
نفیسه بابائی پژوهشگر حوزه زنان در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
درک اهمیت و اثر تجمعات میدانی ایرانیان در مواجهه با فشارهای خارجی، بهخصوص از سوی ایالات متحده آمریکا، مستلزم نگاهی جامع به ابعاد گوناگون سیاسی، اجتماعی و روانی این پدیده است. این گردهماییهای مردمی، صرفاً نمایشی از احساسات عمومی نیستند، بلکه ابزاری استراتژیک با پیامدهای عمیق داخلی و بینالمللی محسوب میشوند.
اهمیت و اثرگذاری تجمعات میدانی ایرانیان در دوران چالش با آمریکا
نمایش وحدت ملی و انسجام اجتماعی:
شاید اصلیترین کارکرد تجمعات میدانی، نمایش قاطع وحدت ملی و انسجام اجتماعی در برابر تهدید یا فشار خارجی باشد. هنگامی که منافع ملی، امنیت یا تمامیت ارضی یک کشور مورد هجمه قرار میگیرد، حضور گسترده مردم در صحنه، سیگنالی قدرتمند از همبستگی با حاکمیت و اراده جمعی برای مقاومت است. این حضور به جهان نشان میدهد که علیرغم هرگونه اختلاف داخلی، جامعه در مقابل تجاوز یا فشارهای خارج از مرزها، یکپارچه عمل میکند. رسانههای خبری غالباً بر این نکته تأکید دارند که چنین تجمعاتی، محاسبات دشمنان را که بر اساس تفرقه داخلی بنا شده است، باطل میکند. این حضور، وفاداری و همراهی مردم با آرمانهای ملی را در معرض نمایش میگذارد و این باور را تقویت میکند که کشور در برابر چالشها تنها نیست.حضور هر چه بیشتر مردم در تجمعات میدانی امری است که در بستر تاریخ معاصر ایران همواره به عنوان یک از ارکان اساسی پایداری ملی ، نمایش اقتدار، اراده جمعی در مواجهه با چالش هابه ویژه تهدیدهاو فشارهای خارجی مورد تاکید بوده است .این حضور پرشور و گسترده صرفا یک اقدام نمادین نیست، بلکه پیامدهای عمیق و چند وجهی دارد که مستقیما بر امنیت ، اعتبار و فرایند های سیاسی و اجتماعی کشور اثر می گذارد.
نبرد روانی و بازدارندگی:
تجمعات مردمی یکی از ارکان کلیدی در جنگ روانی محسوب میشود. این گردهماییها نقش حیاتی در تقویت روحیه نیروهای مدافع و مسلح کشور دارند و به آنها اطمینان میبخشد که در مبارزه خود تنها نیستند و ملت بزرگ از آنها پشتیبانی میکند. این حمایت جمعی میتواند تأثیر قابل توجهی بر روحیه طرف مقابل داشته باشد و دشمن را که شاید به دنبال بهرهبرداری از نارضایتیهای داخلی بوده، ناامید سازد. استمرار و گستردگی این تجمعات، به عنوان عاملی مهم در بازدارندگی از تجاوز بیشتر و خنثیسازی طرحهای راهبردی دشمن تلقی میشود. این “قدرت خیابان” به دشمن پیام میدهد که هرگونه اقدام خصمانه با واکنش قاطع و سراسری مواجه خواهد شد.
مشروعیتبخشی به نظام و رهبری:
این نمایشهای آشکار حمایت مردمی، اغلب به عنوان یک همهپرسی غیررسمی تلقی میشود که مشروعیت نظام سیاسی و رهبری آن را تأیید میکند. با مشارکت فعال در تجمعات دولتی و محکوم کردن دخالتهای خارجی، مردم به طور ضمنی یا صریح، اعتماد و وفاداری خود را به نظم موجود ابراز میدارند. این امر، مشروعیت دولت و قدرت تصمیمگیری آن را، بهویژه در بزنگاههای بحرانی و درگیری، تقویت میکند. حضور مردم در صحنه، پشتوانهای مردمی برای سیاستهای اتخاذ شده در قبال دشمن خارجی محسوب میشود.
تجمعات میدانی ، بستری بی بدیل برای نمایش و تقویت وحدت ملی است .در دنیایی که اغلب بر تفرقه ها و اختلافات تمرکز میشود حضور همگانی مردم فارغ از سلایق و دیدگاه های مختلف ، در یک صحنه واحد برای دفاع از آرمان ها یا منافع ملی، پیامی قاطع به جهانیان میفرستد که این کشور ، ملتی یکپارچه و متحد دارد .افزایش این حضور این پیام را قدرتمند تر و پررنگ تر می سازد و نشان می دهد که اراده ملی، به ورای اختلاف سطحی، بر وحدت استوار است.این انسجام دیوار مستحکمی در برابر تمامیت خواهی ها و دخالت های خارجی ایجاد میکند.
مقابله با روایت های خارجی:
دشمنان خارجی غالباً تلاش میکنند با برجسته کردن نارضایتیهای داخلی یا تصویر کردن حکومت به عنوان امری نامشروع، افکار عمومی بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهند. تجمعات گسترده مردمی که حمایت از ملت و محکومیت تجاوز خارجی را فریاد میزنند، خود به مثابه یک روایت متقابل و قدرتمند عمل میکند. این رویدادها، تصویری از یک ملت تقسیمشده یا تحت ستم را به چالش میکشند و نمایی از یک جبهه واحد در برابر دخالتهای خارجی را به نمایش میگذارند. این اتفاق، جنگ روایتها را به نفع ملت سامان میدهدو همچنین حضور پر شمارو خودجوش مردم در صحنه، یکی از موثرترین ابزارهای بازدارندگی محسوب میشود. دشمنان خارجی ، هنگام ارزیابی توانایی های یک ملت برای مقاومت نه تنها به توان نظامی ، بلکهبه اراده سیاسی و اجتماعی مردم نیز توجه میکنند. زمانی که سیل جمعیت در صحنه حاضر می شود و انزجار خود را از دخالت ها و تهدید ها ابراز می دارد ، این پیام را به طرف مقابل می رساند که هر گونه اقدام خصمانه ، با مقاومت جانانه و فراگیر مردمی مواجه خواهد شد. هر چه این حضور چشمگیرتر باشد هزینه تعرض برای دشمن بالاتر رفته و احتمال هر گونه تجاوز یا فشار کاهش می یابد.
قدرت خیابان به عنوان ابزار سیاسی:
میدان و حضور مردم در آن، یکی از عرصههای مهم نفوذ سیاسی در ایران محسوب میشود. اثربخشی این تجمعات میدانی دائماً ارزیابی میشود. آنها نه تنها به عنوان حمایتی منفعلانه، بلکه به عنوان جزئی فعال از پایداری و واکنش ملی در نظر گرفته میشوند. این «قدرت خیابان» نه تنها در وضعیت صلح، بلکه در دوران تنش و تهدید، به عنوان عاملی تأثیرگذار بر نتایج مذاکرات و محاسبات کلی راهبردی دیده میشود
بسترتاریخی و استمرار:
رسم و سنت تجمعات عمومی گسترده در ایران، سابقهای طولانی دارد، بهخصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی. این رویدادها غالباً در بافت تاریخی گستردهتری قرار میگیرند و نمایشهای کنونی وحدت را به مبارزات و فداکاریهای گذشته پیوند میزنند. استمرار این گونه گردهماییها، که گاهی در ایام مهم ملی یا مذهبی برگزار میگردند، بر این بسترتاریخی صحه میگذارد و نشاندهنده پویایی یک فرهنگ سیاسی مشارکتی در مواجهه با بحرانهاست.تجمعات میدانی ، فرصتی برای زنده نگه داشتن و تجدید عهد با هویت ملی ، تاریخ، فرهنگ و ارزش های جامعه است.این حضور پیوند نسل های مختلف را با آرمان های مشترک تقویت کرده و تصمیم می کند که روایت اصیل و مستقل جامعه ، همواره زنده و پویا باقی بماند.
تأثیر بر سیاست خارجی و مذاکرات:
برخی تحلیلها حاکی از آن است که وحدت و قاطعیتی که از طریق تجمعات مردمی به نمایش گذاشته میشود، میتواند بر پویایی مذاکرات بینالمللی و فشارهای وارده تأثیر بگذارد. این باور که ملت در صورت استمرار این حمایتها، در مذاکرات نیز بر مواضع خود راسخ خواهد بود، میتواند اهرم فشار قدرتهای خارجی را تغییر داده و عزم ملت را تقویت کند.نمایش قاطع حمایت مردمی ، دست مسئولان را در موصع گیری های دیپلماتیک بازتر می گذارد و به آن ها اطمینان می دهد که در صورت اتخاد مواضع قاطع در دفاع از منافع ملی، پشتوانه مردمی لازم را در اختیار دارند.حضور پر تعدادتر ، وزن و اعتبار بیشتری به موضع گیری های سیاسی کشور در عرصه بین المللی می بخشد .
تمایز میان نارضایتی داخلی و تهدید خارجی:
اگرچه وجود مسائل و اعتراضات داخلی در هر جامعهای طبیعی است، اما در ایران، روایت غالب بر این است که تهدید خارجی یا تجاوز، موجبات اتحاد و همبستگی مردم را فراهم میآورد و اختلافات داخلی را تحتالشعاع قرار میدهد، یا آنها را به سوی موضعی جمعی علیه دشمن مشترک سوق میدهد. این یک واقعیت است که نیروهای خارجی ممکن است تلاش کنند از هرگونه شکاف داخلی بهرهبرداری کنند، و این امر اهمیت نمایش وحدت را در صحنه میدانی دوچندان میسازد.دشمنان خارجی اغلب تلاش می کنند با بزرگ نمایی اختلافات داخلی، ایجاد ناامیدی و انتشار روایت های نادرست ذهن افکار عمومی داخل و خارج را علیه نظام و مردم منحرف کنند .تجمعات میدانی خود پاسخی قاطع و عملی به این عملیات روانی است.حضور مردم این روایت های مخدوش را باطل کرده و تصویر واقعی از همبستگی و ایستادگی ملت را به نمایش می گذارد. هر چه تعداد شرکت کننده ها بیشتر باشد، اثر گذاری تبلیغات سوء دشمن کمتر خواهد شد .وقتی افراد می بینند که تنها نیستند و هزاران ، بلکه میلیون ها نفر دیگر نیز دغدغه هاو آرمان های مشترک آن ها را دارند ، روحیه و انگیزه آن ها برای ادامه مسیر تقویت می شود .حضور در صحنه، حس تعلق و مسئولیت پذیری را افزایش می دهد و افراد را به سرمایه های فعال و پویای جامعه تبدیل می کند .این حس مشترک ما می توانیم در مواجهه با چالش ها، انرژی نیروی لازم برای پشت سر گذاشتن سختی ها را فراهم می آورد.
برای تقویت و هر چه بیشتر کردن حضور مردم در این تجمعات، لازم است که مسئولان و آحاد جامعه به درک عمیق تری از این ضرورت برسند. اطلاع رسانی شفاف، تبیین اهمیت این حضور برای عموم ، ایجاد فضایی امن و پرشور برای اقشار مختلف مردم، توجه به دغدغه هاو مطالبات منطقی مردمی و تبدیل این تجمعات به واقعیتی پویا و اثر بخش، می تواند انگیزه های حضور را افزایش دهد.همچنین مشارکت دادن نهاد های مدنی، تشکل های دانشجویی ، صنفی و فرهنگی در فراخوان ها و برگذاری این تجمعات می تواند دامنه و تاثیرگذاری آن ها را گسترش دهد. در مجموع، تجمعات میدانی ایرانیان، بهویژه در پاسخ به فشارهای ایالات متحده، به عنوان تجلی حیاتی اراده ملی،گواه زنده ای بر صلابت ، تعهدو پویایی، ابزاری کلیدی برای تقویت انسجام درونی و بازدارندگی خارجی، و عاملی مهم در عرصه سیاسی در نظر گرفته میشود. این پدیده، هویت ملی، مشروعیت سیاسی و پایداری راهبردی را در هم میآمیزد و نشان میدهد که چگونه حضور مردم در خیابانها میتواند به سپری قدرتمند در برابر چالشهای بینالمللی تبدیل شود. ملتی که همواره در بزنگاه های حساس با حضور خود تاریخ ساز بوده ومسیر آینده کشور را رقم زده است.پیوند میان مردم و میدان، تضمین کننده اقتدار و سربلندی همیشگی ایران خواهد بود.



