
محمد سپاهی پژوهشگر حوزه فضای مجازی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
بیان مسئله
در شمارۀ قبلی این یادداشت سعی شد به اختصار تصویری از نیروهای اجتماعی عراق و لبنان در نسبت با جمهوری اسلامی ایران به نمایش گذاشته شود.[1] در ادامه تنها یک یافته از مردم عراق و لبنان است که نیاز به یادآوری دوبارۀ آن داریم. و آن هم اختلاف سطح علمی-آکادمیک مردم این دو کشورِ همسرنوشت است. و ذکر آن هم به این دلیل است که اساسا مردم عراق توانایی تولید گویه ها و ادبیات خاصی در حوزۀ سیاسی و اجتماعی را ندارند.[2]
افزون بر نکتۀ فوق، از آن جایی که در جنگ اخیر و در سالیان گذشته لبنان نقشی اساسی در معادلات منطقه و محور مقاومت برای ما داشته است[3]، پرداختن به نظرگاه مردم لبنان و تقسیم آراء ایشان دربارۀ مذاکرات ایران و آمریکا اهمیت زیادی دارد.
لبنان، جامعۀ متکثرِ سیاسی
شیعیان لبنان[4] که همواره مدافع تمامیت ارضی لبنان در جنوب بودند و در مقابله با اسرائیل و تجاوزات آن پیش گام بودند، دائما مورد هجمه های فراوانی توسط دیگر گروه های اجتماعی لبنان قرار میگرفتند و می گیرند. این نوع احساسات که در جامعۀ ما نیز همواره علیه گروه های مقاومت – چه درخصوص حضور سپاه قدس در سوریه و عراق و چه درخصوص هزینه های نظامی صورت گرفته در ایران در دهه نود- وجود داشته و دارد، در لبنان نیز به نحوی جدیتر مانعی فرهنگی در مسیر حزب الله است.[5]
درخصوص مسئلۀ مذاکرات نیز این دوگانه وجود دارد. فارغ از صحیح یا غلط بودنِ دیدگاه هر گروه اجتماعی لبنان، دانستن رویکردهای مختلف آنها و تلاش برای جهتدهی به آن، آموزه ها و تاثیرات فراوانی برای ما دارد. اساسا در میان شیعیان و حامیان و اعضای حزب الله دو دیدگاه وجود دارد. دیدگاه اول مذاکره را فرایندی مثبت برای جریان مقاومت و حزب الله ارزیابی میکند وعده ای دیگر آن را خدعه و فریب دشمن میخوانند. اما به وضوح رویکرد اول – همان طور که در پیام های دبیرکل حزب الله، شیخ نعیم قاسم، مشخص است[6] – غالب بر هر سخن دیگری ست.
پس در میان شیعیان و اعضا واطرافیان حزب الله رویکرد مثبت به مذاکرات غالب است. این رویکرد را فارغ از هرگونه ارزشگذاری باید در نسبت با دیگری های حزب الله در لبنان فهمید. چرا که از آن سو حکومتِ دستنشاندۀ لبنان[7] سعی در رایزنی ها و پیش بُردنِ جریان مذاکرۀ دیگری را دارد. و هر گام که مذاکرات ایران-آمریکا پیش میرود، مذاکرات لبنان-آمریکا تحت الشعاء قرار میگیرد و برعکس. و به نوعی رقابت مستقیمی در این میان برقرار است.
و از سوی دیگر مردم غیر شیعی لبنان و مخالفین جریان موسوم به مقاومت نیز فشار اجتماعی جدی ای بر حزب الله وارد می آورند، در مواقع بسیاری بر اقدامات حکومت لبنان و جوزف عون[8] صحه می گذارند. بنابراین نوعی کشاکش در موضوع مذاکرات بین گروه های مختلف اجتماعی لبنان وجود دارد، و همین امر موجب رادیکال شدن و قطبی تر شدن این اظهار نظرها میشود.
نکتۀ پایانی نیز این است که عموم مصاحبه شوندگان مذاکرات ایران را عامل حفظ جنوب لبنان و کاهش تنش در این منطقه میدانستند و قدردانی ویژه ای نیز از مذاکرات و حمایت ایران از آنان می کردند. یعنی فارغ از این دیگری های اجتماعی شان در جامعۀ لبنان، جایگاه واقعی و عینی برای این مذاکرات قائل بودند.
جمع بندی و نتیجه گیری
در نهایت در لبنان گروه موافق مذاکره همواره شیعیان و حامیان حزب الله بودند. گروه مخالف نیز دو دسته اند، گروهی از میان شیعیان که آن را خدعه می نامند، و گروه ضد مقاومتی که آن را قوتی برای مقاومت و عامل ضعف و عقب ماندگی لبنان میدانند. اما با تمام این توضیحات اهالی لبنان تاثیر تعیین کننده و واقعی برای مذاکرات ایران و لحاظ کردن لبنان در رایزنی های صورت گرفته قائل اند. فهم این رویکردهای مختلف موجب فهم دقیقتر ما از موقعیت اجتماعی لبنان در قبال ایران و آیندۀ محور مقاومت میشود.
[1] لینک یادداشت اول با عنوان مشابهِ «تشییع شهید؛ ایران، لبنان وعراق (1، جنگ)»، بخش یافته ها.
[2] برای مثال بسیاری از مردم عراق حتی اصطلاحات ابتدایی عربی مربوط به مسائل سیاسی مثل مسئلۀ فلسطین – که اساسا اصطلاحات آن تولید شده در زبان عربی است – را نمیشناسند. البته تحصیلکردگان معدودِ عراق و اعضای گروه های مقاومت مثل حشد از این قاعده مستثنا هستند.
[3] پس از سقوط حکومت سوریه به عنوان هم پیمان ایران و بالا آمدن حکومتی ضد ایرانی و طرفدار جبهۀ رو در رو، کار ایران در عرصۀ منطقه ای پیچیده گشته است و حزب الله لبنان به عنوان همپیمان کهنِ ایران و کشور هممرزِ اسرائیل نقشی تعیین کننده در آیندۀ مقاومت دارد.
[4] شیعیان ۳۲٫۲٪ از کل جمعیت لبنان را تشکیل میدهند. این به معنای اقلیت بودن ایشان در کشور است. موضوعی که تمام مصاحبه شوندگان لبنانی به آن اشاره داشتند و بابت آن افسوس میخوردند.
[5] نمود این مسئله را در اقدامات دولت لبنان برای خلع سلاح حزب الله، ممانعت از ورود ایرانی ها برای تشییع سید حسن نصر الله، همچنین ممانعت از حضور لبنانیان در تشییع رهبر شهید ایران به واسطۀ از دسترس خارج کردن پرواز های لبنان-ایران در ایام تشییع و از آن سو عدم اعتراض همه گیر جامعۀ لبنانی به این اقدامات میتوان دید.
[6] شیخ نعیم قاسم:«آنچه مردم جنوب را به خانه هایشان بازگرداند، توافق اسلام آباد و تلاش جمهوری اسلامی ایران بود؛ اما در توافق چهارچوب که در واشنگتن مقابل اسرائیل امضا شد، شهرک های المنصوری، زوطر غربی، الغزی و العار اشغال شد.» (به نقل از خبرگزاری فارس، 23 مرداد 1405). ایشان همچنین پس از نهایی شدن توافق اسلام آباد در پیامی خطاب به رییس تیم مذاکره کننده، محمد باقر قالیباف، بیان داشتند که:« از طرف حزبالله و مقاومت اسلامی، و به نمایندگی از مردم وفادار لبنان که مشتاق ابلاغ مراتب قدردانی خود به شما هستند، و همچنین ازطرف شهدا، در رأس آنها سید شهیدان امت، سید حسن نصرالله و جانبازان و آزادگان، از شما در مقام ارشدِ مذاکرهکنندگان و نیز از تیم همراهتان، از جمله وزیر امور خارجه، دکتر عباس عراقچی، صمیمانه سپاسگزاری میکنم». (خبرگزاری فارس، 26خرداد 1405)
[7] تعداد زیادی از مصاحبه شوندگان در توصیف حکومتشان به صورت پرتکرار از لفظ «عمیل» به معنی مزدور استفاده میکردند.
[8] رییس جمهور فعلیِ لبنان، تحصیلکرده در دانشگاه آمریکایی نظامی لبنان.



