
محمدیاسین طاهری پژوهشگر حوزه تربیت نوجوان در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
تربیت فراتر از اصول ها، بایدها و نبایدها در متن حوادث و کنش های شبکه متصل با کودک و نوجوان متجلی میشود. در دوران جنگ، جامعه بهصورت گسترده تحت فشار روانی، اقتصادی و اجتماعی قرار میگیرد. اما همین شرایط بحرانی میتواند زمینهساز شکلگیری کنشهای تربیتی متمایز شود.
از دیدگاه رفتارگرایی، رفتار انسانها در پاسخ به محرکهای محیطی شکل میگیرد؛ جنگ، خود محرکی نیرومند است که مجموعهای از پاسخهای تربیتی را در خانوادهها و اجتماع برمیانگیزد. والدین، معلمان و حتی رسانهها با تأکید بر مفاهیمی مانند مقاومت، تعهد و مسئولیتپذیری کودکان را در مسیر یادگیری رفتارهایی هدفمند هدایت میکنند.
در چنین شرایطی، یادگیری مبتنی بر تقویت مثبت و الگوگیری نقش پررنگی مییابد.
برای مثال، توجه به بروز رفتارهای سوگوارانه و حماسی که در اجتماعات شکل میگیرد از اصل «پاداش رفتاری» بهره میگیرد.
لبخندها ، هدیه ها و تحسین ها اگر تحت تاثیر متغیرهای ثانویه قرار نگیرد ، همه در راستای تقویت رفتارها محسوب میشوند.
این کنش تربیتی اگرچه از بستر بحران زاده شده است، اما به نهادینه شدن نوعی رفتار اجتماعی یاریگرانه منجر میشود.
کودکان از طریق این رفتارهای تقویتشده میآموزند که مسئولیت و همکاری نه تنها در جنگ بلکه در زندگی روزمره ارزشی پایدار دارد.
با نگاهی ژرف در میابیم که حضور و رفتاری صمیمی در این شب ها
از سوی دیگر، برخی رفتارهای تربیتی در شرایط جنگ از جنس «شرطیسازی کلاسیک» است؛ بهگونهای که محیط پرخطر و اضطرابآور موجب شکلگیری واکنشهای هیجانی در نوجوانان میشود. اگر شبکه پیرامونی بتوانند این اضطراب را با محرکهای مثبت (مانند گفتوگو، آموزش، یا مشارکت در فعالیتهای امدادی) همراه کنند، میتوانند از «شرطیسازی معکوس» برای کاهش ترس و تقویت اعتماد اجتماعی بهره ببرند. این فرآیند باعث میشود که نسل جوان، به جای واکنشهای تدافعی، رفتارهای سازنده و پیشفعال را در موقعیتهای بحرانی بروز دهد.
در بُعد اجتماعی، مردم بهصورت ناخودآگاه از رفتارگرایی جمعی استفاده میکنند. تشکیل گروههای داوطلب، برگزاری کلاسهای آموزشی برای کودکان مناطق جنگزده یا سرگرمیهای گروهی ساده، در واقع تلاشهایی هستند که محرکهای مثبت فضا را زیاد میکنند. این کنشها نوعی تلاش برای جبران استرسهای زیستمحیطی از طریق یادگیری اجتماعی محسوب میشود. نمونه قابل تأمل آن، فعالیتهای فرهنگی در پناهگاههای شهری است که در آن نوجوانان با مرور حماسه و بازیهای مشارکتی، انسجام رفتاری و امید را میآموزند.
در جمعبندی، رفتارگرایی به ما یاد میدهد که حتی در سختترین شرایط—مانند جنگ—رفتار انسانها تابع محرکها و پیامدهاست. مردم میتوانند با شناخت این سازوکار، رفتارهای مطلوبی را در نسل جوان تقویت کنند؛ از مسئولیتپذیری و مقاومت گرفته تا همدلی و مشارکت اجتماعی. اگر جامعه بتواند بحران را بستر یادگیری قرار دهد، نتیجه آن تربیت نسلی است که نهتنها از فشار محیط آسیب نمیبیند، بلکه توانایی تبدیل بحران به فرصت را در خود نهادینه میسازد.



