
امیرمحمد مردانی پور پژوهشگر حوزه تعاملات فرامنطقه در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
از زمان تأسیس ایالات متحده آمریکا در سال ۱۷۷۶، جنگ و مداخله نظامی همواره به مثابه مهمترین ابزار سیاست خارجی این کشور برای تأمین منافع ملی، بهکار گرفته شده است. به عبارتی، آمریکا از ابتدا «با جنگ زیست کرده است»! این ذهنیتِ «اولویت با زور» در اغلب انتخابهای معاصر سیاست خارجی آمریکا طنینانداز است(Toft & Kushi, 2023 ). نقطه عطف این روند، جنگ با اسپانیا در سال ۱۸۹۸ بود که آمریکا را به یک قدرت فرامنطقهای تبدیل کرد و نفوذ آن را تا کوبا، پورتوریکو، فیلیپین و اقیانوسآرام گسترش داد؛ در این دوره، ملاحظات اقتصادی، تجاری و دریایی در کنار اهداف امنیتی، نقشی کلیدی در شکلگیری سیاست خارجی داشتند. عوامل متعددی در جنگ افروزی این کشور دخیل بودهاند: دسترسی به منابع جهانی، ترس از دشمن خارجی، احساس نامنی، لابیهای اثرگذارِ نهادهای نظامی و کمپانیهای بزرگ و همچنین یهودیان صهیونیست، از جمله آنها است. به عنوان نمونه، بین سالهای 1998 تا 2021، بخش دفاعی به رهبری شرکتهایی مانند ریتیون، لاکهید مارتین و بوئینگ، از بالاترین هزینههای لابیگری دردولت ایالاتمتحده برخوردار بوده است(Toft & Kushi, 2023: 3-4). در همین راستا، تجربه جنگ جهانی دوم و حمله ژاپن به پرل هاربر در ۱۹۴۱، تصویری از جهانی خطرناک و ناامن در ذهن مقامات آمریکایی ترسیم کرد که صرفا با کاربرد خشم و قدرت، مهارپذیر بود؛ بهگفته تونی جودت، مورخ، پیام قرن بیستم برای سیاستگذاران آمریکایی این بود که «جنگ» مؤثر است(Brewer, 2009: 4). بسیاری از مقامات و جریانهای داخلی تاثیرگذار در آمریکا، از مدتها قبل به جنگ عادت کرده بودند وآمریکا به آسانی نمیتوانست تصویر ساخته شده از دشمنان خارجی را کنار نهاده و با ابزار دیپلماسی با آنها تعامل کند. تاریخ نشان میدهد که بیشتر جنگهای آمریکا در قرن 21، دلیل قانع کنندهای نداشته و شتابزدگی آمریکا در به راهانداختن این جنگها، صرفا به اهداف کوتاهمدت منجر شده است؛جنگ ویتنام و افغانستان این ادعا را تأیید میکنند. این الگو در آمار نیز بازتاب یافته است: آمریکا از سال ۱۹۷۴، هیچ سالی را بدون دستکم یک مداخله نظامی تازه آغازشده سپری نکرده و از سال ۱۷۷۶، نزدیک به ۴۰۰ مداخله نظامی بینالمللی انجام داده است که بیش از نیمی از آنها پس از جنگ جهانی دوم رخ دادهاند؛ افزون براین، ۲۹ درصد از این مداخلات در دوران پس از جنگ سرد رخ داده است و از شدت بیشتری نیز برخوردار بودهاند(Toft & Kushi, 2023).
آنگاه عیسی(ع) به او گفت: «هر که شمشیر بگیرد، با شمشیر هلاک خواهد شد!» (Matt. 26:52, KJV)
نخست آنکه، خشونت، خشونت میزاید یا اگر خشونت را انتخاب کنید، احتمال بیشتری دارد که با واکنش خشونتآمیز مواجه شوید.(Toft & Kushi, 2023) خشونت ورزی آمریکا نیز، خشونت متقابل بیشتری را در جهان به دنبال آورده است و شتابزدگی آن در به کارگیری زور، این کشور را به سمت باتلاقِ درگیریهای بینتیجه سوق داده است. جنگ افروزی در عرصۀ جهانی، امنیتِ منافع آمریکا را به خطر میاندازد؛ دشمنتراشی بیهودۀ این کشور در دورۀ جورج دبیلو بوش، زنجیرهای از هزینههای جنگی را ایجاد کرد که یافتن راهی برای خروج از آن، بسیار دشوار به نظر میرسد. به این ترتیب، آمریکا روندی از درگیریها را در نقاط مختلف جهان دامن زده است که در بلندمدت به زیان اقتصاد داخلی و اعتبار بینالمللی آن تمام میشود. به گمان بسیاری، ایالات متحده جهان را ناامنتر و کمرونقتر کرده است.(Toft & Kushi, 2023) آمریکا از مدتها پیش، دیپلماسی و مذاکره واقعی با دشمنانش را کنار گذاشته است؛ و تاسیس وزارت جنگ در دوره ترامپ، گواهی بر این مدعاست! هرچند دردوران اوباما و بایدن تلاشهایی برای احیای فضای دیپلماتیک آمریکا صورت گرفت، اما در نهایت، جریانها و نهادهای پرنفوذ در ساختار سیاسی این کشور با روی کار آمدن ترامپ، پیروز میدان شدند و اولویت را به جنگ و بحرانآفرینی دادهاند. آمریکا اکنون با ترامپ، صرفا شمشیر را در دست دارد؛ پرسش این است که دولت او چگونه میتواند هزینههای استفاده از شمشیر را جبران کند؟ در دولت دونالد جی. ترامپ، وزارت امور خارجه در بخش امور خارجی، ۱۲ درصد از کارکنانِ بخش دیپلماسی خود را از دست داد و دیپلماتهای باقیمانده ناگزیر برای بقا در فرایند سیاستگذاری میجنگیدند؛ به طور فزاینده نیز سیاست خارجی آمریکا در دست منصوبان سیاسی از سوی دولت قرار گرفت(Corrigan & GovernmentExecutive, 2018, February11). تصویرسازیهای غیرانسانی از دشمنان آمریکا در افکار عمومی نیز در دولت ترامپ همچنان ادامه یافته و مشروعیت لازم برای استفاده مجدد از زور و اولویت دهی به وزارت جنگ را فراهم میکند. در مجموع، اولویت دادن به جنگ، راهبرد تازهای در سیاست خارجی آمریکا نیست؛ ترس از دشمن خارجی، تبعات تحولات جنگ جهانی دوم و دشمن سازیهای رسانهای در دوران جنگ سرد، این کشور را در «وضعیت جنگیِ همیشگی» نگه میدارد؛ بنابراین استفاده از شمشیر و خشونت، همچنان چالشهای بسیار بزرگتری را برای این کشور به همراه خواهد داشت؛ آمریکا بایستی انتظار شکلگیری خشونت افزونتر ازسوی دشمنانش را داشته باشد.
منابع:
Brewer, S. A. (2009). Why America fights: Propaganda from the Philippines to Iraq. Oxford University Press.
Corrigan, J., & Government Executive. (2018, February 11). The hollowing-out of the State Department continues. The Atlantic. https://www.theatlantic.com/politics/archive/2018/02/the-hollowing-out-of-the-state-department-continues/553034/
Toft, M. D., & Kushi, S. (2023). Dying by the sword: The militarization of US foreign policy. Oxford University Press. https://doi.org/10.1093/oso/9780197581438.001.0001



