
محمدمهدی سعیدی صابر پژوهشگر حوزه رسانه و ارتباطات در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
۱. مقدمه: تقابل دست قدرت تصنعی و قدرت اراده انسانی
جریان نفاق و کفر در بزرگترین پروژه جنگی خود علیه نظام داخلی کشورها، استراتژی «تضعیف از درون» را دنبال میکند. قدرت و هیمنه دشمنان اسلام و ایران، هرچند در ساحت مادی ابزارهایی جدی در اختیار داشته، اما این «دست برتر» همواره با دو عنصر پیوند خورده است: ۱. برجستهسازی رسانهای و ۲. قدرت تصنعی دنیوی. وقتی ابزار رسانه در چنته قدرتهای استکباری است، آنها شکوه خود را جاودانه جلوه میدهند؛ اما همانطور که امامین انقلاب بارها تبیین کردهاند، این هیمنه غربی در باطن خود «پوشالی» است.
آنچه در طول تاریخ این قدرتهای پرزرقوبرق را پوچ کرده، «قدرت اراده» است. از دیدگاه حضرت امام خمینی (ره)، اراده نهتنها یک ابزار نظامی، بلکه «معیار انسانیت» است. در نبردی که امروز شاهد آن هستیم، تایتانیکِ تکنولوژی و ادعاهای رادارگریزی (مانند F-35) در برابر صخره اراده ملتی که بیست شب است در خیابانها ایستادگی میکنند، در حال غرق شدن است.
۲. جایگاه استراتژیک ایران در هندسه جهانی قدرت (تحلیل ژئوپلیتیک)
ایران فراتر از یک جغرافیا، قلب مهمترین شاهراه زمینی-دریایی جهان است. برای فهم دقیق این جایگاه، باید به نظریات بزرگ ژئوپلیتیک نگریست:
*نظریه هارتلند (قلب زمین): ایران کلید دسترسی به “جزیره جهانی” است.
*نظریه ریملند (حاشیه محوری): ایران نقطه تلاقی قدرتهای بری و بحری است؛ کسی که بر این حاشیه مسلط شود، بر جهان مسلط است.
*نظریه قدرت دریایی (ماهان): تسلط ایران بر تنگه هرمز و خلیج فارس، شاهرگ انرژی جهان را در اختیار اراده ملی قرار داده است.
*نظریه منطقه محوری (Pivot Area): ایران به عنوان پلی میان شرق و غرب، همواره کانون توجه ابرقدرتها بوده است.
اما فارغ از این موضوع دشمن و طاغوت با مستقل شدن یک کشور مشکل داشته و جایگیری ایران در قلب جهان این موضوع را ضریب داده است.
طبق بررسی مورخین، ایران به طور میانگین هر چهل سال درگیر یک جنگ بیرونی بوده است. تاریخ مقاومت ما از نبردهای ایران باستان تا دفاع مقدس و جنگ جاری، نشان میدهد که هرجا شکست خوردهایم، ضعف در اراده بوده و هرجا پیروز شدهایم، ایمان و هویت ملی گره خوردهاند.
۳. مشکل دشمن با «ایرانیت» در کنار «اسلامیت»
یک مغالطه خطرناک در تحلیلهای سیاسی وجود دارد که علت جنگ را صرفاً «اسلامگرایی» ایران میداند. اما واقعیتِ پژوهشی نشان میدهد که دشمن با موجودیت یک «ایران مستقل، پیشرفته و مقتدر» مشکل دارد، حتی اگر این ایران هویت اسلامیاش را پررنگ نمیکرد.
هر چند ذات اسلام ناب محمدی مبارزه است و پررنگ کردن آن نیز باعث ضریب پیدا کردن این مقابله شده است تا کلمه «لا أله إلا الله» را در جهان به صورت عملی پیاده شود.
دشمن دقیقاً در نقطهای ایستاده است که میان «مقاومت اسلامی» و «ایستادگی ایرانی» تفرقه ایجاد کند. حال آنکه:
الف) هویت تلفیقی: اسلام عصاره مقاومت است و ایرانیت ظرف غنی این تمدن. دوگانگی میان این دو، یک دوگانگی مصنوعی و تحمیلی است.
ب) حب الوطن من الایمان: شهدا که ایمانیترین افراد تاریخ ما هستند، در عمل میهنپرستترین فرزندان این خاک بودهاند. دفاع از مرزهای ایران برای یک مؤمن، یک تکلیف شرعی است.
ج) هدف دشمن: آنها میخواهند ایران را به یک کشورِ تحتسلطه و فاقد دانش و فناوری تبدیل کنند. پیروزی اراده ملی در زدنِ هواپیمای F-35 یا فراری دادن ناوهای آمریکایی، تنها شکست نظامی نیست، بلکه شکستِ پروژه تحقیرِ «ایرانیت مستقل و پیشرفته» است. حضور همهجانبه مردم در ۲۰ شب گذشته، خط بطلانی بر این تفرقه بود.
۴. راهکارهای استراتژیک برای تحکیم هویت ملی در میانه نبرد
برای تقویت این هویت تلفیقی (اسلامی-ایرانی) و مقابله با جریان نفاق، سه راهکار پیشنهاد میشود:
الف) روایتگری حماسی و پیوند تاریخ مقاومت:
باید در رسانهها و تجمعات، پیوستگی تاریخی حماسه ایرانی (از ایستادگی در برابر متجاوزان باستان تا شهدای امروز) تبیین شود. باید بر این نکته تأکید کرد که دفاع از «خاک» در سایه «خدا»، غیرت ملی را به جهاد فیسبیلالله پیوند میزند. بازخوانی پیروزیهای تاریخی ایران در کنار فتنهشناسی نفاق، اراده داخلی را پولادین میکند.
ب) نهادینهسازی الگوی «شهیدِ میهنپرستِ مؤمن»:
پررنگ کردن سیره شهدایی که در وصیتنامههایشان همزمان به حفظ «اسلام» و سربلندی «ایران» تأکید کردهاند. این الگو نشان میدهد که ایمان، موتور محرکِ پیشرفت علمی و اقتدار ملی است. باید نشان داد که هر پیشرفت علمی و نظامی (از موشک تا فناوری هستهای)، میوه درخت ارادهای است که ریشه در خاک ایران و آبیاری در زلال اسلام دارد.
ج) تقویت انسجام ملی از طریق مشارکت در «سازه قدرت»:حضور مردم در اجتماعات بیست شب گذشته باید به یک مدل مشارکتی در اداره کشور تبدیل شود. هویت ملی زمانی تقویت میشود که آحاد مردم، خود را بخشی از قدرتِ غالب بر دشمن بدانند. تبیین این واقعیت که فرار ناوهای دشمن و اصابت به پیشرفتهترین پرندههای آنها، حاصل «دانش ایرانی» و «ایمان اسلامی» جوانان همین مرز و بوم است، حس غرور ملی و عزت دینی را به طور همزمان به اوج میرساند.
نتیجهگیری: تفرقه میان ایرانیت و اسلامیت، آخرین تیر ترکش دشمن در جنگ نرم است. امروز که در میانه یک کارزار واقعی هستیم، اراده مستحکم ملت ثابت کرد که تایتانیکِ تکنولوژی غرب در برابر ایمانِ ایرانی سستتر از خانه عنکبوت است. ما با تکیه بر «حب الوطن» که ریشه در «ایمان» دارد، از این نبرد نیز پیروز و مقتدرتر عبور خواهیم کرد. چونان که تا کنون این مهم رقم خورده است.



