
سعید سالاری پژوهشگر حوزه اقناع افکار عمومی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
وقایع دی ماه ۱۴۰۴ در ایران، اگرچه در ظاهر ممکن است واکنشی به برخی مسائل اقتصادی یا اجتماعی تلقی شود، اما با واکاوی عمیقتر لایههای ارتباطی و اطلاعاتی آن، میتوان دریافت که ما با یک پدیده پیچیده «جنگ ترکیبی» روبرو هستیم که در آن، افکار عمومی داخلی به عنوان میدان اصلی نبرد و رسانههای غربی به عنوان پیشران اصلی جنگ روانی عمل کردهاند. تحلیل این رخداد نشان میدهد که اغتشاشات، محصول یک پروژه دقیق و طراحی شده اقناعی بود که هدف آن مهندسی ذهنها و تغییر باورهای جمعی ایرانیان بوده است (مارتین، 1403).
در این پروژه، رسانههای غربی و شبکههای اجتماعی ماهوارهای از الگوی کلاسیک خبررسانی فاصله گرفته و به سمت «تولید واقعیت»[1] حرکت کردند. استراتژی اصلی در اینجا، استفاده از ابزار «تکنیکهای پروپاگاندای مدرن» بود. رسانههای غربی با بهرهگیری از الگوریتمهای پیشرفته هوش مصنوعی و باتنتهای گسترده، توانستند محتوای خود را به شکلی ویروسگونه در فضای مجازی توزیع کنند. محتوای تولیدی نه تنها واقعیات را تحریف میکرد، بلکه با استفاده از تکنیکهای «تکرار» و «دروغ بزرگ»، سعی در القای حس ناامیدی، بیاعتمادی به نهادهای حاکمیتی و مشروعیتزدایی از ساختار قدرت داشت. در این پروژه اقناعی، مرز میان خبر و نظر کاملاً محو شد و احساسات تودهها جایگزین عقلانیت شد.
نکتهای که در این میان اهمیت حیاتی دارد و باید به آن به عنوان یکی از کلیدیترین ابزارهای پروژه اقناعی دشمن توجه کرد، نقش انحصاری «روایتسازی» و «داستان سرایی»[2] شبکههای ماهوارهای در شرایط خاص بحرانی است. در دورانی که اینترنت جهانی در کشور با محدودیتهای موقت یا قطعیهای گسترده مواجه شد، این شبکهها به تنها مرجع خبری و تحلیلی برای بخشی از مردم تبدیل شدند. در این خلأ اطلاعاتی، شبکههای ماهوارهای فارسیزبان با استفاده از تکنیکهای پیشرفته داستانسرایی، توانستند هژمونی اطلاعاتی را به دست بگیرند.
آنها اخبار خشک و واقعی را کنار گذاشته و به جای آن، روایتهای احساسی، دراماتیک و اغلب ساختگی را با استفاده از تصاویر منتخب، موسیقیهای حماسی و گویندگان با لحنی تحریککننده ارائه دادند. این «داستان سرایی» رسانهای با هدف تسخیر ذهن مخاطب و القای حس همدردی با آشوبگران و نفرت از نیروهای امنیتی طراحی شده بود. در نبود رسانههای داخلی یا دسترسی محدود به آنها، این روایتهای مسموم و جذاب، به عنوان تنها حقیقت برای برخی از شهروندان پذیرفته شد و زمینههای ذهنی برای پذیرش اغتشاش و حضور در خیابانها را فراهم آورد. این پدیده نشان داد که در جنگهای مدرن، هر کس که روایت غالب را در اختیار داشته باشد، بر افکار عمومی حاکم خواهد بود، حتی اگر روایت او بر پایه دروغهای پیچیده بنا شده باشد.
نقش افکار عمومی در این ماجرا دوگانه و متضاد بود. از یک سو، افکار عمومی هدف حملات سنگین روانی قرار گرفت تا از درون متلاشی شود. رسانههای غربی با تمرکز بر روی نقاط ضعف و چالشهای موجود و اغراق افراطی در آنها، تلاش کردند تا تصویری سیاه از آینده کشور ترسیم کنند و حس «یأس» را در جامعه نهادینه کنند. این اقدام، بخشی از استراتژی «جنگ فرسایشی اعصاب» بود تا مردم را از مشارکت در فرآیندهای اجتماعی و سیاسی ناامید و منفعل کنند. از سوی دیگر، همان افکار عمومی نشان داد که دارای «ایمنی اجتماعی» و «بصیرت» است. با وجود بمباران اطلاعاتی و تلاش برای جهتدهی به سمت خشونت، بخش بزرگی از جامعه با درک طراحیهای خارجی، از همراهی با اغتشاشگران سر باز زدند و هوشیاری خود را در برابر فتنهافکنی رسانهای نشان دادند.
بعد دیگر پروژه اقناعی غربی، استفاده از «نمادینسازی» و «روایتسازی» در سطح بینالملل بود. رسانههای غربی تلاش کردند تا با شخصیسازی مسائل و ساختن قهرمانان مصنوعی، یک روایت حماسی از اعتراضات بسازند که با واقعیتهای جامعه ایران فاصله زیادی داشت. آنها با ویرایش تصاویر و پخش اخبار جعلی، سعی کردند اغتشاشات را به عنوان یک «انقلاب» علیه نظام معرفی کنند. این تلاش برای تغییر «روایت غالب» در سطح جهانی نیز دنبال میشد تا فشارهای سیاسی بر ایران افزایش یابد.
در نهایت، تحلیل اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ درس مهمی در خصوص قدرت نرم و جنگ شناختی به ما میدهد. این رویداد نشان داد که در دنیای امروز، مرزها در فضای سایبری از بین رفته است و امنیت ملی تنها با سلاحهای سخت تضمین نمیشود (نای، 1395). پروژه اقناعی رسانهای غربی اگرچه توانست نویزی ایجاد کند و برای مدتی فضای جامعه را ملتهب سازد، اما با هوشیاری افکار عمومی و اقتدار نظام امنیتی، در نهایت به شکست انجامید. این واقعه تأکید میکند که تقویت سواد رسانهای جامعه، ایجاد شبکههای ارتباطی ملی مقاوم در برابر قطعی اینترنت و شفافسازی بهموقع اطلاعات، ضرورتی انکارناپذیر برای خنثیسازی توطئههای مشابه و حفظ پایداری ملی در آینده است.
منابع
مارتین، والاس. (1403)، نظریه های روایت، ترجمه محمد شهبا، تهران: نشر هرمس.
نای، جوزف اس. (1395). آینده قدرت. ترجمه احمد عزیزی. تهران: نشر نی.
[1] Reality Production
[2] Storytelling



