اسلایدریادداشتها

از «ممنوعیت اطلاعاتی» تا «مدیریت شناختی»

ضرورت تنظیم تصویر و واژگان در موضوعات حساس ملی

سید محمدرضا موسوی پژوهشگر حوزه فضای مجازی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

در بسیاری از کشورها، در مواجهه با موضوعات حساس ملی و ارزشی، محدودیت‌هایی بر انتشار برخی تصاویر، اطلاعات یا حتی شیوه بازنمایی رویدادها اعمال می‌شود. برای نمونه، ممکن است انتشار تصاویر مرتبط با عملیات نظامی، تجهیزات دفاعی، موقعیت نیروها یا برخی جزئیات هویتی و مکانی ممنوع یا محدود شود. در نگاه نخست، این اقدامات را می‌توان ذیل مفاهیمی همچون محرمانگی، امنیت اطلاعات یا محدودیت رسانه‌ای تحلیل کرد؛ اما می‌توان از منظر دیگری نیز به آن نگریست: حفاظت و مدیریت شناختی.

مبنای این نگاه آن است که امنیت یک جامعه تنها به حفاظت از زیرساخت‌های فیزیکی و اطلاعات محرمانه محدود نمی‌شود، بلکه شناخت افراد درون و برون کشور از ارزش‌های ملی، واقعیت‌های حساس، نمادهای هویتی و موضوعات راهبردی نیز واجد اهمیتی راهبردی است. هر تصویر، واژه، نام‌گذاری و روایت، بخشی از فرایند شکل‌گیری شناخت عمومی و در نتیجه رفتار عمومی را تشکیل می‌دهد و تکرار یا برجسته‌سازی برخی نشانه‌ها می‌تواند به مرور، ادراک جامعه از یک موضوع را تغییر دهد. از این منظر، مسئله صرفاً «چه چیزی منتشر شود یا نشود» نیست؛ بلکه پرسش مهم‌تر این است که جامعه یک موضوع را چگونه ببیند، چگونه به خاطر بسپارد و چگونه درباره آن معنا تولید کند.

بر این اساس، می‌توان مفهوم پیشنهادی «قوانین و ممنوعیت‌های شناختی» را مطرح کرد. این ممنوعیت الزاماً به معنای حذف یا سانسور گسترده اطلاعات نیست؛ بلکه می‌تواند شامل جلوگیری از استفاده از تصاویر، واژگان، نمادها و نام‌گذاری‌هایی باشد که  ظرفیت ایجاد تحریف شناختی، تضعیف ارزش‌ها یا تغییر تدریجی معنای یک پدیده را دارند.

ممنوعیت شناختی عبارت است از مجموعه‌ای از قواعد، محدودیت‌ها و ملاحظات ناظر بر تولید، بازنمایی، انتشار و تکرار اطلاعات، تصاویر، واژگان، نمادها و روایت‌هایی که می‌توانند در موضوعات حساس، به ‌صورت مستقیم یا تدریجی، شناخت، ادراک، حافظه جمعی و چارچوب معنایی جامعه را دچار آسیب یا تحریف کنند[1].

برای مثال، انتشار مکرر یک تصویر خاص از یک واقعه قضایی که در آن فرد متهم چادری است، استفاده مکرر از نامی با ارزش برای منطقه‌ای شهری اما نامطلوب (مثل اسلام‌اباد یا اسلام‌شهر) و زیر‌دست بودن و فقیر‌نشین بودن شخصیت وطن‌دوست و با غیرت در سریا‌ل‌ها و فیلم‌ها و حتی استفاده از قاب‌های بسته‌ برای بازنمایی ایران در روزنامه‌های معروف امریکایی، صرفاً یک انتخاب ساده رسانه‌ای یا زبانی نیست. این انتخاب‌ها می‌توانند در بلندمدت بر تداعی‌های ذهنی، حافظه جمعی و چارچوب تفسیری مخاطب اثر بگذارند و بر رفتار او تاثیر داشته باشند.

از این رو، «ممنوعیت شناختی» بدون نوعی مدیریت ارتباطی مبتنی بر علوم شناختی قابل تحقق نیست. چنین مدیریتی باید پیش از تولید و انتشار پیام، آثار احتمالی تصویر، واژه، نماد و روایت را بر شناخت مخاطب بررسی کند. در این چارچوب، نهادی میان‌رشته‌ای با بهره‌گیری از علوم شناختی، ارتباطات، روان‌شناسی اجتماعی، مطالعات رسانه و سیاست‌گذاری فرهنگی می‌تواند مسئول مدیریت شناختی تصاویر و واژگان حساس باشد. چنین نهادی می‌تواند در ارتباط مستقیم با شورای عالی فضای مجازی، ساترا، شهرداری‌ها و دیگر نهادهای مربوطه باشد.

البته چنین رویکردی نیازمند مرزبندی دقیق با سانسور و محدودیت بی‌ضابطه است. هدف، کنترل اندیشه یا جلوگیری از دسترسی عمومی به حقیقت نیست؛ بلکه صیانت از شناخت عمومی در حوزه‌هایی است که تحریف یا بازنمایی نادرست آنها می‌تواند پیامدهای پایدار اجتماعی، فرهنگی و امنیتی داشته باشد. در این معنا، مدیریت تصویر و کلمه را می‌توان یکی از لایه‌های جدید حکمرانی شناختی دانست؛ لایه‌ای که از «مدیریت اطلاعات» فراتر می‌رود و به مدیریت «چگونگی» دیده‌شدن و معناشدن واقعیت می‌پردازد.

 

[1] در اسناد و ادبیات ناتو، در کنار جنگ شناختی، مفاهیمی مانند «حفاظت از حوزه شناختی»، «تاب‌آوری شناختی» و «برتری شناختی» مطرح شده‌اند. گزارش رسمی جدید ناتو نیز Cognitive Superiority و حفاظت در برابر حملات شناختی را از مؤلفه‌های مهم رویکرد خود می‌داند. رجوع شود به: https://www.nato.int/content/dam/nato/webready/documents/sto/chief-scientist-report-cognitive-warfare.pdf?utm_source=chatgpt.com

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا