اسلایدریادداشتها

تلاقی خرد و ضرورت؛ تبیین نسبت عقلانیت و مصلحت در حکمرانی ولایی

سیدرضاحسینی پژوهشگر حوزه مشارکت سیاسی در یاددشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت: 

 

در فلسفه سیاسی معاصر ایران، هیچ دو مفهومی به اندازه «عقلانیت» و «مصلحت» با هم گره نخورده‌اند. این دو، موتور محرک تصمیم‌سازی در جمهوری اسلامی هستند که گاه در طول یکدیگر و گاه در چالشی دیالکتیک با هم قرار می‌گیرند. درک این نسبت، کلید فهم چرایی و چگونگی چرخش‌های راهبردی و تداوم ساختاری نظام در دهه‌های گذشته و خصوصاً در مسائل اخیر پساجنگ رمضان است. در این یادداشت برآنم تا به صورت مختصر تبیینی از نسبت میان این دو با استفاده از تعریف رهبر شهید از مصلحت بیان شود تا راهگشای ما در فهم برخی تصمیمات نظام باشد.

از منظر رهبر شهید که در یکی از بیانات خود به این نکته اشاره کردند، مصلحت به هیچ عنوان به معنای عقبگرد از اهداف و آرمان‌ها نیست؛ بلکه به معنای انعطاف برای‌حل مشکل در راه رسیدن به این اهداف و آرمان‌هاست. مصلحت راهکاری است ‌برای متوقف نماندن در مسیر حرکت. ایشان در تبیین این معنا تصریح می‌کنند: «مصلحت معنایش این است که اگر در راهى می‌رویم، به صخره‌اى رسیدیم و دیدیم صخره را نمی‌شود حرکت و تکان داد، حرکت‌مان را متوقف نمی‌کنیم؛ می‌رویم آن طرف، از بغل صخره یک راه باز می‌کنیم و می‌رویم؛ این، معناى مصلحت است. یعنى علاج‌جویانه با مسائل برخورد کردن[1]

بنابراین بر خلاف تصورات رایج که مصلحت را نوعی سازش یا عدول از آرمان‌ها می‌پندارند، در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، مصلحت دقیقاً در خدمت آرمان‌گرایی و ابزاری برای «متوقف نشدن» است. نقطه کلیدی در تبیین نسبت عقلانیت و مصلحت، درک ماهیت «حرکت» است. از منظر رهبری، مسیر انقلاب یک مسیر ایستا نیست، بلکه حرکتی مستمر به سمت اهداف عالی است. در این مسیر، مصلحت نه به معنای تغییر جهت یا عقبگرد، بلکه به معنای «انعطاف علاج‌جویانه» است. ایشان در تعبیری دقیق، مصلحت را به باز کردن راهی از کنار یک صخره‌ی غیرقابل‌عبور تشبیه می‌کنند؛ این یعنی مصلحت، خود عین عقلانیت است؛ زیرا ایستادن پشت صخره و توقف حرکت، برخلاف عقل است.

بنابراین نکته اول که به عنوان مقدمه باید به آن توجه داشت این است که دوقطبی کاذب میان آرمان و مصلحت باید از بین برود. به عبارت دیگر، مصلحت راهکاری است برای اینکه آرمان‌ها در حد شعار باقی نمانند و در مقام اجرا به بن‌بست نخورند. عقلانیت انقلابی ایجاب می‌کند که برای رسیدن به قله، لزوماً نباید از مسیرهای خطی و پرریسک عبور کرد؛ گاهی مصلحت حکم می‌کند برای حفظ توان جبهه، مسیری منعطف‌تر اما مطمئن‌تر انتخاب شود. اینجاست که مصلحت، نه تنها ضد آرمان نیست، بلکه ضمانت اجرایی آرمان محسوب می‌شود. این نوع نگاه کاملاً منطبق بر ددیگاه رهبر شهید است. حال در ادامه تلاش خواهد شد نسبت میان مصلحت و عقلانیت تبیین شود.

عقلانیت به مثابه مبنای مصلحت

در کلام شیعی، «عقل» یکی از منابع چهارگانه استنباط است. این بدین معناست که اساساً شرع، خارج از دایره عقل نیست (کلّما حکم به العقل، حکم به الشرع). در این چارچوب، مصلحت نه یک عنصر بیگانه یا تحمیلی، بلکه تجلی عقلانیت در مقام اجراست. وقتی امام خمینی(ره) بحث «ولایت مطلقه فقیه» را مطرح کردند، در واقع لایه جدیدی از عقلانیت را به حکمرانی دینی افزودند؛ عقلانیتی که معتقد است دین برای اداره جامعه آمده و اگر حکمی از احکام اولیه (مانند حج یا نماز) در تزاحم با بقای جامعه اسلامی قرار گرفت، عقل حکم می‌کند که مصلحت حفظ کل (نظام و جامعه) بر مصلحت جزء (حکم اولیه) مقدم شود. بنابراین، مصلحت در اینجا «گریز از عقل» نیست، بلکه «عقلانیت حفظ بنیان» است.

یکی از نقاط عطف عقلانی‌سازی مصلحت در ایران، تاسیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. تا پیش از آن، مصلحت ممکن بود امری انتزاعی یا صرفاً در ید قدرت رهبری تلقی شود اما با نهادینه شدن این مجمع، «مصلحت» به «کارشناسی» گره خورد. در این ساختار، عقلانیت ابزاری وارد میدان می‌شود؛ بدین صورت که وقتی بن‌بستی بین مجلس شورای اسلامی (به عنوان نماد عقلانیت عرفی و قانون‌گذاری) و شورای نگهبان (به عنوان نماد عقلانیت فقهی) رخ می‌دهد، مجمع تشخیص به دنبال «راه حل بهینه» می‌گردد. این یعنی مصلحت در نظام جمهوری اسلامی، فرآیندی است که طی آن «ضرورت‌های واقع‌گرایانه» از فیلتر «عقلانیت کارشناسی» عبور می‌کنند.

دوگانه «عقلانیت انقلابی» و «عقلانیت بوروکراتیک»

چالش اصلی نظام در دهه‌های اخیر که این روزها بنا به دلایلی پررنگ‌تر شده است، مدیریت دو نوع عقلانیت متفاوت بوده است:

  • عقلانیت انقلابی (ارزشی): این نوع عقلانیت، مصلحت را در حفظ هویت، مقاومت و پیگیری آرمان‌های فراملی می‌بیند. از این منظر، مصلحت یعنی هزینه دادن برای آرمان زیرا بقای واقعی در گرو حفظ هویت است.
  • عقلانیت حکمرانی (پراگماتیک): این نگاه، مصلحت را در کارآمدی نهادی جستجو می‌کند. در اینجا عقلانیت ایجاب می‌کند که برای حفظ ثبات داخلی، گاهی از برخی مسیر پیشین تحقق مواضع ایدئولوژیک دگرگونی‌هایی حاصل شود.

چالش و یا شاید دشواری حکمرانی در جمهوری اسلامی، ایجاد موازنه بین این دو بوده است. هرگاه نظام توانسته «مصلحت» را به گونه‌ای تعریف کند که هم آرمان را پوشش دهد و هم واقعیت را (مانند دیدگاه رهبر شهید که در ابتدا بیان شد) از بحران‌ها عبور کرده است. هرچند همین مسئله نیز محل نقد بسیاری از گروه‌ها و جریان‌ها است.

یکی از نقدهای وارده بر نسبت عقلانیت و مصلحت در کشور، ابهام در مرزهای این دو است. گاهی مصلحت‌سنجی‌ها به دلیل عدم تبیین عقلانی برای افکار عمومی، با مقاومت روبرو می‌شوند؛ مشابهه شرایطی که امروزه برای افکار عمومی درخصوص لزوم انجام مذاکره پدید آمده است. از این روست که در یادداشت‌های پیشین بر لزوم گفتگو با مردم و تبیین سازوکارهای تصمیم‌گیری با آنان نکاتی بیان شد. تبدیل مصلحت به یک فهم اجتماعی که در آن مردم بپذیرند فلان تصمیم سخت به سود منافع ملی است، عالی‌ترین سطح از عقلانیت سیاسی است.

بنابراین می‌توان چنین بیان داشت که نسبت عقلانیت و مصلحت در جمهوری اسلامی ایران، نسبتی پویا و در حال تکامل است. مصلحت، بدون عقلانیت به «استبداد رای» و عقلانیت بدون مصلحت به «جمود و ناکارآمدی» می‌انجامد. بنابراین نظام نیازمند آن است که مصلحت را بر پایه «عقلانیت انتقادی» بازسازی کند؛ به این معنا که با شجاعت برخاسته از عقل، مصلحت را در اصلاح فرآیندهای غلط، تقویت نهادهای مدنی و بازگشت به عقلانیت علمی در اقتصاد و سیاست ببیند.

 

[1]  در دیدار مسئولان وزارت امور خارجه و سفیران جمهوری اسلامی ایران، 30/02/1402: «مصلحت یعنی شناختن موارد انعطاف. یک جاهایی باید انعطاف داشت. انعطاف منافات با اصول ندارد. حفظ اصول با امکان انعطاف با هم می‌سازند، می‌توان یک جاهایی انعطاف به خرج داد… انعطاف یک جاهایی لازم است، بایستی انجام بگیرد. همان معنایی که ما در تقیه معنا کردیم… تقیه یعنی وقتی شما در یک جایی دارید حرکت می‌کنید، به یک صخره‌ای می‌رسید که از آن عبور نمی‌توانید، یک راهی پیدا کنید از کنار صخره و عبور کنید. انعطاف یعنی این. معنایش این نیست که ما از ادامه‌ راه پرهیز کردیم و عقب‌نشینی کردیم، نه. به جنگ صخره نرفتیم، انعطاف پیدا کردیم، توانستیم راه دیگری را پیدا کنیم.»

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا