اسلایدریادداشتها

نقش‌های پنهان زنان در خط مقدم جنگ(5)

بازسازی خانواده محور نهادهای اجتماعی در بستر جنگ

محمدامین مهدی‌زاده پژوهشگر حوزه مطالعات جنسیت در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت: 

 

در ادبیات جنگ‌های کلاسیک، همواره تمرکز بر زیرساخت‌های سخت‌افزاری و نظامی رسمی دولتی بوده است. اما در دوره جدید با ترکیبی شدن جنگ‌ها و هجوم رسانه‌ای، اقتصادی، سیاسی و شناختی در کنار حمله نظامی، عرصه‌های مختلفی در میدان نبرد درگیر می‌شوند و در این میان سرمایه اجتماعی عنصر مهمی به‌شمار می‌رود. چراکه در زمان اوج‌گیری تنش‌ها و زمانی که ساختارهای رسمی دچار اختلال می‌شوند، این شبکه‌های غیررسمی هستند که اتحاد و تاب‌آوری جامعه را تضمین می‌کنند. در این زمینه کنشگری زنان در میدان فعالیت‌های اجتماعی، به ویژه در قالب سازماندهی مردمی، نقشی راهبردی دارد. این یادداشت تلاش می‌کند به نقش زنان در تبدیل نهادهای سنتی نظیر موکب‌ها و ایستگاه‌های صلواتی به نهادهای تولید سرمایه و مقاومت اجتماعی بپردازد و نشان دهد که چگونه این مشارکت، تضمین کننده تداوم حضور مردم در میدان از طریق خانوادگی سازی تجمعات اجتماعی و همچنین، تقویت پیوندهای درون‌خانوادگی در دل بحران می‌شود.

یکی از بارزترین جلوه‌های فعالیت اجتماعی دینی در فرهنگ ایرانی در سده اخیر برپایی ایستگاه‌های صلواتی و موکب‌ها بوده است. اگرچه این اقدامات ریشه در مناسک مذهبی و دینی دارند، اما در زمان جنگ علاوه بر کارکردهای پیشین، کاربردهایی راهبردی و پشتیبانی پیدا کرده‌اند. علاوه بر این، تجمعات شبانه در میادین و خیابان‌های سطح شهر در حمایت از نیروهای مسلح از جمله کنش‌های اجتماعی است که سابقه دیرینه در ایران داشته و در این برهه به یکی از محورهای مهم مقابله با جنگ ترکیبی تبدیل شده است. در این میان علاوه بر کارکردهای جدید نهادهای مذکور که به عنوان ظرفیت موجود در فرهنگ و سنت ایرانی-اسلامی در بازه کنونی به خدمت جامعه ایرانی درشرایط جنگی آمده، این کنش‌ها با تغییر دیگری نیز روبرو بوده است. در گذشته این فضاها بیشتر مردانه و محدود به توزیع اقلام خاص بوده است. لکن در دوره کنونی شاهد کنشگری جدی زنان در این زمینه هستیم. به شکلی که ورود فعالانه زنان به عرصه برپایی و مدیریت و همکاری در موکب‌ها، به نوعی ماهیت آن‌ها را تغییر داده است. چراکه با مداخله و عاملیت زنان، شاهد برپایی موکب‌هایی متناسب با نیازهای مادران و علایق کودکان و همچنین موکب‌های آموزشی، فرهنگی-هنری و مشاوره با طراحی‌های داخلی زنانه هستیم که منجرشده است گستره خدمت رسانی این پایگاه‌ها متنوع شوند.

همچنین در کنار موکب‌های زنانه، بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد موکب‌های خانوادگی با مشارکت همه اعضا نیز در محلات و نقاط مختلف شهر گسترش پیدا کرده است. در یک موکب، پدر خانواده مسئولیت تدارکات سنگین را بر عهده دارد، مادر مدیریت آماده‌سازی و توزیع را انجام می‌دهد و فرزندان در بسته‌بندی یا پذیرایی مشارکت می‌کنند. این الگو، نه تنها نیروی کار داوطلبانه را افزایش می‌دهد، بلکه میان  فضای عمومی و خانواده پیوند برقرار کرده و آن را منعطف‌تر می‌سازد.

خانوادگی‌سازی اجتماعات شبانه

همچنین در تجمعات شبانه حمایت از نیروهای مسلح نیز شاید مهم‌ترین پیامد حضور زنان در میدان فعالیت‌های اجتماعی، پدیده خانوادگی شدن این کنشگری باشد. در الگوهای سنتی، معمولاً مردان خانواده در شرایط بحرانی برای پشتیبانی از خانه خارج می‌شدند و خانواده در انتظار بازگشت آن‌ها می‌ماند. اما زمانی که زن (به عنوان مادر یا همسر) وارد میدان کنشگری می‌شود، عملاً مرزهای خانه را تا محل فعالیت اجتماعی امتداد می‌دهد و زنان و دختران، خانواده خود شامل همسران، کودکان و یا والدین را به همراه می‌آورند. این امر علاوه بر اینکه به پرشور شدن تجمعات کمک می‌کند، تضمین کننده تداوم تجمعات در ادامه جنگ نیز هست. چراکه طولانی شدن تجمعات نیازمند برنامه ریزی و همراهی خانواده با این امر است و این زنان‌اند که می‌توانند با برنامه‌ریزی و تنظیم امور خانه، امکان تبدیل شدن شرکت در تجمعات به یک برنامه خانوادگی ثابت را فراهم کنند. همچنین حجت الاسلام زیبایی‌نژاد، رییس پژوهشکده زن و خانواده معتقد است متنوع شدن موکب‌ها برپایه فکر زنانه و متناسب‌سازی آنها با نیازها و شرایط زنان و کودکان نیز به تداوم حضور خانواده‌ها در تجمعات کمک شایانی نموده و در نتیجه، یک فعالیت داوطلبانه فردی، به یک برنامه مشترک خانوادگی تبدیل شده است.

علاوه بر اینکه مشارکت زنان و خانوادگی‌سازی این اجتماعات برای جامعه کارکردهای مثبتی دارد، برای خانواده نیز ثمرات زیادی دارد. زیرا بحران و جنگ‌ها، ذاتاً اضطراب ‌آور و مخرب روان هستند و می‌توانند باعث ایجاد تنش و گسست در روابط خانوادگی شوند. با این حال، مشارکت خانوادگی در پشتیبانی و کنشگری اجتماعی، می‌تواند به عنوان یک ساختار دفاعی عمل ‌کند. چراکه اعضای خانواده به جای تمرکز بر ترس‌ها، روی یک هدف مشترک متمرکز می‌شوند و کار کردن در کنار یکدیگر برای کمک به دیگران، حس درک متقابل را افزایش می‌دهد. همچنین تجمع و کنار هم قرارگرفتن منجربه تقویت همدلی و افزایش اراده عمومی می‌شود و حس مفیدبودن و اثرگذاری را در میان خانواده افزایش می‌دهد.

 

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا