اسلایدریادداشتها

هنر برای امید و زندگی

سینما به مثابه بستر انسجام ملی

علی محمدی پژوهشگر حوزه سینما و هنرهای نمایشی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

سینمای ایران در دوران پس از نبرد رمضان، در نقطه‌ای ایستاده که تحولات اجتماعی و اقتصادی و تاریخی آن را به پرسش می‌کشند. زیرا، سینما تنها یک صنعت سرگرمی نیست؛ بلکه رسالتی بسیار فراتر بر دوش دارد. سینما باید به عنوان بازوی توانمند انسجام‌بخش جامعه عمل کند.[1] در این برهه حساس، هنر هفتم می‌تواند با بازتولید آگاهانه مفهوم امید، جامعه‌ای را که از تجربه‌های دشوار عبور کرده و نزدیک به قله هست را به سوی وحدتی درونی هدایت و راهبری کند. لذا در شرایط امروز، پرداختن به امید، یک انتخاب سطحی نیست. این یک ضرورت استراتژیک برای حفظ شیرازه هویتی و ملی ماست. انسان ایرانی امروز برای تاب‌آوری در برابر موج بحران‌ها، نیازمند بازخوانی معنای زندگی و هویت خویش است. سینما می‌تواند این توانایی بازتابی را به جامعه هدیه دهد.

برای درک دقیق کارکرد سینما در این مسیر، فیلمسازان باید نگاه خود را به بحران‌ها تغییر دهند. بحران‌های اجتماعی نباید صرفاً حوادثی کور، تلخ و ویرانگر دیده شوند. در نگاهی هستی‌شناسانه، این دشواری‌ها ابتلائات یا آزمون‌هایی برای بیرون ریختن قوای پنهان انسان هستند. دوربین سینما باید به جای ثبت ناامیدی، به ثبت نور در دل تاریکی بپردازد. دوربین باید نشان دهد که چگونه رویارویی یک ملت دینی با چالش‌های نفس‌گیر، نه به فروپاشی، بلکه به بستر مناسبی برای کشف ظرفیت‌های ناشناخته تبدیل شده و می‌شود. هر بحران، فراخوانی است برای به فعلیت رسیدن توانایی‌هایی که در شرایط عادی هرگز فرصت ظهور نمی‌یافتند.

سینما باید نشان دهد که عظمت یک ملت، نه در نبود سختی‌ها، بلکه در کیفیت مواجهه با آن‌ها نهفته است. این همان جایی است که هنر می‌تواند دردهای مادی را به بینش‌های تعالی‌بخش تبدیل کند. یکی از مفاهیم کلیدی که می‌تواند در خلق درام سینمایی به کار گرفته شود، منطق تناسب است. بر اساس سنتی قطعی و الهی، هیچ ابتلایی فراتر از ظرفیت وجودی انسان بر او بار نمی‌شود. (بقره: ۸۶) هر حادثه‌ای، به اندازه وسع آدمی است و قابل عبور است. سینمای امیدبخش، سینمایی است که این حقیقت انسانی را به مخاطب یادآوری کند. اگر بحران‌های اجتماعی در نگاه اول پیچیده و سنگین به نظر می‌رسند، این به معنای بن‌بست نیست. این نشان‌دهنده آن است که طاقت و ظرفیت این جامعه برای عبور از یک مرحله تاریخی جدید، بالاتر رفته است. قهرمان سینمای ما باید کسی باشد که در کوره حوادث پخته شده است. سینمای ایران نیازمند فاصله گرفتن از تصویرسازی‌های منفعلانه هست. استعدادهای واقعی انسان، تنها در وقت شدت به فعلیت می‌رسند و این دشواری‌ها هستند که انسان بزرگ را می‌سازند.

امروز سینما در خط مقدم یک جنگ شناختی تمام‌عیار قرار دارد. دشمن در این جنگ، همانند ساحرانی عمل می‌کند که با چشم‌بندی و تصویرسازی‌های جعلی، واقعیت را از دیدگان مردم پنهان می‌کنند. آن‌ها می‌خواهند جامعه حقیقت را نبیند و در یأس مطلق بماند. وظیفه هنرمند متعهد در این دوران، چیزی جز باطل کردن سحر نیست. فیلمساز ایرانی باید با نشان دادن واقعیت‌های اصیل، چشم مردم را بر این چشم‌بندی‌ها بگشاید. سینما باید این باور را تقویت کند که جبهه حق به یک واقعیت بنیادین متصل است، در حالی که قدرت‌نمایی دشمنان تنها بر پایه ظاهرسازی‌های کاذب بنا شده است.

این روشنگری دراماتیک، می‌تواند ذهنیت جامعه را از اسارت توهمات رها سازد. وقتی پرده‌های دروغ کنار می‌روند، مردم درک می‌کنند که آن یأس القاشده، توهمی بیش نبوده است. هنر در اینجا، ابزار نجات است؛ ابزاری برای بازگشت به واقعیت ملموس و اصیل.  رسالت خطیر دیگر هنر و سینما در مسیر وحدت ملی، هشدار نسبت به خطرات تفرقه است. هرچه ابتلائات پیچیده‌تر می‌شوند، خطر ایجاد اختلاف میان مردم بیشتر می‌شود. گاه مردم بر سر مسائل جزئی در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند و انرژی ملی هدر می‌رود. پرده نقره‌ای باید همچون آینه‌ای عمل کند که پیامدهای ویرانگر این اختلافات بی‌حاصل را بازنمایی کند. سینما باید جامعه را از افتادن در دام این دو دستگی‌ها برحذر دارد. وقتی مردم در سینما نتایج تلخ تفرقه را ببینند، خود به ضرورت وحدت و همدلی پی خواهند برد. این یک هشدار صریح و در عین حال هنری است.

در نهایت، هنر امید در سینمای امروز ایران، هنر ترجمه کردن است؛ ترجمه تهدیدها به فرصت‌های تعالی. همان‌گونه که در اوج سختی‌ها، همواره راه نجاتی از سوی خداوند قرار داده شده است، سینما نیز باید همچون شمعی، نویدبخش این گشایش باشد. با چنین رویکردی، هنر هفتم می‌تواند قلب‌های مردم ایران را به یکدیگر پیوند دهد. سینما می‌تواند در این دوران پرالتهاب، وحدت ملی را بر پایه یک درک مشترک از آزمون‌های زمانه، به زیباترین شکل ممکن متجلی سازد. این هنر، صدای جامعه‌ای است که می‌داند چگونه از میان خاکستر حوادث، با امیدی استوار، دوباره قد علم کند.

 

[1]  براساس بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از کارگردانان سینما و تلویزیون‌ در ۲۳ خرداد ۱۳۸۵

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا