
امیرحسام هاشمی پژوهشگر مسائل سیاسی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
هویت به معنای شناخت خود و تمایز از دیگری است. این مفهوم به عنوان سرچشمه معنایابی انسان، شرطی لازم برای زندگی اجتماعی است که بدون آن نیز جامعهای وجود ندارد. در این میان، چگونگی فرایند هویتپذیری نوجوانان به عنوان مهمترین سرمایههای اجتماعی کشور از اهمیت بالایی برخوردار است. موضوعی که اساس تکوین شخصیت نسل جدید محسوب میشود و نسبت آنها را با خود و جهان پیرامونشان مشخص و ترسیم میکند. مفروض یادداشت حاضر این است که جامعۀ نوجوان ایرانی دچار تحولات مهم و بینادینی در منابع، الگوها و ابعاد هویتی خود شده است. این دگرگونی پارادایمی باعث شده است که فرایند جامعهپذیری و تشکیل هویت صرفاً متأثر از ساختار عمودی و نهادهای سنتی مانند خانواده، مدرسه و رسانههای رسمی نباشد، بلکه به سمت جامعهپذیری افقی و شبکهای سوق پیدا کرده باشد. به نحوی که امروزه شبکههای اجتماعی، اینفلوئنسرها، الگوریتمهای رسانهای و فرهنگ جهانی سهم بیشتری در ساخت و پردازش هویتی نوجوانان دارند. این تحول با مفهوم “بازاندیشی هویتی” آنتونی گیدنز و همچنین نظریه “جامعه شبکهای” مانوئل کاستلز همخوانی نسبی دارد. آنها معتقدند در جامعۀ متأخر، هویت دیگر امری ثابت و از پیش تعیینشده نیست، بلکه فرایندی دائماً در حال بازتولید و سیال است.
از منظر جامعهشناسی هویت نیز میتوان گفت که نوجوان امروزی از هویت انتسابی به سوی هویت انتخابی حرکت کرده است. در گذشته بسیاری از عناصر هویتی مانند مذهب، سبک زندگی و سلائق فرهنگی از طریق خانواده منتقل میشد، اما اکنون نوجوان این عناصر را مورد سؤال قرار میدهد، آنها را مقایسه میکند و سپس حذف یا انتخاب میکند. از این حالت اصطلاحاً به عنوان کاوش هویتی نیز یاد میکنند.
یکی دیگر از تحولات مهم هویتی نسل جدید، چندلایه شدن و ترکیبیبودن هویت اوست. نوجوان امروز دیگر تنها خود را بر اساس یک هویت یکپارچه و واحد تعریف نمیکند. این لایهها میتوانند مکمل، ناهمسو و گاه متضاد یکدیگر باشند. به این فرایند اصطلاحاً هویت سوپرمارکتی نیز گفته میشود. در یادداشت حاضر سعی میگردد به بررسی و تشریح ابعاد ملی، دینی و جهانی هویت نسل جدید پرداخته شود.
هویت ملی
فرایند هویتپذیری ملی در نسل جدید، حداقل یک دهه است که دچار تغییر و تحول شده است. نکته مهم این است که تغییرات موجود را نباید با دوگانۀ قوی و یا ضعیفشدن این مقوله ارزیابی کرد، بلکه باید آن را به مثابۀ تحول در ساز و کار شکلگیری، تجربه و فهم هویت ملی از منظر نسل جدید و گذار از هویت ملی انتسابی به هویت ملی بازاندیشانه و انتخابی دانست. در واقع نباید پرسید که «آیا نوجوانان هویت ملی دارند یا خیر؟» ، بلکه سؤال اصلی این است که «هویت ملی نوجوانان چگونه شکل میگیرد؟ چه منابعی در ساخت آن دخیل هستند؟ و چه جایگاهی در میان سایر هویتها دارد؟»
ویژگیهای هویت ملی نوجوان امروز
الف) انتخابیتر شدن: امروزه پذیرش هویت ملی کمتر از گذشته مبتنی بر رابطه عمودی و اقتدارمحور و از طریق نهادهای سنتی مانند خانواده، مدرسه و رسانه ملی است و عمدتاً با تجربه، گفتگو، مقایسه و ارزیابی همراه است.
ب) آیندهمحور: در نسلهای قدیمیتر هویت ملی بیشتر بر گذشتۀ تاریخی استوار بود. اما امروزه نسل جدید بیشتر نگران آیندۀ ایران در حوزههای مختلف اقتصادی، سیاسی، اشتغال، محیط زیست و فرهنگی است و دربارۀ آن دست به پرسشگری میزند. به همین دلیل تصور نوجوانان از آیندۀ کشور به بخشی از هویت ملی آنان تبدیل شده است.
ج) جهانیشده: نوجوانان کنونی، ایران را در انزوا تعریف نمیکنند بلکه آن را در ارتباط با محیط پیرامونی (منطقهای – جهانی) بازشناسی میکند. این موضوع به ویژه بعد از تقابل اخیر ایران و آمریکا پررنگتر گشته و منجر به خلق تصویر ایران قدرتمند در منظر آنها شده است.
زمانمند شدن: امروزه نوع و میزان بروز هویت ملی نوجوانان عمدتاً وابسته به موقعیتهای مختلف است؛ برای نمونه در رقابتهای ورزشی، حوادث طبیعی و یا تهدیدات بیرونی، احساس تعلق ملی آنان برجستهتر میشود.
منابع هویتپذیری ملی نسل جدید
در گذشته منابع اصلی هویت ملی شامل خانواده، مدرسه، صدا و سیما و مناسک ملی بود اما اکنون نیز منابع دیگری از جمله شبکههای اجتماعی در ساخت آن سهیم هستند. شبکههای اجتماعی روایتهای متنوع تاریخی، فرهنگی، سیاسی، انتقادی و یا هویتی از ایران ارائه میکنند. در نتیجه نسل جدید با تکثر روایی در حوزه هویت ملی روبرو است. همچنین سلبریتیها، فیلم و سریال، انیمیشن و حتی بازیهای ویدئویی به تولید احساس تعلق ملی کمک میکنند.
مهمترین چالشهای هویت ملی
الف) تکثر منابع هویت: نوجوان امروزی با روایتهای متفاوت و گاهاً متعارض دربارۀ تاریخ، فرهنگ، نیاکان و آیندۀ کشورش از طرق مختلف نظیر خانواده، مدرسه و یا شبکههای اجتماعی مواجه است. این امر میتواند زمینهساز ایجاد بحران هویت شود.
ب) نقش الگوریتمهای رسانهای: برخی پلتفرمهای دیجیتال با پیشنهاد محتوای شخصیسازیشده، میتوانند بر نوع روایتهایی که هر نوجوان دربارۀ ایران و جایگاه آن در جهان دریافت میکند، اثر بگذارند و اصطلاحاً آن را مهندسی کنند.
ج) فشار مقایسه جهانی: دسترسی گسترده و آسان نوجوان ایرانی به رسانههای بینالمللی موجب شده است که ارزیابی آنها از وضعیت کشور خود در مقایسه با سایر کشورهای جهان، به بخشی از تجربه روزمره آنان تبدیل شود. این امر میتواند تبعات مثبت و یا منفی روانی به دنبال داشته باشد.
د) همزیستی هویتهای متعدد: تعلق خاطر ملی نسل جدید باید در کنار سایر ابعاد هویتی وی معنا و جایگاه پیدا کند. این فرایند میتواند منجر به ضعف در انتخابگری، شکنندگی و یا حتی اصطکاک ابعاد هویتی آنها شود.
هـ) شکاف میان روایت حاکمیتی و تجربه زیسته: هویت ملی زمانی مانا و اثرگذار میشود که میان محتوای آموزشی مدرسه، اخبار صدا و سیما و تجربه روزمره نوجوانان شکافی وجود نداشته باشد. هر چه نسل جدید احساس کند که میان مواضع ارائهشده رسمی و تجربۀ شخصی او همخوانی وجود ندارد، احتمال ایجاد پرسش، بازاندیشی یا بیاعتمادی آنها نسبت به برخی روایتها افزایش مییابد.
هویت دینی
باید گفت که در دوران کنونی با نوعی دینداری متفاوت در میان نسل جدید مواجه هستیم. فارغ از بررسی کاهش یا افزایش میزان دینداری نوجوانان، موضوع اصلی تغییر در الگو و منطق دینداری آنان است. آنها بیش از آنکه دین را به عنوان یک عنصر هویتی از پیش تعیینشده و تقلیدی بپذیرند، آن را به عنوان پدیدهای جهت ارزیابی، تحلیل و سپس گزینش بازتعریف میکنند. همانگونه که در مطالعات جامعهشناسی دین، سعی میشود ادیان به عنوان یک پدیده اجتماعی و بدون سوگیری و از منظر کارکردگرایانه بررسی شوند.
گذار از هویت دینی انتسابی به انتخابی
در جامعۀ سنتی ایران، هویت دینی عمدتاً انتسابی و تقلیدی بوده است. برای مثال، افراد مسلمان بودن خود را از خانواده، محله و مسجد و یا مدرسه به ارث میبردند. در چنین چارچوبی، دینداری بخشی از نظم اجتماعی بود و کمتر یک امر انتخابی و فردی محسوب میشد. اما جامعۀ نوجوان امروزی به جهت مواجهه با منابع متنوع اطلاعاتی، قرائتهای مختلف از دین و ارتباط با فرهنگهای گوناگون، با امکان مقایسه دیدگاههای دینی روبرو است. در این فرایند، نوجوان با تصمیم خود اقدام به پذیرش و یا رد روایتهای دینی میکند. این تحول با مفهوم “بازاندیشی هویتی” آنتونی گیدنز نیز تا حدودی همخوانی دارد.
تغییر در مرجعیت اقتدار دینی
یکی از عمیقترین تحولات هویتی در این حوزه، جابهجایی مرجع اقتدار دینی است. در گذشته منابع اصلی تببین و تفسیر دین شامل خانواده، مسجد، روحانیون، کتابهای دینی و مدرسه میشد. اگرچه این منابع همچنان وجود دارند، اما انحصار خود را از دست دادهاند. نسل جدید امروزی ممکن است همزمان از کانالهای مذهبی شبکههای اجتماعی، ابزارهای هوش مصنوعی، پادکستها و یا محتوای تولیدشده توسط اینفلوئنسرها برای کشف پاسخ سؤالات دینی خود استفاده کند. این وضعیت به معنای حذف نهادهای سنتی نیست، بلکه به معنای شکستهشدن انحصار آنها و چندمرجعی شدن اقتدار دینی است.
شخصیتر شدن تجربۀ دینی
یکی از روندهای قابلتوجه این حوزه، حرکت از دین نهادی به دین فردی/زیسته است. این تحول به معنای حذف یا پایان دین نیست، بلکه به معنای تغییر در شیوۀ تجربه، فهم و عمل دینی است. در دوران گذشته، تجارب دینی عمدتاً در چارچوب نهادهای جمعی سنتی شکل میگرفت. در صورتی که نوجوان کنونی، میان حس درونی معنویت و تبعیت از نهادهای دینی تمایز قائل میشود. همچنین در این الگو، نوجوان بیش از گذشته میکوشد میان باورهای دینی، تجربۀ زیسته، نیازهای معنوی، پرسشهای عقلانی و هویت فردی خود پیوند برقرار کند. در این فرایند به خاطر رشد اینترنت و شبکههای اجتماعی متنوع، نوجوان دست به بازاندیشی در مفاهیم دینی میزند و پرسشهای گوناگونی را نیز خلق میکند. پرسشهایی از قبیل اینکه چرا باید دیندار باشم؟ رابطه دین با علم چیست؟ و یا چگونه میتوان میان دین و زندگی مدرن تعادل برقرار کرد؟ در نتیجه هویت دینی از حالت پذیرشگونه به استلالپایه سوق پیدا کرده است.
هویت جهانی
جامعهشناس بریتانیایی رولند رابرتسون، هویت جهانی را نتیجه فرایندی میداند که در آن افراد، جهان را به عنوان یک کل واحد تجربه میکنند و رویدادهای آن را با زندگی روزمرۀ خود مرتبط میبینند. یعنی فرد خود را فقط عضوی از یک جامعۀ ملی یا محلی نمیبیند، بلکه احساس میکند در شبکهای جهانی از ارتباطات و موضوعات نسبتاً مشترک زیست میکند. در همین راستا باید گفت که نوجوانان امروزی با مسائل مشترکی از جمله تغییرات اقلیمی، اپیدمیها، هوش مصنوعی، جنگها و مهاجرتها مواجه هستند که همین امر افقهای هویتی آنان را فراتر از مرزهای ملی میبرد. البته منظور از داشتن هویت جهانی آن نیست که نسل جدید جامعۀ ایران، هویت ملی خود را کنار گذاشته و صرفاً به شهروندی جهانی تبدیل شده است، بلکه بدین معناست که مرجع وی برای فهم جهان، مقایسه خود با اطرافیان، انتخاب نوع سبک زندگی و تعریف آرزوها و سلائق از مرزهای کشورش فراتر رفته است.
چهار مکانیسم اصلی شکلگیری هویت جهانی در نوجوانان
الف) جهانیشدن مقایسههای اجتماعی و آرزوها: در گذشته نوجوان ایرانی بیشتر خود را با همکلاسی، همسایه، فامیل و یا نهایتاً نوجوانان شهر خود مقایسه میکرد. اما اکنون او خود را با دانشآموز فرانسوی، برنامهنویس ژاپنی، گیمر آمریکایی، ورزشکار اسپانیایی، بلاگر ترکیهای و یا هنرپیشه هندی نیز مقایسه میکند. همچنین رسانههای جهانی دامنۀ آرزوهای نوجوانان را گسترش دادهاند. امروزه بسیاری از آنها رویای تحصیل در دانشگاههای خارجی، تولید محتوا برای مخاطبین جهانی، یادگیری زبانهای خارجی و یا مهاجرت به یک کشور اروپایی را دارند. این لزوماً بدین معنا نیست که آنها عملاً به دنبال تحقق این اهداف هستند، بلکه سقف آرزوها و افق ذهنی آنان بلندتر از گذشته شده است.
ب) جهانیشدن فرهنگ مصرف: در این موضوع باید اشاره کرد که نوجوان امروزی ممکن است موسیقی کی-پاپ کرهای گوش دهد، فیلم آمریکایی و یا انیمه ژاپنی تماشا کند، فوتبال لیگهای معتبر اروپایی را دنبال کند و یا در مد و سبک پوشش از الگوهای مختلف خارجی تقلید کند. البته این فرایند را نباید لزوماً به معنای همسانشدن دانست. از منظر نظریه “جهانی- محلی شدن” رابرتسون، افراد عناصر و پدیدههای جهانی را در بافت فرهنگی و محلی خاص خود بازتفسیر میکنند. در ایران نیز برخی از الگوهای جهانی پس از عبور از لایههای ارزشی، زبان و تجربۀ زیسته نوجوانان، به شکلهای بومیشده بازتولید میشوند.
ج) جهانی شدن شبکههای دوستی: در گذشته، دوستیها عمدتاً خانوادگی- محلی و یا در محیط مدرسه بود ولی امروزه نوجوان ایرانی میتواند با مشارکت در بازیهای آنلاین، انجمنهای آموزشی، گروههای برنامهنویسی، اجتماعات هنری و یا شبکههای اجتماعی با افرادی از کشورهای دیگر تعامل داشته باشد. این ارتباطات گرچه برای همه نوجوانان یکسان نیست، اما برای بخشی از آنان تجربهای از عضویت در یک اجتماع فراملی را ایجاد میکند.
د) جهانیشدن برخی ارزشها و باورها: پژوهشهای بینالمللی نشان دادهاند که جهانیشدن رسانهها و آموزش، بر برخی ارزشها مانند حقوق شهروندی، مشارکت مدنی، حفاظت از محیط زیست، شفافیت، آزادی، توسعه فردی و حق انتخاب اثر گذاشته است و آنها را در میان بسیاری از نوجوانان در سراسر جهان تسری داده است. در نتیجه، نظام ارزشی دیگر محصول یک فرایند صرفاً ملی نیست، بلکه در تعامل میان منابع داخلی و جهانی شکل میگیرد. با این حال، شدت و جهت این تغییرات در هر جامعه به زمینههای فرهنگی و نهادی آن بستگی دارد و نباید از آن نتیجه گرفت که همه ارزشهای نسل جدید یکسان شده است.
جمعبندی
تغییر و تطور الگوهای هویتی جامعۀ نوجوان ایران را نباید صرفاً به عنوان کاهش یا افزایش یک مؤلفه خاص فهم کرد؛ بلکه باید آن را از جهت دگرگونی در منطق شکلگیری هویت آنها ارزیابی نمود. بیشترین بار معماری این الگوی هویتی جدید، بر دوش رسانههای دیجیتال و فراگیر است. رسانههایی که در گذشته صرفاً وظیفۀشان انتقال پیام بود، اما اکنون با زمینهسازی برای تعامل نوجوانان بخشهای مختلف جهان و یا استفاده از الگوریتمهای شبکههای اجتماعی، خود به یکی از بازیگران مهم هویتساز تبدیل شدهاند. در مجموع میتوان گفت که الگوها و ابعاد هویتی نسل جدید ایرانی دارای ویژگیهایی از جمله حرکت از سوی هویت انتخابی به هویت انتسابی، بازاندیشی مستمر در هویت خود، چندلایهبودن هویت، چند مرجعیشدن اقتدار و منابع هویت و گذار از ساختار عمودی هویتسازی به ساختار شبکهای میباشد. فهم دقیق و جامع این تحولات باعث میشود که سیاستگذاران و مسئولان کشورمان، وضعیت نوجوانان امروزی را صرفاً تهدیدآمیز تلقی نکنند و در راستای ایجاد مفاهمه بهتر و بیشتر با این سرمایۀ مهم اجتماعی و حل مسائل مربوط به آنان، اقدامات اساسیتری انجام دهند.



