اسلایدریادداشتها

خیابان‌ گرما‌بخش معنا

حمیده عرب سرخی پژوهشگر حوزه جامعه شناسی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

هر روز در این فضا قدم می‌زنیم، زندگی شهری خود را سپری می‌کنیم، از جایی به جایی دیگر می‌رویم و چه پای پیاده و چه با وسایل نقلیه، در این فضا تردد داریم. سکون و آرامش، یکی از تضادهای فاحش در چنین فضایی است، زیرا به‌ندرت پیش می‌آید که این محیط را ساکت و به دور از هرگونه سر و صدا ببینیم. تنها گاهی در هنگامه شب، به دلیل کاهش تردد، خیابان‌ها با سکوت بیشتر و سروصدای کمتری مواجه می‌شوند.

«خیابان» واژه‌ای است که پس از شکل‌گیری جهان مدرن و دوران صنعتی، توجهی بیش از گذشته به آن معطوف شد؛ واژه‌ای که تنها متعلق به چند دهه یا چند قرن اخیر نیست، بلکه هزاران سال قدمت دارد و به دوران باستان بازمی‌گردد. البته که چنین ادعایی نیازمند بررسی است؛ چنانچه همیشه غرب در تلاش برای تصاحب و مالکیت است. جمله بالا را یک احتمال در نظر بگیریم. زیرا اینجا قصد ما نقطه آغاز تاریخ نیست بلکه یادداشت ذیل در پی سیاسی در دل سیر در تاریخ است. با این حال، خیابان‌ها در گذر زمان کارکردهای خود را در فضاهای مختلف دستخوش تغییر کرده‌اند.

در دوران باستان، خیابان‌ها فضایی برای تحقق نیازهای اولیه‌ بشر بودند. اوج توسعه‌ خیابان‌ها در روم باستان شکل گرفت؛ دوره‌ای که خیابان‌ها سنگ‌فرش شدند و سیستم فاضلاب در ساختار آن‌ها پدید آمد. خیابان به‌عنوان فضایی برای برآوردن نیازهای اساسی انسان ایجاد شده بود. با ورود به دوران قرون وسطی، خیابان‌ها کارکردی تازه یافتند و نسبت به گذشته باریک‌تر شدند. کوچه‌ها تنگ‌تر و خیابان‌ها محدودتر از دوره‌های پیشین بودند.

در قرن بیستم، با افزایش و گسترش حمل‌ونقل، بار دیگر کاربرد خیابان دچار تحول شد. یکی از نظریه‌پردازان برجسته در حوزه‌ی شهرسازی، لوکوربوزیه، خیابان را فضایی برای حمل‌ونقل می‌داند؛ به بیان او، شهر و در مقیاسی کوچک‌تر خیابان، بستری برای تسهیل جابه‌جایی انسان‌هاست. در کنار او، نظریه‌پردازان دیگری نیز درباره‌ مفهوم خیابان، کارکرد آن و شیوه‌ استفاده از این فضا دیدگاه‌های متعددی ارائه کرده‌اند.

برای نمونه، جین جیکوبز خیابان را فضایی برای زندگی اجتماعی می‌داند و از مفهوم «چشم‌های خیابان» استفاده می‌کند. از نظر او، شهر و به‌طور خاص خیابان، محل تعاملات غیررسمی و مشاهده‌ متقابل میان افراد است. در خیابان، ما بخشی از زندگی اجتماعی خود را محقق می‌کنیم. خیابان نه تنها محلی برای رفت‌وآمد و تسهیل جابه‌جایی، بلکه بستری برای شکل‌گیری زیست جمعی و زندگی شهری و بروز کنش اجتماعی است.

با این حال، در جهان مدرن، نوع مواجهه با فضاهای شهری به‌‌ویژه خیابان دگرگون شده است. احساس تعلق به مکان در بسیاری از موارد کاهش یافته و خیابان به فضایی برای عبور، تردد و ایستایی‌های موقتی و لحظاتی کوتاهی برای ماندن بدل شده است. در نگاه بسیاری از شهروندان، حتی مشاهده و تماشا کردن‌ فردی که مدت طولانی در یک نقطه از خیابان بایستد، امری غیرمعمول تلقی می‌شود.

شهرهای مدرن به فضاهایی تبدیل شده‌اند که در آن‌ها افراد باید سریع حرکت کنند، از فضا عبور نمایند و در کوتاه‌ترین زمان به مقصد اصلی خود برسند. خیابان اکنون اغلب تنها محلی برای اتصال فضاها به یکدیگر به شمار می‌آید. خیابان در کلان شهرها و جهان مدرن بیشتر تبدیل به مکانی مصرفی شده تا مکانی که خود تولیدکننده ایدئولوژی، تفکر و کنش است.

گویی در این نوع تعریف از خیابان در معنای مدرن، خیابان به محلی برای گذر تبدیل می‌شود؛ یعنی با نوعی زیستِ گذرا در خیابان مواجه هستیم. به دلیل تنوع فعالیت‌های زندگی مدرن، کمبود وقت، اهمیت زمان و پیوند خانه، کار و مسیر رفت‌وآمد، با شکلی از زیست گذرا روبه‌رو هستیم. میس(Valerie Mace) نیز در مقاله خود با عنوان  The Transfigured Phenomena of Domesticity in the Urban Interior در سال ۲۰۱۶ منتشر شده، در پیوند با همین موضوع سخن می‌گوید. به نظر می‌رسد که فضای خیابان در زندگی مدرن تا حدی دچار تغییر شده است.

والتر بنیامین توضیح می‌دهد که بر اثر فرهنگ کالایی و شیء‌گرایی موجود در فضای خیابان، آگاهی انسان دچار تحول شده است؛ گویی مردم افرادی هستند که تنها مصرف‌کنندگان بی‌فایده‌اند. در جهان کنونی و زیست شهری، ما صرفاً مصرف‌کننده به شمار می‌آییم و خیابان نیز به همان میزان به فضایی مصرفی بدل شده است؛ فضایی که دیگر اجتماعی نیست و از مرحله‌ای به بعد به فضایی برای مصرف تبدیل می‌شود.

جنبه‌های مختلف خیابان به عنوان یک مولفه اجتماعی، تنها محدود به جوامع غربی نمی‌باشد و در جوامع شرقی، به ویژه ایران، نیز ویژگی‌ها و ابعاد خاص خود را دارد. موارد تاریخی متعددی مطرح می‌کنند که خیابان شاه عباس در شهر قزوین به عنوان نخستین خیابان رسمی در ایران شناخته می‌شود. این خیابان در دوره صفویه و زمان حکومت شاه عباس اول در اوایل قرن 11 هجری ساخته شده است و هدف اصلی آن تسهیل رفت و آمد و موارد مشابه بوده است. در آن زمان، قزوین به عنوان یکی از پایتخت‌های صفویه نقش کلیدی در ارتباطات و تجارت ایفا می‌کرد.

به طور کلی، مفهوم خیابان به محلی اشاره دارد که مقابل بیابان قرار دارد و به میدان اصلی شهری می‌رسد. این مفهوم به شرایط اقلیمی مرتبط است و در لغت‌نامه دهخدا به معنای راهی که دو طرفش با درختان و گل‌ها و باغ‌ها احاطه شده است، ذکر شده است. از عهد صفویه با توسعه شهرهای ایرانی، عنصری جدید به شهرها افزوده شده است که ویژگی بارز آن ایجاد محورهای اصلی در فضاهای شهری می‌باشد. در این دوره، خیابان‌های وسیع و طولانی مانند خیابان چهارباغ در اصفهان احداث می‌شود. در دوره شاه عباس، شهرهایی چون اصفهان، شیراز، مشهد و قزوین تاسیس می‌شوند و مفهوم خیابان به شکلی پیوسته در دوره قاجار نیز ادامه پیدا می‌کند. این موضوع در مقاله‌ای با عنوان “کنکاشی در ویژگی‌های خیابان صفوی” از گلستانی و شریف‌زاده به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است.

مسئله خیابان در ایران یک موضوع ریشه‌دار و قدیمی است. در آغاز، خیابان به عنوان یک منظر و عنصری از معبد شناخته می‌شد؛ به‌طوری‌که معبر اصلی درون باغ‌ها به این نام خوانده می‌شد. این واژه در زبان‌شناسی و به عنوان یک اصطلاح خیر مطرح بوده و نشانی از آب و برکت داشته است. در تاریخ باستان، خیابان به عنوان یک منظر آیینی برای نامیدن مناطق یا محله‌هایی از شهر به کار می‌رفته است. مدارک تاریخی نشان می‌دهد که در کتب‌های قدیمی، درباره خیابان‌ها و محله‌هایی با این نام صحبت شده است. پس از احداث خیابان‌ها به ویژه در دوره صفویه، خیابان به عنوان محلی برای ارجاع به باغ‌ها شناخته می‌شد. با ورود ایده‌ها و سفرهای افراد به خارج از ایران در دوره قاجار و بازگشت آن‌ها، مفهوم خیابان تحت تأثیر تغییرات رخ داده در اروپا قرار گرفت. همچنین ارتباطاتی که در دوره پهلوی ایجاد شد، تأثیرات جدی بر مفهوم خیابان داشت. مقاله‌ای از آتشین بار و متدین تحت عنوان “زوال بعد معنایی خیابان در ایران از دوره باستان تا امروز” به این موضوع می‌پردازد و نشان می‌دهد که خیابان به عنوان یک منظر اسطوره‌ای در تمدن ایران با توجه به تحولات تاریخی، جایگاهش را تغییر داده است. به طور کلی، تا پیش از حادثه‌های جنگ رمضان، خیابان به عنوان مکانی برای عبور و گذر در نظر گرفته می‌شد.

پس از آغاز جنگ رمضان، مفهوم خیابان دستخوش تغییر و تحول شده است. تا اینجا سخن درباره فرهنگ و مفهوم خیابان در کشورهایی بود که شاید خاستگاه و نقطه آغاز شکل‌گیری مفهوم خیابان به شمار می‌روند و درباره آن‌ها نظریه‌های گوناگونی مطرح شده است. این نظریه‌ها به دسته‌های متفاوتی تقسیم می‌شوند. یکی از این دسته‌ها به مفهوم ساختار قدرت و مقاومت اشاره دارد.

در این دیدگاه، خیابان به‌منزله سنگر تلقی می‌شود: آخرین سنگر برای ماندن، ایستادن و مقابله با ظلم یا سلطه سرمایه‌داری؛ تنها مکانی که در آن می‌توان در برابر سلطه ایستادگی کرد و دگرگونی ایجاد نمود. در چنین فرهنگی، استبداد دولت نیز بر همین اساس در نظر گرفته می‌شود. در تصویری دیگر، خیابان از دست خارج شده و به محلی برای زیست و گذر بدل شده است؛ همان‌گونه که میس نیز درباره آن سخن می‌گوید. دیدگاه دیگر بیشتر بر سبک زندگی و مسائل فرهنگی تأکید دارد. محور این دیدگاه‌ها بر بازآفرینی فضای خانه است؛ یعنی میان فضای خانه و خیابان تحولاتی اساسی رخ داده است.

شرایطی که اکنون تجربه می‌کنیم، تجربه‌ای متفاوت است. مردم وقتی به خیابان می‌آیند، لزوماً برای مقابله با شکلی از استبداد داخلی نیست. اکنون، زمانی که فضای خیابان در تعامل با مفاهیم دینی و مقاومت قرار می‌گیرد، دچار تغییراتی اساسی شده و با گونه‌ای دیگر از خیابان مواجه هستیم.

در اینجا، ما با یک گارد دوگانه مواجه نیستیم؛ قدرتی که در برابرش ایستادگی کنیم. در واقع، خیابان سنگر آخر نیست، بلکه خانه‌ افراد است. خیابان مکانی است که باید به فضایی اجتماعی، فضایی برای مقاومت، فضایی برای جنگ و فضایی برای تنفس و زندگی لحظه‌به‌لحظه تبدیل شود؛ زندگی‌ای که همراه با جهاد و مقاومت بروز و ظهور می‌یابد. در چنین فضایی است که می‌توان مفاهیمی چون ولایت، وطن‌پرستی، استکبارستیزی، مقاومت در برابر دشمن و بیگانگی را از سکون، سکوت، خنثی‌بودن و خاکستری‌بودن به حرکتی فعال، پویا، اجتماعی، جهت‌دار و رو به پیش تبدیل کرد.

پس از چهل و هفت سال از انقلاب اسلامی و پس از درگیری میان مردم و نظام ولایت (یک رابطه‌ی دوسویه میان مردم و ولی امر جامعه)، شاهد تجمعات متفاوتی بوده‌ایم: تجمعات تشیع شهدا، تجمعات اعتراضی علیه رژیم پهلوی، راهپیمایی بیست و دو بهمن، راهپیمایی قدس و دیگر راهپیمایی‌های متعدد. در این رویدادها، این حرکت به عنوان «مجدداً بیعت بستن» تلقی می‌شود؛ گویی مردم می‌خواهند آرمان‌ها، عقاید و باورهای خود را با ولی خود، یعنی آن کسی که با او پیوند معنوی و الهیاتی دارند، دوباره تجدید کنند.

اما در دوران جنگ رمضان، استمرار این تجمعات شکلی متفاوت به خود گرفت. در گذشته نیز تجمعات بسیاری داشتیم، اما این تجمعات صورت‌بندی جدیدی یافتند. یکی از دلایل این تفاوت، حضور بسیار پررنگ زنان در جامعه بود. همان‌طور که امامین انقلاب به نقش زنان در پیروزی انقلاب اشاره کرده‌اند، امام خامنه‌ای نیز در بیانات مکرر خود بر حضور زنان، مادران شهدا، استقامت و پایبندی آنان به ارزش‌ها و پیشگامی زن در انقلاب اسلامی تأکید کرده‌اند[1]، اکنون شاهد تجلی این نقش در بستر جنگ هستیم.

زن مسلمان ایرانی، خیابان را از فضای سردی که در نظریات و ادبیات غربی ترسیم می‌شود، تهی کرده و آن را به فضایی گرم، خانوادگی، هدفمند و جذاب تبدیل می‌کند؛ فضایی که افراد مشتاق بازگشت به آن، سخن‌گفتن از آرمان‌ها و عقایدشان، فریاد زدن، رجزخوانی کردن و استقبال از شهدا هستند.

ما با فضایی سرد و رادیکال مواجه نیستیم که در خود تناقضاتی داشته باشد و مقاومتش غیرفعال باشد. این مقاومت، درهم‌تنیده با زندگی فردی و اجتماعی است و دوگانگی میان زندگی فردی و اجتماعی را برای فرد ایجاد نمی‌کند؛ بلکه زندگی او آکنده و همسو با اجتماع، خیابان و خانه است.

خیابان و خانه اکنون برای او معنایی واحد دارند. دلیل چنین پیوند عمیقی، حضور و مشارکت جدی و فعال زن در عرصه‌ کنش‌گری، فعالیت و میدان‌داری است که این اتفاق را رقم می‌زند. اکنون ما با تجمعاتی هدفمند، جهت‌دار و آمیخته با حضور نیروهای زنانه مواجه هستیم.

امروز ما درگیر یک تقابل خاص هستیم؛ تقابلی از سرما و گرما. سرما به عقل مادی‌گرا و محاسبه‌گر اشاره دارد که گاهی در مقالات و نظریات غربی مورد نقد قرار می‌گیرد و به عنوان عاملی برای شناخت صرف در نظر گرفته می‌شود. در مقابل، عنصری وجود دارد که ما آن را عاطفه و گرما می‌نامیم؛ در این راستا، در بیانات رهبری مبنی بر این‌که زنان از قدرت معنوی بیشتری نسبت به مردان برخوردارند، اشارات دقیقی وجود دارد.[2]

تفاوتی که ما بین جامعه غربی و ایرانی در زمینه خیابان مشاهده می‌کنیم، ناشی از نوع نگاه به این فضا و درک آن از سوی زنان است. در حالی که در جوامع سکولار، خیابان به عنوان فضایی محاسباتی و مکانیکی تعریف می‌شود، که پاسخ‌های آن معطوف به منطق و عقل است، در جامعه ما خیابان به عنوان فضای همدلانه‌ای تجلی می‌یابد که با عشق و ایمان متصل است.

بنابراین، نوع نگاه زنان ایرانی و تأثیرات مثبت آنان بر فضای خیابان، قدرت معنوی و همدلی را در این فضا به شکل بارزتری بروز می‌دهد و بر غنای اجتماعی و فرهنگی آن می‌افزاید. در پایان، می‌توان گفت که در ایران امروز، خیابان نه فضایی برای گذر، بلکه خانه‌ای برای زندگی است.

خانه‌ای که در آن زنان، پدران، مادران و کودکان، با هم به زیست جمعی می‌پردازند و مقاومت را نه با خشونت و حالتی رادیکال و سرد، بلکه با حضور و آگاهی در بستر مسیر جهاد و توکل معنا می‌کنند. این همان خیابان است که نظریه‌پردازان غربی نتوانستند آن را درک کنند؛ اما ما در ایران، آن را زنده کرده و مانند خون در رگ‌هایمان جاری ساخته ایم.

[1] بیانات رهبری در 13/11/77 و 22/08/70 و 30/06/79

[2] بیانات ایشان مربوط به 25/03/84 و 30/06/79

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا