اسلایدریادداشتها

جنگ روایت ها؛ پیروز میدان کیست؟ آن که واقعا پیروز میشود یا آنکه روایتِ پیروز را دارا است؟

تحلیل نگرش مردم عراق و لبنان در نسبت با مفهوم سرمایۀ روایی

محمد سپاهی پژوهشگر حوزه فضای مجازی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

مقدمه و بیان مسئله

در سه یادداشت با عنوان «تشییع شهید؛ ایران، عراق و لبنان» سعی شد مبتنی بر مشاهدات و مصاحبه های صورت گرفته با تشییع کنندگان عرب زبان رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران، یافته هایی در اختیار خوانندگان قرار گیرد. اما آنچه موضوع افکار عمومی جوامع مسلمان را بیش از پیش برای ما حائز اهمیت میکند، فعال سازی ظرفیت های ایشان برای آیندۀ مقاومت و نحوۀ تداوم بخشیدن به آن در طول زمان و دوره های پیش روست.

گسترش اندیشۀ اسلام سیاسی و مقاومت در جهان و بالاخص در جهان اسلام، پس از وقایع هفت اکتبر تا به امروز به طور چشمگیری صورت گرفته است.[1] به طوری که میتوان این پیشرفت را در تجمعات و جریانهای جهانی، در دفاع از فلسطین و بر ضد رژیم اشغالگر صهیونی ردیابی کرد[2]. همچنین تحصیلِ سرمایۀ روایی برای جمهوری اسلامی ایران – به عنوان اصلی ترین حامی مقاومت- نیز به حدِّ قابل توجهی رسیده است. این پیشرفت در روزهای جنگ اخیر ایران و آمریکا-اسرائیل و همچنین روزهای وداع و تشییع آیت الله سید علی خامنه ای در ایران، عراق و لبنان[3] به نقطۀ اوج خود رسید.

اما پرسش اساسی این است که آیا این اقبال عمومی در کشورهای عربی باقی خواهد ماند؟ اگر این اقبال باقی بماند تا چه زمانی دوام خواهد آورد؟ شرط بقای این اندیشه و اقبال عمومی چیست؟ چه استفاده هایی از این میل به مقاومت و ایران در راستای اهداف و آرمانهای اسلام سیاسی رهبر شهید میتوان نمود؟ تمام این پرسش ها به بسط و توضیح و بررسی شرایط امکان ابقای این اندیشه نیاز دارند. شرط بقا را در دو مسیر میتوان جست‌وجو کرد. اولی در مسیر تعمیق اندیشه در اذهانِ قائلین آن، و دومی در مسیر گسترش این اندیشه در میان مردمانی بیشتر. این یادداشت در پی توضیح چگونگی این بسط و تعمیق اندیشۀ سیاسی در میان مردم مسلمان و عرب‌زبان منطقه خصوصا مردم عراق و لبنان است.

 

سرمایۀ روایی ضامن تداوم و بقا

در ابتدا پیش از هر چیز توضیح نظری مفهوم سرمایۀ روایی به ما در فهم مسئله و ضرورت راهکارهای مطروحه کمک شایانی میکند. اگر که در نظر مارکس «سرمایه»[4] ناظر بر امر اقتصادی و تولیدی فهم میشد، و در نظر بوردیو به چهار نوعِ «سرمایۀ اقتصادی»، «سرمایۀ اجتماعی»، «سرمایۀ نمادین» و «سرمایۀ فرهنگی» بسط یافت؛ در نظریات متاخر موجود در حوزۀ جامعه شناسی تاریخی، این مفهوم به حوزۀ روایت[5] نیز بسط پیدا کرده است.

آنچه ما از آن با عنوان سرمایۀ روایی یاد میکنیم، نه صرفاً یک «تکنیک ادبی»، بلکه منبعی ساختاریافته از قدرت نمادین تلقی می‌شود(Takacs,2020). سرمایۀ روایی گونه‌ای خاص و مفصل‌بندی‌شده از سرمایۀ فرهنگی تجسم‌یافته و سرمایۀ زبانی است که وقتی در یک نظم تاریخی به رسمیت شناخته شود، کارکرد سرمایۀ نمادین را ایفا می‌کند (Lueg, 2023). به بیانی رایج تر، آنچه نهاد سیاست/حکومت تا قرون قبل تحت عنوان اقتدار و مشروعیت، تنها به وسیلۀ سرمایۀ اقتصادی به دست می آوَرْد(در بیان مارکس)، اکنون با روایت های تولید شده از تاریخ و انتظارات مطلوب از آینده (شیوۀ تولید روایت) نیز، به دست می آوَرَد.

موازنۀ قدرت و جنگ در نوع ترکیبی و فرهنگیِ آن، عرصۀ منازعۀ روایت های متفاوتِ دو فرهنگ و به عبارتی دو تاریخ تمدنی است. و این به معنی آن است که حتی اگر حقیقت در منازعه ای از آنِ تو نباشد، میتوانی با اعتباری که روایتِ تو از واقعیت – به هر طریقی – به دست می آورد، حقیقت را در میان مردم تصاحب کنی. این اصل در خصوص روایت ما از گذشته، حال و آینده نیز صادق است.

حال اگر از این توضیحات نظری عبور کنیم، در حقیقت آنچه – افزون بر موفقیت های عینی در میدان جنگ- تفوّق یافته است، روایتِ جمهوری اسلامی و یا اندیشه اسلام سیاسی و مقاومت در برابر فرهنگ و رویای آمریکایی در میان مردم منطقه است.[6] همان گونه که روایتِ «آمریکای بشر دوست و ایران دوست» در میان ایرانیان فرو ریخت، روایتِ آمریکای «ضامن توسعه و امنیت برای منطقه» نیز برای اهالی منطقه فرو ریخت. پس این «روایت» است که افزون بر واقعیت صحنه، بر سرمایۀ روایی ایران افزوده و تولید اقتدار و قدرت کرده است.

حال به ابتدای کلام باز می گردیم. در وهلۀ اول آن چیزی که موجب تداوم اقبال عمومی به ایران و اندیشۀ اسلام سیاسی و مقاومت می شود، تثبیت روایتِ ایران از تاریخ گذشته و رویای آینده است. البته واضح است که خودِ این روایت دائما نیاز به بازتولید، تثبیت و گسترش دارد. صرفِ پاسداری از چنین قدرت نرمی، امکان تبدیل آن به قدرتِ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و نمادین را نیز مهیّا میکند[7]. هر قدر هم که موفقیت «واقعی» در میدان حاصل شود، چنان که این روایتِ جا افتاده و واحد تثبیت نشود، آن موفقیت واقعی نیز مورد مخاطره و تجدید نظر واقع خواهد شد.

 

طرح سیاسی، ذهنیت ساختارمند، تثبیت روایت

اکنون ضمن یادآوری دائم ضرورت و اهمیت تولید سرمایۀ روایی، در میان مردم منطقه، باید به آن وسیله ای بپردازیم که میتواند دست ما را در مسیر رسیدن به آن هدفِ مشخص – تولید سرمایۀ روایی و تثبیت آن- بگیرد و به مقصد برساند. برای تثبیت یک روایت، نیاز داریم تا از کلی‌گویی، ساده سازی و تقلیلِ منازعه به دوقطبی  های احساسی خودداری کنیم و تا جای ممکن آن را با استدلال و بیان واقعیات، در ذهن افکار عمومی ساختارمند کنیم. این ساختارمندی اذهان چیزی است که ما در میان شیعیان حزب الله لبنان میبینیم. ذهنیتی که در میان حامیان حزب الله لبنان با کیفیت دیده میشود اما در نسبت با جمعیت این کشور با کمیتِ نامطلوب! و در مقابل، ذهنیت احساسیِ دوقطبی و بدون ساختاری که در میان قائلین اسلام سیاسی در عراق با کمیتی چشمگیر دیده میشود! هر یک از این دو وضعیت می‌تواند در بلند مدت متزلزل گردد و روایتِ غالبِ پیروزیِ موجود را مورد تردید اساسی قرار دهد. البته اگر این سرمایه را در افکار عمومی کشوری، مانند سوریه اساساً بی‌اعتبار و با قائلین بسیار محدود نیابیم.[8]

این گسترش و تعمیق در رابطه ای دو سویه با واقعیت نیز قرار دارد. یعنی اگر اساسا پدیده ای واقعی مانند حملۀ آمریکا به ایران، ترور آیت الله خامنه‌ای در حین کار، کشتار میناب و لامرد و مقاومت جدی و نادر ایران در مقابل دشمن نبود، روایتِ « پیروزی»، «امکان مقاومت» و «قدرتِ بلامنازعْ نبودنِ آمریکا و اسرائیل» نیز تفوق نمی‌یافت. در اهمیت سرمایۀ روایی نیز میتوان این نکته را متذکر شد که اگر روایتِ «آمریکای ناجیِ بشر» در میان مردم ایران و در فضای رسانه ای بین الملل عمومیت نمی‌یافت، شاید اساسا یکی از امکان‌های تحقق جنگ تحمیلی سوم و خسارات فراوان آن نیز روی به عدم می‌نهاد.

 

جمع بندی

در منازعۀ دو روایت و دو طرح از تاریخ، آن روایتی پیروز است که از کمیت و کیفیت(عمق)ِ مناسب در یک نقطه از تاریخ(حال حاضر) برخوردار است. و با استفاده از عمقِ ایجاد شده و قائلین بسیار این اندیشه، امکانِ تداوم، بقا و بسط آن به دیگر نقاط(آینده) و خطِ سیرِ تاریخ وجود دارد. بنابراین برای تثبیت سرمایه و قدرت رواییِ اندیشۀ اسلام سیاسی رهبر شهید در میان مسلمانانِ عرب‌زبانِ منطقه، ناگزیر از تعمیق و بسط آن در میان مردمان امروز، و تثبیت آن برای آیندگان هستیم. اگر این سرمایه گذاری بر سرمایۀ روایی و فرهنگی ایران در منطقه صورت نگیرد، حتی امکانِ معکوس شدنِ جریان تاریخ و از دست رفتنِ قدرتِ به دست آمدۀ امروز نیز دور از ذهن نخواهد بود.

 

 

منابع

  • Takacs, Christopher George. (2020). Narrative Capital Development at Elite Colleges. Qualitative Sociology,43(2), 255–270.

https://www.researchgate.net/publication/339243623_Becoming_Interesting_Narrative_Capital_Development_at_Elite_Colleges

  • Lueg, Klarissa. (2023(. storytelling and Narrative Capital in Organizations: Bringing Boje and Bourdieu into Conversation. In P. Dawson & M. Mäkelä (Eds.), The Routledge Companion to Narrative Theory. Routledge.

[1] در سه یادداشت مذکور نشانه ها و داده هایی از مردم کشورهای عربی که بر صحت این موضوع تاکید ورزیدند، بیان گشتند. (لینک)

[2] این سیر همه گیری اندیشه مقاومت را از تجمعات اعتراضی دانشجویی در کشورها و دانشگاه های اروپایی و آمریکایی و حمایت بازیکنان و مربیان سرشناس باشگاه های فوتبال در اروپا از قضیه فلسطین تا تجمعات شبانۀ مردم عراق، حمایت های مردمی عرب زبان ها از ایران و ویدیوهای ترند شده در فضای مجازی از سوی ایشان در طول جنگ تحمیلی سوم، میتوان پیگیری کرد.

[3] اهالی مناطق شیعه نشین لبنان  که نتوانسته بودند در تشییع رسمی پیکر آیت الله خامنه ای در ایران و عراق شرکت کنند، در اماکن مقدس و آیینی‌شان مانند «مقام سیدة خولة» تشییعی نمادین برای رهبر شهید ایرانی مقاومت، برگزار کردند.

[4] Capital

[5] Narration

[6] این یادداشت به هیچ وجه سعی بر تعمیم بی قید و شرط ندارد. بنابراین هرجا سخن از مردم، ناظر بر آرمان و مطلوب به میان می آید، مُراد همۀ مردم کشورهای عربی، و هر کجا که سخن از واقع به میان می آید قائلین به اسلام سیاسی در میان عرب زبان های منطقه مدنظر است.

[7] تقسیم و تنویع مفهوم سرمایه در نظر بوردیو.

[8] این عبارت به معنای اطلاق کامل نیست. اما مشاهدات و بازخوردهای صورت گرفته از جامعۀ سوریه، مؤید عمومیت (قائلین حد اکثری) همچین گزاره ای است.

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا