قضا هر چقدر کودک آزادانه سعی کند این نظم را پیدا کند زمینه بروز شکوفایی او فراهم‌تر خواهد بود. بنابراین مهم‌ترین وجه از این موضوع این است که کودک از چارچوب‌های والدین مطلع شود و آن را به چشم خود ببیند یعنی والدین اهل عمل به آن چارچوب‌ها باشند. از طرفی بداند برای پذیرش بیشتر نزد والدین باید این چارچوب‌ها را رعایت کند تا بتواند رابطه بهتری برقرار کند.

 

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا