اسلایدریادداشتها

مرز مقاومت؛ تنظیم برداشت در تقابل با دشمن

یکی از مسائل مهمی که این روزها می تواند گره مشکل جنگ ما را در مقابل امریکا حل کند این است که دشمن بداند ما بر سر چه مرزی می­جنگیم.

ایمان زاغیان در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

یکی از مسائل مهمی که این روزها می تواند گره مشکل جنگ ما را در مقابل امریکا حل کند این است که دشمن بداند ما بر سر چه مرزی می­جنگیم. بنابراین تعیین این مرز و مقاومت بر سر آن به ما کمک می­کند هم از تفرقه جلوگیری کنیم و هم بتوانیم دشمن را به عقب برانیم.

مرز سلطه طلبی دشمن چیست؟

دشمن امریکایی تلاش می کند با نشان دادن توانمندی های ما به عنوان مسئله مورد اختلاف، باعث شود این مطالبه را در مردم ما ایجاد کند که داریم بر سر موضوعاتی با دشمن اختلاف پیدا می کنیم که ارزش نگه داری ندارد. یعنی اگر بر فرض هم مفید باشد ارزش این را ندارد این همه مشکلات فشار و تحریم را تحمل کنیم ولی امکاناتی داشته باشیم که ارزش ثانویه دارد (مانند انرژی هسته ای و نفوذ منطقه ای) و فقط نشان می دهد نظام جمهوری اسلامی به تعبیری عامیانه سرش برای درگیری درد می کند و می خواهد در مقابل امریکا که یگانه ابرقدرت جهان است قلدری کند. اما این در حالی است که نمی تواند چنین کاری کند و این رویه او باعث می شود مشکلات بسیاری برای مردم ایجاد شود و زندگی آنان به سختی بیفتد. دشمن هم از این فرصت استفاده میکند و همه تقصیرها را گردن نظام می اندازد و مردم را به وسیله رسانه های خود علیه آن می شوراند.

این فضای روانی، بخشی از جنگ ترکیبی و جنگ شناختی است که دشمن تلاش می کند رقم بزند. دشمن با این کار تلاش می کند مرزهای ما را به این ترتیب یک به یک فتح کند و ما را تا نقطه نهایی مطلوبش که تسلیم ماست پیش ببرد. مانند اتفاقی که در زمان پهلوی دوم رقم خورد و بحرین که یکی از استانهای ایران بود از ایران جدا شد؛ به این بهانه که «بحرین برای ما هزینه های بیشتری نسبت به منافع آن داشت» و یا اینکه «عروسی بود که باید او را شوهر می دادیم.»

رویداد فوق نشان می­ دهد در زمانی مرز دشمن برای مقابله با گرفتن خاک ما بوده است. اما با وقوع انقلاب اسلامی این مرز به نداشتن توان هسته ای ارتقا پیدا کرده است. اما این بدین معنا نیست که گرفتن خاک ما برای او از دستور کار خارج شده است بلکه به دلیل مقاومت ما او مجبور به تغییر مرزهای خود شده است. بنابراین باید در نظر بگیریم که دو مرز وجود دارد؛ مرز سلطه طلبی و مرز مقاومت. مرز سلطه طلبی مرزی است که دشمن دارد و به وسیله آن تلاش میکند توان ما را برای مقاومت کاهش دهد. اما مرز مقاومت مرزی است که متعلق به ما است و ما تلاش می کنیم که آن را ارتقا دهیم تا بتوانیم بیشتر در برابر فشارهای دشمن مقاومت کنیم.

مرز مقاومت ما چیست؟

مرز مقاومت به معنای ایستادن در نقطه ای است که بیشترین قدرت را داشته باشیم. گاهی قدرت مرزهای آبی خاکی است باید بر سر آن ایستاد. زیرا آب و خاک بیشتر یعنی منابع و امکانات و نیروی انسانی بیشتر. گاهی قدرت ایستادن برای نگهداری یک نظام اسلامی است که با اراده مردم شکل گرفته و رویکرد آن مبارزه با استکبار و حفظ استقلال ملی است. گاهی قدرت ایستادن برای حفظ  دستاوردهای علمی دانشمندان و توان داخلی (مانند انرژی هسته، نانوفناوری، سلولهای بنیادین و غیره) است. گاهی قدرت یعنی ایستادن برای توانمندی های دفاعی بومی و افزایش روزافزون آن است. گاهی قدرت به دست آوردن توانمندیهایی است که نداریم و باید به دست آوریم و برای به دست آوردن آن باید جنگید. زیرا هر چقدر قدرت بیشتری به دست آوریم زمینه تسلط و اعمال قدرت دشمن را کاهش میدهیم. بنابراین مرز مقاومت جایی است که آن قدر قوی بشویم که دشمن نتواند بر ما مسلط شود و حتی ذره ای آسیب به ما وارد کند.

با توجه به این اوصاف به نظر می رسد مقاومت نه تنها ایستادگی بر سر جایی است که قرار داریم بلکه به معنای پیشروی به سمتی است که ما را قدرتمندتر می نماید. زیرا اگر ما پیشروی نکنیم دشمن به ما نزدیک میشود. بنابراین بهتر است تا جایی که امکان دارد مرزهای بیشتری میان خود و دشمن قرار دهیم که فاصله رزم او با ما فرسنگها دور شود و مجبور گردد برای نبرد با ما سنگرهای متعددی را فتح کند اما در عین حال ما نه تنها سنگرهای خود را حفظ میکنیم بلکه تلاش میکنیم که سنگرهای بیشتری به دست آوریم تا جایی که دشمن ضعیف و محو گردد. اما این پایان ماجرا نیست باید قدری بیش از این را در نظر گرفت.

نکته اساسی

نکته اساسی تقابل میان ما و امریکا و رژیم صهیونیستی که باید مسئولان و مردم ما این را بدانند این است که جنس هر یک از طرفین بدین صورت است که دیگری را تحمل نخواهند کرد و باید بپذیریم تا زمانی که دشمن را تضعیف و نابود نکرده ایم نمیتوانیم به زندگی آرام و معمولی خود فکر کنیم. بنابراین اگر به دنبال آسایش و آرامش هستیم هم باید دشمن را از بین ببریم. این در حالی است که عده ای تصور میکنند همین که بتوانیم قدرت بازدارندگی خود را به دشمن اثبات کنیم او عقب رانده میشود. اما این در حالی است که دشمن وجود و حضور ما را به هیچ عنوان نمی پذیرد و صرف قدرتمند شدن ما مسئله ما را با دشمن حل نمیکند. تنها زمانی مسئله ما با دشمن حل خواهد شد که یا ما یا او از میان برویم. زیرا دشمن به هیچ عنوان به این فکر نمیکند که بتواند امور خود را به رغم حضور ما پیش ببرد. به دلیل اینکه ذات استکباری او چنین اقتضا میکند که امور او تنها و تنها با نابودی ما پیش خواهد رفت و به نتیجه خواهد رسید. از این رو اگر نگاه ما همان طور که دشمن به ما این نگاه را دارد، نابودی او نباشد تا همیشه این درگیری فرسایشی و چرخه جنگ، مذاکره، آتش بس تکرار خواهد شد.

به همین روی لازم است در این برهه تاریخی به این نکته توجه نماییم که قدرتمند شدن صرف، مورد نیاز امروز کشور ما نیست و چنانکه رهبر شهید در تفسیر معنای جهاد فرمودند: جهاد کار و تلاشی است که در تقابل با دشمن باشد. ممکن است برخی از تلاشها خوب و مفید باشند اما جهاد معنا نمی یابند. جهاد تلاشی است که برای نابودی دشمن انجام می گیرد.

بدین ترتیب گفتمانی تحت عنوان برد-برد هیچ گاه محقق نخواهد شد. زیرا دشمن علاوه بر اینکه به دنبال برد خود است به دنبال باخت ما نیز هست. اما عده ای در داخل کشور ما تصور می کنند اگر توافقی بتواند هم منافع ما را تامین کند و هم امریکا را قابل قبول است. این در حالی است که در نظام غربی چنین چیزی تعریف شده نیست. تنها چیزی که برای غرب معنا دارد این است که او فقط چپاول کند و چیزی دستگیر کشورهای دیگر نشود. به عبارتی نیکوتر استعمار سنتی که به کشورهای دیگر لشکرکشی میکرد که منابع آنان را غارت کند تغییر نکرده و وقتی سخن از استعمار نو و فرانو میشود بدین معنا نیست که دیگر آن رویکرد برد یک طرفه از دستور کار خارج شده باشد بلکه شکل آن ارتقا پیدا کرده است. یعنی ابزار نظامی، سیاسی و اقتصادی که در گذشته بود هنوز هم وجود دارد (همانند اتفاقی که برای ونزوئلا رقم خورد) اما در کنار آن ابزار رسانه و سخن پراکنی هم افزوده شده است. ابزار رسانه در گذشته از روزنامه و جراید رسید به رادیو و بعد تلویزیون و امروزه که شبکه های اجتماعی همه و همه در کنار یکدیگر ابزار استعمار دشمن شده اند و او را در این امر یاری می رسانند.

بدین ترتیب است که مقاومت یک گفتمان کارامد برای این است که راهبرد استعمار یا تمایل به برد یک طرفه را که با ابزار سلطه طلبی و سلطه گری همراه است از کار می­ اندازد. همچنین به همین دلیل است که دشمن با کشورهای محور مقاومت بیشترین ستیز را دارد تا بتواند پس از سرنگونی آنها سراغ کشورهای دیگری که برود که با آنان هم پیمان بوده است مانند ترکیه، پاکستان، عربستان، امارات، مصر و غیره.

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا