اسلایدریادداشتها

پادشکنندگی مضاعف در ایران اسلامی

محمد جواد یزدانی پژوهشگر حوزه مشارکت سیاسی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

محمد جواد یزدانی پژوهشگر حوزه مشارکت سیاسی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

«دکترین مقاومت» که توسط رهبر شهید ایران اسلامی طراحی، برنامه‌ریزی و گفتمان‌سازی گردید در بردارنده نوعی ساختار و استراتژی راهبردی برای جمهوری اسلامی است که مبتنی بر آن، کشور عزیزتر از جان‌مان توانسته نه تنها از کیان جغرافیایی و موجودیت خویش دفاع کند، بلکه از دل شوک‌ها و وضعیت‌های دشوار به قابلیت‌ها و توانمندی‌های خود بیفزاید. دکترین مقاومت تنها یک الگوی دفاعی نیست بلکه نوعی سیستم پادشکننده است. تفاوت آن با نظریه کلاسیک پادشکنندگی در این است که علاوه بر سازوکارهای مادی، بر سرمایه معنوی و ایمانی نیز تکیه دارد؛ از این رو می‌توان آن را «پادشکنندگی مضاعف» نامید.
پیش از این و در یادداشتی پیرامون جنگ 12 روزه، مبتنی بر مفهوم پادشکنندگی ویژگی‌ها و خصائص «دکترین مقاومت» بررسی شد و گفته شد که چگونگی عملکرد جمهوری اسلامی طی چهار دهه مواجهه با بحران‌های متنوع تحمیلی نشان‌دهنده آنست مقاومت در اندیشه رهبر شهید فراتر از یک برنامه‌ریزی دفاعی منفعل سبب فعال‌سازی ظرفیت‌های ذاتی، اقتباس از تجربیات حاصل از چالش‌ها و تبدیل تهدیدات به فرصت‌ها شده است.
یادآور میشوم که اندیشه مقاومت در نظام اسلامی نباید با مفهوم «تاب‌آوری/استقامت» (Resiliency) اشتباه گرفته شود. سیستم‌های تاب‌آور صرفاً در برابر تنش‌ها ایستادگی می‌کنند و پس از پایان یافتن شوک اولیه به وضعیت پیشین خود باز می‌گردند. در حالی که یک سیستم پادشکننده (Antifragile) پس از دریافت شوک، مجدداً خود را بازیابی کرده و قابلیت‌هایش را تقویت می‌کند. از منظر نسیم نیکلاس طالب ، نظریه‌پرداز پادشکنندگی، کشورها و سیستم‌هایی که در استراتژی و ساختار درونی به مرحله پادشکنندگی برسند شکست‌ناپذیر خواهند بود.
از این منظر، می‌توان گفت «مقاومت» در گفتمان انقلاب اسلامی با مفهوم پادشکنندگی نسبت توضیحی دارد. نظریه پادشکنندگیِ نیکلاس طالب نشان می‌دهد برخی سیستم‌ها نه تنها در برابر شوک‌ها فرو نمی‌ریزند و تضعیف نمی‌شوند؛ بالعکس، از دل فشارها و بحران‌ها توانمندتر می‌شوند. دکترین مقاومت نیز دقیقاً بر چنین منطقی استوار است؛ یعنی به جای پرهیز از تنش‌ها یا تلاش برای بازگشت به وضعیت پیشین، با تبدیل تهدیدها به فرصت، ظرفیت‌های جدیدی در عرصه‌های نظامی، سیاسی و اجتماعی پدید می‌آورد. با این حال، مقاومت در تجربه جمهوری اسلامی تنها یک سازوکار کارکردی برای مدیریت بحران نیست، بلکه بر بنیانی معنوی و ایمانی استوار است که به جامعه توان تحمل سختی‌ها و استمرار در مسیر حق را می‌بخشد. از همین رو می‌توان گفت مقاومت، در عین شباهت مفهومی با پادشکنندگی، صورتی عمیق‌تر و الهام‌گرفته از جهان‌بینی توحیدی از آن به شمار می‌آید.
با این توضیحات، نگارنده معتقد است دشمن عبری-امریکایی دچار خطای محاسباتی است. در واقع، خطای محاسباتی دشمن از آن جا نشئت می‌گیرد که نتوانسته ماهیت «دکترین مقاومت» را تشخیص دهد. «دکترین مقاومت» علاوه بر این که ویژگی‌های یک سیستم پادشکننده را شامل می‌شود، دارای ابعاد معنوی و ایمانی است که به صورتی عمیق با مبانی دینی و توحیدی آمیخته گردیده است. از این جهت، می‌توان مفهوم مقاومت را حتی «پادشکنندگی مضاعف» نامید. در واقع، پادشکنندگی در جمهوری اسلامی دو لایه دارد. لایه نخست پادشکنندگی ساختاری است که یادگیری نهادی، اصلاح ساختارها، ارتقای توان نظامی و امنیتی را شامل می‌شود. اما لایه دوم، یعنی پادشکنندگی معنوی از لایه نخست هم مهم تر است. در این لایه تقویت ایمان، انسجام اجتماعی و سرمایه اعتقادی جای میگیرند. در حقیقت، وقتی این دو لایه ترکیب می‌شوند پادشکنندگی مضاعف پدید می‌آید.
تأملی اندک در وقایع و تحولات اخیر، پادشکنندگی مضاعف ایران اسلامی را تأیید می‌کند. نظام جمهوری اسلامی (اعم از کارگزاران رسمی و عموم مردم جامعه) از تجربه جنگ 12 روزه و فتنه دی ماه تجربیات جدیدی آموختند که وضعیت کنونی در جنگ رمضان را ساخته است؛ وضعیتی که در آن ایران در عرض دو تا سه ساعت از شوک اولیه به حالت آفندی در آمد.
به عنوان مثال، در بعد نظامی، جنگ 12 روزه به ایران آموخت پدافند خود را مبتنی بر سیستم‌های کوتاه‌بُرد بازطراحی کند و نتیجه آن شد که توانایی در سرنگون کردن پهپادهای پیشرفته و جنگنده‌های F15 دشمن صهیونیستی-امریکایی را به دست آورد. در سطح حکمرانی، ساختار سیاسی تجربه دهه شصت را به یادآورد که نظام تصمیم‌گیری نباید مبتنی بر اشخاص باشد و دستورالعمل‌های حیاتی باید از پیش مشخص گردیده و رده‌های بالای نظامی و سیاسی نیازمند چندین جایگزین باشند. در سطح اجتماعی نیز، مردم ایران به تجربه آخوختند که فتنه داخلی با حضور میدانی آنان قابل پیشگیری است. وحدت حول ایمان به خدا و باور به حضرت صاحب‌الامر کشوری را که عالی‌ترین مقام خود را از دست داده می‌تواند زنده و مقتدر نگه دارد.
برشمردن تمامی شواهد موجود مقصود این نوشتار نیست. در این مجال پایانی به آموزه قرآنی « فَاستَقِم کَما اُمِرت»(هود/ 112) اشاره میکنم که در ادامه آن خداوند باری تعالی وعده پاداش به صابران را می‌دهد «وَٱصبِر فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجرَ ٱلمُحسِنِينَ» (هود/115). از منظر قرآن، استقامت یک پایداری منفعلانه نیست و مقاومت را باید به مثابه مسیری در نظر گرفت که با صبر و عمل صالح به نصرت الهی منتهی می‌شود. این منطق قرآنی همان چیزی است که در تجربه تاریخی جمهوری اسلامی به صورت پادشکنندگی بروز یافته است.
تجربه تاریخی جمهوری اسلامی نشان می‌دهد مقاومت بسیار فراتر از یک ابزار بقا است. مقاومت برای جمهوری اسلامی سازوکار رشد در دل بحران‌هاست. از این رو می‌توان گفت دکترین مقاومت، به واسطه پیوند عقلانیت راهبردی و ایمان دینی، نمونه‌ای از «پادشکنندگی مضاعف» در جهان معاصر است.

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا