اسلایدریادداشتها

آغاز نبرد رمضان در پرتو دکترین دفاع پیش‌دستانه

نیروهای مسلح امریکا و رژیم صهیونی، در روز 9 اسفند ۱۴۰۴ به خاک ایران هجوم آوردند و جنگ را آغاز کردند. آغازگران جنگ، اقدام خود را بر پایه‌ی دکترین دفاع پیش‌دستانه توجیه نموده‌اند.

محمدمهدی شعبانی پژوهشگر حوزه دیپلماسی حقوقی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

نیروهای مسلح امریکا و رژیم صهیونی، در روز 9 اسفند ۱۴۰۴ به خاک ایران هجوم آوردند و جنگ را آغاز کردند. آغازگران جنگ، اقدام خود را بر پایه‌ی دکترین دفاع پیش‌دستانه توجیه نموده‌اند. الگوی توجیه این حمله، مشابه استدلالی بود که در جنگ ۱۲ روزه‌ی پیشین نیز به کار گرفته شده بود؛ همان منطق دفاع پیش‌دستانه در برابر تهدیدی ادعایی از سوی ایران. رژیم صهیونی، در نامه‌ای که برای توجیه اقدامات نظامی خود علیه ایران در آغاز جنگ ۱۲ روزه به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارسال کرد، این‌گونه استدلال کرد که رهبران ایران همواره اسرائیل را به نابودی و محو تهدید کرده‌اند و گفت «اگر ما اقدام به حمله علیه ایران نکنیم، آنگاه یا با حمله‌ی ایران موجودیت خود را از دست خواهیم داد و دیگر اصلاً امکان دفاع در برابر ضربه‌ی قریب‌الوقوع از ناحیه ایران را نداریم، یا خسارات بزرگی بر کشور ما وارد خواهد شد که جبران آن‌ها ممکن است نیاز به سالیان طولانی فعالیت داشته باشد». همچنین رئیس جمهور آمریکا ساعاتی پس از آغاز حملات اعلام کرد که این اقدام به صورت پیش‌دستانه در برابر یک «تهدید قریب‌الوقوع» از سوی ایران و برای «نابودی کامل برنامه موشکی و دریایی» و «جلوگیری از دستیابی به سلاح هسته‌ای» انجام شده است. استدلال اصلی آن‌ها این است که برنامه‌ی هسته‌ای ایران در مرحله‌ی خطرناکی است و ایران ممکن است به زودی به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند و اسرائیل را نابود کند.

بحث‌های مفصلی پیرامون مشروعیت دفاع پیش‌دستانه صورت‌گرفته است. ادبیات داخلی پیرامون این موضوع، غالباً این مفهوم را خارج از حقوق بین‌الملل می‌دانند و استفاده از آن را محکوم می‌کنند. برخی پژوهش‌گران معتقدند این مفهوم «مبنائی بسیار خطرناک را در روابط بین‌الملل بنیان گذارده است» و در نهایت میتواند به تضعیف و حتی نابودی نظم و امنیت جهانی بینجامد (ظریف و آهنی امینه، ۱۳۹۱). این موضع، با استناد به منشور ملل متحد که اصل را بر ممنوعیت توسل به زور نهاده و همچنین رویه‌ی سازمان ملل متحد که حاکی از نفی مکرر تسری دفاع مشروع به تهدیدات بالقوه است، تقویت میشود (طالقانی و نمامیان، ۱۳۹۲).

با این حال باید اذعان داشت که دفاع پیش‌دستانه ـ در معنای عرفی آن ـ پذیرفتنی است و «عقل و شرع اقتضا می‌کند که تهدید جدی پیش از آنکه به مرحله‌ی حمله برسد خنثی شود» (رفیعی علوی، ۱۴۰۴). فقها نیز تلاش‌هایی جهت قاعده‌مند کردن پیش‌دستی در دفاع داشته‌اند. بنابراین ضروری است که به‌طور حساب‌شده و همراه با درک پیامدهای بلندمدت، به تحلیل‌های مبتنی بر دکترین دفاع پیش‌دستانه پرداخته شود؛ در غیر این صورت، کشورهای مسؤولیت‌گریز (مثل امریکا و اسرائیل) که می‌کوشند نظم جهانی را تا جایی که می‌توانند به ساختاری قدرت‌محور بدل کنند، ابتکار عمل را در نگارش این ادبیات به دست خواهد گرفت.

ممنوعیت توسل به زور از اصول جهانِ پس از جنگ جهانی دوم و تضمین کننده‌ی صلح و امنیت بین‌المللی است. این اصل، در کنار اصل حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات، از اصول مذکور در منشور ملل متحد است. همچنین چنان‌که کمیسیون حقوق بین‌الملل در طرح پیش‌نویس قواعد آمره اشاره کرده است، تجاوز یکی از قواعد آمره است که از بنیادی‌ترین قواعد حقوق بین‌الملل شناخته می‌شوند (ILC, 2022). بنابراین، اگر دفاع پیش‌دستانه را به عنوان دفاع مشروع بپذیریم، ناچار باید برای محافظت از اصل ممنوعیت توسل به زور محدودیت‌هایی برای این نوع از دفاع قائل شویم و مرز آن را با تجاوز مشخص کنیم. فارغ از بحث مشروعیت، در حقوق بین‌الملل تعریف دقیقی از دفاع پیش‌دستانه ارائه نشده است و در نتیجه حدود و ثغور آن به‌طور رسمی مشخص نیست. بااین‌حال، با ترسیم درجاتی ازحدود احتمالی مختلف برای دفاع مشروع، می‌توان اقدامات نظامی را ارزیابی کرده و میزان مشروعیت هر یک را تشخیص داد.

مشروعیت دفاع پیش‌دستانه

دفاع پیش‌دستانه از بحث‌برانگیزترین موضوعات حقوق بین‌الملل است و اختلاف نظرهای فراوانی پیرامون آن وجود دارد. به‌طور خلاصه می‌تواند گفت اگر تفسیر مضیقی از منشور ملل متحد را پذیرفته باشیم و «حمله‌ی مسلحانه» را ـ که لازمه‌ی مشروعیت دفاع است ـ صرفاً «حمله‌ی واقعی» تلقی کنیم، هرگونه پیش‌دستی در دفاع، نامشروع خواهد بود (Shaw, 2017). اما طرفداران این دکترین، معتقدند که مفاد منشور حصری نیست و در پیِ رسمیت بخشیدن به عرفی است که از قبل موجود بوده است. اصل دفاع مشروع در حقوق بین‌المللِ عرفی موجود است و چارچوب‌های مشخصی برای پیش‌دستی در دفاع دارد.

از سوی دیگر، آمریکا و رژیم اسرائیل مفهوم جدیدی از دفاع را در نظر دارند که با هیچ‌کدام از قواعد موجود حقوق بین‌الملل سازگار نیست. اولین بار آمریکا به‌طور رسمی در جریان حمله افغانستان از این دکترین استفاده کرد و بعد از آن در عراق و بسیاری از موارد دیگر. دکترین آمریکایی دفاع پیش‌دستانه معیارهای منشور ملل متحد یا حقوق بین‌الملل عرفی را در نظر نمی‌گیرد. ماهیت این دکترین و معیارهای آن به‌طور دقیق مشخص نیست. اما در ادامه تلاش خواهیم کرد با فاصله‌گرفتن از منشور و عرف، حداقلی‌ترین معیارها را در نظر بگیریم.

شرایط دفاع پیش‌دستانه

مبدأ اصل دفاع مشروع در حقوق بین‌الملل عرفی، پرونده‌ی کارولین (1837) است. این پرونده در جریان حمله‌ی سربازان انگلیسی به یک کشتی آمریکایی ایجاد شد؛ گمان می‌رفت آن کشتی در تأمین گروه‌های آمریکایی که در سرزمین کانادا دست به غارت‌گری می‌زدند نقش دارد. چارچوبی که در این پرونده برای دفاع مشروع مشخص شد این است که دفاع مشروع باید «ضرورتِ فوری و اجتناب‌ناپذیر داشته باشد به نحوی که هیچ راهی جز توسل به زور باقی نماند و زمانی برای چاره‌اندیشی وجود نداشته باشد. همچنین، اقدامی که در دفاع صورت می‌گیرد باید با تهدید موجود متناسب باشد». فوریت زمانی پیش می‌آید که تهدید قریب‌الوقوع باشد. دو نظریه پیرامون قریب‌الوقوع بودن وجود دارد؛ یک نظریه با تفسیر مضیق، ملاک زمانی را در نظر می‌گیرد و می‌گوید تهدید حتماً باید در فاصله‌ی کوتاهی از زمانِ دفاع، احتمال وقوع داشته باشد و نظریه‌ی دوم با تفسیر موسع و سهل‌گیرانه‌تر،  ملاک را انگیزه‌‌ی مهاجم فرضی قرار می‌دهد و قصد جدی و تزلزل‌ناپذیر به حمله را نیز در برمی‌گیرد(Milanović, 2025). البته احراز تمام این شرایط و اثبات آن‌ها، با دولتی است که می‌خواهد در دفاع پیش‌دستی کند.

اگر بخواهیم حداقلی‌ترین شرایط را برای دفاع مشروع در نظر بگیریم نمی‌توانیم «ضرورت» و «تناسب» را از آن‌ها حذف کنیم. «ضرورت» و «تناسب» در ذاتِ دفاع مشروع بوده و از این مفهوم قابل تفکیک نیستند(Shaw, 2017). این‌که به جز توسل به زور هیچ راهی برای توقف تهدید وجود نداشته باشد نیز از ابعاد ضرورت شمرده می‌شود. همچنین تناسب در بافتارِ «حق بر جنگ» به این معنا است که دولتِ دفاع کننده، باید بر اساس حقایقی که در آن زمان شناخته شده‌اند بتواند به‌طور معقول نتیجه بگیرد که دفاع پیش‌دستانه، با تهدیدِ معقولی که وجود دارد متناسب است.

شرایط در آغاز جنگ رمضان

معیارهای ضرورت و تناسب باید در بافتار هر مورد بررسی شوند. استدلال مهاجمان برای حمله‌ی پیش‌دستانه، این بود که مقامات ایران سال‌ها است که آن‌ها را تهدید می‌کنند و اگر به سلاح هسته‌ای دست پیدا کنند، ایران به یک تهدید موجودیتی برای اسرائیل تبدیل خواهد شد. طبق اعلام آن‌ها، برنامه‌ی هسته‌ای ایران فاصله‌ای با ساختن بمب هسته‌ای ندارد و تهدیدی فوری به حساب می‌آید.

اولین و روشن‌ترین استدلالی که می‌توان در مقابل آورد این است که در زمان آغاز حملات، ایران در حال مذاکره بوده است، بنابراین قطعاً ضرورتی برای توسل به زور وجود نداشته و هنوز فضای استفاده از روش‌های مسالمت‌آمیز برای حل و فصل اختلافات وجود داشته است. وجود فضای مذاکره، موسع‌ترین معنای فوریت را نیز منتفی می‌سازد؛ زیرا نشان می‌دهد رهبران ایران قصد جدی و تزلزل‌ناپذیر به حمله نداشته‌اند. همچنین پیشنهاداتی که در مذاکره مطرح شده‌اند، از نظر فنی به طرف مقابل این اطمینان را می‌داده است که ایران توان غنی‌سازی لازم برای ساخت سلاح هسته‌ای را نداشته باشد.

افزون بر این‌ها، به نظر می‌آید خطای منطقی آمریکا برای توجیه دو جنگی که بر ایران تحمیل کرده است نیز قابل استناد باشد. پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، ترامپ ادعا کرد که توان هسته‌ای ایران را «کاملاً نابود» کرده است. در این صورت، معقول نیست که ایران در طی ۶ ماه، نه تنها بتواند توان هسته‌ای خود را بازیابی کند بلکه در همین زمان کوتاه با توسعه‌ی تسلیحات نظامی به یک تهدید جدی و فوری علیه اسرائیل تبدیل شود!

برنامه‌ی هسته‌ای ایران، همواره زیر ذره‌بین مأموران سازمان بین‌المللی انرژی اتمی بوده است و بر کسی پوشیده نیست که هیچ‌یک از گزارش‌های این سازمان به وجود جنبه‌ها یا اهداف نظامی در این برنامه اشاره نمی‌کند (حبیب زاده، ۱۴۰۴). بنابراین، ادعای مهاجمان مبنی بر تهدید هسته‌ای ایران، هیچ اساسی در حقایق ندارد و نه تنها قابل اثبات نیست، بلکه خلاف آن را می‌توان اثبات کرد.

تحلیل‌های مقامات و کارشناسان مختلف که عدم تهدید قریب‌الوقوع از سوی ایران را نشان می‌دهند نیز انعکاس پررنگی در رسانه‌های خارجی داشته است. علاوه بر این‌که رسانه‌های منتقد دولت ترامپ به شدت روی اشتباه بودن محاسبات رئیس جمهور آمریکا تأکید دارند (ایرنا، ۱۴۰۴ الف)، برخی رسانه‌های بی‌طرف نیز خبر از اعتراف مقامات دولتی به غلط بودن این ادعا می‌دهند (تابناک، ۱۴۰۴). مدیر مرکز مبارزه با تروریسم دولت ترامپ به دلیل نامشروع بودن تجاوز به ایران استعفا داده است و در استعفانامه‌ی خود اظهار داشته است که «ایران هیچ تهدید قریب‌الوقوعی برای ملت ما ایجاد نکرده است» (ایرنا، ۱۴۰۴ ب). رؤسای کشورهای اروپایی به مخالفت حملات آمریکا و رژیم اسرائیل با حقوق بین‌الملل اذعان داشته‌اند (ایرنا، ۱۴۰۴ ج) و بعضاً آن‌ها را محکوم کرده‌اند.

در نهایت، سنجش آغاز نبرد رمضان با دکترین دفاع پیش‌دستانه نشان می‌دهد که استدلال‌های ارائه‌شده توسط آمریکا و رژیم اسرائیل، فاقد حداقلی‌ترین وجاهت حقوقی است. نبودِ فوریتِ واقعی، فقدان ضرورتِ توسل به زور و اتکای این استدلال‌ها به اطلاعاتِ اثبات‌نشده و حتی خلافِ شواهدِ موجود، همه و همه دال بر نقضِ اصول بنیادین حقوق بین‌الملل و دکترین دفاع مشروع است. از این رو، اقدام نظامی صورت‌گرفته نه تنها نمی‌تواند در چارچوب دفاع پیش‌دستانه توجیه شود، بلکه به مثابه نقضِ آشکارِ ممنوعیت توسل به زور تلقی می‌گردد.

منابع فارسی

اعتراف پنتاگون به دروغ ترامپ و نتانیاهو: هیچ مدرکی از حمله پیش‌دستانه ایران به آمریکا وجود نداشت. ۱۱/۱۲/۱۴۰۴. دسترسی در https://www.tabnak.ir/005hyp.

حبیب زاده، توکل. ۲۱/۱۲/۱۴۰۴. اعمال حق دفاع مشروع از سوی ایران کاملاً منطبق با حقوق بین‌الملل است/ «دفاع پیش‌دستانه» در چارچوب منشور ملل متحد وجاهت حقوقی روشنی ندارد. خبرگزاری ایلنا. دسترسی در https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1761347.

رفیعی علوی، سیداحسان. ۲۳/۱۲/۱۴۰۴. دفاع پیش‌دستانه در فقه امامیه و حقوق بین‌الملل / معیار ضرورت واقعی در مشروعیت اقدامات نظامی چیست؟. پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی. دسترسی در https://ihkn.ir/?p=44983.

شکاف بیشتر بین رهبران آمریکا و اروپا بر سر تجاوز به ایران. ۱۵/۱۲/۱۴۰۴. خبرگزاری ایرنا (ج). دسترسی در https://irna.ir/xjWP4n.

طالقانی، حسین، نمامیان، پیمان. ۱۳۹۲. اعمال دفاع پیش دستانه در مبارزه با تروریسم؛ نفی یا اثبات مشروعیت. مطالعات بین المللی پلیس. دوره‌ی ۴۹، اسفند ۱۳۹۸، شماره‌ی ۲، صص. ۶۴-۷۵.

ظریف، محمدجواد، آهنی امینه، مهدی (۱۳۹۱). دفاع مشروع پيشدستانه: مشروعیت کاربرد زور در روابط بین‌الملل یا نقض مکرر منشور ملل متحد. فصلنامه تحقيقات سياسي بين‌المللی. دوره‌ی چهارم، پاییز ۱۳۹۱، شماره۱۲، صص. ۴۱-۸۲.

مدیر مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا به دلیل جنگ با ایران استعفا داد. ۲۶/۱۲/۱۴۰۴. خبرگزاری ایرنا (ب). دسترسی در https://irna.ir/xjWSPy.

وال استریت‌ ژورنال : ادعاهای ترامپ در مورد تهدیدهای ایران کاملا اشتباه بوده است. ۱۲/۱۲/۱۴۰۴. خبرگزاری ایرنا (الف). دسترسی در https://irna.ir/xjWMXv.

منابع لاتین

Caroline case, 29 BFSP 1137; 30 BFSP 195

International Law Commission [ILC], Draft conclusions on identification and legal consequences of peremptory norms of general international law (jus cogens), (2022a).

Milanović, Marko. 13/6/2025. Is Israel’s use of force against iran justified by self-defence?. Ejiltalk. Available at https://www.ejiltalk.org/is-israels-use-of-force-against-iran-justified-by-self-defence.

Shaw, Malcolm N. (2017). International Law (8th ed.). Cambridge: Cambridge University Press.

 

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا