اسلایدریادداشتها

مؤلفه‌های عقلانیت سیاسی جامعه در مواجهه با بحران‌ها

امیرحسام هاشمی پژوهشگر مسائل سیاسی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

بحران‌های سیاسی، امنیتی و اجتماعی، صرفاً آزمون کارآمدی مدیران و نهادهای رسمی نیستند؛ بلکه کیفیت مواجهه جامعه با بحران نیز در تشدید، تداوم یا مهار آن نقشی تعیین‌کننده دارد. جامعه‌ای که در بزنگاه‌های حساس، تحت تأثیر شایعه، هراس، خشم، دوقطبی‌سازی و محاسبات سطحی قرار گیرد، حتی ممکن است ظرفیت‌های واقعی خود را به عامل آسیب‌پذیری تبدیل کند. در مقابل، جامعه‌ای که واقعیت را درست بشناسد، دوست و دشمن را تمییز دهد، منافع عمومی و آینده بلندمدت کشور را بر هیجانات زودگذر ترجیح دهد و در عین مطالبه‌گری، مسیرهای قانونی را حفظ کند، می‌تواند از بحران فرصتی برای اصلاح، انسجام و حتی پیشرفت بسازد.

در این چارچوب، «عقلانیت سیاسی جامعه» به معنای سکون، محافظه‌کاری یا کنارگذاشتن آرمان‌ها نیست. عقلانیت، توانایی جامعه در تشخیص حق از باطل، تحلیل درست موقعیت، انتخاب راه متناسب با اصول و واقعیت‌ها و اقدام به‌موقع برای صیانت از منافع ملی است. این تلقی با قرائتی که عقلانیت را به محاسبه سود مادیِ کوتاه‌مدت یا سازگاری با قدرت‌های بزرگ محدود می‌کند، تفاوتی بنیادین دارد.

در یادداشت حاضر و با استفاده از کتاب شریف نهج‌البلاغه و منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، ارکان الگویی اسلامی و کارآمد برای مدیریت و عبور از بحران‌ها استخراج شده است که در ذیل به آن‌ها اشاره می‌شود؛

  1. بصیرت

نخستین و بنیادی‌ترین رکن عقلانیت سیاسی، بصیرت است. بحران‌ها عموماً با ابهام، روایت‌های متعارض، عملیات روانی، جعل واقعیت، بزرگ‌نمایی ضعف‌ها و پنهان‌کردن توانمندی‌ها همراه‌اند. در چنین فضایی، صرف برخورداری از اطلاعات فراوان به معنای آگاهی نیست؛ آنچه ضرورت دارد، قدرت تحلیل، سنجش اعتبار خبر و تشخیص نسبت یک رخداد با نقشه کلان دشمن یا منافع عمومی کشور است.

امیرالمؤمنین(ع) در تبیین تفاوت نگاه سطحی و معرفت عمیق می‌فرمایند: « لَيْسَتِ الرَّوِيَّةُ كَالْمُعَايَنَةِ مَعَ الْإِبْصَارِ، فَقَدْ تَكْذِبُ الْعُيُونُ أَهْلَهَا، وَ لَا يَغُشُّ الْعَقْلُ مَنِ اسْتَنْصَحَهُ‏.»؛ اندیشیدن همانند دیدن نیست؛ زیرا چشم‌ها گاه به صاحبان خود دروغ می‌گویند، اما عقل با کسی که از او خیرخواهی بخواهد، خیانت نمی‌کند (نهج‌البلاغه، حکمت ۲۸۱). این حکمت، مبنایی مهم برای رفتار سیاسی در عصر رسانه است: مشاهده یک تصویر، شنیدن یک روایت یا مواجهه با موجی در شبکه‌های اجتماعی، جای تحلیل عقلانی و بررسی شواهد را نمی‌گیرد.

رهبر شهید انقلاب  نیز اختلال در «دستگاه محاسباتی» را از تهدیدهای اساسی جامعه می‌دانند. ایشان بر ضرورت دیدن تهدید در اندازه واقعی و در کنار آن، دیدن ظرفیت‌ها و توان داخلی تأکید می‌کنند: «اگر چنانچه یک ملّتی، یک کشوری… تهدید را در اندازه واقعی خودش ببیند، از طرفی ظرفیت‌های خودش و توان و استعداد خودش را هم به صورت واقعی ببیند و آن را اعداد کند، آن را بسیج کند، آماده کند… این قطعاً منافع ملّی را تأمین خواهد کرد و موجودیت ملّی را حفظ خواهد کرد». (بیانات در ارتباط تصویری با مراسم مشترک دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه‌های افسری نیروهای مسلح، ۲۱/۷/۱۳۹۹)

  1. ثبات و صبر فعالانه

دومین مؤلفه عقلانیت سیاسی، ثبات است. در بحران، جامعه با فشار روانی، هزینه‌های اقتصادی، ابهام نسبت به آینده و تحریک‌های عاطفی روبه‌رو می‌شود. اگر ثباتِ فکری و رفتاری وجود نداشته باشد، تصمیم‌ها تابع نوسان‌های لحظه‌ای می‌شوند و اراده عمومی فرسوده می‌گردد. ثبات، به معنای جمود یا نادیده‌گرفتن واقعیت‌های جدید نیست؛ بلکه پایداری بر اصول، حفظ قدرت تصمیم‌گیری و استمرار در مسیر درست، همراه با انعطاف عقلانی در روش‌هاست.

در الگوی استخراج‌شده از نهج‌البلاغه، وفاداری به عهد، هماهنگی ظاهر و باطن، پایمردی در انجام وظیفه، صبر در سختی و همدلی در حضور و غیاب، عناصر ثبات‌اند. امام علی(ع) در دعوت به آمادگی و مقاومت می‌فرمایند: « و استشعروا الصّبر فإنّه أدعى إلى النّصر.»؛ صبر و استقامت را شعار خود سازيد! كه بيش از هر چيز، پيروزى را به سوى شما فرا مى‌خواند. (نهج‌البلاغه، خطبه 26). صبر در این منطق، انتظار منفعلانه برای تغییر شرایط نیست، بلکه ظرفیت ایستادگی و اقدام سنجیده تا رسیدن به گشایش است.

در این راستا، رهبر شهید انقلاب  نیز بارها عقلانیت را در کنار معنویت و عدالت نشانده‌اند، نه در تقابل با آن‌ها. در بیانات ایشان آمده است: «محاسبات جمهوری اسلامی از روز اوّل براساس منطق عقلانی بوده است؛ عناصری که این محاسبات را شکل می‌داده، اینها هستند: اوّل، اعتماد به خدا و سنن آفرینش؛ دوم، بی‌اعتمادی به دشمن و شناخت او …». (بیانات در دیدار مسئولان نظام، 16/04/1393)

از این منظر، ثبات اجتماعی هنگامی پایدار و عاقلانه است که بر شناخت دشمن، اعتماد به وعده‌های الهی، خودباوری ملی و عمل مستمر تکیه داشته باشد، نه بر شعارزدگی یا احساسات مقطعی. حفظ ثبات، همچنین مستلزم پرهیز از دوگانه‌سازی‌های کاذب مانند مقاومت یا رفاه، استقلال یا سازش، عدالت یا عقلانیت و… است.

در منظومه رهبر شهید انقلاب ، این دوگانه‌ها واقعی نیستند. عدالتِ بدون ‌عقلانیت ممکن است به خطا در تشخیص مصداق و تصمیم‌های پرهزینه منجر شود و عقلانیتِ جداشده از عدالت نیز به توجیه تبعیض و مصلحت‌سنجی‌های محدود فروکاسته می‌شود. جامعه عاقل، میان آرمان و واقعیت، پیوندی فعال برقرار می‌کند: اصول را حفظ می‌کند، اما روش‌ها را با شناخت زمانه، تجربه و تخصص به‌روز می‌سازد.

  1. مسئولیت اجتماعی و خرد جمعی

سومین مؤلفه، مسئولیت اجتماعی مبتنی بر خرد جمعی است. جامعه عقلانی، جامعه‌ای نیست که افراد آن تنها به حفظ منافع فردی خویش بیندیشند یا در برابر مسائل عمومی نقش تماشاگر داشته باشند. عقلانیت سیاسی زمانی تحقق می‌یابد که شهروندان خود را در سرنوشت جامعه شریک بدانند، حقوق دیگران را رعایت کنند، نسبت به ظلم و فساد بی‌تفاوت نباشند و برای حل مسائل، مشارکت مسئولانه داشته باشند.

امیرالمؤمنین(ع) در تبیین پیامدهای تفرقه هشدار می‌دهند: «فَإِنَّ الشَّيْطَانَ يُسَنِّي لَكُمْ طُرُقَهُ، وَ يُرِيدُ أَنْ يَحُلَّ دِينَكُمْ عُقْدَةً عُقْدَةً، وَ يُعْطِيَكُمْ بِالْجَمَاعَةِ الْفُرْقَةَ»؛ شیطان راه‌های خود را برای شما هموار می‌سازد و می‌خواهد گره‌های استوار دین شما را یکی‌یکی بگشاید و به جای همبستگی، پراکندگی نصیبتان کند (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۲۱). این جماعت‌گرایی، به معنای حذف تفاوت دیدگاه‌ها نیست؛ بلکه به معنای مدیریت اختلاف در چهارچوب حق، قانون و مصالح عمومی است.

در همین راستا، یکی از جلوه‌های عقلانیت سیاسی، پذیرش حق نقد و مشورت است. جامعه مسئول، از یک سو نقد منصفانه و راه‌حل‌محور ارائه می‌کند و از سوی دیگر، نقد را به تخریب، نفرت‌پراکنی، دروغ یا تضعیف انسجام ملی تبدیل نمی‌کند. دستور امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ۲۱۶ مبنی بر خودداری‌نکردن از «مقاله بحق» و «مشورة بعدل»، مبنای مهمی برای جمع میان مسئولیت‌پذیری، آزادی بیان و حفظ نظم اجتماعی است.

رهبر شهید انقلاب نیز اعتماد به مردم را بخشی از محاسبه عقلانی نظام اسلامی می‌دانند: «… از جمله‌ی موارد، اعتماد به خدا و سنن آفرینش، اعتماد به مردم است؛ اعتماد به ایمان‌ها است؛ اعتماد به محبّت‌ها است؛ اعتماد به انگیزه‌های صادقانه است؛ اعتماد به صدق مردم است» (بیانات در دیدار مسئولان نظام، 16/04/1393)

بر این اساس، مردم نه ابزار تزئینی سیاست، بلکه سرمایه اصلی عبور از بحران‌اند. فعال‌شدن ظرفیت‌های مردمی، گروه‌های جهادی، نخبگان دانشگاهی، اصناف، رسانه‌های مسئول و شبکه‌های محلی، بحران را از مسئله‌ای صرفاً دولتی به مسئله‌ای ملی با راه‌حل‌های متکثر تبدیل می‌کند.

۴.  قانون‌گرایی و التزام به نظم عمومی

چهارمین رکن عقلانیت سیاسی، قانون‌گرایی است. بحران، زمینه‌ای مستعد برای ظهور رفتارهای خودسرانه است: گروهی ممکن است به نام دفاع از ارزش‌ها، قانون را نادیده بگیرند و گروهی دیگر به نام اعتراض، تعرض به امنیت، جان، مال و حقوق دیگران را توجیه کنند. هر دو رفتار، نشانه اختلال در عقلانیت سیاسی‌اند؛ زیرا جامعه را از مسیر اصلاح و حل مسئله به چرخه بی‌نظمی، خشونت و هزینه‌های مضاعف می‌کشانند.

رهبر شهید انقلاب درباره جایگاه قانون تصریح کرده‌اند: «شما با قانون دارید اعمال ولایت می‌کنید بر جامعه، اعمال اقتدار می‌کنید بر جامعه؛ لذا قانون الزام‌آور است» (بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی، ۱۰/۱/۱۳۸۸). ایشان همچنین هشدار می‌دهند: «اگر ملتی دچار بی‌قانونی بشود، قانون‌شکنی بر ذهن و عمل مردم حاکم بشود، هیچ پیشرفت معقول و درستی نصیب آن ملت و کشور نخواهد شد» (همان).

در منطق نهج‌البلاغه نیز، اطاعت از زمامدار به‌صورت مطلق و فارغ از معیار حق تعریف نمی‌شود؛ بلکه به‌درستی آن را «اطاعت و حمایت از زمامدار در امور مطابق حق» صورت‌بندی می‌کند. این قید، بسیار تعیین‌کننده است. از یک سو، جامعه نباید در شرایط حساس با خودسری، فرمان‌ناپذیری و تعدد مراکز تصمیم، اداره امور را مختل کند؛ از سوی دیگر، حاکمیت نیز باید نقد، نصیحت و مشورت را حق مردم بداند. نسبت میان مردم و حکومت، رابطه‌ای دوطرفه بر مدار حق، قانون و خیر عمومی است، نه رابطه‌ای یک‌جانبه.

۵. استقلال و دشمن‌شناسی

پنجمین رکن، استقلال‌خواهی و حفظ عزت ملی است. در برخی برداشت‌ها، تعامل با قدرت‌های بزرگ به‌خودی‌خود نشانه عقلانیت و ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی آنان نشانه تندروی معرفی می‌شود؛ حال آنکه تعامل، هنگامی عقلانی است که بر شناخت دقیق طرف مقابل، حفظ منافع ملی، عدم وابستگی و تضمین عزت کشور استوار باشد. وابستگی، اعتماد بی‌محاسبه به دشمن و گره‌زدن مسائل داخلی به اراده بیرونی، نه عقلانیت، بلکه واگذاری قدرت تصمیم‌گیری ملی است.

رهبر شهید انقلاب استقلال را یک ضرورت بدیهی عقلانی می‌دانند: «استقلال یعنی آزادی از اراده بیگانگان و اراده دیگران. این را هیچ عقلی نمی‌تواند انکار کند» (بیانات در دیدار مسئولان نظام، ۱۶/۴/۱۳۹۳). همچنین ایشان تبیین کرده‌اند: «استقلال به معنای بد اخلاقی کردن با همه دنیا نیست؛ استقلال به معنای مقابله با آن قدرتی است که می‌خواهد مداخله کند، می‌خواهد دستور بدهد، می‌خواهد حیثیت و شرف یک ملت را برای منافع خود خرج کند» (بیانات در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش، ۱۹/۱۱/۱۳۹۲).

این بیان، مرز میان تعامل عزتمندانه و سازش منفعلانه را روشن می‌کند. جامعه عاقل، نه از مذاکره و ارتباط هراس دارد و نه به آن خوش‌بینی ساده‌لوحانه نشان می‌دهد؛ نه جهان را به دشمن تقلیل می‌دهد و نه دشمنیِ دشمنش را انکار می‌کند. در رویکرد نهج‌البلاغه نیز، ضعف در برابر دشمن و رهاکردن مسئولیت دفاعی نکوهش شده است. امام علی(ع) با انتقاد از سستی در برابر تهدید می‌فرمایند: «مَا غُزِيَ قَوْمٌ قَطُّ فِي عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا»؛ هیچ مردمی در خانه خویش مورد هجوم قرار نگرفتند، مگر آنکه خوار شدند (نهج‌البلاغه، خطبه ۲۷). این سخن، بر ضرورت پیش‌بینی، آمادگی، بازدارندگی و اقدام به‌موقع جامعه دلالت دارد.

  1. جهاد و کنش فعالانه

ششمین (آخرین) رکن، جهاد فی‌سبیل‌الله است که در زبان امروزی می‌توان آن را کنش فعال، خدامحور و مسئولانه برای دفاع از حق، امنیت، استقلال و پیشرفت کشور دانست. جهاد منحصر به میدان نظامی نیست؛ جهاد علمی، اقتصادی، فرهنگی، رسانه‌ای و خدمت‌رسانی در بحران‌ها نیز صورت‌هایی از همین مسئولیت‌پذیری فعال‌اند. جامعه‌ای که در دشواری‌ها از کار، ابتکار، کمک به دیگران و دفاع از حقیقت دست می‌کشد، ظرفیت عبور از بحران را از دست می‌دهد.

امیرالمؤمنین(ع) در وصیت خویش تأکید می‌کنند: «اللَّهَ اللَّهَ فِي الْجِهَادِ بِأَمْوَالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ وَ أَلْسِنَتِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ»؛ خدا را خدا را، در مورد جهاد در راه خدا با دارايى‌ها و جان‌ها و زبان‌هايتان در نظر داشته باشيد. (نهج‌البلاغه، نامه ۴۷). این سه‌گانه (دارایی، جان و زبان) نشان می‌دهد که مواجهه عاقلانه با بحران به بسیج همه ظرفیت‌های انسانی، اقتصادی، فکری و رسانه‌ای نیاز دارد.

رهبر شهید انقلاب  نیز عقلانیت را در تضاد با انقلابی‌گری نمی‌دانند؛ بلکه عقلانیت را ابزار پیش‌رفتن به سوی آرمان‌ها معرفی می‌کنند. عقلانیت، به تعبیر ایشان، عبارت است از توجه به کار کارشناسی، مطالعه درست، ملاحظه جوانب و پیامدهای تصمیم و استفاده از تدبیر و محاسبه. در نتیجه، کنش انقلابیِ عاقلانه، اقدامی شتاب‌زده و بی‌برنامه نیست؛ بلکه اقدام به‌هنگام، مبتنی بر شناخت، برخوردار از پشتوانه تخصصی و ناظر به نتیجه است.

جمع‌بندی

عقلانیت سیاسی جامعه، شرط بنیادین مدیریت موفق بحران‌هاست. این عقلانیت در منطق نهج‌البلاغه و بیانات رهبر شهید انقلاب ، به معنای عقل ابزاریِ جدا از حقیقت، اخلاق و معنویت نیست؛ بلکه عقلانیتی است که واقعیت را می‌بیند، آینده را محاسبه می‌کند، به مردم اعتماد دارد، از تخصص بهره می‌گیرد، قانون را پاس می‌دارد، استقلال و عزت را حفظ می‌کند و در برابر دشمن دچار ترس یا خوش‌بینی نمی‌شود.

شش رکن این الگوی عقلانیت سیاسی که ذکر آن گذشت، جامعه را از افتادن در دام شایعه، آشوب، انفعال، خودسری، تفرقه و وابستگی حفظ می‌کند. جامعه عقلانی، جامعه‌ای نیست که بحران نداشته باشد؛ بلکه جامعه‌ای است که بحران را درست می‌فهمد، هزینه‌های آن را کاهش می‌دهد، از آن درس می‌گیرد و با حفظ اصول و انسجام ملی، راه عبور از آن را پیدا می‌کند.

 

 

 

 

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا