اسلایدریادداشتها

شاهنامه‌ی زبان، فرهنگ، حماسه و روح پارسی، سرچشمه‌ای غنی در ترویج تمدن استقلال فرهنگی ایران

به مناسبت انتشار پیام رهبری معظم انقلاب در روز بزرگداشت فردوسی

محمد امیر اکبری در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

شاهنامه فردوسی، یکی از بزرگترین آثار حماسی سرتاسر جهان در تمام دوران های تاریخ به شمار می‌آید. در کنار کتبی نفیس همچون گیلگمش، ایلیاد و اودیسه، نام شاهنامه فردوسی همچون خورشیدی درخشان ظاهر می‌شود. 50 الی 60 هزار بیت و حدود 200 قهرمان و شخصیت منحصر به فرد، بارزترین ویژگی های این اثر پرفروغ تاریخ شعر فارسی است. ماجرای رشادت‌های پهلوانان ایرانی، دوران‌های اساطیری و کهن، تاریخی و تمدنی، روایت‌هایی شیوا از زندگی پادشاهان و دلاوران، قصه هایی از ظلم ستیزی و بیدادگری ایرانیان در برابر ضحاک‌وشان و دیوسیرتان، سلحشوری و جنگاوری حکومت های بزرگ، مفاهیم عمیق الهی و انسانی و… همگی بخش‌هایی از این اثر نفیس را تشکیل می‌دهند.

آنچه از شاهنامه و نویسنده حکیم آن برای امروز ما به ارث رسیده، اول؛ مجموعه‌ای بی‌نظیر از لغات و کلمات و عبارات کهن و بدیع فارسی است که نشان از بالندگی زبان و فرهنگ ایرانی در قرون گذشته دارد و بیش از هرچیز در ترویج مفاهیم و ارزش‌های ناب تمدنی ایران در سرتاسر دنیا ارزشمند است. کلمات و عباراتی که معادل‌هایی گاه حیوانی و گاه انسانی و گاه اسطوره‌ای دارند و این پیوست زبان به مولفه‌های بصری و تصوری فرهنگ، قدرت نفوذ و اثر آن را چند برابر می‌کند[1]. دوم؛ قصه‌های جدید و بدیعی از شخصیت‌های دلیر و اسطوره‌ای و سرگذشت و خلق و خوی شخصیتی آنان است. ظرفیتی بسیار ارزنده که قابلیت الگوسازی از شمایل و ظاهر اصیل ایرانی که مقترن با فرهنگ پارسی است تا رفتار و منش پهلوانی و آداب و رسوم شریف و مقدسی که در امتداد ترسیم تمدن ایرانی نمایش داده شده و به مدد قالب حماسه سرایی شعر مثنوی بسیار دلنشین و گیرا بیان گردیده را دارد. ظرفیتی که سالها مغفول مانده و تقریباً جز در برخی رسوم کهن مثل نقاله خوانی و برخی تک اجراهای تئاتری بهره قابل توجهی از آن برده نشده. عرصه هنر به خصوص عرصه فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی، بازی‌های ویدئویی و عرصه های صنعتی مثل پوشاک و اسباب بازی، برای نمایش ظرفیت‌ها و ذخایر عظیم معنایی و نمادین این اثر بزرگ در صورت وجود راهبردهایی مدون و برنامه ریزی دستگاه های متولی و حمایت مردمی مفید خواهند بود.

سوم؛ داستان‌هایی عبرت آموز و حاوی مولفه‌هایی انسان‌ساز، هویت محور، استقلال مدار و آزادی خواهانه به صورت توامان است که با روایتی منسجم و گیرا بیان شده. از ویژگی‌های مشترک میان تقریباً تمام اشعار فردوسی و داستان‌های او، یکی روح و نگاه یکتاپرستانه و ستایش پروردگار و نگاه به قدرت لایزال الهی فراتر از قدرت‌های مادی بشری است. تعبیری که شاید بیش از بقیه ابعاد والای این اثر به جهان بینی الهی و قرآنی نزدیک باشد. به دنبال آن، نگاه ظلم ستیزانه و مقابله با استبداد و ستم و تششویق به قیام و اعتراض در برابر فاسدان است. مقدس ترین قیام تاریخ بشر؛ قیام امام حسین علیه السلام در روز عاشورا که حامل الهام بخش ترین و آرمانی‌ترین مفاهیم تاریخ شیعه و حتی بشری است، برپایه نگاه ظلم ستیزی شکل گرفته و از این منظر قرابت داستان‌های حماسی شاهنامه بدان بسیار نزدیک است.

بسیار فراتر از آنچه ذکر شد می‌توان درباره چشمه جوشان زبان و فرهنگ پارسی سخن گفت، زبان و فرهنگی که با حدود 2500 سال (اگر تنها از زمان شناخته شده ترین تمدن بشر لحاظ کنیم!) تاریخ و تمدن درهم آمیخته و به شکوه و عظمتی بی‌مانند دست یافته و یکی از بزرگترین تجلی‌های آن، شاهنامه فردوسی است. همانطور که در بیانات اندیشمندانه رهبر عزیز انقلاب آمده، این ظرفیت ارزشمند، داستان‌ها و مفاهیم همگی در زندگی سلحشورانه این روزهای امت ایرانی اسلامی نمود پیدا کرده و این جلوه عظیم از پیروزی و رشادت و در میدان بودن، هم مسئولیتی دوچندان بر دوش اهالی فرهنگ و هنر در ترویج و روایت این حماسه جدید گذاشته و هم خود مردم را مصمم تر از پیش به ایستادگی در برابر نفوذ فرهنگ و سبک زندگی و زبان بیگانه ساخته است. به بیان ساده، قصه‌ها و داستان‌های شاهنامه، خود هم عامل تهییج مردم و تقویت گرایشات ملی میهنی و استقامت در برابر تجاوزات خارجی است و هم ظرفیت این را دارد که بر بستر آن، مسیر استقلال و آزادی از بند و زنجیرهای فرهنگ مهاجم و مخرب غربی بنا شود. بعثت میدان باید با بعثت «روایت» و بعثت «فرهنگ و هنر» پیوند بخورد تا گام های آینده محکم تر و سریعتر به سوی پیروزی نهایی امت اسلامی و ملت بزرگ ایرانی برداشته شود.

 

هنر نزد ایرانیان است و بس
ندادند شیر ژیان را به کس

همه یکدلانند و یزدان شناس
به نیکی ندارند از بد هراس

دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود

همه جای جنگی سواران بدی
نشستنگه شهریاران بدی

چو ایران نباشد تن من مباد
بر این بوم و بر زنده یک تن مباد

همه روی یک‌سر به جنگ آوریم
جهان بر بد اندیش تنگ آوریم

 

 

 

[1] به عنوان مثال کلمه «اژدهافش» به معنای اژدها منظر یا «پیل تن» به معنی شخصی که اندامی مثل پیل استوار و قوی دارد. از این عناوین الهام گرفته از حیوانات واقعی یا خیالی در شاهنامه به وفور یافت می‌گردد

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا