اسلایدریادداشتها

بازنمایی بدن و برساخت هویت دینی نسل جدید در پدیده‌ی کاشت ناخن

روح الله طالبی توتی پژوهشگر حوزه مطالعات جنسیت و زنان در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

تحولات مربوط به آراستگی و آرایش در میان نسل جدید بخشی از دگرگونی گسترده‌تر در شیوه‌های هویت‌یابی و ارتباط اجتماعی به شمار می‌روند، زیرا در دهه‌های اخیر، بدن بیش از گذشته در معرض داوری اجتماعی و بازنمایی رسانه‌ای قرار گرفته است. شبکه‌های اجتماعی، تبلیغات تجاری و در کل صنعت زیبایی، بدن را به موضوعی برای نمایش و ارزیابی مستمر تبدیل کرده‌اند. یکی از اقدامات آرایشی که در چند سال گذشته رواج قابل توجهی میان زنان ایرانی داشته است، خدمات زیبایی ناخن و به طور خاص کاشت ناخن است که به دلیل پیامدهای بهداشتی و شرعی آن، مورد توجه قرار گرفته است. در این میان، گرایش دختران نوجوان به استفاده از خدمات آرایشی ناخن را نمی‌توان صرفاً رفتاری تجملی یا نشانه‌ای از علاقه به آرایش تلقی کرد. این رفتار، در بسیاری از موارد، با تجربه‌ی نوجوان از خود، رابطه‌ی او با گروه همسالان، وتلاش برای کسب پذیرش اجتماعی و شکل‌دادن به تصویری مطلوب از خویشتن پیوند دارد.

شواهد موجود در مطالعات مرتبط نشان می‌دهد که استفاده از ناخن‌های مصنوعی در میان دختران نوجوان با افزایش سن بیشتر می‌شود. در مطالعه‌ای که بر اساس پیمایش ۳۰۰ دختر ۱۱ تا ۱۹ ساله و تحلیل ۲۳۲ تصویر تجاری ناخن مصنوعی انجام شده است، تجربه‌ی استفاده از این محصولات در میان دانش‌آموزان دوره ابتدایی حدود ۲۴ درصد، در دوره‌ی متوسطه‌ی اول حدود ۴۲ درصد و در دوره‌ی متوسطه‌ی دوم حدود ۴۶ درصد گزارش شده است (Kim & ji, 2021). افزایش استفاده از خدمات زیبایی ناخن هم‌زمان با ورود نوجوان به دوره‌های بالاتر تحصیلی، از اهمیت سن، گروه همسالان و گسترش استقلال فردی در شکل‌گیری رفتارهای زیبایی حکایت دارد.

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم خدمات زیبایی برای نوجوان امروز در بسیاری از موارد در چارچوب زندگی روزمره و فرهنگ مصرفی تعریف می‌شود. تنوع خدمات زیبایی ناخن، مشاهده‌ی الگوهای طراحی در شبکه‌های اجتماعی و گسترش دریافت خدمات در سالن‌های زیبایی، این رفتار را از یک انتخاب استثنایی به بخشی از سبک زندگی قابل دسترس تبدیل کرده است.

در جامعه‌ی ایران، این موضوع لایه‌ی دیگری نیز پیدا می‌کند. کاشت ناخن می‌تواند با تکالیف عبادی مرتبط با وضو و غسل و برداشت‌های متفاوت از پوشش و آراستگی طبق قواعد پوشش در مدارس و جامعه تلاقی پیدا کند. ازاین‌رو، مواجهه‌ی سیاستی با آن نمی‌تواند به ممنوعیت یا توصیه‌ی اخلاقی محدود شود. رویکرد مؤثر باید هم‌زمان سه پرسش را دنبال کند: نوجوان از طریق این رفتار چه نیازی را بیان می‌کند، چه میزان مخاطرات بهداشتی در میان است و چگونه می‌توان میان حق برخورداری از کرامت و هویت‌یابی، آموزش دینی، مسئولیت والدین و الزامات سلامت عمومی تعادل برقرار کرد؟

مطالعه‌ای درباره ناخن‌آرایی، سه مضمون بیان فردی، پیوند اجتماعی و رسانه‌های اجتماعی را شناسایی کرده است (Pierce, 2021). بنابراین، می‌توان گفت شواهد موجود برای طرح مسئله و شناسایی مسیرهای احتمالی تحلیل کافی است، اما برای صدور حکم قطعی درباره‌ی همه‌ی نوجوانان یا نسبت‌دادن یک انگیزه‌ی واحد به آنان کفایت نمی‌کند. همین ملاحظه، ضرورت پژوهش‌های بومی درباره تجربه دختران نوجوان ایرانی، نقش خانواده و همسالان، معانی دینی این انتخاب و میزان مواجهه آنان با خطرهای بهداشتی را نشان می‌دهد.

برای تحلیل عمیق‌تر پدیده‌ی کاشت ناخن در میان دختران نوجوان، باید فراتر از جنبه‌های ظاهری، به مفهوم مدیریت بدن در جامعه‌ی معاصر توجه کرد. جامعه‌شناسان بر این باورند که بدن در جهان امروز به پروژه‌ای فعال و مداوم برای خودارائه‌گری و ساخت هویت تبدیل شده است. نوجوان از طریق دخل و تصرف در ظاهر فیزیکی خود، عاملیت و استقلال فردی خویش را ابراز کرده و تلاش می‌کند در شبکه‌های اجتماعی پیچیده‌ی همسالان، جایگاه و تعلقی برای خود فراهم آورد. در همین راستا، مطالعات کیفی نشان می‌دهد که تزیین و طراحی ناخن‌ها به عنوان ابزاری برای بیان فردی و برقراری پیوندهای اجتماعی عمل می‌کند و رسانه‌های اجتماعی به عنوان بستر اصلی نمایش و اشتراک‌گذاری این هویت بصری نقش‌آفرینی می‌کنند (Pierce,2021).

نقش رسانه‌های اجتماعی تصویری در تغییر درک نوجوانان از بدن خود، یکی از کلیدی‌ترین متغیرهای این تحلیل است. شواهد آزمایشگاهی دقیق‌تری در این زمینه وجود دارد؛ برای نمونه، در یک آزمایش بین‌گروهی با حضور ۱۴۴ دختر ۱۴ تا ۱۸ ساله، مشخص شد که مواجهه با تصاویر دستکاری‌شده و ایده‌آل‌سازی‌شده از سلفی‌ها در اینستاگرام، مستقیماً به کاهش تصویر بدنی مثبت در دختران نوجوان منجر می‌شود و این اثر منفی در افرادی که تمایل بیشتری به مقایسه‌ی اجتماعی دارند، به مراتب شدیدتر است (Kleemans et al.,2018). این آزمایش نشان می‌دهد که چگونه استانداردهای زیبایی بازنمایی‌شده در رسانه‌ها، اضطراب مربوط به ظاهر را در نوجوانان تشدید می‌کنند. به اشتراک گذاشتن جزئیات آراسته‌شده بدن مانند ناخن‌های طراحی شده، واکنشی است به این فشار رسانه‌ای تا فرد بتواند تأیید و توجه همسالان را جلب کند.

این سازوکار در پژوهش‌های کیفی دیگر نیز تأیید شده است؛ برای نمونه، مصاحبه‌های عمیق با دختران دبیرستانی در سنگاپور نشان داده است که همسالان هم‌زمان نقش مخاطب، داور، منبع یادگیری الگوهای زیبایی و هدف اصلی مقایسه‌ی اجتماعی را بازی می‌کنند و نوجوانان برای جبران ناامنی‌های روانی و عزت‌نفس پایین خود، به ارائه‌ی تصاویر ویرایش‌شده و بهینه‌سازی‌شده از خود در فضای مجازی روی می‌آورند(Chua & chang, 2016). در بستر جامعه‌ی ایران نیز، پژوهش‌های کیفی بر روی زنان جوان دانشجو نشان می‌دهد که مدیریت بدن و شیوه‌های زیبایی، پدیده‌هایی جهانی‌شده هستند که گاهی به عنوان یک شر ضروری و گاه به عنوان ابزاری برای ابراز عاملیت و مقاومت در برابر هنجارهای رسمی و سنتی تجربه می‌شوند (Rahbari et al., 2018).

بنابراین، گرایش به آرایش‌هایی مانند کاشت ناخن در میان نوجوانان را نمی‌توان به یک رفتار ساده تقلیل داد. این پدیده، برآیند تلاقی نیازهای روان‌شناختی دوره‌ی نوجوانی مانند نیاز به پذیرش، هویت‌یابی و استقلال، الگوهای بصری رسانه‌های نوین و تعاملات روزمره با همسالان است. نوجوان با استفاده از این ابزارها، در حال بازتعریف مرزهای شخصی و اجتماعی خویش است که مواجهه با آن را از کنترل‌های انضباطی ساده فراتر برده و نیازمند رویکردهای تحلیلی چندبعدی می‌سازد.

تلاقی گرایش به مدیریت بدن و فناوری‌های زیبایی با تعهدات عبادی، یکی از چالش‌برانگیزترین ابعاد پدیده‌ی کاشت ناخن در بستر جامعه‌ی ایران است. از منظر فقهی صحت عباداتی همچون نماز و روزه، مشروط به انجام صحیح طهارت اعم از وضو و غسل خواهد بود که خود نیازمند رسیدن آب به پوست و ناخن‌های اصلی دست و پا است. وجود هرگونه مانع که از رسیدن آب به اعضای طهارت جلوگیری کند، وضو و غسل را با اشکال شرعی مواجه می‌سازد. از آنجا که کاشت ناخن به وسیله چسب‌های صنعتی و مواد پلیمری پایدار انجام می‌شود و برداشتن روزانه‌ی آن ناممکن است، این اقدام عملاً مانعی مستمر بر روی ناخن ایجاد می‌کند که صحت طهارت را با ایراد شرعی مواجه می‌کند. این وضعیت، نوجوان پایبند به فرایض دینی را در برابر یک تعارض درونی و بیرونی قرار می‌دهد: انتخاب میان ابراز عاملیت هویتی از طریق زیبایی بدنی یا پایبندی به مناسک عبادی.

در استفتائات و آرای فتاوای مشهور، ایجاد آگاهانه‌ی مانع بر روی اعضای وضو و غسل بدون ضرورت پزشکی یا عرفی اضطراری، مجاز شمرده نشده و چنین وضو و غسلی باطل اعلام می‌شود. برخی فتاوا در صورت عدم امکان برطرف کردن مانع، رجوع به وضوی جبیره یا جمع میان وضو/غسل جبیره‌ای و تیمم را مطرح ساخته‌اند؛ هرچند برخی دیگر از فقها وضو و غسل جبیره‌ای را صرفاً به موارد اضطراری و غیرارادی مانند پانسمان و زخم محدود دانسته و استفاده از آن را برای موانع زینتی و اختیاری کافی نمی‌دانند و رأی غالب جامعه فقهی همچنان بر عدم کفایت وضو با وجود ناخن کاشته‌شده در شرایط غیراضطراری استوار است (تارنمای استفتائات مقام معظم رهبری).

این چالش فقهی، پیامدهای جامعه‌شناختی عمیقی در فرآیند دین‌داری نوجوانان بر جای می‌گذارد. هنگامی که ساختار رسمی آموزش و تبلیغ دینی گزینه‌ها را به دوگانه‌ی یا زیبایی یا طهارت تقلیل می‌دهد، نوجوان ممکن است به دلیل جاذبه‌های هویتی و اجتماعی مدیریت بدن، مسیر دور شدن تدریجی از مناسک عبادی را انتخاب کند. این گسست عملی، به مرور زمان می‌تواند به کاهش پیوند عاطفی و شناختی با دیگر آموزه‌های دینی منجر شود. از سوی دیگر، اصرار بر رعایت حکم فقهی بدون درک روان‌شناختی بحران هویت در نوجوانی، به جای اصلاح رفتار نوجوان به شکل‌گیری احساس گناه مستمر، اضطراب مذهبی یا دورویی مصلحتی در محیط‌های آموزشی و خانوادگی می‌انجامد. بنابراین، واکاوی فقهی این پدیده فراتر از بررسی تخصصی یک فتواست و مستقیماً با اثربخشی تربیت دینی و حفظ زیست مذهبی نسل جدید پیوند دارد.

واکنش نهادهای آموزشی و خانوادگی به پدیده کاشت ناخن در میان دختران نوجوان، در بسیاری از موارد به دوگانه‌ای  میان ممنوعیت و رهاسازی کامل فروکاسته می‌شود. هر دو رویکرد، اگر بدون درک انگیزه‌های هویتی نوجوان و شواهد سلامت عمومی اتخاذ شوند، ناکارآمد خواهند بود. تجربه نشان می‌دهد که برخوردهای صرفاً تنبیهی رفتار مسئله‌ساز را حذف نمی‌کند و ممکن است نوجوان را به پنهان‌کاری و فاصله‌گیری از گفت‌وگوهای تربیتی سوق دهد. از این رو، مواجهه مؤثر باید بر مدیریت آگاهانه استوار باشد، نه بر واکنش‌های صرفاً انضباطی.

یکی از مهم‌ترین گام‌های مدیریت پدیده مکاشت ناخن به ویژه در میان دختران نوجوان، آگاهی‌بخشی در مورد پیامدهای مخاطره‌آمیز این کار برای سلامت و بهداشت فرد است. مهم‌ترین خطر گزارش‌شده در مطالعات پزشکی، حساس‌سازی و بروز درماتیت تماسی آلرژیک ناشی از آکریلات‌ها و متاکریلات‌ها است. در مطالعه گذشته‌نگر وَرشو و همکاران بر پایه داده‌های North American Contact Dermatitis Group در فاصله سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۶، از میان ۳۸٬۷۷۵ بیمار، تعداد ۷۶۹ نفر، یعنی حدود ۲ درصد، واکنش مرتبط با محصولات مراقبت ناخن داشتند. اهمیت این مطالعه در آن است که نشان می‌دهد آلرژن‌هایی مانند 2-hydroxyethyl methacrylate، methyl methacrylate و ethyl acrylate از عوامل اصلی این نوع حساسیت هستند و روند حساسیت به برخی از این مواد در طول زمان رو به افزایش بوده است. برای نمونه، حساسیت به 2-HEMA و ethyl acrylate در این مجموعه افزایش معنادار نشان داده، در حالی که حساسیت مرتبط با tosylamide کاهش یافته است.

این یافته‌ها با مرور روایی استرماک و همکاران نیز هم‌راستا است. در آن مرور، که ۴۴ مقاله را از میان ۲۲۳ مطالعه در بازه ژانویه ۲۰۱۰ تا مارس ۲۰۲۵ وارد تحلیل کرده، درماتیت تماسی آلرژیک ناشی از آکریلات‌ها و متاکریلات‌ها به‌عنوان پرتکرارترین پیامد بالینی گزارش شده است. در همین مطالعه تأکید می‌شود که خطر اصلی، به‌ویژه در کاربران جوان‌تر و کارکنان سالن‌های زیبایی، حساس‌شدن به مواد شیمیایی مورد استفاده در فرایند کاشت و ترمیم ناخن است، نه صرفاً تابش UV ناشی از لامپ‌های دستگاه کاشت ناخن. به بیان دیگر، اگرچه مواجهه با UV در استفاده معمول از نظر این مرور در سطحی پایین‌تر از آستانه‌های آسیب مهم پوستی ارزیابی شده، اما آکریلات‌ها همچنان پیامد مهم بهداشتی کاشت ناخن را با خود دارند.

از منظر سیاست‌گذاری، این یافته‌ها یک نتیجه روشن دارند: هرگونه برخورد انضباطی با کاشت ناخن در مدرسه یا خانواده، اگر بدون اطلاع‌رسانی درباره خطرهای واقعی سلامت باشد، به‌جای اقناع، بر مقاومت نوجوان می‌افزاید. سیاست درست، باید بر سه پایه استوار شود: نخست، آموزش درباره خطر درماتیت، آسم و تحریکات پوستی و تنفسی ناشی از آکریلات‌ها و متاکریلات‌ها که در فرایند کاشت ناخن وجود دارد؛ دوم، نظارت بهداشتی بر سالن‌ها و الزام به تهویه، مواد استاندارد و رعایت اصول ایمنی؛ سوم، گفت‌وگوی غیرتحقیرآمیز با نوجوانان درباره نسبت میان زیبایی، سلامت و تعهدات عبادی. در غیر این صورت، ممنوعیت‌های صرف احتمالا نمی‌توانند به حل مسئله بینجامند و ممکن است آن را از سطح یک انتخاب زیبایی‌شناختی به سطح تعارض هویتی و مقاومت پنهان ارتقا می‌دهند.

مراجع

تارنمای استفتائات حضرت آیت الله خامنه‌ای (ره) به نشانی:

https://www.leader.ir/fa/search/%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D9%86%20%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%86/all/all/all/1

Pierce, A. (2021). Women and nail art: A descriptive case study. Link: https://www.semanticscholar.org/paper/095133211c03c1a6abc9d9b728172974a552e4a1

Ji, H.-S., & Kim, E. S. (2021). Analysis of Nail Tip Design According to Teenage Preference: Focused on Colors, Patterns, Decoration Preference. Journal of the Korean Society of Beauty and Art, 22(3). DOI: https://doi.org/10.18693/jksba.2021.22.3.49

Chua, T. H. H., & Chang, L. (2016). Follow me and like my beautiful selfies: Singapore teenage girls’ engagement in self-presentation and peer comparison on social media. Young Consumers. Link: https://www.semanticscholar.org/paper/18d34a3509af2f826278a6698230fa6d7755116d

Rahbari, L., Dierickx, S., Longman, C., & Coene, G. (2018). ‘Kill Me but Make Me Beautiful’: Harm and Agency in Female Beauty Practices in Contemporary Iran. Asian Journal of Women’s Studies. Link: https://www.semanticscholar.org/paper/b46a00965d61da9dc5ab23452430eb9cb282446c

Stermach, M., et al. (2026). Gel Manicure and Associated Risks: Narrative Review. Link: https://www.semanticscholar.org/paper/12554ae505f2881c8cf9f81b14b7f13c8ffa86c9

Warshaw, E., et al. (2020). Contact Dermatitis Associated with Nail Care Products: Retrospective Analysis of North American Contact Dermatitis Group Data, 2001–2016. Link: https://www.semanticscholar.org/

Kleemans, M., Daalmans, S., Carbaat, I., & Anschütz, D. (2018). Picture Perfect: The Direct Effect of Manipulated Instagram Photos on Body Image in Adolescent Girls. Media Psychology. Link: https://www.semanticscholar.org/

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا