اسلایدریادداشتها

زنِ بی‌قرار؛ یادداشتی در باب فشار پنهان بر زن معاصر

محمدامین مهدی‌زاده پژوهشگر حوزه مطالعات جنسیت در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

فرهنگ معاصر بیش از گذشته، زندگی فردی را در قالب پروژه‌ای برای ساختن و بازسازی خویش تعریف می ‌کند. فرد مطلوب کسی نیست که صرفاً مجموعه‌ای از قواعد را رعایت کرده باشد. بلکه از او انتظار می‌رود ظرفیت‌ های خود را کشف کند، بر ضعف‌هایش غلبه کند، قابلیت‌هایش را توسعه دهد و پیوسته نسخه کامل‌تری از خود بسازد. این منطق در مورد زنان صورتی فشرده‌تر پیدا می‌کند، زیرا حوزه‌های متعددی ــ از بدن و ظاهر گرفته تا تمام نقش های خانوادگی و اجتماعی شامل تحصیل، اشتغال، همسری، مادری، سلامت و سبک زندگی ــ هم‌زمان به موضوع ارزیابی و بهبود تبدیل می ‌شوند. در چنین شرایطی، زن ایده آل دیگر یک الگوی ثابت نیست. استانداردی سیال است که با دستیابی به هر سطح، امکان تعریف سطحی بالاتر را فراهم می‌کند.

مفهوم «زن بی‌قرار» در این یادداشت ناظر به همین وضعیت است. بی‌قراری در اینجا نه یک ویژگی روانشناختی و نه توصیفی از شخصیت زنان، بلکه اصطلاحی برای یک وضعیت اجتماعی است که در آن فرد به شکل مستمر خود را در فاصله میان آنچه هست و آنچه باید بشود تجربه می‌کند. آنچه این وضعیت را از میل عادی انسان به پیشرفت متمایز می‌کند، فقدان نقطه پایان است. مسئله صرفاً بالا بودن استانداردها نیست. مسئله آن است که خود استاندارد دائماً بازتولید و ارتقا می‌یابد. از این منظر، فشار اصلی نه برای رسیدن به یک تصویر مطلوب از خود، بلکه برای استمرار فرایند بهبود است.

ایده‌آل زنانگی به‌ مثابه پروژه‌ای ناتمام

برای توضیح این وضعیت، مفهوم “خود نظارتی” در ادبیات فرهنگ رسانه اهمیتی ویژه دارد. گیل در تحلیل فرهنگ رسانه‌ای نشان می ‌دهد که یکی از تحولات مهم در بازنمایی زنان، پیوند خوردن زنانگی با خود نظارتی، خودانضباطی و نوعی پارادایم تغییر و بهبود است. در این الگو، زن مطلوب نه صرفاً موضوع نگاه و قضاوت دیگری، بلکه کسی است که خود وظیفه ارزیابی، مراقبت و اصلاح مستمر خویش را برعهده دارد. زبان این فرایند نیز اغلب زبان اجبار آشکار نیست. بلکه به صورت پنهان با استفاده از مفاهیمی مانند انتخاب، توانمندی، اعتمادبه‌نفس و مراقبت از خود در کنار الزام به اصلاح و بهینه‌سازی قرار می‌گیرند(Gill,2007).

ده سال بعد، گیل با بررسی گسترش فرهنگ دیجیتال بر شدت گرفتن همین منطق تأکید کرد. از این منظر، فناوری‌های جدید صرفاً ابزار ارتباطی نیستند. امکانات تازه‌ای برای ثبت، مشاهده، اندازه‌گیری، مقایسه و ارزیابی مداوم خود فراهم می‌کنند. بنابراین کار روی خود از یک توصیه موردی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل می‌شود(Gill,2017).

نکته مهم این است که این تحلیل نباید با اصل خودسازی اشتباه گرفته شود. امکان تحصیل، ورزش، مراقبت از بدن یا ارتقای سلامت روان فی ‌نفسه مسئله نیست. مسئله زمانی پدید می‌ آید که مجموعه‌ای از امکانات به مجموعه‌ای از معیارهای ارزشی تبدیل شود و در نتیجه، ارزش فرد به میزان موفقیت او در مدیریت هم ‌زمان حوزه‌های گوناگون زندگی گره بخورد. اینجاست که گزاره ذهنی «می‌توانی بهتر شوی» به ‌آرامی به «باید بهتر شوی» نزدیک می ‌شود. بدون اینکه لزوماً صورت یک دستور صریح پیدا کند.

بدن زن و درونی ‌شدن نگاه ارزیاب

بدن یکی از روشن ‌ترین عرصه‌ های ظهور این سازوکار است. نظریه شیءانگاری فردریکسون و رابرتز توضیح می‌دهد که در محیطی که بدن زنان به‌طور مداوم موضوع ارزیابی بصری قرار می‌گیرد، زنان ممکن است به‌تدریج نگاه مشاهده‌گر بیرونی را درونی کنند و بدن خود را از منظر یک ارزیاب خارجی ببینند. نتیجه این فرایند، افزایش ارزیابی بدن است. یعنی بدن به صورت مداوم مورد مشاهده، سنجش و داوری قرار می‌گیرد (Fredrickson & Roberts, 1997).

اهمیت این بحث برای مفهوم «زن بی‌قرار» در همین انتقال محل نظارت است. برای اعمال فشار بر بدن زن، همواره لازم نیست نهادی بیرونی به‌طور مستقیم معیار مطلوب را اعلام کند. هنگامی که معیارهای ظاهری درونی شده باشند، بخش مهمی از فرایند ارزیابی توسط خود فرد انجام می‌شود. فرد می‌تواند دائماً نسبت میان بدن واقعی و بدن مطلوب را اندازه بگیرد و هر تفاوتی را به مسئله‌ای برای اصلاح تبدیل کند.

فناوری‌ های دیجیتال این فرایند را به ‌مراتب در دسترس‌تر کرده‌اند . الیاس و گیل از مفهوم نظارت زیبایی برای توضیح این وضعیت استفاده می‌کنند. آنها نشان می ‌دهند که اپلیکیشن‌های زیبایی و ابزارهای دیجیتال، امکان نوعی ارزیابی مداوم و جزئی‌نگر را فراهم می‌ کنند که در آن بدن و چهره به موضوع اصلاح، ویرایش و ارزیابی پیوسته تبدیل می‌شوند (Elias & Gill, 2018).

در اینجا تفاوت مهمی میان رسانه‌های اجتماعی و رسانه‌های سنتی مانند تلویزیون وجود دارد. زن در شبکه اجتماعی فقط مصرف ‌کننده تصویر زن مطلوب نیست. بلکه خود نیز تولیدکننده تصویر از خودش است. بنابراین رابطه او با معیار زیبایی فقط از مسیر تماشای دیگری شکل نمی‌گیرد، بلکه از طریق انتخاب و حذف تصویر، زاویه، ویرایش، انتشار و دریافت واکنش نیز ساخته می‌شود. همین خصلت تعاملی، مرز میان نگاه دیگران و نگاه فرد به خودش را کم‌ رنگ‌تر می‌کند.

شبکه ‌های اجتماعی و تشدید سازوکار مقایسه

هرچند مطالعات اولیه در زمینه استفاده از شبکه های اجتماعی  بیشتر بر مدت استفاده از این شبکه ها متمرکز بود اما در سال‌ های اخیر بررسی تاثیر فرایند و الگوریتم های این شبکه ها بر کنش‌های انسانی نیز مورد توجه قرار گرفته است. فراتحلیل  بونفانتی و همکاران(2025) که ۸۳ مطالعه را بررسی کرده،  نشان می دهد مقایسه اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی با نگرانی بیشتر درباره تصویر بدن همبستگی نسبتاً قابل‌توجهی دارد و در عین حال با تصویر مثبت‌تر از بدن رابطه منفی نشان می‌دهد. پژوهش هوگ و میلز(2019) در آزمایشی روی ۱۱۸ زن جوان نیز نشان می دهد زنانی که در شبکه اجتماعی با پروفایل همسالان زن جذاب تعامل کرده بودند، احساس منفی بیشتری از بدن خود پیدا کردند. درحالی‌که تعامل مشابه با اعضای خانواده چنین اثری نداشت.

پژوهش‌های داخلی نیزنتایجی مشابه با تحقیقات بین المللی را نشان می‌دهد. سهراب‌زاده و همکاران(1398) در مطالعه‌ای پیمایشی در مورد  زنان ۲۰ تا ۳۵ ساله شهر کاشان، رابطه معناداری میان استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و تصویر ذهنی زنان از بدنشان گزارش کردند که نشان می‌دهد تصویر ذهنی زنان ایرانی از بدن خودشان مستقل از محیط رسانه‌ای شکل نمی‌گیرد و مصرف شبکه‌های اجتماعی با صورت‌بندی این تصویر ارتباط دارد. پژوهش ایمان و رحمانی(1404) شواهد عینی تری در این زمینه ارائه می‌کند.  در مطالعه آنان بر ۳۲۱ دختر نوجوان، سطح نگرانی از تصویر بدن در محدوده متوسط رو به بالا گزارش شده و نوع، انگیزه و شدت استفاده از رسانه‌های اجتماعی در مجموع ۲۱ درصد از واریانس نگرانی از تصویر بدن را تبیین کرده اند. نکته مهم‌تر آنکه، استفاده از محتوای تصویری و دنبال کردن افراد مشهور و نیز انگیزه‌هایی چون مقایسه اجتماعی، کسب تأیید و تحسین با نگرانی بیشتر از تصویر بدن ارتباط داشتند. شدت استفاده نیز در این پژوهش بیشترین ضریب مسیر مستقیم را داشت.

منطق فراگیر خودسازی

نکته ای که باید توجه داشت این است که موضوع ارزیابی خود تنها در بدن منحصر نمی‌ماند و فرهنگ خودسازی معاصر به افراد می‌آموزد جنبه‌های بیشتری از زندگی را همچون حوزه ‌هایی قابل مدیریت و بهینه‌سازی ببینند. سلامت، بهره‌وری، کیفیت روابط، موفقیت حرفه‌ای و شیوه مواجهه با هیجانات، همگی می‌توانند به موضوع کار روی خود تبدیل شوند. در مورد زنان، مسئله زمانی تشدید می‌شود که هم اکنون زنان در تعاریف ایده‌آل با انبوهی از نقش‌های خانوادگی و اجتماعی مواجه هست و این نقش‌ها نه جانشین یکدیگر، بلکه بر یکدیگر انباشته شوند و موفقیت در یک حوزه لزوماً فرد را از ارزیابی در حوزه‌ های دیگر معاف نمی‌کند. توانایی علمی و شغلی، سلامت جسم، کیفیت روابط، ظاهر، همسری، مادری هم ‌زمان در تعریف «زن موفق» وارد شده اند. در نتیجه، دامنه حوزه‌هایی که فرد می‌تواند در آنها احساس ناکافی بودن کند افزایش یافته است.

از این منظر، ویژگی اصلی «زن بی‌قرار» کمال‌گرایی به معنایی که در روانشناسی بالینی مطرح می‌کنند نیست. بلکه زندگی برای رسیدن به مجموعه‌ای از استانداردهای همیشه درحال تغییر است. دستاوردهای هرمرحله به ‌سرعت عادی می‌شوند و سطح تازه‌ای از مطلوبیت جای آنها را می‌گیرد. به بیانی دیگر ساختار این منطق به گونه‌ای است که امکان تعریف وضع بهتر تقریباً همواره وجود دارد. به همین دلیل، بی‌قراری را می‌توان پیامد فاصله‌ای دانست که هیچ گاه پر نمی‌شود و نقطه ثابتی برای وضع ایده‌آل نمی توان قرارداد.

نتیجه گیری: از منع آشکار تا تنظیم هنجاری

در مجموع می‌توان گفت کنترل اجتماعی و مدیریت افراد در دوره سنت بیشتر به صورت مستقیم و با زبان منع بوده است. اما فرهنگ مدرن مدل تازه‌تری از فشار و کنترل اجتماعی را در جامعه اجرا نموده است. مدلی که در آن الزاماً مانعی مقابل افراد قرار نمی‌دهد و حتی این زبان فشار ممکن است پیوسته از آزادی، انتخاب، توانمندی و مراقبت از خود سخن بگوید. اما در دل همین زبان، فرمان دیگری می‌تواند پنهان باشد. در واقع در این سبک از کنترل، زن از انجام کاری منع نمی‌شود، بلکه با مجموعه‌ای از الگوهای مطلوب مواجه می‌شود که نشان می‌دهند چگونه می‌توان زیباتر، سالم‌تر، موفق‌تر، مطمئن‌تر یا جوان‌تر بود. وجه مسئله‌ساز این الگو نه هر یک از این ارزش‌ها به‌تنهایی، بلکه استمرار و تراکم آنها و فقدان نقطه‌ای روشن برای کافی بودن است.

در این وضعیت به نظرمی‌رسد ما با خشونتی پنهان اما به مراتب پرفشارتر از خشونت مستقیم علیه زنان به خصوص در حیطه مدیریت بدن مواجه هستیم.  فشاری که به ظاهر مستقیماً افراد را مجبور به مدیریت بدن نمی‌کند، اما آن را پیوسته در معرض ارزیابی قرار می‌دهد و مسئولیت کاهش فاصله با معیار مطلوب را به خود فرد واگذار می‌کند. در این وضعیت، بدن زن به پروژه‌ای تبدیل می‌شود که باید مدیریت شود و خود زن نیز به ناظر، داور و اصلاح‌کننده دائمی این پروژه بدل می‌شود.

از این منظر، خشونت اصلی بر زن معاصر دقیقاً از جایی می‌آید که ممنوعیتی در کار نیست. از جایی که فرهنگ تنها می‌گوید انتخاب با توست، اما هم‌زمان بی‌وقفه یادآوری می‌کند که صورت بهتری از تو نیز ممکن است. «زن بی‌قرار» محصول همین فاصله دائمی با امکان بهتر شدن است. فاصله‌ای که نه به‌سادگی تحمیل می‌شود و نه به‌سادگی پایان می‌یابد.

منابع

ایمان، محمدتقی، و رحمانی، روح اله. (۱۴۰۴). رسانه‌های اجتماعی و بازآفرینی «تصویر بدن»: نگرانی‌های ذهنی دختران نوجوان از تصویر بدن. تداوم و تغییر اجتماعی، (1)4، 97-125

سهراب‌زاده، مهران، نیازی، محسن، نژادی، اعظم، و افرا، هادی. (۱۳۹۸). شبکه‌های اجتماعی مجازی و شکل‌گیری تصویر ذهنی زنان از بدنشان. زن و جامعه، (2)10، 217-240.

Bonfanti, R. C., Melchiori, F., Teti, A., Albano, G., Raffard, S., Rodgers, R., & Lo Coco, G. (2025). The association between social comparison in social media, body image concerns and eating disorder symptoms: A systematic review and meta-analysis. Body Image, 52, 101841.

Elias, A. S., & Gill, R. (2018). Beauty surveillance: The digital self-monitoring cultures of neoliberalism. European Journal of Cultural Studies, 21(1), 59–77.

Fredrickson, B. L., & Roberts, T.-A. (1997). Objectification theory: Toward understanding women’s lived experiences and mental health risks. Psychology of Women Quarterly, 21(2), 173–206

Gill, R. (2007). Postfeminist media culture: Elements of a sensibility. European Journal of Cultural Studies, 10(2), 147–166

Gill, R. (2017). The affective, cultural and psychic life of postfeminism: A postfeminist sensibility 10 years on. European Journal of Cultural Studies, 20(6), 606–626.

Hogue, J. V., & Mills, J. S. (2019). The effects of active social media engagement with peers on body image in young women. Body Image, 28, 1–5.

 

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا