اسلایدریادداشتها

منطق تحلیل اقتصادی نبرد رمضان (3)

مدیریت اقتصادجنگ و پساجنگ

امین جمالی پژوهشگر حوزه اقتصاد در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

جنگ تنها در میدان نبرد اتفاق نمی‌افتد؛ ماشین جنگ همزمان با چرخیدن چرخ‌های خود در صحنه عملیاتی، اقتصاد، اشتغال و زندگی روزمره میلیون‌ها انسان را درگیر می‌کند. یکی از وجوه اغلب نادیده‌گرفته‌شده هر منازعه مسلحانه، ضرورت برنامه‌ریزی اقتصادی در دوران جنگ است — برنامه‌ریزی‌ای که باید همزمان یا حتی پیش از درگیری انجام شود، نه پس از آن.

در نبرد رمضان، ضربات هوایی و موشکی به زیرساخت‌های صنعتی ایران — از پالایشگاه‌ها و نیروگاه‌ها تا کارخانجات پتروشیمی و پل‌های ارتباطی — پیامدهای اقتصادی زنجیره‌وار و عمیقی به بار می‌آورد. واحدهای صنعتی آسیب‌دیده به‌صورت مستقیم دچار توقف تولید، تخریب دارایی‌های ثابت و اخراج یا تعلیق کارگران شدند؛ اما همین توقف، موجی از اخلال را در سراسر زنجیره تأمین موج‌زنان پیش خواهد برد. واحدهایی که به خروجی کارخانجات آسیب‌دیده وابسته بودند، با کمبود مواد اولیه، افزایش قیمت نهاده‌ها و فشار هزینه‌ای مواجه می‌شوند که در غیاب حمایت دولتی، بسیاری را به آستانه تعطیلی می‌رساند. این پدیده در اقتصاد کلان به «اثرات جانبی منفی زنجیره‌ای» معروف است و در شرایط جنگی با سرعتی بسیار بیشتر از بحران‌های عادی گسترش می‌یابد.

ناامنی حاصل از ادامه درگیری، خود عامل مستقلی در بازتولید بحران اقتصادی است. سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی در شرایط جنگی با افق زمانی نامشخص، تمایل به انقباض، خروج سرمایه، و توقف طرح‌های توسعه‌ای دارند؛ این انقباض سرمایه‌گذاری به نوبه خود تقاضا برای نیروی کار را کاهش داده و بیکاری را تشدید می‌کند. کاهش درآمد خانوار، تقاضای مصرفی را تضعیف می‌کند که این خود فشاری مضاعف بر واحدهای تولیدی اعمال می‌کند که تا پیش از جنگ از آسیب مستقیم در امان بودند. در چنین شرایطی، برنامه‌ریزی اقتصادی دوران جنگ باید به‌طور همزمان چند محور را پوشش دهد: مدیریت بازار کار از طریق بیمه‌های اجباری بیکاری و طرح‌های اشتغال اضطراری؛ مدیریت زنجیره تأمین از طریق ذخایر استراتژیک و جایگزین‌سازی تأمین‌کنندگان؛ کنترل تورم ناشی از اخلال عرضه و تامین سرمایه درگردش بنگاه ها از طریق ابزارهای پولی و مالی. تجربه کشورهایی نظیر اوکراین پس از ۲۰۲۲ نشان می‌دهد که غفلت از این برنامه‌ریزی موازی، می‌تواند آسیب اقتصادی جنگ را چندین برابر آسیب نظامی مستقیم کند.

بنابر این ضرورت دارد که ناظر به آسیب های فعلی و آینده ناشی از دفاع رمضان برنامه ریزی اقتصادی مناسب انجام شود؛ ولی این آسیب ها یکطرفه نبوده و کشورهای متخاصم هم چنین ضربه ای را تجربه کردند که می توان برای ارزیابی و سطح موفقیت جنگ اقتصادی یا اقتصاد جنگ به تحلیل وضعیت آن نیز پرداخت.

آمریکا عمدتاً از مسیر بازارهای جهانی کالا آسیب دید؛ جهش قیمت نفت فشار تورمی مستقیمی بر خانوارها وارد کرد، و اختلال در زنجیره تأمین هلیوم — که کاربردی حیاتی در صنایع نیمه‌رسانا و هوش مصنوعی دارد — می‌تواند به رقابت‌پذیری فناوری آمریکا در برابر چین خسارت وارد کند. رژیم اسرائیل با تحمل خسارات فیزیکی به زیرساخت‌های صنعتی و انرژی خود همزمان با تشکیل جبهه واحد علیه اسرائیل تحت فشار دو بحران جدی زیرساختی و امنیتی قرار گرفت. در این میان کشورهای خلیج فارس بیشترین خسارت فیزیکی را به خاطر حفاظت از منافع آمریکا و حمایت از این جنگ خورده‌اند. این قضیه خارج از بحث خسارت های زیرساختی انرژی و پتروشیمی منجر به تخریب انباشت سرمایه اجتماعی و امنیتی این کشورها شد و فشار قابل توجهی را به این کشورها وارد کرد.‌

بنابر این برای تحلیل خسارت ها و هزینه-فایده جنگ رمضان با منطق اقتصادی لازم است تحلیل و ارزیابی جامعه‌ای از وضعیت دوطرف درگیری انجام شود که نیازمند موضوع یادداشت تحلیلی جداگانه‌ای خواهد بود.

همچنین باید توجه داشت که پیچیده‌ترین بخش این معادله پس از پایان درگیری نمایان می‌شود: تأمین مالی هزینه‌های جنگ و بازسازی، مسئله‌ای است که دولت‌ها اغلب آن را به تأخیر می‌اندازند و با انباشت آن، بحران‌های اقتصادی پساجنگ را رقم می‌زنند؛ ولی ما باید پیش از رسیدن به آن موقعیت برای آن شرایط طراحی و برنامه ریزی مناسب داشته باشیم. جبران خسارت واحدهای صنعتی آسیب‌دیده، بازسازی زیرساخت‌های منهدم‌شده، پرداخت دیه و غرامت به خانواده‌های آسیب‌دیده، و جذب مجدد نیروی کار بیکارشده در بازار رسمی، همه و همه مستلزم منابع مالی کلانی هستند. هزینه‌های جنگ معمولا در بین کشورهای جهان از سه منبع اصلی قابل تأمین هستند: انتشار اوراق بدهی دولتی که بار را به نسل‌های آینده منتقل می‌کند؛ افزایش مالیات که فشار مستقیمی بر خانوارها و بنگاه‌ها وارد می‌سازد؛ و انبساط پولی که خطر تورم را در خود نهفته دارد. در ایران در صورت پایداری شرایط تحریم و دسترسی محدود به بازارهای مالی بین‌المللی، گزینه‌های موجود برای ایران به مواردی مانند فروش دارایی مانند نفت و گاز، غرامت دریافتی از جنگ یا تنگه هرمز وابسته می شود. لذا هر گزارشی باید بکوشد تا با نگاهی جامع به این ابعاد چندوجهی، تصویری دقیق و مبتنی بر شواهد از نبرد رمضان و پیامدهای آن ارائه دهد.

 

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا