
محمدجواد رمضانی پژوهشگر حوزه مطالبهگری عمومی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
در شرایط توصیف «جنگی» فضا، پرسش کلیدی آن است که چگونه بدون فراهمسازی زمینه سوءاستفاده دشمن، به مطالبهگری ادامه داد. این نوشتار با تفکیک بنیادین میان «مطالبهگری» و «اغتشاش» (اولی حق شهروندی و دومی آسیب بهرهبرداری دشمن) راهکار «بازطراحی شکل مطالبه» را ارائه میدهد. برخلاف دو نگاه رایج (تعطیلی کامل یا امنیتزدایی مطلق)، راه سوم یعنی حفظ مطالبه با تغییر تاکتیکهای اجرایی پیشنهاد میشود. ابتکاراتی مانند «پرچم تکنفره» (حضور شیفتی یک نفر با پلاکارد)، تجمعهای سکوت با نمادهای ملی-مذهبی و بازتاب مجازی کنش حقیقی، مصادیق این بازطراحی هستند. این الگو ضمن خنثیسازی سوءاستفاده دشمن، تداوم و استمرار مطالبه را تضمین میکند.
-
تفکیک مفهومی کلیدی: مطالبهگری در برابر اغتشاش
نخستین و مهمترین دستاورد نظری مؤید، تفکیک میان دو مفهوم «مطالبهگری» و «اغتشاش» است. مطالبهگری حق شهروندی و امری مشروع است، در حالی که اغتشاش زمینهای برای بهرهبرداری دشمن ایجاد میکند. این تمایز به ما اجازه میدهد که از «تعطیلی مطالبهگری» در شرایط بحرانی پرهیز کنیم و تنها به «بازطراحی شکل» آن بپردازیم. این رویکرد در تضاد با دو نگاه رایج است: نخست، نگاه امنیتیزدای مطلق که هرگونه محدودیت شکلی را نفی میکند و دوم، نگاه امنیتیمحض که مطالبهگری را به طور کلی متوقف میسازد. در این بخش تلاش میکنیم راه سومی معرفی کنیم: مطالبه بماند، اغتشاش نشود.
-
مدل دوگانه موانع داخلی و خارجی
موانع تحقق مطالبهگری مؤثر در دو سطح قابل تحلیل است:
سطح داخلی شامل سه مؤلفه است: دشواری دسترسی شهروندان به مسئولان، فقدان همت کارگزاران برای پاسخگویی، و ناآگاهی مردم از مسیرهای صحیح و قانونی طرح مطالبات. سطح خارجی نیز به سوءاستفاده نیرهای برونمرزی از هرگونه جنبش اعتراضی اشاره دارد. این تمایز از آن جهت حائز اهمیت است که راهکارهای هر سطح را متمایز میسازد. در سطح داخلی، راهکارها عمدتاً اصلاحی و ساختاری هستند؛ در سطح خارجی، راهکارها عمدتاً تاکتیکی و شکلی.
-
بازطراحی شکل مطالبه: از تجمع تا پرچم تکنفره
مهمترین نوآوری عملیاتی، ابداع اشکال جدید و کمهزینه از نظر امنیتی برای مطالبهگری است:
3.1. تجمعهای سکوت با نمادهای ملی-مذهبی
به جای تجمعهای پرهیاهو که ممکن است به سوءاستفاده دشمن منجر شود، تجمعهای سکوت با حضور پرچم یا روشن کردن شمع در مراسمهای یادبود نمادین (مانند «یادبود دلار هزار تومانی» مقابل بانک مرکزی) پیشنهاد میشود.
3.2. ابتکار «پرچم تکنفره» (مهمترین نوآوری)
این الگو که در احمدآباد مشهد طراحی شده، ویژگیهای زیر را دارد:
– جابجایی شیفتی یک پلاکارد میان دهها یا صدها نفر، به گونهای که هر بار تنها یک نفر در محل حاضر است.
– تداوم روزانه و مستمر که فشار مطالبهگرانه را حفظ میکند، بدون آنکه تجمعی شکل بگیرد.
– مستندسازی هوشمندانه با قاب عکس، شماره هر نفر، تعداد روزهای حضور، و شماره شیفت که قابلیت تبدیل شدن به گزارش خبری را دارد.
این الگو ضمن جلوگیری از هزینههای امنیتی و اتهام «اغتشاشآفرینی»، استمرار و تداوم مطالبه را تضمین میکند.
-
بازتعریف نقش فضای مجازی: از بستر به بازتابدهنده
یکی دیگر از نوآوریهای نظری در امر مطالبهگری در شرایط جنگی، بازتعریف نقش فضای مجازی است. بر خلاف روایت رایج که فضای مجازی را «بستر اصلی» مطالبه میداند، در الگوی پیشنهادی، فضای مجازی نقش «بازتابدهنده اقدام حقیقی» را ایفا میکند.
چرخه جدید مطالبهگری در این چارچوب به این صورت است که ابتدا کنش حقیقی (حضور تکنفره در محل) صورت میگیرد. سپس در مرحله بعد بازتاب آن (خبر، عکس، ویدئو) در فضای مجازی بروز پیدا میکند. در مرحله سوم نیز این انتظار بوجود میآید که اثرگذاری بر مسئول به عنوان نتیجه این فرایند محقق شود.
این فرایند در مقابل چرخه رایج است: ابتدا کنش مطالبهگرانه در فضای مجازی (به عنوان مثال امضا در فارس من) شکل میگیرد. این مطالبه در میان هزاران مورد مشابه در فضای مجازی گم شده (قطع زنجیره) و به عدم نتیجه منتهی خواهد شد. در نهایت یک فرصت مطالبهگری که میتوانست با اتخاذ مسیر صحیح به نتیجه مقتضی برسد، نه تنها با ناکامی مواجه شده، بلکه تهدید نارضایتی را در پی خود بوجود آورده است.
به عبارت دیگر، پلتفرمهای صرفاً مجازی مانند «فارس من» و «کارزار» به دلیل «ضعف امتداد حقیقی»، در مسائل تعیینکننده اجتماعی کارآمدی محدودی دارند.
-
مطالعه موردی و محدودیتهای الگو
در حوزه مطالبات اقتصادی (گرانی، نرخ ارز، تورم) این پرسش باقی میماند که آیا الگوی «پرچم تکنفره» برای مطالبات غیراقتصادی مانند حقوق سیاسی، آزادیهای مدنی، یا مسائل فرهنگی نیز کارآمد است؟ نکته دیگر آنکه آیا این الگو تا کنون پیادهسازی شده و به نتیجه رسیده است یا صرفاً یک پیشنهاد نظری باقی مانده است. مثال احمدآباد مشهد تاکنون بازخوردی برای آن در فضای حقیقی و مجازی تعریف و ارائه شده است.
جمعبندی
با وجود این محدودیتها، الگوی «بازطراحی شکل مطالبهگری در شرایط جنگی» از چند جهت قابل تعمیم است:
نخست، از شتابزدگی و تعطیلی مطالبهگری پرهیز میکند و راه سومی را پیش مینهد.
دوم، با تفکیک میان «مطالبه» و «اغتشاش»، به نهادهای امنیتی و سیاسی نیز امکان میدهد که میان کنشگری مدنی و اقدامات تخریبی تمایز قائل شوند.
سوم، «پرچم تکنفره» یک ابتکار هوشمندانه و کمهزینه است که میتواند در سایر شهرها و برای سایر مطالبات نیز الگوبرداری شود.
چهارم، بازتعریف نقش فضای مجازی از «بستر» به «بازتابدهنده»، نقد جدی به پلتفرمهای صرفاً مجازی وارد میکند و مسیر جدیدی را برای کنشگری مؤثر ترسیم مینماید.
در نهایت، باید تأکید کرد که این الگو به معنای «عادیسازی شرایط جنگی» یا «توجیه محدودیتها» نیست. بلکه یک تاکتیک موقتی برای حفظ حق مطالبه در شرایطی است که فضای کنشگری با تهدیدهای خارجی مواجه است. به تعبیر مؤید: «شرط جنگی بهانه تعطیلی مطالبه نیست، بلکه ضرورت بازطراحی شکل آن است.»
توصیه سیاستی
به نهادهای امنیتی و اجرایی توصیه میشود که میان «مطالبهگری بازطراحیشده» (مانند پرچم تکنفره) و «اغتشاش» تمایز قائل شوند و از برخورد یکسان با این دو پدیده پرهیز نمایند. همچنین به کنشگران مدنی توصیه میشود که پیش از هر اقدامی، «نقشه مطالبه» خود را با در نظر گرفتن ملاحظات امنیتی و احتمال سوءاستفاده دشمن طراحی کنند.



