اسلایدرتحکیم خانواده و جمعیتخانوادهیادداشتها

جنگ بدون مرز و لزوم توجه به عاملیت زن در جهاد اسلامی

روح الله طالبی توتی پژوهشگر حوزه مطالعات جنسیت در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

روح الله طالبی توتی پژوهشگر حوزه مطالعات جنسیت در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

توجه به مسئله‌ی جنگ محدود به شرایط جنگی و البته منحصر به وجوه نظامی و امنیتی این پدیده نیست. جنبه‌های جامعه‌شناختی جنگ، به‌ویژه در جنگ‌های امروز که بیش از گذشته عموم جامعه را با خود درگیر می‌سازد، قابل تامل خواهد بود و چه‌بسا بخشی از مدیریت جنگ منوط به توجه به این جوانب باشد. جنگ چون بسیاری از پدیده‌های دیگر، مورد توجه پژوهشگران مطالعات جنسیت نیز بوده و به‌ویژه به دلیل تاثیرات همه‌جانبه‌ی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و حتی مسائل مربوط به سلامت ارتباط نزدیکی با مطالعات جنسیت و زنان دارد. با توجه به این‌که رویکردهای زنانه‌نگر عمدتاً نگاهی انتقادی به پدیده‌ها اتخاذ می‌کنند، در این رویکردها جنگ از منظر ارتباط با قدرت و عاملیت بررسی می‌شود. نتیجه‌ی غالب تحلیل‌ها در این رویکرد، جدا از این‌که از نظر ذاتی و معنایی جنگ را امری مردانه به شمار می‌آورند، به تاثیراتی که جنگ بر محدودیت‌های اعمال شده علیه زنان می‌افزاید هم توجه می‌دهند. بُعد نخست توجه به جنگ در مطالعات جنسیت را می‌توان از پیوند میان مفهوم زنانگی و جنگ پی گرفت. در و دوگانه‌های معنایی‌ای که برخی رویکردهای زنانه‌نگر به آن توجه دارند، جنگ با مرگ و مردانگی مرتبط است و زن با زندگی و صلح. از این‌رواز این رو در برخی نظریه‌های فمینیستی بحث‌هایی مرتبط با این‌که زنان اصولاً سر سازگاری با جنگ ندارند و پدیده‌ی جنگ زاییده‌ی جهانی است که تصمیم‌های قدرت در آن در اختیار مردان است، وجود دارد. این رویکردهای فمینیستی به‌ویژه با افزایش حضور زنان در سطوح تصمیم‌ساز سیاسی دولت‌های حامی و آغازگر جنگ و واقعیت آن‌چه در جنگ‌های امروز رخ می‌دهد، با انتقادهای جدی مواجه است. بُعد دیگر، بر عاملیت زنان در جنگ اشاره دارد. زنان علاوه بر این‌که در بطن جنگ و نبرد و به اصطلاح خط مقدم، عموماً حضور ندارند، در اصل به عنوان «قربانی» جنگ تصور می‌شوند. قربانی‌ای که اساساً نه می‌تواند در سرنوشت جنگ موثر باشد نه از ارزش‌های جنگ چون شجاعت و مقاومت بهره ببرد. عنوان کتاب شاخص این زمینه، «جنگ چهره‌ی زنانه ندارد» اثر سوتلانا آکسیویچ می‌تواند تعبیر جامعی از هر دوی این ابعاد باشد که قصد دارد نشان دهد جنگ مفهوماً امری زنانه نیست و بستری برای حذف عاملیت زنان و تشدید محرومیت‌ها و تبعیض‌های جنسیتی فراهم می‌آورد. از این رو، می‌توان نسبت زنان و جنگ را در جهان‌بینی اسلامی واکاوید و به این پرسش پاسخ داد که عاملیت زنان در فهم اسلامی از جنگ، چگونه بوده و چه‌طور می‌توان تصویر زن مسلمان از جنگ امروز را بدان مرتبط دانست؟
مفهوم جنگ در اندیشه‌ی اسلامی که تحت عنوان جهاد مطرح می‌شود، یکی از فروع دین و از وظایف اساسی مسلمانان است. از منظر الهیاتی، قدسی بودن جهاد دلایل متعددی دارد. در این فهم، جهاد نافی ظلم‌پذیری و موجب مبارزه با ظلم است. قرآن صراحتاً اشاره می‌کند که جواز جنگ، به دلیل ظلمی است که دشمن نسبت به مسلمانان روا داشته است. «اُذِنَ للذین یقاتلون بأنّهم ظُلِموا…» (حج، 39) نفس مبارزه با ظلم و عدالت‌گرایی از مهم‌ترین اصول اسلامی است که در جهاد بروز ویژه‌ای دارد. جنگ در اسلام زمانی قداست دارد که اصطلاحاً «فی سبیل الله» باشد. به بیان قرآن، مومنان تنها در راه الهی می‌جنگند، درحالی که کافران جنگ در راه طاغوت را بر می‌گزینند. (نساء، 76) این ویژگی محوری، شاخصه‌ای برای ارزش‌گذاری مفاهیم مرتبط به جنگ است. در جهاد، پیروزی لزوماً با فائق آمدن ظاهری بر دشمن به دست نمی‌آید، همان‌طور که شکست هم معنای عرفی آن را ندارد. کشته شدن در جهاد یا به اصطلاح شهادت، شاید والاترین مقام معنوی‌ای است که یک مسلمان می‌تواند به آن نائل شود. مومن در جهاد، جان و مالش را با خدا معامله می‌کند و خدا نیز در عوض، درجات و مغفرت و حیات جاودان خود را نصیب مجاهدان می‌کند.
بخش قابل توجهی از تاریخ زندگانی پیامبر، با جنگ عجین بوده و از این جهت، فهم مسلمانان از جنگ مقدس و جهاد، نقش غیرقابل انکاری در شکل‌دهی تصویر امروزین ما از جنگ دارد. جنگ‌های مقدس اسلامی دست‌کم در زمان پیامبر، این ویژگی عرفی در جنگ‌های آن زمان که شمشیرکشیدن و قتال در خط مقدم، یک وظیفه‌ی مردانه است را با خود داشتند. از نظر فقهی، جهاد به معنای شمشیرکشیدن و مبارزه در جبهه‌ی نبرد، بر زنان واجب نیست. این مسئله در گزارش‌هایی از پیامبر هم مورد اشاره قرار گرفته است که زنان تکلیفی در این مورد ندارند. البته در همان گزارش‌ها بیان شده که زنان از ثواب جهاد به معنای عام آن محروم نیستند. احمد بن حنبل، روایتی از ام‌المومنین عایشه نقل می‌کند که طبق آن، پیامبر در مورد واجب بودن جهاد بر زنان می‌فرماید جهاد بر زنان واجب است ولی قتال نه. در گزارش‌های دیگری که در منابع شیعی هم وجود دارد، دفاع بر زنان واجب شده است. پس از این جهت تردیدی نیست که اگر در زمان جنگ تحمیلی، نیاز به حضور زنان حتی در خط مقدم باشد، این عدم وجوب رفع می‌شود.
در عربستان پیش از اسلام، برخی زنان در جنگ‌ها حضور داشتند و وظیفه‌ی آنان تشجیع مردان به مبارزه بود. این زنان با آوازهایی که می‌خواندند، مردان را به جنگ ترغیب می‌کردند. اما این حضور را نمی‌توان یک حضور فعالانه به‌شمار آورد. گزارش‌هایی که از آوازها و شعرهای زنان جاهلی در جنگ‌ها ثبت شده، محتواهایی تنانه و شیءانگارانه نسبت به زنان دارند. یعنی در این‌جا هم زن عاملیت انسانی و نقش فعالانه را به همان تصویر کلیشه‌ای زن دلربای با جذابیت‌های جنسی فرومی‌کاهد. زنان پس از اسلام، این نقش را با یک تحول محتوایی در جنگ‌ها ادامه می‌دهند. گزارش‌هایی از زنانی وجود دارد که در جنگ احد یا حنین با یادآوری اهمیت جهاد، مردان را به جنگ تشویق می‌کردند. اما شاید این پرسش به وجود بیاید که اگر جهاد بر زنان واجب نیست، پس این زنان در جبهه‌ی جنگ چه‌ می‌کردند؟
تصور مردانه از جنگ و تقلیل آن به مبارزه‌ی سخت با سلاح فیزیکی، باعث می‌شود گمان کنیم حالا که زنان در این عرصه حضور نداشتند، پس عاملیتی هم در جنگ نداشتند. اما نگاهی جامع به جنگ نشان می‌دهد که جنگ تنها مبارزه با سلاح نیست. به اصطلاح امروزی، پشتیبانی و تدارکات مبارزان خط مقدم بخش مهمی از جنگ را به خود اختصاص می‌دهد که نباید نادیده گرفته شود. در تاریخ اسلام زنان در این جنبه از جنگ، عاملیت ویژه‌ای داشته‌اند.
به گزارش واقدی در المغازی در جنگ احد، وظیفه‌ی پشتیبانی و تدارکات برعهده‌ی گروهی چهارده‌نفره از زنان بود. جالب توجه است که حضرت فاطمه‌ی زهرا هم برای کمک‌رسانی از جمله مداوای مجروحان و انتقال آب و غذا در احد حضور داشته است. ام ایمن، لیلی غفاری و چند زن دیگر جزو افرادی هستند که نامشان به عنوان حاضران در جنگ احد ثبت شده است. نباید این‌طور تصور کرد که حضور این زنان در جنگ استثنایی بوده. گزارش‌ها نشان می‌دهد همان‌طور که مردان برای حضور در جنگ از پیامبر اذن می‌گرفتند، زنان نیز به همین ترتیب به‌نحوی به جنگ اعزام می‌شدند. مثلاً طبرانی در معجم کبیر از ام زیاد اشجعیه یاد می‌کند که به نمایندگی از گروهی از زنان از پیامبر اذن گرفت تا برای رساندن سلاح به رزمندگان عازم خیبر شوند. بنا بر گزارش‌های دیگری که در سنن ترمذی و حتی در کافی هم ثبت شده، پیامبر شخصاً برای حضور زنان در جنگ جهت مداوای مجروحان دعوت می‌کردند. واقدی تعداد زنان حاضر در جنگ خیبر را هم بیست‌تن عنوان کرده است و جالب توجه است که طبق گزارش ابن سعد، این زنان نیز هم‌چون مردان از غنایم جنگی سهم بردند. به گزارش ابن اثیر، در جنگ خندق، وظیفه‌ی مداوای مجروحان برعهده‌ی زنی به نام رُفَیده بود که خیمه‌ای هم در سپاه داشت.
علاوه بر این، زنانی هم بوده‌اند که اتفاقاً وارد نبرد مستقیم می‌شدند. در جنگ حنین، ام‌عماره با شمشیر و ام سُلَیم با خنجر شروع به جنگیدن کردند. گویا ام سلیم عادت به حمل سلاح داشته است و این حاکی از آمادگی نظامی اوست. ابن سعد گزارشی را نقل می کند که طبق آن، مسلح بودن ام سلیم توجه پیامبر را برانگیخت ولی مورد منع او قرار نگرفت. ام عماره یا همان نسیبه بنت کعب، در جنگ احد هم دست به شمشیر برد و برای دفاع از جان پیامبر شجاعانه جنگید و جراحت‌های بسیاری برداشت. به گزارش واقدی پیامبر پس از جنگ شجاعانه‌ی او فرمود مقام نسیبه در جنگ احد از مقام برخی صحابه‌ی بزرگ بالاتر است. ام عطیه که از صحابیات معروف است، به گفته‌ی خودش در 7 غزوه حضور داشته و انبارداری و معالجه را برعهده داشته است. ابن سعد گزارش جالب توجهی دارد که طبق آن، صفیه بنت عبدالمطلب به یکی از سپاهیان یهودی که وارد قسمت زنان شده بود، حمله کرد و او را کشت.
همه‌ی این گزارش‌ها نشان می‌دهد که واجب نبودن قتال بر زنان، به معنای حرمت یا ممنوعیت آنان و البته، عدم آمادگی نظامی آنان دست‌کم در زمان پیامبر نبوده است. البته ما در دوران کوتاه خلافت امام علی نیز می‌توانیم همین رویه را ببینیم. این در تاریخ معروف است که بعد از جنگ جمل، امام علی عایشه را با همراهی ده‌ها نظامی اسب‌سوار به مدینه فرستاد تا امنیت او را در طول مسیر تامین کنند و در نهایت مشخص شد که این نظامیان، همه زن بودند. طبیعتاً این زنان باید پیش‌تر آموزش نظامی دیده باشند و در سپاه امام حضور داشته باشند تا به سرعت بتوانند برای این ماموریت اعزام شوند.
در برخی تفسیرها، نکته‌ی جالب‌توجهی در مورد تفاوت عاملیت زنان و مردان در جنگ‌های دوران پیامبر وجود دارد. گویا زنان در ادامه‌ی پرسش از حقوق خود، از پیامبر خواستند تا جواز حضور در خط مقدم جنگ را به دست بیاورند. هدف آنان از این درخواست، احتمال کسب غنیمت بود. گویا این درخواست با نزول آیه‌ی 32 سوره‌ی نساء مورد پذیرش قرار نگرفت. فارغ از صحت و سقم این گزارش، این‌که چرا درخواست زنان مورد پذیرش قرار نگرفت هم می‌تواند با ارزش‌های موجود در جهاد تبیین شود. هدف از جهاد، کسب غنیمت نیست و به همین دلیل، درخواست جهاد به انگیزه‌ی غنیمت هم نمی‌تواند مورد تایید باشد و با مفهوم معنوی و والای آن مغایرت دارد. در عین‌حال که گزارش‌ها حاکی از این هستند که پیامبر به زنان حاضر در جنگ از غنائم یا از فیء سهمی می‌دادند.
با توجه به این مرور کوتاه، به نظر می‌رسد نمی‌توان پذیرفت که زنان از انگاره‌ی جمعی جامعه‌ی مسلمان نسبت به عاملیت در جنگ حذف شوند. برای سال‌ها تلاش شده تا عاملیت زنان در پس جبهه‌های جنگ حفظ و برجسته شود. اما با تغییر ماهیت جنگ، همان‌گونه که در جنگ تحمیلی حاضر شاهد آن هستیم، دیگر مرز مشخصی میان منطقه‌ی جنگی و غیرجنگی وجود ندارد و زنان نیز در میانه‌ی میدان جنگ قرار گرفته‌اند. در چنین شرایطی، گام ابتدایی برای توسعه و تعیّن عاملیت زنان، تغییر انگاره‌ی حذفی نسبت به آنان در فهم ما از جنگ است. گزارش‌هایی که در این نوشتار بدان اشاره رفت، تنها تصویرهای معدودی از نقش‌آفرینی زنان در تاریخ جهاد اسلامی بود و اگر روایت این گزارش‌ها به طور منسجم و هدفمند انجام شود، منجر به درک جدیدی از نسبت زنان و جهاد خواهد شد که می‌تواند بر صحنه‌آرایی جنسیتی جنگ حاضر نیز موثر افتد.

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا