اسلایدریادداشتها

تشییع شهید؛ ایران، لبنان وعراق (1، جنگ)؛ مردم لبنان و عراق چگونه به جمهوری اسلامی ایران می‌نگرند؟

نگرش سنجی مردم عراق و لبنان درخصوص جنگ ایران با دشمن آمریکایی-صهیونی.

محمد سپاهی پژوهشگر حوزه فضای مجازی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

  • مقدمه و بیان مسئله

همواره ارتباط ایرانیان و حکومت ایران با مردم کشورهای عربی به خصوص ساکنین کشورهای منتسب به محور مقاومت، محل مناقشه و تغییرات فراوانی بوده است. روزی با جنگ تحمیلی اول، در ذهن تعداد قابل توجهی از مردم کشور همسایۀ ما عراق، احساس ناخوشایند و خصومتی با مردم ایران نهادینه شده بود و روزی دیگر با محو داعش با دخالت مستقیم ایران، اقبال عمومی به ایران و ایرانی روی دیگری از خود نشان داد. این مواجهۀ  پرتلاطم ما و ایشان، در نسبت با مردم کشور لبنان نیز سرگذشت جالبی دارد. چرا که دوگانۀ «دخالت» و «حمایت» همواره درخصوص تحرکات ایران در کشور لبنان – عروس پیشینِ خاورمیانه!- در میان جامعۀ متکثر لبنان[1] وجود داشته و دارد.

حال نیز با عبور عزتمندانه و سربلند ایران از دو جنگ تحمیلی و مواجهۀ مستقیم ایران با استکبار جهانی و قدرتمندترین ارتش نظامی جهان، رویکرد جهان عرب و اهالی محور مقاومت به مرحلۀ جدیدی وارد گردیده است. تشییع پیکر رهبر و مرجع شهید انقلاب اسلامی آیت الله خامنه ای – به عنوان بزرگترین تشییع جنازۀ تاریخ جهان[2]_ که از قضا بیشترین حاضرین آن را ایرانیان و عرب زبان ها (خاصة عراقی‌ها و لبنانی‌ها) تشکیل داده بودند، نقطۀ عطفی در مواجهۀ جدید این دو ملت با ایران در نظم نوین جهانی بود.

 

  • روش

اين مرقومه حاصل ده‌ها مصاحبه نیمه ساختار یافته با پرسش‌های بازپاسخ در روزهای سیزدهم و چهاردهم تیرماه مصادف با ورود تشییع‌کنندگان بین المللی و غیر ایرانی به شهر تهران برای وداع و تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای می‌باشد.

جدا از پرسش های زمینه‌ای صورت گرفته در این مصاحبه‌ها، برای سنجش نگرش «شرکت‌کنندگان عرب‌زبان در وداع و تشییع آقای شهید ایران در تهران» از مصاحبه شوندگان چند پرسش کلیدی و مهم پیگیری شدند که بناست در سه یادداشت متفاوت بیان گردند. پرسش اول – که پاسخ آن از مردم عراق و لبنان پیگیری شده است – را میتوان این گونه بیان کرد: نظر شما و هم‌وطنانتان در مورد جنگ ایران و دشمن آمریکایی-صهیونیستی چیست؟ کدام طرف منازعه بر حق است؟ علت منازعه چیست؟ این منازعه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

برای به دست آوردن نگرش حقیقی این کنشگران و رسیدن به اشباع نظری، گفت‌وگو های کوتاه و بلندی نیز توسط نگارنده طی چهارده روزِ منتهی به اربعین حسینی (ع) در موکبی بین المللی در مسیر نجف-کربلا انجام گرفت. لازم به ذکر است این مصاحبه ها بنا بر ارتباطات شکل گرفته همچنان ادامه دارد و داده ها درخصوص موضوعات دیگری نیز درحال تکمیل هستند.

از آن جایی که عموم حاضرین عرب زبان در تشییع از دو ملت عراق و لبنان بودند، این یادداشت را با الگوی مقایسه ای میان نگرش تشییع کنندگان حاضر از این دو ملت پی میگیریم.

 

  • یافته ها

اساسا به این دلیل که وجه اشتراک جدی حاضرین ایرانی، عراقی و لبنانی در تشییع آقای شهید، مسلمان بودن(و با تسامح شیعه بودن) است، رویکرد قالب در خصوص منازعۀ ایران و آمریکا-اسرائیل مواجهه و رویارویی دو قطب یعنی حق و باطل بود. اما در همین اشتراک تفاوت های چشمگیری در رویکرد عراقی‌ها و لبنانی‌ها به این تقابل حق و باطل وجود دارد. شاید اگر بخواهیم این تفاوت رویکرد را در یک جمله بیان کنیم شاهد تفاوت میان دو رویکرد قومی-سنتی و ساختاری-استراتژیک هستیم.

عراق، عشیره، پدر

اصلی ترین خصیصۀ اجتماعی عراقیان را میتوان طریقۀ انسجام اجتماعی آنها به وسیلۀ روابط عشیره ای و پدر سالارانه دانست. در جامعۀ عراقی فصل الخطاب سخن بزرگ عشیره و در سطح خانوادگی، پدر است.[3] دیگر عنصر اساسی که در تحلیل ما از جامعۀ عراق کمک میکند، رویداد سالیانه و همه گیر پیاده روی اربعین حسینی است. رویدادی که به عرصۀ مواجهۀ اصلی و پایدار میان مردم عراق و دیگر ملت های مسلمان بدل گردیده است. این رویداد، علائم، نشانه ها و نمادهای خاص خود را دارد که همه بیانگر یک ارزش مشخص اند، یعنی عاشورای حسینی. فهم مردم عراق نیز از وقایع سیاسی-اجتماعی مبتنی بر همین دو باور است. باور به روابط اجتماعی عشیره ای/پدرسالارانه و باور به عاشورای حسینی و ارزش های آن.

در مصاحبه های صورت گرفته با حاضرین عراقی در تشییع، مفاهیم مرتبط با دو عنصر یاد شده و رویکردی کاملا دو قطبی به وضوح مشاهده می‌گردید. گفتارهای تولید شده توسط ایشان، ارتباط وثیقی با مفهوم أب(پدر) داشت. چرا که مردم عراق رهبر شهید را مرجع دینی خود[4] و حاکم سیاسی خود نمیدانستند. آنها سید علی خامنه ای را پدرِ خود می‌دانستند. پدری که جدی حسینی داشت و اعمال حسینی انجام میداد! عموم گویه های تولید شده توسط ایشان، با عباراتی مثل «حب الحسین یجمعنا» «یا لثارات الحسین» «سلام بر حسین سلام بر خامنه ای» و سلام زیارت عاشورا بیان میگشتند. همچنین احساسشان نسبت به شهادت کودکان مدرسه شجره طیبه میناب، همان دلسوزی و خشمی بود که در امتداد ارادت به حضرت رقیه (س) -دختر سه سالۀ امام حسین (ع)- اظهار می داشتند.

عراقیان آن طرف منازعه – قطب مخالف – را باطل و به بیان دقیقتر قاتلِ جدِّ حسینی شان مینامیدند. آن گاه که سخن از آمریکا و یا اسرائیل به میان می آمد بنا بر فهم عاشورایی و به منظور ساده‌ سازی فهمِ آن، واقعه را با دوگانۀ حسین شهید-یزید پلید توضیح میدادند. آن گاه که سخن از این دیگری/دشمن به میان می آمد و از آنها تعیین نسبت میان این دو خواسته میشد، آنها سید علی خامنه ای را حسینِ زمان و ترامپ و نتانیاهو را یزیدِ زمان میخواندند. این گونه بود که فهم ایشان چیزی فراتر از انگاره های ساده سازی شده و عمومی نبود. جدا از بافت اجتماعی خاص عراق، همه گیر نبودنِ تحصیلات دانشگاهی[5] را میتوان از اصلی ترین عوامل پیچیده و ساختاری نبودنِ فهم مردم عراق دانست.

 

لبنان، تجدد، آکادمی

بنا بر قول معروف فلسفی[6]، هر چیزی با دیگریِ خود شناخته میشود. بنا بر این ما اگر آن وجه افتراق مردم عراق و لبنان را بیان نکنیم و در کنار یکدیگر نگذاریم، ویژگی های خاص هر کدام از این دو ملت به خوبی فهم نمیشوند و مورد غفلت قرار میگیرند. خصیصۀ اساسی جامعۀ لبنان – که بسیار از این حیث به موقعیت فرهنگی ایران نزدیک می شوند – مواجهۀ جدی با مدرنیته است. این مواجهه بنا بر سابقۀ استعمار توسط فرانسه[7]، قرار گرفتن در موقعیت جغرافیایی نزدیکتر به کشور های اروپایی و همچنین سابقۀ علمی و موقعیت آکادمیک تعیین کنندۀ لبنان[8] در جنوب غرب آسیا یافته هایی مهم و ضروری برای فهم وضعیت اجتماعی مردم لبنان دارد.

بدون ارزشگذاری خاصی برای این مواجهه، لبنانی ها نحوۀ خاصی از ترکیب فرهنگ اسلامی و مدرن را تجربه میکنند. که یک روی آن غیر اسلامی شدن برخی عناصر فرهنگی ایشان میباشد و یک روی آن پیچیده شدن و علمی شدن و ساختاری تر شدن فهم ایشان از وقایع اجتماعی-تاریخی است. در نهایت رویکرد شیعیان لبنان به وقایع لبنان، محور مقاومت و جهان، تشابه بسیار زیادی به اندیشۀ اسلام سیاسی و انقلاب اسلامی ایران دارد. و این حاصل تمام تعینات فرهنگی ایشان و همچنین تاثر فراوان ایشان از اندیشۀ سید حسن نصر الله و آیت الله خامنه ای است. طوری که حتی یکی از ایشان، خود را روزنامه نگار «خط امام»(!) معرفی میکرد. و به عنوان جملۀ پایانی شیعیان لبنان به هردو رهبر بزرگ مقاومت به یک چشم و در یک سطح نگاه میکنند. و تفاوتی میان رهبر هم خونِ خود و رهبر هم عقیدۀ خود در اسلام سیاسی قائل نیستند.

  • راهکار

تمام این اطلاعات و معلومات از مردم عراق و لبنان به فهم دقیقتر ما از نیروهای اجتماعی کشورهای مسلمان کمک میکند و به ما این فرصت را میدهد که از امکان های فراهم آمده به واسطۀ این نحو از فهم ایشان از وقایع و سرمایۀ روایی به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران و مردم ایران استفادۀ لازم را ببریم. برای بهره مندی از این ثمرات اجتماعی ارزشمند به برنامه ریزی دقیق جهت حفظ، بهبود و استمرار این سرمایۀ روایی نیازمندیم. استمراری که در صورت سهل انگاری از آن میتواند در آینده به نیرویی اجتماعی بر ضد ما تغییر حالت بدهد و یا حداقل شاهد آن درجه از همراهی را که امروز شاهدش هستیم نباشیم.

در این راستا اقدام به انگاره سازی های مبتنی بر اسلام سیاسی ضروری می نماید. اگر این رویکرد مثبت مردم عراق که منبعث از اعتقادات عشیره ای و احساسی است، تبدیل به یک طرح سیاسی ساختارمند نشود، احتمالِ تغییر آن با یک هجمۀ احساسی دیگر ممکن است. همچنین در خصوص مردم لبنان، اگر این طرح سیاسی نهادینه شده در میان ایشان گسترش پیدا نکند، شیعیانِ ملتزم به اسلام سیاسی – که به معنی واقعی کلمه اقلیتی در لبنان هستند- با تمام هزینه هایی که برای حفظ کشور لبنان و همچنین امت اسلامی میکنند، به دلیل ناهمراه بودنِ دیگر مردم لبنان دچار فرسودگی و ضعف میشوند.

در نهایت در یک کلام راهکار پیشنهادی، افزودن بر سرمایۀ روایی و نرم جمهوری اسلامی ایران و اندیشۀ اسلام سیاسی در منطقه است. این کوشش مخصوصا میان هم‌پیمانان اعتقادی و سیاسی-اجتماعی ایران از اهمیت حیاتی برخوردار است.

  • جمع بندی و نتیجه گیری

شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی با وجود تمام تاثیرات منفی که بر ایران و ایرانی گذاشت، دیری نپایید که به عنوان یک نیروی اجتماعی در ایران، منطقه و جهان خود را نمایان کرد. درک و فهم دقیق این تغییر رویکرد اساسی نیروهای اجتماعی منطقه ای به خوبی در واقعۀ تشییع آیت الله العظمی سید علی خامنه ای صورت گرفت. این یادداشت در پی فهم عناصر مشترک و خاص هر یک از دو عضو مهم محور مقاومت یعنی مردم لبنان و عراق بود. عراقیان با خصیصۀ عشیره ای/ پدرسالارانه، و لبنانیان با ویژگی تحصیل کردگی و فهم ساختاری بازشناسی شدند.

برای حفظ و تداوم این سرمایۀ روایی ایجاد شده در پی شهادت و تشییع تاریخی پیکر رهبر شهید انقلاب، به دقت در فهم انگاره ها و دلالتهای ذهنی ایشان و همچنین به تلاش در جهت استمرار و گسترش اندیشۀ سیاسی و طرح سیاسی ساختاریافته در میان ملتهای مسلمان نیاز داریم. چرا که این اندیشه قابلیت تعیین کنندگی نیروهای اجتماعی در منطقه را دارا است.

 

منابع

– U.S. Department of State. (2024). 2023 Report on International Religious Freedom: Lebanon. Washington, DC: Office of International Religious Freedom.

– Hourani, A. (2013). *A History of the Arab Peoples*. Faber & Faber.

– Salibi, K. S. (1988). *A House of Many Mansions: The History of Lebanon Reconsidered*. University of California Press.

-Encyclopaedia Britannica. (n.d.). American University of Beirut. https://www.britannica.com/topic/American-University-of-Beirut

– https://www.cnn.com/2026/07/09/middleeast/iran-mourning-khamenei-not-the-full-picture

[1]بنا به گزارش مؤسسه پژوهشی Statistics Lebanon، در کشور لبنان، شیعه۳۲٫۲٪، سنی۳۱٫۲٪، دروزی۵٫۵٪، علوی و اسماعیلی۰٫۶٪، مسیحی۳۰٫۵٪، یهودی حدود ۷۰ تا ۱۰۰ نفر می باشند. این آمار نشان از تکثر زیاد و خاص در لبنان دارد. (U.S Department of State, 2024).

[2] «برخی گزارش‌ها شمار مجموع شرکت‌کنندگان در مراسم چندروزه و چندشهری تشییع آیت‌الله خامنه‌ای را حدود ۲۳ میلیون نفر برآورد کرده‌اند.»(سی‌ان‌ان، ۲۰۲۶).  حتی همین آمار که مطابق با آمار رسمی ایران – 43میلیون – نیست نیز از پرجمعیت ترین تشییع تاریخ تا پیش از این -که در هند، با 15میلیون تشییع کننده بوده است- پیشی میگیرد.

[3] برای مثال اگر اختلاف بین دو فرد بر سرِ تملک یک زمین مشخص پیش آید، در ایران معیار حل و فصل این تصادم اجتماعی، شهرداری و یا مراجع دولتی مربوطه هستند. اما در عراق تملک یک زمین را نظر بزرگ عشیره مشخص می‌کند.

[4] بسیاری از معتقدین به ایران و رهبر شهید ایران، مرجعشان آیت الله سید علی سیستانی است، با این وجود آیت الله خامنه ای را با عنوان پدر، آزاده، و رهبر سیاسی-اسلامی جهان میدانند.

[5] دانشگاه ها در عراق به دو دستۀ حکومي و أهلي – چیزی شبیه دانشگاه دولتی و آزاد در ایران – تقسیم میشوند. شمار دانشگاه های حکومی و روزانه که به سطح درآمد بالایی نیاز ندارند، بسیار پایین است. و در مقطع ارشد نیز شمار دانشگاه ها به تعداد بسیار پایینتر از این میرسند. طوری که عموما دانشگاهیان عراقی برای تحصیلات تکمیلی به لبنان و ایران مهاجرت تحصیلی میکنند.

[6] تعرف الأشیاء بأضدادها.

[7] پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول، جامعه ملل در سال ۱۹۲۲ قیمومیت سوریه و لبنان را به فرانسه واگذار کرد؛ فرانسه در ۱ سپتامبر ۱۹۲۰ «دولت لبنان بزرگ» را پایه‌گذاری نمود و این دوره سرانجام با استقلال رسمی لبنان در ۲۲ نوامبر ۱۹۴۳ و خروج کامل نیروهای فرانسوی در ۱۹۴۶ پایان یافت (Hourani, 2013; Salibi, 1988).

[8]  برای مثال دانشگاه آمریکایی بیروت (AUB) در سال ۱۸۶۶ با نام «کالج پروتستان سوری» تأسیس شد و در سال ۱۹۲۰ نام کنونی را گرفت؛ این دانشگاه از قدیمی‌ترین دانشگاه‌های آمریکایی خارج از ایالات متحده به‌شمار می‌رود (Encyclopaedia Britannica, n.d.; AUB, n.d.).

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا