
ایمان زاغیان پژوهشگر حوزه خدمات سلامت روان در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
یکی از مسائل مهمی که در دوران جنگ تحمیلی سوم رقم خورد تعطیلی مدارس بود. البته این نخستین بار نبود که بدین شکل این کار انجام میگرفت بلکه شکل طولانی تر آن به دوران همه گیری کرونا برمیگشت که به دلیل جلوگیری از خطر حضور افراد در کنار هم، این کار انجام شد. از این رو در این جنگ نیز تعطیلی مدارس به واسطه دوران جنگ رقم خورد. اما این در حالی است که این تعطیلی ها اثرات بسیار ناگواری برای تربیت و آموزش دانش آموزان میتواند داشته باشد که در ادامه به این پیامدها خواهیم پرداخت. گفتنی است که این تعطیلی ها به این مسائل محدود نشده و به مسائلی چون آلودگی هوا، برودت هوا، بارندگی و غیره نیز تسری یافته و حجم تعطیلی ها را به حدی افزایش داده که اصل تعلیم و تربیت (به خصوص تربیت) تحت الشعاع قرار گرفته است.
آسیب های تعطیلی مدارس
-
افزایش تنبلی دانش آموزان
دانش آموزان با افزایش غیرحضوری شدن مدارس برنامه های درسی شان به هم می ریزد. آن ها در شرایطی که لازم است که سر وقت بودن، حاضر نمودن تکالیف درسی و رعایت دستورالعملهای انضباطی مدرسه مانند تلفن همراه نداشتن، نظافت و بهداشت مو و ناخن، پوشش مناسب و اسلامی. همه اینها قدری افراد را منضبط و منظم میکرد و وادار مینمود تلاش کنند. همچنین یاد بگیرند با معلم خود چگونه رفتار کنند از این رو آداب اجتماعی و احترام به بزرگترها (به خصوص فردی که تحت تعلیم او هستند) را فرابگیرند. اما از دست رفتن اینها با آموزش مجازی باعث میشود بخشی از مسئله بر قوت خود باقی بماند. از سویی دیگر غیرحضوری شدن آزمونها باعث میشود دانش آموزان به راحتی تقلب کنند و وقت کافی برای فهمیدن دروس اختصاص ندهند و با گرفتن نمرات عالی، خود و پدر و مادر را به غلط بیندازند که هیچ مشکل درسی وجود ندارد. این در حالی بود که در دهه های قبل کارنامه تحصیلی دانش آموز به راحتی وضعیت نسبتاً واقعی تحصیل را برای والدین مشخص میکرد. از همین رو مدارس عموماً کارنامه را به والدین تحویل میدادند تا مطمئن شوند از وضعیت فرزند خود مطلع شده اند.
-
اعتیاد به استفاده از گوشی و فضای مجازی
آموزش مجازی برای دانش آموزان بهانه را فراهم نموده که هر یک برای خود گوشی همراه داشته باشند و مسائل درسی را بهانه کنند که ساعتها پای گوشی بمانند اما به جای درس خواندن، بازی و حضور در شبکه های اجتماعی را تجربه کنند. والدین هم نمیتوانند به فرزند خود ایرادی بگیرند و به نحوی آنان خلع سلاح شده اند؛ زیرا اگر بخواهند به دلیل افراط در استفاده از گوشی موبایل بخواهند فرزند خود را تحت فشار قرار دهند فرزندشان میگوید من کارهای درسی ام با موبایل است اگر نباشد نمیتوانم کارهایم را انجام دهم. اما این در حالی است که میدانند فرزندشان درس نمیخواند ولی از طرفی نمیتوانند گوشی را از دست فرزند خود بگیرند. اینها خود باعث ایجاد تعارض میان والدین و فرزندان شده است.
-
شکل نگرفتن استقلال و خودکارآمدی در دانش آموزان
معمولا در آموزشهای مجازی دانش آموزان از نظر درسی وابستگی فراوانی به مادر پیدا میکنند. در حقیقت به شکلی مادران باید دقت کنند که برنامه های درسی فرزندشان به چه شکلی است و آنها را به فرزند خود گوشزد کنند. در این برهه دانش آموزانی که به قدر کافی تلاشگر نیستند بیشتر والدین را اذیت خواهند کرد. از طرفی دیگر این قبیل دانش آموزان طرف حساب خود را دیگر معلم و مدرسه نمیدانند و مادر را طرف حساب درسی خود میدانند چندان حساب نمیبرند و این باعث میشود بار روانی بسیاری بر روی دوش مادران ایجاد شود که از توان آنان خارج است. در واقع مقوله آموزش و تربیت رسمی با تربیت خانوادگی التقاط پیدا میکند و همه بار بر روی دوش یک نفر قرار میگیرد. از سویی دیگر دانش آموزان بدین واسطه تلاش کمتری برای پیگیری امور درسی خود به خرج میدهند و دقت کافی را در این زمینه مبذول نمیدارند. بدین ترتیب در مسائل مربوط به خود که در این دوره از سنشان مسئله درسی است مستقل نمیشوند و باید والدین به خصوص مادر دخالت کند.
-
شکل نگرفتن جامعه پذیری در شخصیت دانش آموزان
جامعه پذیری به فرایندی گفته میشود که افراد ارزشها و هنجارهای لازم را برای حضور سازگار در جامعه دریافت و درونی سازی میکنند و بدین واسطه به نوعی تربیت فرد از نظر اجتماعی شکل میگیرد.
با آموزش مجازی یکی از ابزارهای جامعه برای جامعه پذیر نمودن افراد از دست میرود. این امر نه تنها از دست میرود بلکه در اختیار پایگاهی نامطمئن قرار میگیرد که حتی از سوی دشمن مدیریت میشود. مثلا در دوره آموزش مجازی در دوران کرونا بسیاری از والدین که برای خریدن گوشی موبایل برای فرزند خود استنکاف میکردند مجبور شدند تهیه کنند و حتی اینترنت برای فرزند خود فراهم کنند. بدین ترتیب یک فضای گسترده و بی نهایت را در اختیار فرزند خود قرار دادند و با این خیال که فرزندشان دارد درس میخواند او را رها کردند و اجازه دادند در خلوت خود هر چه میخواهد در فضای مجازی گردش کند. اما ثمره چنین اتفاقی فقط تنبلی و درس نخوان شدن دانش آموزان نبود. بلکه آنان با فرهنگی آشنا و با آن تربیت شدند و خو گرفتند که نه تنها هیچ سنخیتی با فرهنگی که در آن زندگی میکردند نداشت بلکه در جهت نابودی آن حرکت میکرد. بدین ترتیب افرادی تربیت شدند که افکار، ارزشها و عادات متفاوتی با طیف غالب جامعه داشتند. یعنی نوع پوشش و رفتارها و کلام آنان به شکلی انجام گرفته بود که حتی افرادی که در جامعه چندان با ارزشهای اسلامی ایرانی ارتباط خوبی نداشتند نیز از آن تعجب میکردند. رفتارها و کلامهایی که نوعی از تهور، بددهانی، پرخاشگری و بی ادبی نسبت به هر چیزی را شامل میشد.
خروجی این اتفاق در اغتشاشات 1401 به شکلی رقم خورد که باعث شد حجمی از خشونت توسط نوجوانان و جوانان دهه هشتادی و هفتادی بروز پیدا کند که تا به حال مشاهده نشده بود و اتفاقاتی چون شهادت آرمان علی وردی و روح الله عجمیان رقم بخورد که در نوع خود بی نظیر بود. همچنین در اغتشاشات 1404 خشونت بیشتری اتفاق افتاد که به نظر میرسد تأثیر تربیتهای گذشته بسیار مهم بوده است.
راهکار برون رفت از آسیبها
راهکار برون رفت از این آسیب این است که آموزش حضوری و حضور در مدرسه به هیچ وجه نباید قطع شود. میتواند شکل آن تغییر کند مثلاً سه یا دو یا حتی یک روز در هفته باشد اما اینکه کاملاً تعطیل شود کار کاملاً اشتباهی است. به نظر میرسد حتی در صورتی که برخی از خانواده ها تخلف کنند و بگوید حاضر نیستند فرزندشان به مدرسه بیاید خطر کمتری دارد تا اینکه آموزش را به فضای مجازی واگذار کنیم و تا هفته ها و ماه ها این وضعیت ادامه یابد. بدین ترتیب به نظر میرسد باید حضور در مدارس در شرایط جنگی مدیریت شود و مجازی نمودن کامل فرایند آموزش ارتباط تربیتی را قطع میکند.



