اسلایدریادداشتها

تحلیل اثر بستن تنگه هرمز بر سلطه دلار (2)

پترودلار

سید حسین حسینی پژوهشگر حوزه نظام ارزی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

پشتوانه ظلم‌هایی که حکومت ایالات متحده آمریکا در دنیا انجام می‌دهد و سلطه‌ای که بر جان و مال مردم دنیا پیدا کرده است قدرت اقتصادی، نظامی و سیاسی این کشور است. این قدرت و نفوذ قابل توجه ایالات متحده در عرصه بین‌المللی ریشه در جایگاه دلار به عنوان ارز ذخیره و مبادلاتی غالب جهانی دارد. این سلطه پولی به ایالات متحده امکانات اقتصادی، نظامی و سیاسی بی‌نظیری بخشیده است که از طریق فراهم آوردن قابلیت‌هایی نظیر تأمین مالی آسان کسری بودجه، اعمال تحریم‌های مالی و مدیریت جریان‌های سرمایه جهانی متبلور می‌شود. یکی از ابزارهای کلیدی در تداوم و تحکیم سلطه دلار، نقش «پترودلار»[1] است.

در چهار یادداشت پیاپی، تلاش شده است با مرور سازوکارهای سلطه دلار و تبیین نقش پترودلار در تداوم و تحکیم سلطه مذکور، نقش ایران در کاهش سلطه دلار از طریق بستن تنگه هرمز مورد بررسی قرار گیرد. هدف اصلی این چهار یادداشت، ارائه تحلیلی از ابعاد اقتصادی و ژئوپلیتیکی سلطه دلار و بررسی پیامدهای بالقوه تغییرات در این سیستم است.

یادداشت پیش‌رو، یادداشت دوم از چهار یادداشت مذکور است. این یادداشت، به بررسی تحولات آغازین دهه ۱۹۷۰ می‌پردازد؛ دوره‌ای که پایان نظام برتون وودز و شکل‌گیری سازوکار پترودلار، مسیر تازه‌ای برای نقش بین‌المللی دلار رقم زد. در این بخش توضیح داده می‌شود که چگونه فشارهای مالی اواخر دهه ۶۰ میلادی، «شوک نیکسون»، تحولات بازار انرژی و مذاکرات آمریکا با کشورهای نفت‌خیز، زمینه‌ساز انتقال پشتوانه دلار از طلا به نفت شد و چه فرآیندی باعث تثبیت دوباره تقاضای جهانی برای دلار گردید.

شکست نظام برتون وودز و تولد پترودلار

در اواخر دهه 1960، فشارهای مالی ناشی از هزینه‌های سنگین جنگ ویتنام، برنامه‌های رفاهی داخلی و رشد نقدینگی، موجب تضعیف جایگاه دلار در نظام پولی مبتنی بر برتون وودز شد. افزایش حجم دلارهای در گردش خارج از آمریکا و کاهش اعتماد برخی کشورها نسبت به توان ایالات متحده در حفظ نسبت ثابت دلار به طلا، اروپا را به سمت مطالبه‌گری برای تبدیل دارایی‌های دلاری به طلا سوق داد. در سال 1971، فرانسه پیشگام این اقدام شد و درخواست رسمی خود را برای دریافت طلا در برابر دلارهای انباشته‌شده ارائه کرد. اگر سایر کشورها نیز همین مسیر را دنبال می‌کردند، ذخایر طلای آمریکا با کاهش شدیدی مواجه می‌شد و ثبات دلار به خطر می‌افتاد.

در واکنش به این وضعیت، دولت ریچارد نیکسون در 1971 به‌طور یک‌جانبه اعلام کرد که تبدیل دلار به طلا و سایر دارایی‌ها، جز در شرایط محدود و به‌منظور حفظ ثبات مالی داخلی، تعلیق می‌شود. این تصمیم که بعدها به «شوک نیکسون» معروف شد، عملاً پایه‌های نظام برتون‌وودز را فرو ریخت و رابطه رسمی میان دلار و طلا را از میان برداشت. از سال 1973 به بعد، نظام پولی بین‌المللی به‌صورت رسمی به سمت ارزهای فیات و نرخ‌های شناور مبادله حرکت کرد؛ تغییری ساختاری که پیامدهای عمیقی بر اقتصاد جهانی داشت.

در همین دوره، یک تحول موازی در خاورمیانه زمینه‌ساز شکل‌گیری سازوکار جدیدی شد که نقش تعیین‌کننده‌ای در تثبیت مجدد تقاضای جهانی برای دلار ایفا کرد. در جریان جنگ اعراب و اسرائیل در اکتبر ۱۹۷۳، با حمایت تسلیحاتی ایالات متحده از اسرائیل، کشورهای عربی عضو اوپک[2] صادرات نفت به آمریکا و سایر حامیان اسرائیل را تحریم کردند. این اقدام موجب جهش کم‌سابقه قیمت نفت تا حدود چهار برابر و بروز اولین «شوک انرژی» شد که اقتصاد کشورهای صنعتی را با رکود تورمی شدیدی مواجه ساخت.

همزمان، اقتصاد آمریکا که پیش‌تر در سال ۱۹۷۱ پشتوانه طلای دلار را لغو کرده بود (شوک نیکسون)، با خطر کاهش ارزش پول ملی و خروج گسترده سرمایه به سمت کشورهای تولیدکننده نفت روبرو بود. در این شرایط که بازار جهانی انرژی دچار بی‌ثباتی شده بود، ایالات متحده برای خروج از این بحران مضاعف، تضمین امنیت انرژی و بازگرداندن دلارهای هنگفت نفتی به اقتصاد خود، تلاش کرد روابطش را با کشورهای نفت‌خیز بازتعریف کند.

در سال‌های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۴، مذاکراتی میان ایالات متحده و عربستان سعودی، بزرگ‌ترین تولیدکننده اوپک، آغاز شد. عربستان که برای حفظ ثبات و بقای حکومت خود به چتر امنیتی و نظامی واشنگتن نیاز مبرم داشت، با حرف‌شنوی و تبعیت از سیاست‌های آمریکا، به یک معامله استراتژیک تن داد. نتیجه این مذاکرات شکل‌گیری توافق پنهانی بود که بعدها به «سیستم پترودلار»[3] معروف شد.

بر اساس این توافق، معامله نفت با دلار که تا پیش از آن صرفاً یک رویه معمول تجاری بود، به یک دستورالعمل انحصاری ارتقا یافت. حکومت سعودی متعهد گردید تا در قبال دریافت تضمین‌های امنیتی و تجهیزات نظامی، نفت خود را منحصراً با ارز دلار آمریکا قیمت‌گذاری و معامله کند. علاوه بر این، ریاض در راستای تأمین منافع اقتصادی واشنگتن پذیرفت که درآمدهای نجومی و مازاد نفتی خود را به صورت سیستماتیک برای خرید اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا صرف کند.

این تبعیت کامل عربستان از خواسته‌های آمریکا، سیستمی را پایه‌گذاری کرد که نفت را با موفقیت جایگزین طلا نمود، به دلارِ بدون پشتوانه تقاضا و هژمونی جهانی بخشید و کسری تراز پرداخت‌های آمریکا را با بازیافت دلارهای نفتیِ خود اعراب جبران کرد.

بر اساس توافق بین آمریکا و عربستان:

  • عربستان سعودی متعهد شد نفت خود را صرفاً با دلار آمریکا قیمت‌گذاری و عرضه کند.
  • درآمدهای مازاد نفتی عربستان در اوراق قرضه و دارایی‌های مالی ایالات متحده سرمایه‌گذاری شود.
  • ایالات متحده نیز در مقابل، تضمین‌های امنیتی، فروش تسلیحات و حمایت نظامی از عربستان را برای حفظ بقای پادشاهی خانواده سعودی بر عهده گرفت.

با پیوستن تدریجی سایر اعضای اوپک به این سازوکار، قیمت‌گذاری نفت با دلار به یک قاعده تثبیت‌شده در تجارت جهانی انرژی تبدیل شد. از آن پس کشورهایی که نیازمند واردات نفت بودند، به‌ویژه اقتصادهای صنعتی اروپا و ژاپن، ناگزیر شدند برای تأمین دلار مورد نیاز خرید نفت، یا از آمریکا استقراض کنند یا کالا و خدمات بیشتری به این کشور صادر کنند. این روند موجب شکل‌گیری چرخه‌ای شد که به «بازیافت پترودلار» معروف است: دلارهای پرداخت‌شده برای نفت، دوباره به بازارهای مالی آمریکا بازمی‌گشتند و به تأمین مالی کسری بودجه و نیازهای سرمایه‌گذاری این کشور کمک می‌کردند.

نظام پترودلار که عملاً جایگزین پشتوانه طلایی دلار شد، تقاضایی ساختاری و مستمر برای دلار ایجاد کرد و نقش آن را به‌عنوان ارز مسلط در تجارت جهانی تثبیت نمود. در نتیجه، اگرچه فروپاشی نظام برتون وودز در ابتدا تهدیدی جدی برای جایگاه بین‌المللی دلار محسوب می‌شد، اما شکل‌گیری سازوکار پترودلار به احیاء و حتی تقویت جایگاه این ارز انجامید و زمینه استمرار نفوذ مالی ایالات متحده را فراهم کرد.

سازوکار عملکرد نظام پترودلار

یکی از پرسش‌های اساسی در تحلیل نظام پترودلار این است که درآمدهای نفتی دلاری کشورهای صادرکننده نفت پس از دریافت چه مسیری را طی می‌کنند. در چارچوب اقتصاد بین‌الملل، بخش قابل توجهی از این درآمدها دوباره به بازارهای مالی جهانی، به‌ویژه بازارهای مالی ایالات متحده، بازمی‌گردد؛ فرآیندی که در ادبیات اقتصادی از آن با عنوان «بازیافت پترودلار»[4] یاد می‌شود.

کشورهای صادرکننده نفت، به‌ویژه اعضای اوپک، بخش بزرگی از درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت را در دارایی‌های مالی و واقعی سرمایه‌گذاری می‌کنند. همان‌طور که گذشت این تله مالی با تعهد عربستان به سرمایه‌گذاری مازاد درآمدهای کلان نفتی در اوراق قرضه خزانه‌داری ایالات متحده برای تأمین کسری بودجه آمریکا آغاز شد. این سرمایه‌گذاری‌ها اشکال متنوعی دارد، از جمله خرید اوراق قرضه دولتی آمریکا (به‌ویژه اوراق خزانه‌داری)، سرمایه‌گذاری در سهام شرکت‌های بزرگ بین‌المللی، سپرده‌گذاری در بانک‌های بین‌المللی و همچنین سرمایه‌گذاری در دارایی‌هایی مانند املاک، زیرساخت‌ها و صندوق‌های سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی جهانی. از آنجا که بخش قابل توجهی از عمیق‌ترین و نقدشونده‌ترین بازارهای مالی جهان در ایالات متحده قرار دارد، سهم مهمی از این سرمایه‌ها به اقتصاد و نظام مالی آمریکا بازمی‌گردد.

این فرآیند در عمل نوعی چرخه مالی ایجاد می‌کند. در این چرخه، کشورهای مصرف‌کننده انرژی برای خرید نفت ناگزیر به استفاده از دلار هستند؛ دلارهای پرداخت‌شده به کشورهای صادرکننده نفت به‌عنوان درآمدهای نفتی انباشته می‌شوند؛ و سپس بخش قابل توجهی از این منابع در قالب سرمایه‌گذاری‌های مالی مجدداً به بازارهای سرمایه، به‌ویژه بازارهای مالی ایالات متحده، بازگردانده می‌شود. این بازگشت سرمایه، به تأمین مالی بازارهای مالی و بدهی دولت آمریکا کمک می‌کند و در عین حال نقدشوندگی و عمق بازارهای مالی دلاری را افزایش می‌دهد.

با این معماری هوشمندانه، پشتوانه دلار از «طلا» به «طلای سیاه» تغییر یافت و همین امر با افزایش دوباره تقاضا برای دلار در تجارت جهانی، به واشنگتن امکان داد کنترل گلوگاه‌های راهبردی جهان را در دست بگیرد. در ادامه، شکل‌گیری نظام پترودلار نه‌تنها تقاضای پایدار برای دلار در مبادلات بین‌المللی انرژی را تضمین کرد، بلکه از طریق سازوکار «بازیافت درآمدهای نفتی» به گردش مستمر دلار در نظام مالی جهانی نیز انجامید؛ چرخه‌ای که نقشی اساسی در تقویت و تثبیت جایگاه دلار به‌عنوان ارز غالب در تجارت جهانی و ذخایر ارزی کشورها ایفا می‌کند.

پیامدها و کارکردهای ساختاری نظام پترودلار در تقویت موقعیت آمریکا

نظام پترودلار به‌دلیل ایجاد تقاضای جهانی گسترده و مستمر برای دلار، مجموعه‌ای از پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی برای ایالات متحده به همراه داشته است. این پیامدها نه نتیجه یک سیاست منفرد، بلکه محصول ترکیب ساختاریِ نقش دلار در تجارت انرژی، عمق بازارهای مالی آمریکا و جایگاه این کشور در نظام پولی بین‌المللی هستند. مهم‌ترین آثار این سازوکار را می‌توان در چند محور تحلیل کرد:

  1. گسترش پایه پولی بدون انتقال کامل اثرات تورمی به داخل آمریکا

چون قیمت‌گذاری نفت و بخش بزرگی از کالاهای راهبردی با دلار انجام می‌شود، تقاضای جهانی برای دلار به‌صورت ساختاری بالا باقی می‌ماند. در چنین شرایطی، انتشار بیشتر دلار الزاماً به تورم داخلی فوری منجر نمی‌شود، زیرا بخشی از دلارهای جدید از طریق تجارت، ذخایر ارزی بانک‌های مرکزی و سرمایه‌گذاری بین‌المللی از آمریکا خارج می‌شوند. به‌عبارت دیگر، بخشی از آثار تورمیِ گسترش نقدینگی در سطح بین‌المللی جذب می‌شود و فشار آن به طور کامل در اقتصاد داخلی آمریکا ظاهر نمی‌گردد.

  1. تسهیل تأمین مالی کسری بودجه از طریق تقاضای خارجی برای اوراق خزانه‌داری آمریکا

بازیافت پترودلارها موجب می‌شود که کشورهای دارای مازاد درآمد نفتی، بخشی از ذخایر دلاری خود را در اوراق قرضه وزارت خزانه‌داری آمریکا سرمایه‌گذاری کنند. این امر به دولت آمریکا اجازه می‌دهد کسری بودجه خود را با هزینه استقراض پایین تأمین کند، زیرا همواره خریداران بزرگی برای بدهی‌های دولتی آمریکا وجود دارد. در نتیجه، بخش قابل توجهی از هزینه‌های مالی دولت هزینه‌های نظامی و زیرساختی با منابعی تأمین می‌شود که از خارج جذب شده‌اند.

  1. نفوذ بیشتر در نظام مالی بین‌المللی از طریق نقش مرکزی دلار در پرداخت‌ها

تمرکز بخش بزرگی از پرداخت‌های بین‌المللی روی دلار، موجب می‌شود که بسیاری از تراکنش‌های مالی جهان از طریق بانک‌ها یا زیرساخت‌های مالی مستقر در آمریکا انجام شود. این امر به ایالات متحده ظرفیت فنی و حقوقی بیشتری برای اِعمال تحریم و برخی ابزارهای مالی، از جمله محدودیت‌های دسترسی به نظام پرداخت دلاری، در تعامل با سایر کشورها می‌دهد.

  1. تقویت و استمرار تقاضای جهانی برای دلار

الزام کشورها به نگهداری ذخایر دلاری برای خرید نفت یا برای مدیریت نوسانات بازار ارز، تقاضایی پایدار و قابل پیش‌بینی برای دلار ایجاد می‌کند. این تقاضای ساختاری، ارزش نسبی دلار را تقویت کرده و آن را در موقعیتی مسلط در نظام مالی جهانی حفظ می‌نماید.

  1. عمق‌بخشیدن به بازارهای مالی آمریکا و کاهش هزینه سرمایه

سرمایه‌گذاری مازاد درآمدهای نفتی، اعم از خرید اوراق خزانه‌داری، سهام، دارایی‌های مالی و سپرده‌گذاری، به نقدشوندگی و عمق بیشتر بازارهای مالی آمریکا کمک می‌کند. این امر هزینه تأمین مالی بنگاه‌ها را کاهش می‌دهد، ریسک نرخ بهره را محدود می‌کند و فضای مناسبی برای گردش سرمایه بین‌المللی فراهم می‌سازد. در نتیجه، اقتصاد آمریکا از یک مزیت ساختاری در جذب سرمایه جهانی بهره‌مند می‌شود.

  1. تسهیل واردات انرژی برای آمریکا از طریق دسترسی به ارز ملی خود

چون بخش عمده تجارت نفت با دلار انجام می‌شود، ایالات متحده می‌تواند نیازهای انرژی خود را با ارزی تأمین کند که تولید آن در اختیار بانک مرکزی این کشور است. در مقایسه با کشورهایی که برای خرید انرژی نیازمند ارز خارجی هستند، این وضعیت یک مزیت ساختاری در انعطاف‌پذیری مالی و مدیریت شوک‌های انرژی ایجاد می‌کند.

جمع‌بندی

این یادداشت که در ادامه یک سلسله‌ یادداشت تحلیلی تنظیم شده، نشان می‌دهد که پایان نظام برتون وودز نه به تضعیف پایدار دلار، بلکه به شکل‌گیری معماری مالی متفاوتی انجامید که بعدها «پترودلار» نام گرفت. پیوند خوردن قیمت‌گذاری نفت با دلار، بازیافت درآمدهای نفتی در بازارهای مالی ایالات متحده و تبدیل شدن نفت به پشتوانه جدید ارز آمریکا، چرخه‌ای ایجاد کرد که تقاضای ساختاری برای دلار را تقویت نمود. پیامدهای این سازوکار در چند محور قابل مشاهده است: افزایش ظرفیت انتشار پول، تسهیل تأمین مالی دولت آمریکا، عمق‌بخشی به بازارهای مالی این کشور و استمرار نقش مرکزی دلار در نظام پرداخت‌های بین‌المللی. درک این سازوکار، مقدمه‌ای ضروری برای تحلیل یادداشت‌های بعدی درباره نقش انرژی، ژئوپلیتیک و مسیرهای احتمالی دگرگونی در تقاضای جهانی برای دلار است.

منابع

  1. آل کجباف، حسین، 1401، حسن کریمی مهابادی و مجتبی بابایی، تدابیر ایران و جامعه بین‌الملل علیه تحریم با تأکید بر سیستم بین‌المللی پرداخت سوئیفت و دلارزدایی در پرتو اقتصاد مقاومتی، فصلنامه سیاست‌های راهبردی و کلان، دوره 10، شماره 4
  2. بافرانی، جمال، 1398، بررسی اقتصاد نفتی کشورهای مسلمان در سیاست پترودلار بر اساس مدل SWOT، فصلنامه مطالعات بنیادین و کاربردی جهان اسلام، سال اول، شماره اول، صص 35-17
  3. ترامپ دلارزدایی را به شکست در جنگ جهانی تشبیه کرد، نورنیوز، شناسه خبر: 138766، تاریخ انتشار: دوشنبه 28/01/1402
  4. رحیمی بروجردی، علیرضا، 1393، اقتصاد بین‌الملل (تجارت و مالیه بین‌الملل)، تهران: سمت
  5. هدایتی‌شهیدانی، مهدی، 1398، استفاده ابزاری آمریکا از دلار؛ اهداف، پیامدها، واکنش‌ها و ارائه رویکردهای رسانه‌ای، پژوهشنامه رسانه بین‌الملل، سال چهارم، شماره اول، 113-89
  6. افراسیاب، حسین، پایان امپراتوری دلار؛ مات استراتژیک واشنگتن در بازی هوشمندانه‌ ایران، یادداشت، شناسه: 14428۰، تاریخ انتشار: 9 فروردین ۱۴۰۵، لینک: https://rushd.ir/?p=14428
  7. تله‌ای به نام پترودلار، بارگذاری توسط ایرانرژی، رسانه تخصصی انرژی، تاریخ بارگذاری: 15 فروردین 1405، لینک: https://www.aparat.com/v/mklkwp2?refererRef=channel_page
  8. —، پترودلار (چرخه دلارهای نفتی)-جنگ جهانی سوم؟ تاریخ بارگذاری: 23 اسفند 1395، لینک: https://www.aparat.com/v/j241jbx?refererRef=search
  9. صفیرمدیا، پشت پرده پادشاهی دلار بر دنیا، تاریخ بارگذاری: 2 اردیبهشت 1402، لینک: https://www.aparat.com/v/g759y31
  10. —، ارزش دلار چگونه تعیین می‌شود؟ تاریخ بارگذاری: 26 بهمن 1401، لینک: https://www.aparat.com/v/z77vq51?refererRef=search
  11. تلویزیون اینترنتی اکو ایران، آیا جنگ امپراتوری دلار را به خطر می‌اندازد؟ تاریخ بارگذاری: 10 فروردین 1405، لینک: https://www.aparat.com/v/izzx62p?refererRef=search

[1]. Petrodollar

[2]. OPEC: organization of the petroleum exporting countries؛ اوپک: سازمان کشور‌های صادر کننده نفت

[3]. The Petro Dollar System

[4]. Petrodollar Recycling

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا