
علی طوسی پژوهشگر حوزه امنیت عمومی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
بررسی روند فراز و فرود تقسیم قدرت در رژیم صهیونیستی، در پرتو تحولات منطقهای و تنشهای فزاینده این رژیم با جمهوری اسلامی ایران، از اهمیت ویژهای برخوردار است. انتخابات پارلمانی 27 اکتبر ۲۰۲۶ میتواند بر رقابتهای درونحزبی، ائتلافهای سیاسی و تحولات امنیتی منطقهای، فرصتها و چالشهای داخلی برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند. ازاینرو، شناخت دقیق آرایش نیروها و فرآیندهای بر این انتخابات، در بررسی دیدگاه دشمنشناسی و با هدف تحلیل پیامدهای احتمالی آن بر معادلات منطقهای، مهم است و میتواند به کاهش غافلگیری راهبردی کمک کند[1]. بر اساس تقویم اعلامشده، انتخابات در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶، یعنی آخرین مهلت قانونی، برگزار میشود. این انتخابات اولین انتخابات در 38 سال گذشته است که مطابق با برنامهای که قرار است برگزار شود، میشود و کابینه مستقر نیز اولین کابینه در 53 سال گذشته خواهد بود که دوره کامل قانونی را به پایان یک پایان میدهد.
روند تمایل ساکنین فلسطین اشغالی به روند رای دهی
طبق گزارش موسسه انتخابات اسرائیل[2] میزان تمایل به احزاب راست در یهودیان رژیم 66% و در اعراب رژیم 11% میباشد. گرایش به احزاب میانه آمار 13% و 23% را داراست و احزاب چپ 19% و 50% از یهودیان و اعراب رژیم را پوشش میدهد.
| گرایش به احزاب | یهودیان رژیم | اعراب رژیم |
| راستگرا | 66% | 11% |
| میانه رو | 13% | 23% |
| چپگرا | 19% | 50% |
مهم ترین مسائل و دغدغه
مهم ترین مسائلی که تا به اینجا رای دهنگان رژیم صهیونیستی مطرح کردند به شرح زیر میباشد
- امنیت 28% روابط دولت و قوه قضائیه 18%
- یک دولت لیبرالتر 15% وحدت ملی13%
- اقتصاد 10% یک دولت یهودی تر 4%
با تحلیل نظرسنجی مذکور مشخص میشود که روند سکولاریزه شدن جامعه رژیم صهیونیستی صعودی بوده و سطح تامین معیشت این رژیم در نسبت با جنگ رمضان آنچنان تاثیری نپذیرفته است.
احزاب رژیم
12 حزب توانسته اند از حد نصاب 3.25% عبور کنند. این احزاب عبارتند از: لیکود به رهبری نتانیاهو، یاشار به رهبری آیزنکوت، باهم به رهبری نفتالی بنت (ائتلافی از نفتالی بنت و حزب یش عتید یائیر لاپید)، دموکرات ها به رهبری یائیرگولان، اسرائیل خانه ما به رهبری آویگدور لیبرمن، یهودیت توراتی متحد به رهبری اسحاق گلدنکوف ، شاس به رهبری آویه درعی، اُتسما یِهودیت به رهبری ایتمار بن گویر، حداش به رهبری احمد طیبی، صهیونیسم دینی به رهبری بنزال اسموتریچ . حزب رام به رهبری منصور عباس. تا به امروز رای این احزاب به شرح ذیل میباشد.
| Reservists | رام | صهیونیسم دینی | حداش | اتسما یهودیت | شاس | یهودیت متحد توراتی | اسرائیل خانه ما | دموکراتها | باهم | یاشار | لیکود | |
| 4 | 5 | 5 | 6 | 7 | 8 | 8 | 10 | 11 | 14 | 21 | 21 | کرسی ها |
همچنین سه حزب خانه صهیون، بلد و آبی سفید به حدنصاب نمیرسند.
نتانیاهو
حساب رسمی نتانیاهو به علت نگرانی ویدئویی رو از آیزنکوت منتشر کرده است. که در آن بیان میکند رای اصلی آیزنکوت متعلق به احزاب عربی خصوصا حداش میباشد. و سعی دارد با این عمل رای آیزنکوت را بشکند. در مقابل بنی گانتز نیز در ویدئویی لیکود را که با اسحاق گلدنکوف همراهی میکتد میکوبد. نتانیاهو چند سناریو در روبه روی خود دارد که به ترتیب زمانی آنهارا به سرانجام میرساند
- اعطای قانون تورات و لغو قانون سربازی به صورت موقت و اجازه تفکیک جنسیتی دانشگاه ها برای مدت کوتاهی تا انتخابات.
- همراهی با ایلات متحده پس از حذف رادار های جنوب برای حمله گسترده به ایران
- تحمیل لیست انتخاباتی خود به حزب لیکود به بهانه ورود به جنگ
- اگر جنگ با ایران پیش از انتخابات موفقیت آمیز باشد میتواند درصد بالایی در انتخابات کسب کند.
موشکافی انتخابات
با نزدیکشدن به انتخابات، نظرسنجیها همچنان از دشواری بنیامین نتانیاهو برای تشکیل یک دولت ائتلافیِ دارای اکثریت حکایت دارند. دو نظرسنجی منتشرشده از سوی شبکههای ۱۳ و کان، اگرچه در جزئیات تفاوتهایی دارند، تصویری مشابه ارائه میکنند: بلوک مخالفان از نظر تعداد کرسیها از ائتلاف فعلی پیشی میگیرد، اما این برتری الزاماً به تشکیل دولت آینده منجر نخواهد شد.
بر اساس نظرسنجی شبکه ۱۳، احزاب مخالف نتانیاهو در مجموع ۶۹ کرسی و احزاب ائتلاف حاکم ۵۱ کرسی به دست میآورند. نظرسنجی شبکه کان نیز برای اپوزیسیون ۶۸ کرسی و برای ائتلاف ۵۲ کرسی پیشبینی کرده است. بااینحال، این ارقام بهتنهایی پاسخ روشنی درباره نخستوزیر آینده ارائه نمیکنند؛ زیرا برای تشکیل دولت، کسب دستکم ۶۱ کرسی در کنست ضروری است و میان احزاب مخالف درباره شکل و دامنه ائتلاف آینده اختلاف وجود دارد.
یکی از مهمترین موانع، موضع نفتالی بنت و گادی آیزنکوت درباره همکاری با احزاب عرب است. هر دو سیاستمدار تاکنون از گنجاندن رسمی احزاب عرب در ائتلاف خودداری کردهاند. این تصمیم میتواند عملاً مانع تشکیل یک دولت جایگزین شود؛ زیرا نظرسنجیها به چهار حزب عرب ــ حدش، تعال، بلد و راعم ــ مجموعاً حدود ۱۰ تا ۱۱ کرسی اختصاص میدهند. بدون مشارکت یا دستکم حمایت این احزاب، حتی یک بلوک مخالفِ بزرگ نیز ممکن است نتواند به اکثریت پارلمانی دست پیدا کند.
در چنین شرایطی، مسئله احزاب عرب از یک موضوع صرفاً انتخاباتی به مسئلهای تعیینکننده برای معماری دولت آینده تبدیل شده است. چهار حزب عرب هنوز باید تصمیم بگیرند که با فهرستی مشترک وارد انتخابات شوند یا جداگانه رقابت کنند. منصور عباس، رهبر حزب راعم، اعلام کرده است که حزبش قصد دارد مستقل از دیگر احزاب عرب در انتخابات شرکت کند؛ زیرا هدف او مشارکت در دولت آینده است. این راهبرد با مخالفت سایر احزاب عرب روبهرو شده است؛ احزابی که فاصله بیشتری با ائتلافهای صهیونیستی و ساختار سیاسی موجود دارند.
از این منظر، موضع بنت و آیزنکوت را میتوان تلاشی برای حفظ انسجام اردوگاه میانه و جلوگیری از وابستگی آن به احزاب عرب دانست؛ اما همین رویکرد، دامنه مانور آنان را برای تشکیل دولت محدود میکند. عامیت سگال، تحلیلگر سیاسی، معتقد است نفتالی بنت در پی آن است که از شکلگیری هرگونه ائتلاف میان نتانیاهو و احزاب عرب جلوگیری کند. اهمیت این مسئله در آن است که همکاری احزاب عرب با یکی از دو اردوگاه، حتی اگر به شکل حمایت بیرونی و بدون عضویت رسمی در کابینه باشد، میتواند معادله ۶۱ کرسی را تغییر دهد.
دموکراتها؛ سازمانیافتگی در برابر بحران هویت
در اردوگاه چپ و میانهچپ، حزب «دموکراتها» پس از برگزاری انتخابات مقدماتی خود تلاش کرده است به یک نیروی سازمانیافته و اثرگذار تبدیل شود. این حزب که از ادغام حزب کارگر و مرتس شکل گرفته، در انتخابات مقدماتی ۲۰ ژوئیه با مشارکت گسترده اعضا روبهرو شد. از میان ۱۱۲ هزار و ۳۷۶ عضو واجد شرایط، حدود ۹۷ هزار نفر رأی دادند؛ یعنی میزان مشارکت نزدیک به ۸۶ درصد بود. رأیگیری بهصورت دیجیتال انجام شد و حزب اعلام کرد که روند برگزاری انتخابات بدون اختلال جدی پیش رفته است.
یائیر گولان، رهبر حزب، به دلیل جایگاه سازمانی خود بهطور خودکار در رتبه نخست فهرست قرار گرفت. در میان ده نام نخست فهرست نیز سه نماینده فعلی کنست ــ نعمه لازیمی، گیلعاد کاریو و افرات رایتن ــ حضور دارند. پس از آنان، چهرههایی مانند یایا پینک، گابی لاسکی، عمری رونن، میخال روزین، موشه ردمن و سوما بشیر قرار گرفتهاند. ترکیب فهرست نشان میدهد که اعضای حزب، از یک سو به تجربه پارلمانی و تداوم فعالیت نمایندگان فعلی اهمیت دادهاند و از سوی دیگر، چهرههای فعال در اعتراضات اجتماعی و مدنی را وارد جایگاههای بالای فهرست کردهاند.
برخی تحلیلگران، از جمله تال اشنایدر، این نتیجه را نشانه نوعی بلوغ سیاسی در جریان چپ اسرائیل دانستهاند. از نگاه آنان، اعضای حزب در این انتخابات مقدماتی به جای تشدید رقابتهای داخلی و حذف چهرههای رقیب، ثبات، تجربه و تداوم را ترجیح دادهاند. مشارکت گسترده اعضا نیز به دموکراتها یک سرمایه سازمانی قابل توجه میدهد؛ سرمایهای که بسیاری از احزاب اسرائیلی فاقد آن هستند.
بااینحال، این موفقیت سازمانی همزمان یک تعهد سیاسی سنگین برای گولان ایجاد کرده است. برخی نظرسنجیها برای دموکراتها بین ۸ تا ۱۱ کرسی پیشبینی میکنند، درحالیکه درون حزب از هدف نزدیکشدن به ۱۵ کرسی سخن گفته میشود. بنابراین، کسب نتیجهای ضعیف یا تکرقمی میتواند با توجه به مشارکت بالای اعضا و تبلیغات گسترده درباره ظرفیت حزب، شکست تلقی شود.
معضل اصلی گولان: چپگرایی یا ائتلافپذیری؟
انتخابات مقدماتی نشان داد که دموکراتها از یک پایگاه فعال، فهرستی شناختهشده و زیرساخت ارتباطی گسترده برخوردارند؛ اما این حزب همچنان با یک معضل راهبردی مواجه است: چگونه میتواند هویت چپگرای خود را حفظ کند و در عین حال رأیدهندگان میانهرو را که در تعیین نتیجه انتخابات نقش مهمی دارند، از دست ندهد؟
ترکیب فهرست جدید، این پرسش را برجستهتر کرده است. حضور چهرههایی با سابقه فعالیت در اعتراضات، دفاع از بازداشتشدگان، حمایت از برابری مدنی و راهحل سیاسی برای مسئله فلسطین، به حزب هویت ایدئولوژیک روشنی میدهد. در مقابل، همین ویژگیها میتواند از سوی احزاب راست برای معرفی دموکراتها بهعنوان جریانی بیش از حد چپگرا یا فاقد رویکرد امنیتی مؤثر مورد استفاده قرار گیرد.
گولان نمیتواند بهسادگی از مواضع اصلی حزب فاصله بگیرد. هواداران دموکراتها انتظار دارند این حزب درباره توافق سیاسی با فلسطینیان، برابری مدنی، ازدواج مدنی، حملونقل عمومی در روز شنبه و محدودکردن امکان تشکیل دولت توسط فرد متهم به جرایم کیفری موضعی روشن داشته باشد. در عین حال، برای تبدیلشدن به بخشی از یک دولت جایگزین، دموکراتها باید نشان دهند که میتوانند با مسائل امنیتی نیز رویکردی مسئولانه و ائتلافپذیر داشته باشند.
به نوشته آنا بارسکی، انتخابات مقدماتی عملاً فهرستی را در اختیار گولان قرار داده است که با ترجیحات سیاسی او فاصله زیادی ندارد، اما همین فهرست مسئله گسترش حزب به سوی مرکز را دشوارتر میکند. حضور چهرههایی با مواضع مشخص درباره جنگ، اعتراضات، مسئله فلسطین و مشارکت یهودیان و عربها، به رقبای راستگرا امکان میدهد هر یک از آنان را بهعنوان نماد یک موضع مناقشهبرانگیز معرفی کنند.
افکار عمومی؛ جنگ، انتخابات و بیاعتمادی سیاسی
نظرسنجی منتشرشده در شبکه ۱۳ نشان میدهد مسائل امنیتی همچنان بر رفتار انتخاباتی اسرائیلیها سایه افکنده است. در پاسخ به این پرسش که آیا اسرائیل و ایالات متحده باید جنگ با ایران را از سر بگیرند، ۴۵ درصد از پاسخدهندگان با این دیدگاه موافقت کردهاند، ۳۵ درصد مخالفت کردهاند و ۲۰ درصد گفتهاند که هنوز تصمیمی ندارند. این ارقام از دوپارگی قابل توجه افکار عمومی درباره ادامه رویارویی نظامی حکایت دارد.
همچنین ۴۸ درصد پاسخدهندگان گفتهاند که احتمال میدهند نتانیاهو برای ایجاد اختلال در روند انتخابات، یک حادثه امنیتی را آغاز یا تشدید کند. در مقابل، ۴۳ درصد چنین احتمالی را رد کردهاند و ۹ درصد اعلام کردهاند که نظر مشخصی ندارند. صرفنظر از صحت این نگرانی، طرح چنین پرسشی در نظرسنجی نشاندهنده سطح بالای بیاعتمادی سیاسی و امنیتی در جامعه اسرائیل است.
در میان رأیدهندگان دموکراتها نیز هنوز نوعی سیالیت انتخاباتی وجود دارد. ۶۶ درصد گفتهاند که با اطمینان به این حزب رأی خواهند داد، ۲۴ درصد تقریباً مطمئن بودهاند، ۸ درصد هنوز تصمیم نگرفتهاند و یک درصد تنها تمایل اولیه به رأیدادن به حزب را اعلام کردهاند. در صورت رأیندادن به دموکراتها، ۶۶ درصد از این افراد آیزنکوت، ۱۱ درصد بنت و یائیر لاپید و ۴ درصد آویگدور لیبرمن را گزینه جایگزین خود دانستهاند. این دادهها نشان میدهد که بخش مهمی از پایگاه دموکراتها همچنان در فضای سیاسی میانه و چپمیانه در حال جابهجایی است.
نخست وزیر محبوب
در نظرسنجی موسسه انتخبات اسرائیل بین کاندید های احزاب رای گیری انجام شد. اگر چناچه جامعه رژیم صهیونیستی مخیر شوند بین آیزنکوت و نتانیاهو طبق آمار آیزنکوت با کسب 43% نسبت به 37% نتانیاهو رای خواهد آورد. اما این ارقام وقتی انتخاب بین نفتالی بنت باشد با نتانیاهو به ضرر بلوک اپوزوسیون خواهد بود و نتانیاهو با کسب 39# آرا و بنت با 35درصد آرا نتانیاهو نخست وزیر خواهد شد. این نسبت بین نتانیاهو و لیبرمن 38% و 25% میباشد[5].
بدهی احزاب
بررسی وضعیت مالی احزاب اسرائیل نشان میدهد که بخش مهمی از جریانهای سیاسی این کشور با بدهیهای سنگین مواجهاند؛ بدهیهایی که حاصل سالها بیثباتی سیاسی، برگزاری انتخابات پیاپی و هزینهکرد بیش از درآمد واقعی احزاب است. در صدر فهرست بدهکارترین احزاب، حزب لیکود با حدود ۱۱ میلیون شِکِل بدهی قرار دارد؛ رقمی که با فاصله قابل توجه از سایر احزاب، جایگاه نخست را به این حزب اختصاص داده است.
پس از لیکود، حزب یش عتید به رهبری یائیر لاپید با حدود ۳٫۶ میلیون شِکِل بدهی قرار دارد. حزب هوشِن لِاسرائیل به رهبری بنی گانتس نیز حدود ۲٫۱ میلیون شِکِل بدهکار است و پس از آن، حزب عربی راعم با حدود ۲ میلیون شِکِل در رتبه بعدی قرار میگیرد.
بااینحال، بخش قابل توجهی از بدهیهای ثبتشده به احزابی مربوط است که دیگر در انتخابات کنست نامزد نمیشوند و عملاً فعالیت سیاسی مؤثری ندارند. مجموع بدهی این احزاب حدود ۳۲ میلیون شِکِل برآورد شده است. برای نمونه، حزب استقلال حدود ۴ میلیون شِکِل بدهی از خود به جا گذاشته است. یائیر گولان، رهبر کنونی حزب دموکراتها، در بیستودومین کنست نماینده این جریان بود و پس از آن به حزب مرتز پیوست.
بدهیهای احزاب حذفشده از صحنه سیاسی
مشکل اصلی فقط به احزاب فعال محدود نمیشود. بخشی از بدهیها به جریانهایی تعلق دارد که دیگر در کنست نماینده ندارند و منابع مشخصی برای بازپرداخت تعهدات خود در اختیارشان نیست. در میان این احزاب، جنبش سبز با بدهی حدود ۳ میلیون شِکِل در جایگاه دوم فهرست بدهیهایی قرار دارد که احتمال بازپرداخت آنها پایین ارزیابی میشود. استاو شِپِیر از چهرههای شناختهشده این حزب بود، اما در انتخابات بیستوسوم کنست نامزد نشد.
همچنین نفتالی بنت و آیلت شاکد حدود ۹ میلیون شِکِل بدهی از حزب «تسالاش» بر جای گذاشتند؛ حزبی که ساختار سیاسی «راست جدید» بر پایه آن شکل گرفته بود، اما در کنست بیستوپنجم نمایندهای نداشت. حزب خانه یهودی نیز با بدهیهایی مواجه است که ظاهراً منبع مشخصی برای بازپرداخت آنها وجود ندارد. این حزب در انتخابات گذشته به رهبری آیلت شاکد شرکت کرد، اما نتوانست حدنصاب لازم برای ورود به کنست را به دست آورد.
این وضعیت نشان میدهد که شکست انتخاباتی برای احزاب کوچک فقط به از دستدادن کرسیهای پارلمان محدود نمیشود؛ بلکه میتواند آنها را با بدهیهایی مواجه کند که پس از پایان فعالیت سیاسی، همچنان باقی میماند و در نهایت ممکن است از منابع عمومی پرداخت شود.
انتخابات پیاپی و انباشت بدهی
بخش مهمی از بدهیهای احزاب اسرائیلی در سالهای گذشته و در پی بحران سیاسی طولانیمدت شکل گرفته است. برگزاری چندین انتخابات پارلمانی در فاصلهای کوتاه، احزاب را وادار کرد بارها برای تبلیغات، سازماندهی نیروها، تولید محتوای رسانهای و فعالیتهای انتخاباتی هزینه کنند؛ درحالیکه درآمد ثابت و قابل پیشبینی نداشتند.
فلج سیاسی و تشکیلنشدن دولتهای پایدار، این مشکل را تشدید کرد. احزاب برای عبور از هر انتخابات ناچار به تأمین هزینههای جدید بودند، اما بسیاری از آنها پس از انتخابات نهتنها به قدرت نرسیدند، بلکه با کاهش درآمد و از دستدادن کمکهای سیاسی و عمومی مواجه شدند.
طولانیشدن دوره کنونی پارلمان به برخی احزاب فرصت داده است بخشی از بدهیهای خود را از طریق بودجه جاری بازپرداخت کنند. بااینحال، این بودجه نیز تا حد زیادی از منابع عمومی تأمین میشود. به بیان دیگر، بخشی از هزینههای رقابتهای انتخاباتی و بدهیهای احزاب در نهایت به شکلی غیرمستقیم بر دوش خزانه عمومی قرار میگیرد.
تغییر شیوه تأمین مالی احزاب
تا سال ۲۰۱۴، احزاب اسرائیلی معمولاً هزینههای انتخاباتی خود را از طریق وامهای بانکی تأمین میکردند؛ اما از آن زمان، سازوکار اصلی تأمین مالی آنها به وامها و پیشپرداختهای ارائهشده از سوی کنست تغییر کرده است. این مدل اگرچه وابستگی احزاب به بانکها را کاهش داده، اما خطر انتقال بدهیها به منابع عمومی را افزایش داده است.
بر اساس قانون انتخاباتی جدیدی که هفته گذشته تصویب شد، احزاب رقیب بار دیگر موظف شدهاند دستکم نیمی از بدهی خود را از طریق پیشپرداختهای دریافتی بازپرداخت کنند. این الزام در گذشته سختگیرانهتر بود و احزاب باید تمام بدهی خود را از این طریق تسویه میکردند. کاهش این الزام میتواند فشار مالی کوتاهمدت بر احزاب را کمتر کند، اما همزمان نگرانی درباره تداوم کسری بودجه و انباشت بدهی را افزایش میدهد.
انتقاد از هزینهکرد بدون پشتوانه
دکتر آصف شاپیرا از مؤسسه دموکراسی اسرائیل، با اشاره به وضعیت مالی احزاب میگوید بسیاری از آنها با کسری بودجه مواجهاند و در نتیجه واجد شرایط دریافت وام از کنست هستند. به گفته او، احتمالاً در انتخابات آینده نیز همین روند تکرار خواهد شد؛ زیرا احزاب معمولاً بیش از درآمد واقعی خود هزینه میکنند و حتی میزان درآمد آیندهشان را نیز بهدرستی نمیدانند.
شاپیرا تأکید میکند که احزاب از نظر قانونی میتوانند بیش از درآمد خود هزینه کنند، اما در نهایت باید شکاف میان هزینهها و درآمدها را کاهش دهند. از نگاه او، سیاستمدارانی که احزاب را بدون برنامه مالی روشن وارد چرخه بدهی کردهاند، شایسته انتقاد هستند.
او همچنین درباره بدهی احزاب کوچک و کمنفوذ میگوید که این بدهیها در بسیاری از موارد به مطالبات معوق تبدیل میشوند؛ زیرا وقتی حزبی دیگر در انتخابات شرکت نمیکند یا از حمایت عمومی برخوردار نیست، انگیزهای برای کمک مالی به آن وجود ندارد. به باور شاپیرا، مشکل بدهیهای معوق گاهی نتیجه رفتار نادرست احزاب یا رهبران آنهاست؛ رهبرانی که تشکل سیاسی خود را بدون توجیه روشن ترک کردهاند یا باعث شدهاند حزب از ظرفیتهای موجود برای ادغام و ادامه فعالیت استفاده نکند.
ادغام سیاسی؛ راهی برای نجات مالی
ادغام حزب مرتز در جریان «دموکراتها» نمونهای از راهحلهای احتمالی برای مدیریت بدهیهای احزاب کوچک است. شاپیرا معتقد است مرتز به لطف این اتحاد میتواند بدهیهای خود را بهتدریج بازپرداخت کند؛ زیرا ادغام با یک حزب بزرگتر، هم منابع سازمانی جدیدی در اختیار آن قرار میدهد و هم امکان برخورداری از درآمد و حمایت مالی پایدارتر را فراهم میکند.
اما همه احزاب کوچک چنین فرصتی ندارند. بسیاری از آنها پس از شکست انتخاباتی منحل میشوند یا رهبرانشان به جریانهای دیگر میپیوندند، درحالیکه بدهیهای حزب باقی میماند. همین مسئله، ضرورت ایجاد یک سازوکار نظاممند برای جلوگیری از بدهکارشدن احزاب را برجسته میکند؛ سازوکاری که بتواند میان آزادی رقابت سیاسی، مسئولیت مالی احزاب و حفظ منابع عمومی تعادل برقرار کند.
جمعبندی
نظرسنجیهای فعلی از برتری عددی اپوزیسیون بر ائتلاف نتانیاهو حکایت دارند، اما این برتری هنوز به معنای امکان قطعی تشکیل دولت نیست. سازکار رقابت های درون حزبی کنست رژیم صهیونیستی و اتحاد ها و ائتلاف ها تا ثانیه آخر میتوانند تغییر کنند و نتایج متفاوتی را رقم بزنند.
منابع
- https://israelects.substack.com/p/2026-israel-elects-primary-tracker?r=77apya
- https://www.zman.co.il/706068/
- https://www.maariv.co.il/news/politics/article-1346921
- https://www.zman.co.il/705410/?utm_source=Zman+Newsletter&utm_campaign=2026-07-21&utm_medium=email
- https://x.com/israel_elects/status/2079233278792323555?s=20
- https://x.com/israel_elects/status/2079210812980273549?s=20
- https://x.com/israel_elects/status/2079672909346295889?s=20
- https://x.com/gantzbe/status/2079568625610985773?s=20
- https://www.al-monitor.com/originals/2026/07/israels-next-election-whos-leading-polls-and-whats-stake
- https://13tv.co.il/item/news/politics/politics/dnxub-905274776/
- https://www.al-monitor.com/originals/2026/07/israels-next-election-whos-leading-polls-and-whats-stake
[1] آنچه وظیفهی ما به عنوان مردم، به عنوان آحاد جمهوری اسلامی است: اوّلاً دشمنشناسی است؛ دشمن را [بشناسیم]؛ در شناخت دشمن اشتباه نکنید. نگویید که خب همه میدانیم؛ بله، شما میدانید که دشمن کیست؛ دشمن استکبار است، دشمن صهیونیسم است، دشمن آمریکا است؛ اینها را شما میدانید امّا تلاش وسیعی دارد انجام میگیرد برای اینکه این قضیّه را بعکس کنند، نظر مردم را عوض کنند، با شیوههای پیچیدهی تبلیغاتی؛ همه باید مراقب باشند؛ دشمنشناسی بسیار مهم است؛ یکی این؛ بعد، دانستن نقشهی دشمن؛ دشمن چه کار دارد میکند، چه کار میخواهد بکند؛ و بعد، دانستن شیوهی مقابلهی با نقشهی دشمن؛ این را باید مردم ما بدانند.۱۳۹۸/۱۰/۱۸
[2] Israel Elect
[3] via Hamadad/Chan13, July 21
[5] https://x.com/israel_elects/status/2079302319368253783?s=20



