اسلایدریادداشتها

فراتر از بقا؛ رشد پس از سانحه در تجربه جنگ و آتش‌بس

رشد پس از سانحه در بستر جنگ؛ مفهوم، شواهد و ملاحظات نظری

زهرا قلمی پژوهشگر حوزه روان‌شناسی تربیتی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

رشد پس از سانحه[1] مفهومی است که به تغییرات مثبت روان‌شناختی در پی مواجهه با رویدادهای بسیار دشوار و تهدیدکننده اشاره دارد. باید توجه داشت که این مفهوم به معنای انکار رنج، درد، سوگ یا فرسودگی ناشی از بحران نیست؛ بلکه ناظر به این واقعیت است که برخی افراد و گروه‌ها، در فرآیند رویارویی با تجربه‌های شدیداً تنش‌زا، می­توانند به درک تازه‌ای از خود، دیگران و زندگی دست پیدا کنند. رشد پس از سانحه معمولاً در قالب‌هایی مانند احساس قدرت شخصی بیشتر، بازتعریف اولویت‌های زندگی، تعمیق روابط انسانی، معناجویی و گرایش بیشتر به معنویت و آمادگی بیشتر برای مواجهه با دشواری‌های آینده نمود پیدا می‌کند. در این معنا، رشد پس از سانحه نه یک پیامد خودکارِ ناشی از تروما، بلکه فرایندی پیچیده، تدریجی و وابسته به زمینه و شرایط است که تحت تأثیر عوامل فردی، اجتماعی، فرهنگی و ساختاری شکل می‌گیرد و می­تواند به تاب­آوری و شکوفایی فرد منتهی شود (هاشمی و محمودزاده، ۲۰۲۵؛ گوشی دهقی و همکاران، ۲۰۲۳).

جنگ از دیرباز یکی از مهم‌ترین منابع آسیب در جوامع انسانی بوده و پیامدهای آن تنها به ویرانی‌های مادی و تلفات جانی محدود نمی‌شود، بلکه ابعاد گسترده‌ای از سلامت روان، روابط خانوادگی و کارکرد اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. در ایران نیز، تجربه جنگ و تهدیدهای نظامی در دهه‌های گذشته آثار عمیقی بر زندگی فردی و جمعی برجای گذاشته است؛ آثاری که برخی از آن‌ها نه‌ فقط در کوتاه‌مدت، بلکه در بلندمدت و حتی در نسل‌های بعدی نیز قابل مشاهده‌اند. در کنار این پیامدهای آسیب‌زا، توجه به این نکته نیز اهمیت دارد که مواجهه با جنگ فقط به بروز اختلال و پریشانی روانی ختم نمی‌شود و در برخی افراد ممکن است با فرایندهایی از بازسازی روانی، اجتماعی یا معنوی نیز همراه شود. در همین چارچوب، رشد پس از سانحه به‌عنوان یکی از مفاهیم مهم در فهم واکنش انسان به بحران جنگ مطرح می‌شود. رشد پس از سانحه بعد از طیف وسیعی از تجربیات آسیب‌زا رخ می‌دهد و می‌تواند تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند وضعیت سلامت روان، حمایت خانوادگی و اجتماعی و شرایط اقتصادی قرار گیرد (عبدالملکی و همکاران، ۱۴۰۰؛ مارک و همکاران[2]، ۲۰۱۸). رشد پس از سانحه به این معنا نیست که جنگ پدیده‌ای سازنده است یا آسیب‌های آن را می‌توان با اشاره به برخی پیامدهای مثبت کم‌اهمیت جلوه داد. برعکس، اهمیت این مفهوم در آن است که نشان می‌دهد انسان‌ها حتی در دل شدیدترین بحران‌ها نیز ممکن است راه‌هایی برای بازیابی معنا، پیوند، توانمندسازی و امیدبخشی پیدا کنند. این بحث به‌ویژه در دوره‌های جنگ و آتش‌بس اهمیت دارد، زیرا در این مقاطع زمانی، افراد و جوامع نه فقط با آسیب­های گذشته، بلکه با ضرورت بازسازی روان­شناختی و اجتماعی نیز روبه‌رو هستند. با این حال، ادبیات پژوهشی درباره این مفهوم در زمینه جنگ همچنان با محدودیت‌هایی روبه‌روست.

یکی از نکات مهم در ادبیات پژوهشی در این زمینه این است که شواهد مربوط به مفهوم رشد پس از سانحه در شرایط جنگی، هرچند موجود است، اما همچنان محدود و از نظر روش‌شناختی ناهمگون است و  بر این نکته تأکید می‌­شود که اگرچه شواهدی تجربی برای نوعی رشد روان‌شناختی در خلال جنگ یا پس از آن وجود دارد، اما همچنان نمی‌توان با قطعیت گفت این رشد مستقیماً محصول خودِ رویدادهای تروماتیک است؛ از همین رو، استفاده از تعبیر محافظه‌کارانه‌ترِ رشد حاصل از ناملایمات در برخی موارد مناسب‌تر به نظر می­رسد (راسنر و پاول[3]، ۲۰۱۴). اهمیت تحلیلی این نکته در آن است که ما را از تقلیل این پدیده به رابطه‌ای خطی میان آسیب و رشد بازمی‌دارد. در واقع، آنچه در شرایط جنگی ممکن است به رشد بینجامد، محصول تعامل پیچیده‌ای میان تجارب زیسته، منابع روان­شناختی و اجتماعی، موقعیت اقتصادی و نحوه معنا دادن به رنج است. درواقع، محدود بودن شواهد پژوهشی در حوزه رشد پس از سانحه در زمان جنگ به معنای بی‌اهمیت بودن این موضوع نیست. برعکس، وقتی از جنگ و آتش‌بس سخن می‌گوییم، رشد پس از سانحه به یکی از مفاهیم مهم برای درک ظرفیت بازسازی انسان و جامعه تبدیل می‌شود. این اهمیت را می‌توان در چند سطح توضیح داد. در سطح فردی، رشد پس از سانحه می‌تواند به افراد کمک کند که خود را صرفاً قربانی رخدادها نبینند و در کنار به رسمیت شناختن دردها، سعی کنند به نوعی عاملیت روانی دست­یابند. کسی که جنگ را تجربه کرده است، ممکن است به‌تدریج احساس کند نسبت به گذشته توانمندتر شده، اولویت‌های زندگی‌اش روشن‌تر شده یا ارزش روابط انسانی را عمیق‌تر درک کرده است. در سطح بین‌فردی، رشد پس از سانحه می‌تواند پیوندهای اجتماعی را تقویت کند، زیرا افراد پس از عبور از بحران‌های مشترک، آمادگی بیشتری برای همدلی، همیاری و معنا دادن جمعی به تجربه پیدا می‌کنند. در سطح اجتماعی نیز این رشد می‌تواند سرمایه روان­شناختی و فرهنگی لازم برای بازسازی پس از جنگ را فراهم کند.

یافته‌های پژوهشی در این زمینه نشان می‌دهد که رشد پس از سانحه در بستر جنگ پدیده‌ای چندبعدی، وابسته به زمینه و شرایط است که در میان افراد مختلف، نابرابر است. برای مثال، نتایج مطالعه‌ای کیفی درباره پرستاران اعزام‌شده به مناطق جنگی نشان داد که این رشد می‌تواند در قالب‌هایی مانند رشد معنوی، تقویت روابط بین‌فردی، آشنایی با فرهنگ‌های جدید، یافتن فرصت‌های تازه برای یادگیری، افزایش تاب‌آوری و تغییر نگرش بروز کند؛ یافته‌ای که نشان می‌دهد رشد پس از سانحه در شرایط جنگی فقط به معنای قوی‌تر شدن نیست، بلکه با گسترش افق دید، تعمیق ارتباط با دیگران و بازسازی نظام معنایی فرد نیز پیوند دارد (گوشی دهقی و همکاران، ۲۰۲۳). نتایج این مطالعه همچنین نشان داد که این فرایند از عواملی مانند شدت فشارها، وضعیت روان‌شناختی فرد و تجربه‌های پیشین او از استرس و بحران تأثیر می‌پذیرد (گوشی دهقی و همکاران، ۲۰۲۳). در همین راستا، یافته­های پژوهشی دیگر نشان داد افرادی که در شرایط جنگی زندگی می‌کنند، سطوح متوسطی از رشد پس از سانحه را تجربه می‌کنند؛ با این حال، این رشد در همه افراد و در همه شرایط یکسان نیست. در این مطالعه، زنان، افراد جوان‌تر، سالمندان و کسانی که از وضعیت مالی بهتری برخوردار بودند، سطوح بالاتری از رشد پس از سانحه را تجربه کردند (کوراپوف و همکاران[4]، ۲۰۲۳). بنابراین، رشد پس از سانحه را نمی‌توان صرفاً واکنشی درونی و فردی دانست، بلکه باید آن را پدیده‌ای دانست که با موقعیت اجتماعی و منابع در دسترس نیز پیوندی نزدیک دارد. افزون بر این، قرار گرفتن در معرض تروما در طول جنگ لزوماً به افزایش رشد پس از سانحه منتهی نمی‌شود؛ به بیان دیگر، صرفِ رنج کشیدن انسان را رشد نمی‌دهد. این رشد زمانی محتمل‌تر می‌شود که فرد بتواند تجربه خود را در چارچوب معنایی تازه­ای پردازش کند و از حمایت اجتماعی و منابع روان‌شناختی و مادی لازم برخوردار باشد (کوراپوف و همکاران، ۲۰۲۳).

در میان ابعاد مختلف رشد پس از سانحه، برقراری رابطه با دیگران جایگاه ویژه‌ای دارد. نتایج پژوهش راسنر و پاول (۲۰۱۴) نشان می‌دهد که ارتباط با دیگران یکی از برجسته‌ترین جنبه‌های رشد ناشی از ناملایمات در بستر جنگ است، هرچند این بعد تا حدی با مفهوم حمایت اجتماعی درهم‌تنیده است. با این همه، همین نکته نیز اهمیت روابط انسانی را در بستر جنگ روشن‌تر می‌کند؛ در شرایطی که جنگ ممکن است افراد را در معرض تنهایی و بی‌پناهی قرار ‌دهد، بازسازی ارتباط با دیگران می‌تواند یکی از مهم‌ترین مسیرهای ترمیم و رشد باشد. این ارتباط فقط به معنای دریافت کمک نیست، بلکه احساس دیده شدن، شریک شدن در تجربه دیگران، دریافت تأیید هیجانی و مشارکت جمعی را نیز دربرمی‌گیرد. بررسی روایت‌های میدانیِ زنان در جریان جنگ اخیر، که افراد آن را در قالب تجربة زیسته و در فضای مجازی منتشر کرده‌اند، گواهی بر آن است که این فرآیندِ رشد، تنها یک مفهوم نظری نیست، بلکه در رفتارهای روزمره نیز تجلی یافته است. برای نمونه، روایت زنان جنوب کشور از پختن نان برای رزمندگان در هوای گرم جنوب، نشان می‌دهد که چگونه رنج و ایستادن طولانی‌مدت پای تنور از طریق مشارکت جمعی و خدمت به مدافعان، به منبعی برای احیای هویت و احساس دیده شدن تبدیل می‌شود. همچنین، روایت‌هایی از ایرانیان مقیم خارج از کشور حاکی از آن است که جنگ، مرزهای جغرافیایی را کمرنگ کرده و می­تواند حس تعلق و همدلی را تقویت کند. این روایت­ها نشان می‌دهد که در بستر جنگ جاری، افراد با تبدیل شدن به مراقب و حامی در حال گذار از انزوای تروما به سمت پیوندهای اجتماعی عمیق‌تر و یافتن معانی جدید هستند. این نکته با یافته‌های مطالعه‌ای درباره کودکانی که جنگ ایران و عراق را تجربه کرده‌اند نیز همخوان است. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که آثار و پیامدهای بحران­ها می‌تواند در مراحل مختلف زندگی ادامه پیدا کند، اما افراد تحت تأثیر بحران­هایی مانند جنگ می‌توانند با وجود ماندگاری این آثار، همچنان شکوفا شوند، تاب‌آوری نشان دهند و از راهبردهای مؤثر مدیریت استرس استفاده کنند (هاشمی و محمودزاده، ۲۰۲۵). این یافته یادآور آن است که رشد پس از سانحه به معنای محو کامل آسیب نیست؛ فرد ممکن است همچنان با خاطرات دردناک، اضطراب یا سوگ حل‌نشده زندگی کند، اما هم‌زمان در برخی عرصه‌ها به بلوغ روان‌شناختی، سازگاری و معناجویی بیشتری نیز برسد. از این منظر، دوران آتش‌بس را نیز باید دوره‌ای حساس تلقی کرد؛ دوره‌ای که در آن، از یک سو، آسیب‌های روان‌شناختی مجال بیشتری برای آشکار شدن پیدا می‌کنند و از سویی دیگر، امکان آغاز فرایندهای ترمیم، بازسازی و رشد نیز فراهم می‌شود.

اهمیت رشد پس از سانحه در دوران آتش‌بس شاید حتی از زمان جنگ هم بیشتر باشد، زیرا آتش‌بس مرحله‌ای است که جامعه از وضعیت بقا به وضعیت بازاندیشی و بازسازی حرکت می‌کند. در این دوره، اگر صرفاً بر خاموش شدن آتش جنگ تمرکز شود و به بازسازی روانی و اجتماعی بی‌توجهی شود، بسیاری از آسیب­ها مزمن می‌شوند. در دوران آتش‌بس باید در کنار بازسازی امکانات و تجهیزات آسیب­دیده، فرایندهای ترمیم روان­شناختی، احیای روابط اجتماعی و بازگرداندن حس امید به آینده نیز جدی گرفته شود.

الزامات بازسازی روانی و اجتماعی در دوران آتش‌بس

برای آنکه زمینه رشد پس از سانحه در دوران جنگ و آتش‌بس فراهم شود، سازمان‌ها و مراکز دولتی می‌توانند چند اقدام مهم انجام دهند. نخست، خدمات سلامت روان باید از حالت محدود و واکنشی خارج شود و به‌صورت گسترده، در دسترس و عاری از هرگونه انگ اجتماعی به عامه مردم ارائه شود. بسیاری از افرادی که جنگ را تجربه کرده­اند هرگز به خدمات تخصصی دسترسی پیدا نمی‌کنند یا از ترس برچسب خوردن به سراغ آن نمی‌روند. ایجاد مراکز محلی حمایت روانی، تلفیق خدمات سلامت روان با خدمات مربوط به مراقبت‌های اولیه و آموزش ارائه‌دهندگان خدمات اولیه می‌تواند این شکاف را کاهش دهد.

دوم، حمایت اجتماعی باید به‌صورت سازمان‌یافته و قابل‌دسترس تقویت شود. بسیاری از افرادی که جنگ را تجربه کرده‌اند، احساسات و خاطرات خود را در انزوا و تنهایی تحمل می‌کنند و فرصت کافی برای بیان، پردازش و درک این تجربه‌ها ندارند. به همین دلیل، ایجاد گروه‌های حمایتی، طراحی برنامه‌های گروه­محور، ایجاد فضاهای امن برای گفت‌وگو و تشکیل شبکه‌های پشتیبان برای بازماندگان و خانواده‌های آسیب‌دیده اهمیت زیادی دارد. این‌گونه حمایت‌ها به افراد کمک می‌کند احساس نکنند در رنج خود تنها هستند و بتوانند تجربه‌های خود را با دیگران در میان بگذارند. رشد پس از سانحه معمولاً در شرایطی شکل می‌گیرد که فرد شنیده شود، موردحمایت قرار گیرد و تجربه‌اش از سوی دیگران به رسمیت شناخته شود.

سوم، حمایت اقتصادی و معیشتی نباید از برنامه‌های بازتوانی جدا باشد. وقتی افراد درگیر ناامنی مالی، بیکاری و بی‌خانمانی هستند، ظرفیت روان­شناختی آنان برای معنا بخشیدن به تجربه و بازسازی خود کاهش می‌یابد. تأمین حداقلی از ثبات اقتصادی، دسترسی به مسکن، اشتغال، آموزش و حمایت از کودکان و خانواده‌ها، زیرساخت مادی لازم برای هر نوع ترمیم و بازسازی روان­شناختی را فراهم می‌کند.

چهارم، باید برای گروه‌های خاص ازجمله کودکان، نوجوانان، زنان، سالمندان، کادر درمان، نیروهای امدادی و افرادی که به‌طور مستقیم و از نزدیک در معرض جنگ بوده‌اند، برنامه‌های متناسب طراحی شود؛ تجربه جنگ برای همه یکسان نیست و بنابراین، سیاست‌های حمایتی نیز نباید یکسان باشند.

پنجم، آموزش عمومی دربارة واکنش‌های روانی به بحران و امکان رشد پس از سانحه ضروری است. این آموزش باید بسیار محتاطانه باشد تا به‌نوعی از مثبت‌اندیشی اجباری تبدیل نشود. هدف از آموزش­ها لزوماً آن نیست که از مردم خواسته شود از رنج خود فرصت بسازند؛ بلکه باید به آنان گفته شود که تجربة طیفی از واکنش‌ها و هیجان­های منفی در این بازه طبیعی است و برخی افراد ممکن است به‌مرور زمان تغییرات مثبتی را نیز تجربه کنند.

ششم، نهادهای دولتی و مدنی باید معنویت، فرهنگ و حافظه جمعی را به‌عنوان منابعی اساسی در فرایند بازسازی به رسمیت بشناسند. آیین‌های یادبود، روایتگری تجارب مرتبط با جنگ و مستندسازی تجربه‌ها، هنر، ادبیات و تشکیل فضاهای جمعی برای سوگواری و بازآفرینی معنا، می‌توانند در ترمیم زخم­های فردی و اجتماعی نقشی تعیین‌کننده داشته باشند. جامعه‌ای که نتواند رنج خود را بیان و بازنمایی کند، با دشواری بیشتری در مسیر مواجهه با آن و عبور از آن روبه‌رو خواهد شد.

هفتم، هر برنامه حمایتی باید بر پایه شناخت دقیق و واقع‌بینانه از وضعیت افراد و گروه‌های آسیب‌دیده طراحی شود. بدون آگاهی از نیازها، مشکلات، منابع حمایتی و شرایط زندگی مردم، نمی‌توان خدماتی ارائه داد که واقعاً به ترمیم روانی و اجتماعی آنان کمک کند. تجربه جنگ و آتش‌بس در همه افراد یکسان نیست و گروه‌های مختلف ممکن است با مسائل، آسیب‌ها و ظرفیت‌های متفاوتی روبه‌رو باشند؛ ازاین‌رو، برنامه‌ریزی مؤثر مستلزم توجه به این تفاوت‌هاست. به همین دلیل، نهادهای مسئول باید از پژوهش، نیازسنجی و گردآوری اطلاعات معتبر حمایت کنند تا بتوانند مداخلات و خدماتی متناسب با شرایط واقعی جامعه طراحی کنند. چنین رویکردی باعث می‌شود سیاست‌ها و برنامه‌های حمایتی از حالت کلی و غیرهدفمند خارج شوند و اثربخشی بیشتری در فرایند بازسازی روانی و اجتماعی داشته باشند.

نتیجه­‌گیری

درنهایت می‌توان گفت رشد پس از سانحه در دوران جنگ و آتش‌بس مفهومی مهم اما پیچیده است. این مفهوم نه باید بهانه‌ای برای کوچک شمردن آسیب‌های جنگ شود و نه باید نادیده گرفته شود، زیرا ظرفیت واقعی انسان‌ها برای بازسازی معنا، رابطه و توانمندی را نشان می‌دهد. شواهد پژوهشی موجود نشان می‌دهد که رشد در بستر جنگ ممکن است، اما این رشد به­صورت خودکار رخ نمی­دهد و برای همه به یک اندازه به وقوع نمی­پیوندد. این رشد به شرایط اجتماعی، حمایت نهادها و سازمان­ها، منابع اقتصادی، بافت فرهنگی و امکان روبه‌رو شدن با تجربه و معنا بخشیدن به آن وابسته است؛ بنابراین، اگر دولت‌ها و سازمان‌ها بخواهند پس از جنگ صرفاً خرابی‌های فیزیکی را ترمیم نکنند، بلکه جامعه‌ای تاب‌آورتر بسازند، بهتر است برای فراهم کردن شرایط رشد پس از سانحه نیز برنامه‌ریزی کنند. پایان جنگ فقط با توقف خشونت و جنگ نظامی شکل نمی‌گیرد، بلکه با توان جامعه برای التیام، معناجویی و تلاش برای ساختن دوبارة زندگی نیز پیوند دارد.

منابع

عبدالملکی، سیما؛ مشایخ، مریم و ثنایی ذاکر، باقر. (1400). پیش‌بینی رشد پس از تروما براساس صمیمیت خانواده و کیفیت زندگی کاری معلمان جانباز. روانشناسی نظامی، 12(45)، ۹۲-۷۳.

Gooshi Dehaghi, M., Khaghanizadeh, M., Peyrovi, H., Heydari, S., & Vafadar, Z. (2023). Positive Post Traumatic Growth in Iranian Nurses Who Served in War Zones. Trauma Monthly28(6), 947-956.

Hashemi, M., & Mahmoudzadeh, M. (2025). The lived experiences of childhood trauma in war: has post-traumatic growth occurred?. European Journal of Psychotraumatology16(1), 2468605.

Kurapov, A., Pivorienė, J., Krasilova, Y., Proskurnia, A., Balashevych, O., Dubynskyi, O., & Kalaitzaki, A. (2023). From trauma to transformation: Predictors of post-traumatic growth in Ukrainians affected by war in an ongoing conflict setting. Social Inquiry into Well-Being, 21(1), 62-80.

Mark, K. M., Stevelink, S. A., Choi, J., & Fear, N. T. (2018). Post-traumatic growth in the military: a systematic review. Occupational and environmental medicine, 75(12), 904-915.

Rosner, R., & Powell, S. (2014). Posttraumatic growth after war. In Handbook of posttraumatic growth (pp. 197-213). Routledge.

 

 

[1]. post-traumatic growth

[2]. Mark et al.

[3]. Rosner & Powell

[4]. Kurapov et al.

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا