
سید رضا حسینی پژوهشگر حوزه مشارکت سیاسی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
در شرایطی که نبرد میان ایران و آمریکا وارد مرحلهای تازه و سختتر شده و ابعاد نظامی آن پررنگتر شده است، نقش نخبگان و اندیشکدهها صرفا «تحلیلگری» یا «اظهارنظر» نیست؛ بلکه آنان بخشی از سپر فکری، راهبردی و اجتماعی کشور هستند. در چنین بزنگاهی، جامعه بیش از هر زمان دیگر به عقلانیت، دقت، امیدآفرینی و تولید فهم نیاز دارد. اگر میدان جنگ، میدان آتش و ابزار باشد، میدان نخبگان، میدان تبیین، محاسبه، پیشبینی و طراحی است. در این یادداشت قصد دارم تا بخشی از نقش نخبگان و اندیشکدهها را در زمان کنونی تبیین کنم.
رهبر شهید انقلاب در دیدار نخبگان و استعدادهای برتر علمی، بر این نکته تأکید کردند که کشور به «خیزش و نهضت جدید علمی» نیاز دارد و این وظیفه، بر عهده نخبگان است. ایشان همچنین «تشکیل اندیشکدهها» را یکی از عرصههای مهم نقشآفرینی نخبگان دانستند و تصریح کردند که نخبگان بهسبب برخورداری از علم، آبرو و امکانات بیشتر، مسئولیت سنگینتری نسبت به عموم مردم دارند. از این زاویه، اندیشکده صرفا یک نهاد پژوهشی نیست؛ بلکه محل تبدیل دانش به قدرت ملی و تبدیل آگاهی به کنش مؤثر است[1]
۱. نخستین وظیفه: فهم درست صحنه نبرد
در فضای جنگی، شایعترین خطا، جایگزینکردن احساس بهجای تحلیل است. بخشی از جامعه ممکن است دچار هیجان کاذب شده و بخشی دیگر در دام یأس و انفعال بیفتد اما وظیفه نخبگان این است که صحنه را از زیر غبار هیجان بیرون بکشند؛ اهداف واقعی طرف مقابل را روشن کنند؛ مرز میان عملیات روانی و واقعیت میدانی را توضیح دهند؛ هزینهها و فرصتهای هر تصمیم را بهدقت محاسبه کنند و از تصمیمسازیهای شتابزده جلوگیری نمایند بنابراین نخبه باید بتواند واقعیت را از شعار جدا کند و به فهم درست صحنه کمک کند.
۲. دومین وظیفه: تبیین برای حفظ انسجام ملی
یکی از محوریترین مفاهیمی که در بیانات رهبر شهید انقلاب تکرار شده، «تبیین» است. ایشان در توضیح این مفهوم، آن را وظیفهای همگانی برای صاحبان صدا و نفوذ دانستند و تأکید کردند که تبیین باید به آگاهیبخشی، امیدآفرینی، حرکتآفرینی و مقابله با هراسافکنی و اختلافافکنی منجر شود. رهبرشهید در این خصوص فرمودند:
ما امروز به تبیین نیاز داریم. امروز، شبههافکنی یکی از کارهای اساسی دشمن است. برنامهریزی میکنند، حالا یک مقداری در خبرهای آشکار هست که شما هم میبینید، یک مقداریاش هم در خبرهای آشکار نیست که ما اطّلاع داریم. برنامهریزی میکنند و پول خرج میکنند برای اینکه ذهنیّتها را منحرف کنند از حقیقت. چه کسی باید جواب بدهد؟ چه کسی بایستی این خطّ کج را مستقیم کند؟ چه کسی بایستی تبیین کند؟ شما جزو کسانی هستید که میتوانید این کار بزرگ را انجام بدهید[2]
این نکته در شرایط جنگی اهمیت مضاعف دارد؛ زیرا دشمن فقط در میدان نظامی فعال نیست؛ در میدان ادراک و روایت نیز میجنگد. اگر نخبگان نتوانند روایت دقیق و مستند ارائه کنند، میدان بهدست شایعه، تحریف و افراط میافتد. بنابراین اندیشکدهها باید روایتهای دقیق و مستند تولید کنند؛ دروغهای رسانهای را با تحلیل منظم پاسخ دهند و از تبدیل اختلاف نظرهای کارشناسی به شکاف اجتماعی جلوگیری کنند.
۳. سومین وظیفه: حفظ امید، بدون سادهسازی
در روزهای سخت، جامعه بیش از «شعار امید» به «منطق امید» نیاز دارد. امید واقعی از انکار خطر نمیآید بلکه از فهم امکان عبور از بحران میآید. نخبگان باید نشان دهند که کشور حتی در شرایط فشار نظامی، هنوز ابزارهای مهمی برای مقاومت، بازدارندگی، ترمیم و ابتکار دارد. رهبر انقلاب بارها بر اهمیت امید در محیطهای علمی و اجتماعی تأکید کردهاند و نخبگان را «امید آینده کشور» دانستهاند.
بنابراین شاید بتوان گفت اصلیترین عملیّات روانی و رسانهای دشمن، بهخصوص در یکی دو دههی اخیر، مأیوس کردن مردم بوده و هست. آنان سعی دارند مردم را از همه چیز مأیوس کنند؛ لذا مشکلات و چالشهای پیشِرو را بسیار بزرگتر از آنچه هست جلوه میدهند، این چالشها را غیر قابل حل معرّفی میکنند، دستاوردها را انکار و حتّی تحقیر میکنند یا در بهترین حالت کوچکسازی میکنند، القاء بنبست میکنند و در نهایت به دنبال آن هستند که مخاطب هیچ امیدی به آینده نداشته باشد. دراینباره، رهبر شهید انقلاب میفرمایند:
امروز سعی دنیا این است که ملّت ایران را از ادامهی راه امیرالمؤمنین و راه اسلام مأیوس کند. من به شما و به همهی ملّت ایران عرض میکنم امروز بزرگترین جهاد در میدان تبلیغات، این است که کسی بتواند ملّت ایران را به عاقبت و فرجام این راه امیدوار کند. هر کس مردم را ناامید کند، به این ملّت خیانت کرده است. بهترین راه برای دلسردی کوهنوردی که با شوق از قلّهها بالا میرود در حالی که کولهپشتیاش را بسته و کمر را محکم کرده و عصا به دست گرفته، این است که دروغی جعل کنند و به او بگویند که نمیشود رفت و به قلّه رسید؛ وسط راه، فلان اشکال و فلان مانع وجود دارد. میرود که قلّه را فتح کند ــ یعنی هدف دارد ــ امّا تا بفهمد به آن هدف نمیشود رسید، دستوپایش سست میشود و از همان جا برمیگردد[3].
در همین چارچوب، وظیفه استادان، پژوهشگران و اندیشکدهها این است که شکست را محتوم جلوه ندهند؛ دستاوردها را کوچک نشمارند و ضعفها را چنان صورتبندی کنند که به اصلاح بینجامد، نه به تسلیم روانی.
جمعبندی
در وضعیت فعلی، وظیفه نخبگان و اندیشکدهها را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: تبدیل بحران به فهم و فهم به راهبرد. رهبر انقلاب با تأکید بر «خیزش علمی»، «تبیین»، «امیدآفرینی» و نقشآفرینی اندیشکدهها، عملا نقشهای برای حضور فعال نخبگان در صحنههای دشوار ترسیم کردهاند. اکنون زمان آن است که این توصیهها از سطح شعار به سطح برنامهریزی برسد. اگر نخبگان بتوانند صحنه را درست بفهمند، روایت را دقیق بسازند، امید را عقلانی نگه دارند و برای آینده نقشه بدهند، آنگاه نهتنها در برابر فشار نظامی، بلکه در برابر جنگ روانی و فرسایش اجتماعی نیز نقشآفرین خواهند بود. در چنین روزهایی، بزرگترین خدمت نخبگان به کشور، نه فریاد بلند، بلکه عقلانیت مسئولانه است.
[1] بیانات در دیدار نخبگان و استعدادهای برتر علمی با رهبر انقلاب، ۱۱ مهر ۱۴۰۳
[2] بیانات در دیدار مداحان، 02/10/1403
[3] بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران، 06/10/1372



