
امیرحسین هاشمی پژوهشگر حوزه روابط بینالملل در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
آتش بس در نگاه اول صرفاً یک تحول سیاسی یا نظامی به نظر میرسد اما برای بازارهای جهانی انرژی و والاستریت، این خبر معنای مهمتری داشت: عبور از یکی از حساسترین نقاط تقویم بازار نفت که اگر این تنش چند روز دیگر ادامه پیدا میکرد، احتمال داشت بحران منطقهای به یک شوک مالی در قلب بازارهای آمریکا تبدیل شود.
چرا ۲۱ آوریل اهمیت دارد؟
نفت شاخص آمریکا (WTI:West Texas Intermediate) در بورس انرژی نیویورک (NYMEX) از طریق قراردادهای آتی معامله میشود. قرارداد آتی یعنی توافقی برای خرید یا فروش نفت در آینده با قیمتی که امروز تعیین میشود. قرارداد تحویل ماه آوریل ۲۰۲۶ با نماد CLK26 معامله میشود و ۲۱ آوریل آخرین روز معامله آن است.
نکته مهم اینجاست:
اگر معاملهگری تا آن روز قرارداد را نبندد، باید نفت واقعی تحویل بگیرد و محل تحویل هم یک مرکز عظیم ذخیرهسازی نفت در آمریکا به نام کاشینگ (Cushing) در ایالت اوکلاهاما است؛ جایی که قلب فیزیکی بازار نفت آمریکا محسوب میشود.به همین دلیل روزهای نزدیک به سررسید قراردادها همیشه یکی از حساسترین مقاطع بازار نفت هستند.
خاطرهای که هنوز بازار از آن میترسد!
بازار نفت قبلاً چنین شوکی را تجربه کرده است.
در ۲۰ آوریل ۲۰۲۰ برای اولین بار در تاریخ، قیمت نفت آمریکا به منفی ۳۷ دلار سقوط کرد. یعنی فروشندگان حاضر بودند پول بدهند تا کسی نفت را از آنها تحویل بگیرد.
دلیل ساده اما خطرناک بود:
• تقاضای جهانی در دوران کرونا سقوط کرده بود؛
• تولید نفت همچنان بالا بود؛
• مخازن نفتی کاشینگ تقریباً پر شده بودند.
در نتیجه معاملهگران با یک مشکل عجیب روبهرو شدند: نفت داشتند، اما جایی برای نگهداری آن نبود. به همین دلیل برای فرار از هزینههای تحویل و ذخیرهسازی، برخی قراردادها با قیمت منفی فروخته شد؛ یکی از عجیبترین لحظات تاریخ بازار انرژی بود.
چرا در سال ۲۰۲۶ دوباره خطر شکل گرفت؟
در هفتههای اخیر چند عامل خطرناک همزمان شد:
• قیمت نفت به دلیل تنشهای منطقهای به بالای ۱۱۰ دلار رسید؛
• بازار نگران اختلال در عبور نفت از تنگه هرمز بود؛
• مخازن نفتی کاشینگ طبق دادههای انرژی آمریکا نزدیک به ۸۰٪ ظرفیت گزارش شدند؛
• تولید بالای نفت شیل و آزادسازی بخشی از ذخایر استراتژیک آمریکا (SPR) باعث شد نفت بیشتری در بازار داخلی انباشته شود؛
• و قرارداد بزرگ CLK26 در آستانه سررسید قرار داشت.
اگر تنشها تشدید میشد و عرضه جهانی دچار اختلال میگردید، بازار میتوانست وارد چرخهای خطرناک شود:
افزایش ریسک ژئوپلیتیک
نوسان شدید قیمت نفت
فشار بر قراردادهای نزدیک به تحویل
فروش اجباری و بیثباتی شدید در بازار
به همین دلیل برخی تحلیلگران از این وضعیت به عنوان «بمب ساعتی بازار نفت» یاد میکردند.
آتشبس؛ فرصتی برای عبور از پنجره خطر برای آمریکا بود
اعلام آتشبس دقیقاً در زمانی رخ داد که بازار در حال نزدیک شدن به پنجره حساس سررسید قراردادها بود. بازارها چنین اتفاقی را به عنوان کاهش فوری ریسک سیستمیک تفسیر کردند و در پی آن نتیجه هم سریع ظاهر شد:
• قیمت نفت بخش مهمی از رشد ناشی از ریسک ژئوپلیتیک را از دست داد(حدود ۱۵ درصد)؛
• فشار روانی بازار انرژی کاهش یافت؛
• شاخص ترس بازار (VIX) افت کرد؛
• جنگ S&P 500 را حدود ۶٪ پایینتر از سقف تاریخی برده بود، اما اعلام آتشبس فوراً فضا را آرام کرد و شاخص را حدود ۲.۴٪ بالا کشید.
در عمل، این آتشبس به بازار جهانی فرصت داد از حساسترین روزهای تقویم معاملات نفت عبور کند.
جمعبندی
آتش بس یک واقعیت مهم اقتصاد جهانی را نشان میدهد که بحرانها فقط در میدان جنگ شکل نمیگیرند. گاهی تقویم بازارهای مالی میتواند شدت یک بحران را چند برابر کند. در آوریل ۲۰۲۶، همزمانی تنشهای منطقهای با سررسید قراردادهای بزرگ نفتی میتوانست بازار انرژی را وارد یک شوک جدی کند. به همین دلیل، آتشبس اعلامشده در سحرگاه امروز فقط یک تحول سیاسی نبود؛ بلکه عملاً به بازار جهانی فرصت داد با مهار شوک نفتی، از وقوع یک بحران مالی در بورس کالا، یک رکود تورمی خردکننده و یک سقوط آزاد در بازارهای سهام جلوگیری کند.



