چرا غرب در برابر ایران اسلامی، دچار اشتباهات بزرگ محاسباتی میشود؟
علی سامع پژوهشگر حوزه فلسفه علم در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

علی سامع پژوهشگر حوزه فلسفه علم در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
مقدمه
در تحلیل شکستهای راهبردی آمریکا، رژیم صهیونیستی و به طور کلی غرب سلطهجو در برابر ایران پس از انقلاب اسلامی، علل مختلفی از سوی تحلیلگران داخلی و خارجی بیان شده است که اغلب همین علل را به عنوان منشاء اشتباهات محاسباتی راهبردی و عمیق غرب در برابر ایران محسوب میکنند. اما یک پرسش کلیدی مطرح میشود که چرا غرب مدرن که به تجربهگرایی مشهور است هیچگاه از چنین تجارب آشکار و مبرهنی در اشتباهات پیشین خود درس عبرت نمیگیرد؟ برای مثال، چرا تجربه 8 سال دفاع مردم ایران در برابر تمامی قدرتهای جهان که به پشتیبانی همهجانبه از صدام میپرداختند، مانع از اشتباه محاسباتی آمریکا برای ورود مستقیم به درگیری نظامی با ایران نشد؟ شاید مهمترین پاسخی که میتوان به این پرسش داد، پاسخی از بعد جامعهشناسی است. حجت الاسلام و المسلمین دکتر حمید پارسانیا، از پژوهشگران برجسته فرهنگ و جامعهشناسی کشور، در میانه «دفاع رمضان» پاسخی کوتاه اما عمیق، در باب این پرسش کلیدی مطرح نمودند که تلاش یادداشت حاضر ارائه شرحی نسبتا تفصیلی برای این پاسخ و تبیین کنش اجتماعی جامعه ایران در این چارچوب است. مخاطب اصلی یادداشت حاضر، نه دانشجویان یا پژوهشگران حرفهای جامعهشناسی بلکه عموم مردم، دانشجویان و نخبگان است.
پیش از شرح تفصیلی این پاسخ به اصل آن از بیان حجت الاسلام پارسانیا دقت کنید: «از دیدگاه ماکس وبر که از جامعهشناسان برجسته غربی است، رفتارها و کنشهای ارادی انسانها به چهار دسته تقسیم میشود: 1) رفتارهایی که از روی عادات و سنتها رخ میدهند، 2) رفتارهایی که از روی احساسات و هیجانات رخ میدهند، 3) رفتارهایی که از روی عقلانیت ابزاری رخ میدهند و 4) رفتارهایی که از روی عقلانیت ارزشگرا رخ میدهند. خود وبر معتقد است که نوع چهارم از رفتارها دیگر در ساختارهای اجتماعی غرب وجود ندارد و عقلانیت حاکم بر این ساختارها صرفا عقلانیت ابزاری است به این معنی که تفکر را تنها در راستای تسلط و پیشبینی رخدادهای جهان مادی به کار میگیرد. از نگاه وبر، مقصود از رفتارهای مبتنی بر عقلانیت ارزشگرا، رفتارهایی است که اهدافی به غیر از اهداف مادی دارند. بنابراین تفکری که به مسائل بسیار بنیادین حیات انسان مانند آغاز و انجام او، ابدیت انسان و جایگاه انسان در جغرافیای هستی میپردازد و رفتار انسان را مبنی بر همین تفکر تنظیم میکند، عقلانیت ارزشگراست. اکنون روشن است که چرا غرب نمیتواند کنشها و رفتارهای جامعه ایران را درست مورد محاسبه و پیشبینی قرار دهد، زیرا برخلاف غرب، عقلانیت ارزشگرا آن هم مبتنی بر ارزشهای متعالی اسلامی در جامعه ایران زنده و پویاست و منشأ بخش مهمی از کنشها و رفتارها در این جامعه، همین ارزشهاست و این درحالی است که چارچوب نگاه غرب که براساس نظریات بومی خودشان شکل گرفته است، تنها کنشهای مبتنی بر عقلانیت مادی مورد محاسبه قرار میگیرند» .
اقسام رفتارها و کنشهای انسانی
زمانی که از رفتارها و کنشهای انسانی در علوم اجتماعی سخن به میان میآید، تنها رفتارهایی مد نظر است که انسانها به صورت ارادی از خود بروز میدهند نه حرکات کاملا غیر ارادی که به طور مثال از تاثیرات فیزیولوژیک و یا انعکاسات عصبی نشأت میگیرد. از سوی دیگر، رفتارها و کنشهای ارادی انسان را میتوان به دو دسته تقسیم نمود: 1) رفتارهایی که به تعقل و تفکر وابسته نیستند و 2) رفتارهایی که به تفکر و تعقل انسان وابستهاند. در واقع، دو قسم از رفتارها و کنشهایی که ماکس وبر برای اقسام رفتارها و کنشهای انسانی بیان کرده است، یعنی رفتارهای از روی عادات یا سنتها و رفتارهای از روی هیجان و احساسات، اقسامی هستند که به تعقل و تفکر وابسته نیستند. مثال روشنی از رفتارهای از روی عادت و سنت، نوع پوشش سنتی اقوام مختلف است. در واقع، از نگاه وبر شاید نخستین کسانی که نوع خاصی از پوشش را در یک قوم خاص برگزیدهاند بر مبنای تفکری خاص (عقلانیت ابزاری یا عقلانیت ارزشگرا) چنین گزینشی را انجام دادهاند اما بدنه اجتماعی کنونی این اقوام اغلب هیچ ایدهای در مورد اهداف و تفکر خاص پیشینیان خود در گزینش این پوششهای خاص ندارند و انتخاب این پوششها در حال حاضر اغلب از روی سنت و عادت انجام میشود. همچنین، مثال سادهای از رفتارهای ناشی از هیجان و احساسات، پرخاشهای ناشی از خشم و عصبانیت است که به روشنی بدون نیاز و مستقل از تفکر صورت میگیرد.
در مقابل این رفتارها، دو قسم دیگر رفتارها و کنشها در تقسیمبندی وبر کاملا وابسته به تفکرند: یعنی رفتارهای ناشی از عقلانیت ابزاری و رفتارهای ناشی از عقلانیت ارزشگرا. مثال برجسته کنشهای ناشی از عقلانیت ابزاری، تمام تحقیقات و پژوهشها در علوم تجربی مدرن و نیز تمام برنامهریزیها و ایدههایی است که انسان غربی در باب سبک زندگی ایجاد کرده و براساس آن عمل میکند. تفکری که تلاش میکند رخدادهای مادی جهان را پیشبینی کند و آنها را در راستای رسیدن به اهداف مادی خود به کارگیرد. در مقابل، رفتارهای وابسته به تفکر و تعقلی قرار دارند که به بیان وبر، به دلیل ارزش ذاتیشان انجام میشوند مانند رفتارهای ناشی از ارزشهای دینی یا ارزشهای انسانی که صرفا اهداف مادی را در بر ندارند.
کنش اجتماعی ملت ایران در دفاع رمضان
اکنون براساس «چارچوب کلی» که پیشتر در مورد کنشهای اجتماعی انسانها از نگاه وبر بیان شد، تلاش میشود تا تبیینی از کنشهای اجتماعی ملت ایران در جریان دفاع در برابر تهاجم اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی ارائه شود. بدین ترتیب اولین پرسش این خواهد بود که اساسا کنش ملت ما در برابر تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی چه بود؟ روشن است که براساس حضور گسترده مردم ایران در خیابانها و میادین اصلی شهرها به طور مداوم و هر شب با در دست داشتن «پرچم ایران»، چنین کنش اجتماعی را میتوان اینگونه تعریف کرد: «ایستادگی و دفاع یکپارچه در برابر تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران». مهمترین نشانگر وجود وحدت و یکپارچگی در این کنش، «اتحاد بیسابقه تمام سلایق سیاسی» است که در بیانیهها و مواضع گوناگون سیاستمداران و اشخاص برجسته هر طیف نمایان شده است و نیز مهمترین نشانگر بعد تقابلی این کنش در برابر تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی، «حمایت از اقدامات نیروهای مسلح ایران و توافق بر روی مسئله دفاع راهبردی برای احیای بازدارندگی بلندمدت ایران» در برابر هر گونه تهدید خارجی است. دقیقا به دلیل همین اتحاد بیسابقه سلایق مختلف سیاسی بر روی مسئله دفاع است که در فضای رسانهای داخل ایران حتی کوچکترین اظهار نظرهای متضاد با دیدگاه آحاد مسئولین و مردم مانند لکهای بر یک پارچه سفید به سرعت آشکار شده و واکنشهای متعدد برمیانگیزد و در مواردی به سرعت منجر به تغییر بیانیهها میشود .
اکنون با در دستداشتن چارچوب وبر برای کنشهای اجتماعی، پرسش کلیدی این خواهد بود که منشاء کنش مذکور از سوی مردم ایران را کدام یک از چهارگانه وبر تشکیل میدهد؟ یا دستکم چه عاملی از این چهار عامل، مهمترین بخش از این کنش را تشکیل میدهد؟ آیا کنش مردم ایران در «دفاع رمضان» عمدتا از روی عادات و سنتهای ایرانی و ملی است؟ یا چنین کنشی ناشی از هیجانات و عواطف انسانی است؟ و یا برخلاف دو مورد پیشین مبتنی بر یک محاسبه و عقلانیت است اما صرفا اهداف مادی را دنبال میکند؟ و یا در مقابل، براساس عقلانیتی است که با تکیه بر «ارزشهای مشخص»، نه تنها اهداف مادی بلکه اهداف معنوی را هم دنبال میکند؟
آیا کنش مردم ایران از روی عادات و سنتهای ایرانی و ملی است؟
بسیاری از تحلیلگران و سیاستمداران برجسته ایرانی و خارجی، در پاسخ به پرسش از منشاء کنشهای اجتماعی شگفتانگیز مردم ایران در برابر تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی، بیان میکنند که چنین کنشی ناشی از میراث تمدنی مردم ایران است که دستکم دهها برابر میراث تمدنی کشورهایی چون آمریکاست و همین میراث تمدنی سدی محکم در برابر گسیختگی اجتماعی در مواجهه با تهاجمات خارجی میشود و بنابراین مهمترین عامل وحدتبخش در چنین شرایطی، همین میراث تمدنی است. چنین تحلیلی به وضوح در سخنان شهید دکتر علی لاریجانی، از تحلیلگران برجسته ایرانی، نمایان بوده است و شکی نیست که بخش قابل توجهی از کنش اجتماعی مردم ایران در تهاجمات اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی مبتنی بر همین سنتهای تمدنی است. با این وجود، با نگاهی به تاریخ معاصر و تهاجمات گسترده خارجی به خاک ایران به ویژه اشغال ایران بوسیله نیروهای نظامی انگلیس در طول جنگ جهانی اول و در اواخر حکومت قاجار (1296-1298) و همچنین اشغال دوباره و گستردهتر ایران بوسیله نیروهای نظامی روسیه و انگلیس در طول جنگ جهانی دوم و در پایان حکومت پهلوی اول (1320-1326) آشکارا نشان میدهد که وجود میراث تمدنی و ملی در جامعه ایرانی به تنهایی نمیتواند باعث ایجاد «کنش دفاعی یکپارچه و متحد» در برابر تهاجمات خارجی باشد، بلکه باید عامل دیگری باشد که وجود این میراث تمدنی را اثر بخش سازد.
آیا کنش مردم ایران ناشی از عواطف و هیجانات است؟
با نگاهی به وقایع تهاجم اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، آشکار است که دستکم برخی از وقایع این نبرد، مانند تهاجم ظالمانه آمریکا به دبستان شجره طیبه در شهرستان میناب یا تهاجم به اماکن امدادی و بیمارستانها، نه تنها عواطف انسانی ایرانیان بلکه عواطف انسانی عموم جهانیان را به شدت برانگیخت، تاجایی که در همان روزهای نخست این تهاجم، دولت تبهکار آمریکا مسئولیت حمله به این دبستان را به گردن نیروهای مسلح ایران انداخت. بدین ترتیب، ممکن است برخی تصور کنند که مهمترین عامل کنش اجتماعی مردم در «دفاع یکپارچه» در برابر تهاجم آمریکا و رژیم صهویستی، همین عواطف و احساساتی است که براثر اعمال ظالمانه آمریکا و رژیم صهیونیستی برانگیخته شده است اما دو ویژگی کلیدی این کنش، نشان میدهد که این عامل نیز نمیتواند به عنوان «عامل اصلی و محوری» مطرح باشد: اول این که چنانکه خود ماکس وبر بیان کرده است، رفتارها و کنشهای ناشی از هیجانات و عواطف انسانی کنشهایی ناپایدار هستند و نمیتوانند مدت طولانی دوام بیاورند و گذشت زمان با تضعیف این عواطف و احساسات، علیالاصول باعث تضعیف چنین کنشها و رفتارهایی میشود. این درحالی است که مشاهدات میدانی نشان میدهد که اجتماعات مردمی در میادین و خیابانهای شهرها در حمایت از «دفاع از ایران» به عنوان بارزترین کنش اجتماعی این مردم، از همان آغاز تهاجم آمریکا نه تنها کمرنگ و تضعیف نشده است بلکه به طور محسوسی گسترش نیز یافته است. دومین ویژگی رفتارها و کنشهای احساسی و هیجانی این است که چنین کنشهایی عموما فاقد هوشمندی و به همین دلیل فاقد اثرگذاری بلندمدت است. با این حال، نه تنها «عملکرد برنامهریزی شده» و کاملا هوشمندانه نیروهای مسلح ایران در عملیاتهای آفندی و پدافندی به وضوح وجود کنش احساسی و هیجانی را در بدنه نیروهای مسلح منتفی میکند، بلکه افزایش عملکرد زنجیرههای تامین کالا و خدمات در کشور که عمدتا «با هدف تامین نیازهای اساسی مردم در شرایط جنگ» رخ داده است از یک سو، و تحرکات نخبگان هنری-فرهنگی در کنار نخبگان سیاسی-اجتماعی برای تامین «نرمافزار دفاع» در برابر تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر نشان از «کنش هوشمندانه بدنه عمومی مردم ایران» در جریان این دفاع دارد که اثربخشی چنین کنشهای هوشمندانهای در «افزایش تابآوری اجتماعی» در طول این جنگ کاملا آشکار است.
شاهد دیگر در این زمینه این است که اگر قرار بود کنش دفاعی یکپارچه مردم ایران در طول تهاجم اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی ناشی از عواطف و احساسات انسانی یا ملی-میهنی باشد، پرسش کلیدی این است که چرا چنین کنشی در طول اشغال ایران در جنگ جهانی اول که بدلیل غارت منابع غذایی ایران بوسیله نظامیان اشغالگر انگلیس در کنار عدم پرداخت پول نفت ایران به ایرانیان، بصورت فاجعهباری منجر به «مرگ میلیونها ایرانی» شد، ظهور و بروز نکرد؟ بنابراین روشن است که «عامل اصلی» کنش کنونی مردم ایران، نمیتواند احساسات و هیجانات باشد.
آیا دفاع یکپارچه مردم ایران ناشی از عقلانیت ابزاری (مادی) است؟
بخش دیگری از تحلیلهای ارائه شده در رسانههای داخلی و خارجی بیان میکنند که اصلیترین عامل کنش دفاعی یکپارچه مردم ایران در برابر تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی، عقلانیت ابزاری و مادی است به این معنی که چنین کنشی ناشی از تفکر و عقلانیتی است که مردم ایران برای دستیابی به پیشرفت مادی در زندگی خود پیشگرفتهاند. شاید مهمترین موید این تحلیل، موضعی است که بسیاری از دولتمردان و سیاستمداران ایران بویژه در مورد «ادامه» دفاع در برابر تهاجم آمریکا و رژیم صهونیستی و عدم تمایل به آتشبس اتخاذ نمودهاند و بیان میکنند که «چرخه مذاکره-جنگ-آتشبس» باید شکسته شود و ایران باید به امنیت، صلح و بازدارندگی بلندمدت دستیابد نه آتشبس موقت و ماندن زیر سایه جنگ. روشن است که چنین هدفی کاملا مادی است و هر کشور دیگری با هر دین، فرهنگ و سنتهایی، چنین هدفی را معقول میداند. با این حال، دو واقعیت آشکار میدانی نشان میدهد که اگرچه این عقلانیت مادی نقش مهمی در کنش دفاعی یکپارچه مردم ایران در برابر تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی دارد اما بازهم «مهمترین نقش» را در این کنش ایفا نمیکند.
اولین شاهد، ویژگی بارز کنش اجتماعی مردم ایران در دفاع رمضان است و آن روحیه ایثار، فداکاری و نوعدوستی است. چنانکه بیان شد، از نگاه وبر رفتارهای ایثارگرایانه و فداکارانه افراد، ناشی از عقلانیت مادی نیستند زیرا عقلانیت مادی، عقلانیتی است که در راستای دستیابی به اهداف مادی برای «خود فرد» به کارگرفته میشود نه دستیابی دیگر افراد جامعه به این اهداف. بنابراین، امدادگرانی که با احتمال بالای برخورد دوباره موشک به محل انفجار موشکهای پیشین بازهم در تلاش برای نجات مصدومین هستند، یا افسرانی که با احتمال بالای شهادت در پای لانچرهای موشکی قرار میگیرند و یا در نهایت مردمی که بویژه در شهرهایی چون تهران، اصفهان، تبریز و بوشهر زیر خطر آشکار بمباران آمریکا و رژیم صهیونیستی بازهم دست از تجمع و حمایت از نیروهای مسلح برنمیدارند، به وضوح نشان میدهند که علت اصلی کنش دفاعی یکپارچه مردم ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی، فراتر از عقلانیت مادی است.
دومین شاهدی که نشان میدهد عقلانیتِ پشت این کنش فراتر از عقلانیت مادی است، هدف مهمی است که در بخش قابل توجهی از شعارهای مردمی در اجتماعات خیابانی وجود دارد و آن «حفظ عزت ملی ایران» است. چنین هدفی را به وضوح در شعار فراگیر «هیهات من الذله» که در سراسر ایران و در تمام شهرها و روستاها و در کوی و برزن طنینانداز است، میتوان مشاهده کرد. بر همین اساس، مردم ایران نمیخواهند پیشرفتی مانند اعراب حاشیه خلیج فارس داشته باشند که در چارچوب «گاو شیرده» تعریف شده باشد، که آمریکا یا هر کشور دیگری در قبال غارت گسترده منابع اقتصادی یا ژئوپلیتیک، توسعهای کاملا وابسته به خود را برای آنها به ارمغان بیاورد. وابستگی که اثرات آن در کشورهای حاشیه خلیج فارس و در طول نبرد منطقهای ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی مانند روز روشن است. یا مردم ایران نمیخواهند مانند کره جنوبی باشند که سپر ژئوپلیتیکی آمریکا یا هر کشور دیگری در برابر قدرتهای دیگر باشند و در نهایت تسلیحات دفاعیشان که بابت آن هزینه هنگفت اقتصادی-سیاسی پرداخت کردهاند بدون هیچ مزاحمتی و درست برخلاف امنیت ملیشان از کشورشان خارج شود (مانند سامانه آمریکایی دفاعی تاد THAAD که پس از انهدام سامانههای تاد موجود در منطقه غرب آسیا از کره جنوبی به این منطقه منتقل شد). و یا نمیخواهند مانند مردم ژاپن باشند که رئیس جمهور آمریکا یا هر کشور دیگری به تمسخر به نخستوزیرشان بگوید که «هیچکس مانند ژاپنیها نمیداند که ما (یعنی آمریکاییها) چگونه دیگران را سورپرایز میکنیم (اشاره به بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی)». به همین دلیل، ایستادن در برابر قدرتهای مادی جهان برای «حفظ عزت ملی» آشکارا نشان میدهد که عقلانیت مردم ایران در پشت این کنشهای دفاعی یکپارچه، نه عقلانیت مادی بلکه عقلانیتی ارزشگراست که اهدافی چون پیشرفتهای مادی را در سایه حفظ ارزشهایی چون «عزت ملی» مد نظر دارد.
بنابراین روشن میشود که چرا تلاش بیوقفه غرب برای مقابله با ایران و تسلیم حاکمیت ایران در برابر خواست ایشان پس از طلوع فجر انقلاب اسلامی در این سرزمین همیشه با شکست مواجه شده است. زیرا نظریات غربی صرفا بر مبنای عقلانیت مادی بنا شدهاند و بنابراین به طور بنیادینی فاقد قدرت محاسبه صحیح در مواجهه با «مردم جمهوری اسلامی ایران» هستند. مردمی که از همان خرداد 1342، آرمانهای ملی و مذهبی چون «عزت»، «استقلال» و «تسلیم تنها در برابر امر الهی» را در دل و جان خود پروردهاند و با عقلانیتی بر مبنای همین ارزشها، از میراث تمدنی ایران و احساسات پاک انسانی برای مقابله با تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی بهره میبرند.



