
علی منجی پژوهشگر حوزه علوم انسانی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
۱. طرح مسئله: فراتر از خوانش سیاسی
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ معمولاً در سطح نقش قدرتهای خارجی در تحول ساختار حکومت تحلیل میشود. اما هر رویداد تاریخی، افزون بر عوامل سیاسی و نظامی، بر بستری فکری و معرفتی شکل میگیرد. پرسش عمیقتر این است که در ساحت اندیشهی یک جامعه چه وضعیتی پدید میآید که امکان نفوذ ارادههای بیرونی فراهم میشود. از این منظر، پیش از هر چیز با مسئلهای معرفتی مواجهیم. جامعهای که ارادهی بیگانه در آن نفوذ مییابد، غالباً دچار ضعف در تشخیص و شناخت است؛ ضعفی که ریشه در غلبهی قوای خیالی و وهمیِ تربیتنشده بر عقل و فطرت دارد(میرهادی و همکاران، ۱۳۹۳، ص ۸۰-۸۱؛ راسل، ۱۴۰۳، ص ۲۱۱).
- ریشهیابی معرفتیِ آسیبپذیری
این ضعف، صرفاً به نبود اطلاعات یا خطای محاسباتی محدود نمیشود، بلکه به معیارهای شناخت بازمیگردد. در معرفتشناسیِ آیتالله جوادی آملی، دستگاه ادراکی انسان از حس، خیال، وهم و عقل تشکیل شده است. خیال بهعنوان یکی از قوای باطنی نفس، صورتی از معرفت فراهم میآورد، اما اگر تحت تدبیر و حکومت عقل قرار نگیرد، سراب را آب و باطل را حق نشان میدهد و زمینهی پذیرش خرافات و امور باطل را فراهم میآورد(میرهادی و همکاران، ۱۳۹۳، ص ۸۱-۸۳؛ راسل، ۱۴۰۳، ص ۲۱۲-۲۱۳). جامعهای که معیارهای شناخت خویش را بر پایهی حقیقت استوار نکند و خیال را بهجای عقل حاکم گرداند، در برابر جریانهای تحمیلگر اراده، آسیبپذیر خواهد شد. از همینرو، در حادثهی ۲۸ مرداد، پرسش اصلی صرفاً این نیست که کدام قدرت خارجی یا داخلی وارد عمل شد، بلکه این است که چرا جامعه در لحظهی بحران، توان بازشناسی حقیقت را از دست داد. پاسخ آن است که خیالِ غیرالهی، که از عقل تمکین نمیکند، نفس را به ارضای همهی میلها و هوسها ترغیب میکند و راه تشخیص صحیح را میبندد(میرهادی و همکاران، ۱۳۹۳، ص ۸۷).
۳. بنیانهای نظری: فطرت، عقل و حیات حقیقی
در اندیشهی آیتالله جوادی آملی، این توانایی فکری بر مبنایی فراتر از محاسبات مادی استوار است. انسان موجودی صرفاً مادی نیست که زندگی او در محدودهی غرایز و مادیات خلاصه شود؛ بلکه حقیقت انسان با فطرت الهی او شناخته میشود؛ فطرتی که انسان را به سوی حق هدایت میکند. حیات انسانی دو قلمروی کلی دارد؛ قلمروی حیات حقیقی (فطرت و عقل) که در آن خطا و انحراف راه ندارد و انسانِ همراه با فطرت و عقل، سعادتمند خواهد بود؛ و قلمروی حیات طبیعی که عرصهی امیال و آرزوها و عرصهی حرکت انسان در مسیر سعادت یا شقاوت است(میرهادی و همکاران، ۱۳۹۳، ص ۷۹؛ راسل، ۱۴۰۳، ص ۲۱۱)؛ هنگامی که فطرت شکوفا شود، انسان جایگاه حقیقی خود را میشناسد و در برابر غیر خدا احساس ذلت نمیکند. اما اگر موانع بر سر راه فطرت غلبه کند و خیالِ بریده از عقل بر دستگاه ادراکی مسلط شود، حیات فرد و جامعه از مسیر حقیقی خود فاصله میگیرد و به حیات طبیعیِ صرف تنزل مییابد که در آن، شهوت و غضب بدون مدیریت عقل به کار گرفته میشوند(جوادی آملی، ۱۳۸۲، ص 116-122).
- حیات طیبه در برابر حیات طبیعی
در کتاب حیات حقیقی انسان در قرآن، تمایز میان حیات طبیعی، حیات معقول و حیات حقیقی (حیات طیبه) تفصیلاً بحث شده است. حیات طبیعی، زندگی بر اساس نیازهای مادی و محاسبات محدود دنیوی است؛ اما حیات حقیقی زمانی شکل میگیرد که انسان در پرتو معرفت الهی، جایگاه خود را در نظام آفرینش بشناسد و رفتار خویش را با حقیقت هماهنگ سازد(جوادی آملی، ۱۳۸۴، صص ۱۵-۲۰، به نقل از صفدری و همکاران، ۱۳۹۹). حیات طیبه، حیاتی جدید و فوق حیات معمولی و ظاهری است که از روحی جدید در انسان نشئت میگیرد و با ایمان و عمل صالح تحقق مییابد(خواجه بمی، ۱۴۰۱، ص ۱۸۲-۱۸۳؛ حاجی صادقی و بخشیانی، ۱۳۹۳، ص ۱۶۶-۱۶۷).
جامعه نیز از همین قاعده پیروی میکند. جامعهای که حیات سیاسی خود را تنها بر مدار قدرت تنظیم کند و از معیارهای فطری و عقلی برای تشخیص حق و باطل بهره نگیرد، از درک بُعد معرفتی عزت و استقلال بازمیماند. عزت حقیقی از نگاه قرآن ریشه در ارتباط انسان با خداوند دارد؛ زیرا انسانی که خود را وابسته به مبدأ هستی میبیند، در برابر قدرتهای محدود مادی سر فرود نمیآورد. استقلال یک ملت نیز پیش از آنکه در ساختارهای حکومتی تحقق یابد، در نوع نگاه آن ملت به خویشتن و جهان شکل میگیرد. از جمله آثار حیات طیبه، بصیرت و روشنبینی است که در پرتو آن، انسان باطن عالم و ملکوت زمین و آسمانها را مشاهده میکند و حجابهای وهم و خیال از پیش چشم او کنار میرود(خواجه بمی، ۱۴۰۱، ص ۱۹۲). جامعهای که ارزشهای فطری خود را فراموش کند و به جای تکیه بر عقل، تسلیم خیالات و اوهام گردد، در برابر قدرتهای بیرونی احساس نیاز و ناتوانی پیدا میکند و بهآسانی رنگ میبازد.
- کاربست نظریه در بستر تاریخی واقعهی ۲۸ مرداد
با این چارچوب نظری میتوان واقعهی ۲۸ مرداد را نه صرفاً یک رخداد سیاسی، بلکه آسیبشناسی معرفتیِ یک بخشی از جامعه بازخوانی کرد. بر اساس تمایز یادشده، آن بخش از جامعهی ایرانی در آن مقطع، دچار غلبۀ حیات طبیعی بر حیات حقیقی و در نتیجه، غلبهی خیالِ غیرالهی بر عقل شده بود. شعار «مرگ بر شاه»، از سنخ شناختِ مبتنی بر خیال و وهم بود؛ نه شناختی که از عقل و فطرت برخاسته باشد. چرا که اگر این شعار بر پایهی عقل و فطرت استوار بود، با تغییر شرایط سیاسی (کودتا و روی کار آمدن دولت جدید)، به یکباره وارونه نمیشد و به «جاوید شاه» بدل نمیگشت. شاخصِ این شناختِ خیالی، ناپایداری و انفعال در برابر قدرتِ نوظهور بود؛ درست مطابق آنچه آیتالله جوادی آملی در توصیف ایمان مبتنی بر شناخت وهمی یا خیالی میفرماید که: «هرگز از ثبات برخوردار نیست و با تغییر شناخت وهمی و خیالی که در معرض زوال است، دگرگون میگردد»(میرهادی و همکاران، ۱۳۹۳، ص ۸۶، به نقل از جوادی آملی، ۱۳۸۷الف، ص ۲۸۵). این چرخش سریع از «مرگ بر شاه» به «جاوید شاه»، نمودِ عینیِ خیالِ غیرالهی است. جامعهای که در چنین وضعیتی قرار میگیرد، به تعبیر آیتالله جوادی آملی (به نقل از میرهادی و همکاران، ۱۳۹۳، ص ۸۶)، در حقیقت، حیوان بالفعل و انسان بالقوه است؛ چراکه وهم و خیال تا تحت تدبیر عقل قرار نگیرد، سراب را آب، و باطل را حق نشان میدهد(همان).
۶. روایت تاریخی: ۲۸ مرداد در آینهی خیالِ غیرالهی
با این مبنا، روایت آیتالله جوادی آملی از روز ۲۸ مرداد را میتوان نشانهای تاریخی از ضعف توانایی شناختی و غلبهی خیالِ غیرالهی بر عقل و فطرت جمعی خواند. ایشان در خاطرهای از آن روز میگویند: «ما آن سال، سن مان تقریباً بیست سال یا بیست و یک سال بود. در بیست و هشت مرداد سال هزار و سیصد و سی و دو هجری شمسی، ما تقریباً بیست سالمان بود. در همین تهران شعار رسمی مردم تهران (مرگ بر شاه) بود. من بارها این را به دوستان مان گفتم! جنوب تهران، نزدیک مولوی یک میدانی داشت به نام میدان شاه که الآن شده میدان قیام. در آن میدان، بیست و هشت مرداد گلابیها به بازار میآید. یک دستفروشی گلابی میدان را از میدان خرید، آورد روی طبق دستفروشی، داشت روی طبقه میچید، داد میزد: (آی شاه میوه، آی شاه میوه)؛ همه ریختند روی بساطش، همه میوههایش را جمع کردند ریختند دور که چرا میگویی شاه میوه، بگو مرگ بر شاه!! چون شعار رسمی مرگ بر شاه بود. چه وقتی؟ نه و نیم، یعنی نه و نیم صبح! ده شد و کودتا شد و مصدق به زندان افتاد و کابینهاش به زندان افتادند و بعد از ظهر زاهدی روی کار آمد و دولت زاهدی تشکیل شد، همین مردم همین مرگ بر شاه را به (جاوید شاه) تبدیل کردند!!»(جوادی آملی، دیدار با هنرمندان بسیجی و مسئولین فرهنگی هنری استان قم، ۲۰/۰۱/۱۳۹۳).
این چرخش سریع، دقیقاً نشاندهندهی شکاف میان شناخت سطحیِ مبتنی بر خیال و وهم، و شناخت حقیقیِ مبتنی بر عقل و فطرت است(میرهادی و همکاران، ۱۳۹۳، صص ۸۴-۸۶). در چنین فضایی که قوهی خیال بدون نظارت عقل عمل میکند، قدرت بهجای آنکه در مسیر حق و کرامت انسان قرار گیرد، به ابزاری برای سلطه بدل میشود(میرهادی و همکاران، ۱۳۹۳، ص ۸۷). عقبهی فکری ۲۸ مرداد را میتوان در همین فاصلهگرفتن از مبانی حیات حقیقی و غلبهی حیات طبیعیِ مبتنی بر محاسبات مادی و امیال زودگذر جستوجو کرد(میرهادی و همکاران، ۱۳۹۳، ص ۷۹؛ خواجه بمی، ۱۴۰۱، ص ۱۸۲-۱۸۳). این واقعه، صرفاً یک شکست سیاسی نبود، بلکه شکستی معرفتی بود؛ شکستی که در آن، بخشی از یک ملت، توان تشخیص میان حق و باطلِ بهحقنما را از دست داد و در کمتر از چند ساعت، از انقلابیگری به انفعال رسید؛ چراکه همانطور که در تحلیل پیشین و بر اساس نظر آیتالله جوادی آملی گذشت، ایمانی که بر شناخت وهمی یا خیالی مبتنی باشد، هرگز از ثبات برخوردار نیست و با تغییر اوضاع، دگرگون میگردد.
۷. درسآموزی و جمعبندی
بازخوانی این حادثه با تکیه بر اندیشهی آیتالله جوادی آملی، تاریخ را به عرصهی تأمل دربارهی انسان بدل میکند. جامعهای که فطرت الهی خود را بشناسد، حیات حقیقی را بر حیات صرفاً مادی مقدم بدارد، مبتنی بر فطرت و عقل، توانایی تشخیص و شناخت خود را در مسیر حق قرار دهد و عزت خویش را در پرتو عبودیت خداوند تعریف کند، قدرت تشخیص و مقاومت بیشتری در برابر جریانهای سلطهگر خواهد داشت. در چنین جامعهای، خیال در خدمت عقل قرار میگیرد و صورتهای خیالیِ نورانی و هدایتبخش، جایگزین اوهام و خیالات فریبنده میشوند(میرهادی و همکاران، ۱۳۹۳، ص ۸۴-۸۵).
درس ۲۸ مرداد در این نگاه، تنها یک درس سیاسی نیست؛ بلکه یادآور این حقیقت است که سرنوشت اجتماعی انسانها پیش از آنکه در میدان قدرت رقم بخورد، در ساحت معرفت و نوع نگاه آنان به حقیقت انسان شکل میگیرد؛ و این همان تمایز بنیادین میان حیات طبیعی و حیات طیبه است که قرآن کریم در آیهی شریفه «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً» (نحل: ۹۷) به آن اشاره فرموده است(خواجه بمی، ۱۴۰۱، ص ۱۸۲؛ حاجی صادقی و بخشیانی، ۱۳۹۳، ص ۱۶۶).
امروز نیز در سالگرد این روز، تأمل در نسبتِ حیات طبیعی و حیات طیبه – که خود از آثار بصیرت و روشنبینی است – نه یک تمرین نظری صرف، بلکه ضرورتی عملی برای هر جامعهای است که نمیخواهد اسیر خیالاتِ لحظهای و ارادههای بیرونی شود(میرهادی و همکاران، ۱۳۹۳، ص ۸۶-۸۷). عبرت ۲۸ مرداد، عبرتِ غفلت از فطرت و عقل در برابر طوفانِ خیالات است؛ عبرتی که هر نسلی باید آن را از نو بیاموزد.
فهرست منابع:
- قرآن کریم
- جوادی آملی، عبدالله. (۱۳۸۲). حیات حقیقی انسان در قرآن. قم: مرکز نشر اسرا
- جوادی آملی، عبدالله. (۱۳۹۳). دیدار با هنرمندان بسیجی و مسئولین فرهنگی هنری استان قم، ۲۰/۰۱/۱۳۹۳
- حاجی صادقی، عبدالله و بخشیانی، ابوالقاسم. (۱۳۹۳). «مفهومشناسی و حقیقتیابی حیات طیبه از منظر قرآن». دوفصلنامه علمی-پژوهشی انسانپژوهی دینی، شماره ۳۱
- خواجه بمی، محمد حسین. (۱۴۰۱). «شاخصهها و آثار حیات طیبه در قرآن کریم با تأکید بر دیدگاه استاد جوادی آملی». دو فصلنامه علمی مطالعات فهم قرآن، دوره ۱، شماره ۱
۶. راسل، طاهره. (۱۴۰۳). «بررسی تطبیقی مفهوم حقیقت و خیال بر آیاتی از قرآن کریم و نقش آنها در حیات انسان از منظر آیتالله جوادی آملی». فصلنامه علمی پژوهشهای نوین در آموزش و پرورش، جلد ۵، شماره ۱
- میرهادی، سید مهدی؛ بختیار نصرآبادی، حسنعلی؛ نجفی، محمد. (۱۳۹۳). «نقش خیال در تربیت انسان از منظر آیتالله جوادی آملی». پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی، سال بیستم، دوره جدید، شماره ۲۳



