
محمدجواد رمضانی پژوهشگر حوزه مطالبهگری عمومی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
در بخش نخست این یادداشت، به نسبت میان «حق» و «پیروزی» پرداخته شد و این نکته مورد تأکید قرار گرفت که تفکیک این دو مفهوم، میتواند به «مطالبهگریِ عقلانی» و «تکلیفمداریِ بیچونوچرا» بینجامد. در این بخش، با تکیه بر مفاهیمی چون «پرهیز از جوزدگی»، «آرامش الهی»، «حضور بدون شرط» و «پرهیز از تخدیر»، به واکاوی شرایط روانی-معنویِ کنشگریِ پایدار در میدان مطالبهگری پرداخته میشود. آنچه در این یادداشت دنبال میشود، تبیین نسبت میان «آمادگی برای سختترین حالت» و «امید به نصرت الهی» است و نشان داده میشود که چگونه این دو، در کنار یکدیگر، میتوانند الگویی برای مطالبهگریِ مؤثر و بیچونوچرا فراهم آورند.
یک. پرهیز از جوزدگی؛ نگاه واقعبینانه به میدان
نخستین گام برای کنشگریِ پایدار، پرهیز از «جوزدگی» و نگاه فانتزی به میدان است. جوزدگی، یعنی پنداشتنِ میدانِ نبرد و مطالبهگری بهمثابه یک نمایشِ هیجانانگیز که در آن همه چیز مطابق میلِ کنشگر پیش میرود. این نگاه، کنشگر را از درکِ واقعیِ شرایط بازداشته و او را برای مواجهه با ناکامیها و شکستهای احتمالی آماده نمیسازد.
در عرصه مطالبهگری، جوزدگی میتواند به اشکال مختلفی بروز کند: پنداشتنِ اینکه «مطالبهگری همیشه به پیروزی میانجامد»، اینکه «مسیرِ مطالبه هموار و بیدردسر است»، یا اینکه «مسئولان به محض شنیدنِ صدای مردم، تسلیم میشوند». این تصوراتِ خوشبینانه اما غیرواقعی، کنشگر را برای مواجهه با موانع آماده نساحته و در صورت بروز ناکامی، او را به سرخوردگی و ناامیدی میکشاند.
در مقابل، نگاهِ واقعبینانه به میدان، یعنی پذیرشِ این نکته که مطالبهگری مسیری پرچالش، پرنوسان و گاهی همراه با شکست است. همانگونه که در کربلا، امام حسین علیهالسلام با آگاهی کامل از شکستِ ظاهریِ خود، به میدان آمد، کنشگرِ مطالبهگر نیز باید بداند که ممکن است به نتیجهی فوری نرسد، اما این نرسیدن، به معنایِ باطلبودنِ مسیر او نیست. نگاهِ واقعبینانه، کنشگر را از «شکستناپذیریِ خیالی» دور میکند و به او امکان میدهد که با «چشمباز» به میدان وارد شود.
دو. آرامش الهی؛ منبعی برای استقامت
یکی از مهمترین مؤلفههای کنشگریِ پایدار، «آرامشِ درونی» است؛ آرامشی که نه از نادیدهگرفتنِ خطرات، که از «اعتماد به وعدههای الهی» سرچشمه میگیرد. در قرآن کریم، این آرامش با تعبیر «سکینه» یاد شده است: «أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ» (سوره توبه، آیه ۲۶). این سکینه، آرامشی است که در دلِ مؤمنانِ درگیرِ میدان نازل میشود و به آنان امکان میدهد تا در سختترین شرایط، خونسردی و استقامت خود را حفظ کنند.
آرامشِ الهی، با «تمرین» و «کلاس» به دست نمیآید. این پدیده، یک فرایند حاصلِ «ارتباط با خدا» و «اعتماد به او» است. کنشگری که باور دارد «پیروزی نهایی» از آنِ حق است و خداوند «نصرت» خود را از مؤمنان دریغ نمیکند، در دلِ بحرانها نیز آرامش خود را از دست نمیدهد. این آرامش، او را از «واکنشهای هیجانی» و «تصمیمات شتابزده» بازمیدارد و به او امکان میدهد تا با «تدبیر» و «صبر» به مسیر خود ادامه دهد.
در عرصه مطالبهگری، آرامشِ الهی به شهروندان کمک میکند تا در مواجهه با ناکامیها و بیتوجهیهای مسئولان، از مسیر خود منحرف نشوند. آنان که آرامشِ درونی دارند، در برابر ناامیدیها تسلیم نمیشوند و با «امیدِ پایدار» به پیگیریِ حقوق خود ادامه میدهند.
سه. حضور بدون شرط؛ تکلیفمداریِ بیچونوچرا
یکی از آموزههای بنیادینِ الگویِ مطالبهگریِ مبتنی بر نگاهِ توحیدی، «حضور بدون شرط» است. حضورِ بدون شرط، یعنی کنشگرِ مطالبهگر به میدان میآید، نه به شرطِ پیروزی، نه به شرطِ ایمنی، و نه به شرطِ دستیابی به نتیجهای خاص. او به میدان میآید، چون «تکلیف» خود را میداند و میخواهد به وظیفهی خود عمل کند، فارغ از اینکه نتیجهی آن چه خواهد بود.
این رویکرد، در تقابل با «مطالبهگریِ شرطی» قرار دارد. در مطالبهگریِ شرطی، کنشگر به میدان میآید، مشروط بر اینکه «به نتیجه برسد» یا «آسیب نبیند» یا «تأثیر فوری داشته باشد». اگر این شروط برآورده نشوند، کنشگر از میدان خارج میشود و دست از پیگیری میکشد. اما در مطالبهگریِ بدون شرط، کنشگر «حتی اگر کشته شود»، «حتی اگر نوامیسش به اسارت برود»، باز هم به میدان میآید، چون باور دارد که «تکلیف» بر «نتیجه» مقدم است.
حضورِ بدون شرط، به معنای «نادیدهگرفتنِ خطرات» یا «بیاعتنایی به عواقب» نیست. کنشگرِ مطالبهگر، همچنان «دعا» میکند، «حرز» میخواند و «برای سلامتی» خود و دیگران تلاش میکند، اما این دعاها و حرزها، او را از «آمادگی برای بدترین حالت» باز نمیدارد. او خود را برای سختترین شرایط آماده میکند، اما از خداوند آسانترین حالت را طلب میکند. این رویکرد، هم «تکلیفمداری» را حفظ میکند و هم «امید به فضل الهی» را.
در عرصه مطالبهگری، حضورِ بدون شرط به شهروندان میآموزد که از «ناامیدیِ ناشی از بینتیجهماندن» رها شوند. آنان که به شرطِ نتیجه مطالبه میکنند، با اولین ناکامی دست میکشند؛ اما آنان که بدون شرط به میدان میآیند، استقامت میکنند و در نهایت، یا به نتیجه میرسند و یا «تکلیف» خود را انجام دادهاند.
چهار. پرهیز از تخدیر؛ امیدِ واقعی در برابر توهمات
یکی از آفاتِ کنشگریِ پایدار، «تزریقِ توهمات» به جامعه است؛ پدیدهای که در متن از آن با عنوان «تخدیر» یاد شده است. تخدیر، یعنی «امیدِ کاذب» و «وعدههای بیپشتوانه» که به جای تقویتِ انگیزه، کنشگران را در «خیالِ پیروزیِ قریبالوقوع» فرو میبرد و آنان را برای مواجهه با واقعیت آماده نمیسازد. تخدیر، کنشگر را از «درکِ درستِ شرایط» بازمیدارد و او را به «انتظارِ معجزهای» مینشاند که شاید رخ ندهد.
امیدِ واقعی، در مقابلِ تخدیر، مبتنی بر «وعدههای الهی» است، نه «توهماتِ انسانی». خداوند در قرآن، «نصرت» خود را به مؤمنان وعده داده است، اما این نصرت، لزوماً به شکلی که ما تصور میکنیم، رخ نمیدهد. ممکن است نصرت، به جای «پیروزیِ فوری»، در قالب «صبری که به نتیجه میانجامد» یا «آرامشی که استقامت را ممکن میسازد» ظاهر شود. امیدِ واقعی، از «شرطگذاری» پرهیز میکند؛ یعنی کنشگر نمیگوید «اگر در این مقطع پیروز شدم، استقامت میکنم»، در مقابل میگوید «هرطور که خدا صلاح میداند، ایستادهام».
در عرصه مطالبهگری، تخدیر میتواند به اشکالی مانند «وعدههای بیاساسِ مسئولان»، «شایعهپراکنیِ بیپشتوانه» یا «تصویرسازیِ خوشبینانه از آینده» ظاهر شود. این تخدیرها، کنشگران را به «انتظارِ منفعلانه» مینشانند و آنان را از «تلاشِ مستمر» بازمیدارند. در مقابل، امیدِ واقعی، مبتنی بر «تلاش و دعا» و «اعتماد به وعدههای الهی» است و کنشگر را به «حرکتِ بیچونوچرا» و «استقامتِ پایدار» فرا میخواند.
پنج. پیوند با مطالبهگری عمومی
مفاهیم مطرحشده در این یادداشت، پیوندی عمیق با مطالبهگری عمومی دارند:
نخست، پرهیز از جوزدگی به شهروندان میآموزد که مطالبهگری را نه بهمثابه «پیروزیِ فوری»، که بهمثابه «مسیری پرچالش» ببینند و برای مواجهه با ناکامیها آماده باشند.
دوم، آرامش الهی به آنان کمک میکند تا در برابر بیتوجهیها و ناکامیها، خونسردی خود را حفظ کنند و از «واکنشهای هیجانی» پرهیز نمایند.
سوم، حضور بدون شرط آنان را از «ناامیدیِ ناشی از بینتیجهماندن» رها میسازد و به آنان میآموزد که «تکلیف» را بر «نتیجه» مقدم بدارند.
چهارم، پرهیز از تخدیر آنان را از «وعدههای بیپشتوانه» و «انتظارِ معجزهای» دور میکند و به «تلاشِ مستمر» و «امیدِ واقعی» فرا میخواند.
جمعبندی
پرهیز از جوزدگی، آرامش الهی، حضور بدون شرط و پرهیز از تخدیر، چهار رکن اصلیِ کنشگریِ پایدار در میدان مطالبهگری هستند. این چهار مؤلفه، کنشگران را از «نگاهِ فانتزی» به میدان دور میکنند، آنان را با «آرامشی الهی» مجهز میسازند، به آنان میآموزند که «بدون شرط» به میدان بیایند و «امیدِ واقعی» را جایگزین «توهماتِ تخدیرکننده» کنند. در نهایت، این رویکرد، میتواند به شکلگیری «فرهنگِ مطالبهگریِ پایدار» منجر شود که در آن، شهروندان نه به شرطِ پیروزی، که به خاطرِ «تکلیف» به پیگیریِ حقوق خود ادامه میدهند و از این رهگذر، هم به «تکلیفِ خود» عمل میکنند و هم در نهایت، به «پیروزیِ واقعی» (که ممکن است در کوتاهمدت قابل مشاهده نباشد) دست مییابند.



