
سعید سالاری پژوهشگر حوزه اقناع افکار عمومی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
در عصر دادهها، جنگها دیگر محدود به میدانهای نظامی سنتی نیستند و به سمت جنگهای ترکیبی و شناختی تغییر ماهیت دادهاند. در این پارادایم جدید، افکار عمومی به عنوان یک «میدان نبرد» شناخته میشود که پیروزی در آن، مقدمهای برای سایر دستاوردهای سیاسی و امنیتی است. جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر با تهاجم گسترده رسانهای و روانی از سوی ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی مواجه است که هدف آن تضعیف بنیانهای اجتماعی و مشروعیت زدایی سیاسی است. در این شرایط، مفهوم «تابآوری اجتماعی[1]» از یک مفهوم انتزاعی به یک ضرورت استراتژیک تبدیل میشود.
نسبت تابآوری اجتماعی و افکار عمومی، رابطهای دیالکتیکی است؛ از یک سو، افکار عمومی سالم و منسجم، بستر رشد تابآوری را فراهم میکند و از سوی دیگر، تابآوری بالا، جامعه را در برابر شوکهای اطلاعاتی و عملیات روانی دشمن مصون میدارد. عدم توجه به این متغیر کلیدی میتواند منجر به فرسایش سرمایه اجتماعی و بیاعتمادی عمومی شود که همانطور که در سناریوهای پیشبینی شده برای هفتههای آینده اهمیت دارد، دشمن تلاش دارد از این نقطه ضعف برای تهییج قشر جوان و خاکستری بهرهبرداری کند.
تابآوری اجتماعی
تابآوری اجتماعی در ادبیات علوم سیاسی و جامعهشناسی، به توانایی یک جامعه برای جذب شوکها، بازیابی تعادل و انطباق با شرایط جدید بدون فروپاشی ساختارهای بنیادین اشاره دارد. پاتریشیا لویتز[2] در پژوهشهای خود تابآوری اجتماعی را فراتر از بازگشت به وضعیت قبلی دانسته و آن را ظرفیت جامعه برای «جهش رو به جلو» در مواجهه با بحرانها تعریف میکند (Lietz, 2007: 15). در بافت ایرانی، این مفهوم با هویت دینی و ملی گره خورده است.
مؤلفههای تابآوری اجتماعی را میتوان در چهار بستر اصلی دستهبندی کرد:
- سرمایه اجتماعی و اعتماد؛ اعتماد افقی (بین مردم) و عمودی (بین مردم و حاکمیت) مهمترین رکن تابآوری است. اعتماد، هزینه مبادلات را کاهش و همبستگی را در بحران افزایش میدهد.
- انسجام و همبستگی اجتماعی؛ وجود ارزشهای مشترک و حس تعلق به یک «ما» جمعی. در ایران، این همبستگی اغلب حول محور هویت انقلابی و دینی شکل میگیرد.
- اقتصاد و رفاه؛ امنیت اقتصادی و معیشتی، لایه زیرین تابآوری است. ناامنی اقتصادی، فشار روانی را تشدید کرده و تابآوری را تضعیف میکند.
- فرهنگ و هویت؛ فرهنگ غنی و هویت تاریخی-مذهبی به عنوان یک سپر دفاعی روانی عمل میکند که به جامعه اجازه میدهد معانی جدیدی از رنج و مقاومت تولید کند (Chandra et al., 2011: 12).
نقش تابآوری اجتماعی در همراهسازی افکار عمومی
همراهسازی افکار عمومی در شرایط جنگ روانی، نیازمند مدیریت ادراکات عمومی است. دشمن با استفاده از ابزارهایی چون «بمباران خبری» و «مهندسی واقعیت»، سعی در ایجاد اضطراب، ترس و ناامیدی دارد. در اینجا، تابآوری اجتماعی به عنوان یک مدولاتور[3] (تعدیلکننده) عمل میکند. وقتی تابآوری اجتماعی بالاست، جامعه قادر است اخبار منفی و سیگنالهای تهدیدآمیز را در چارچوبی معنادار تفسیر کند و دچار واکنشهای پانیک یا یأس نشود.
از منظر روانشناسی اجتماعی، نظریه «شناخت اجتماعی» بیان میکند که مردم چگونه اطلاعات را پردازش میکنند. اگر شبکههای اجتماعی و رسانههای داخلی بدون استراتژی مشخص و با هدف جذب مخاطب، اقدام به انتشار اخبار غیررسمی، تحلیلهای حاوی استرس و تکرار مکرر اخبار تهدیدآمیز (بمباران خبری) کنند، منجر به «خستگی اطلاعات»[4] و «بیحسی روانی» میشوند. این وضعیت دقیقاً نقطهای است که دشمن برای آن برنامهریزی کرده است؛ جایی که شهروند به دلیل فشار روانی بیش از حد، نسبت به هشدارهای رسمی بیتفاوت شده یا به سمت رسانههای معاند برای یافتن آرامش (یا توجیه وضعیت) میرود. بنابراین، همراهسازی افکار عمومی نیازمند حفظ تعادل بین «آگاهیبخشی» و «حفظ آرامش روانی» است.
راهبردهای افزایش تابآوری اجتماعی در چارچوب روانشناسی اجتماعی
برای تقویت تابآوری و خنثیسازی سناریوهای دشمن (مانند ناآرامیهای داخلی و تهییج جوانان)، راهبردهای زیر قابل تأمل هستند:
- مدیریت شفافیت اخبار و پرهیز از ابهام: شفافیت اطلاعات، عدم قطعیت را کاهش میدهد. با این حال، شفافیت باید با «مسئولیتپذیری» همراه باشد. ارائه اطلاعات دقیق درباره تهدیدات و اقدامات دولت و نیروهای مسلح، بدون اغراق یا کمگویی، اعتماد عمودی را تقویت میکند.
- تنظیم گامهای انتشار اخبار (ضد بمباران خبری): بر اساس اصول روانشناسی سلامت، تکرار مداوم اخبار بحرانی باعث افزایش سطح کورتیزول و اضطراب در جامعه میشود. رسانههای داخلی باید از «رقابت در انتشار اخبار بد» پرهیز کنند و سیاستهای سردبیری را به گونهای تنظیم کنند که اخبار تحلیلی و استرسزا در ساعات مشخص و با تفسیرهای کارشناسی دقیق ارائه شوند تا از ایجاد «هیجان جمعی منفی» جلوگیری شود.
- سیاستهای پیشدستانه برای مخاطبان رسانههای بیگانه: بخشی از جامعه، به ویژه قشر خاکستری، منابع خبری خود را از ماهواره و شبکههای اجتماعی خارجی تأمین میکنند. راهبرد قطع دسترسی (فیلترینگ) به تنهایی کافی نیست و ممکن است اثر معکوس داشته باشد. در این شرایط باید به راهبرد «واکسیناسیون شناختی» توجه بیشتری شود. به این معنا که رسانههای داخلی باید پیش از انتشار موج پروپاگاندای دشمن، تکنیکهای فریب آنها را برای مردم افشا کنند. آگاهیبخشی نسبت به «تکنیکهای دستکاری روانی» مورد استفاده دشمن، باعث میشود مخاطب نسبت به محتوای ماهوارهای بدبین شود و تابآوری ادراکی خود را افزایش دهد.
- تقویت امید سیاسی و کارآمدی: ناامیدی سیاسی، خوراک اصلی جنگ شناختی دشمن است. راهبردها باید بر نمایش «کارآمدی سیستم» و «توانایی حل مسئله» توسط نهادها تمرکز کنند. روایتسازی موفقیتها و مدیریت بحرانهای گذشته، میتواند حس «خودکارآمدی جمعی» را تقویت کند.
جمعبندی
در نهایت، تحلیل وضعیت نشان میدهد که تابآوری اجتماعی، ستون فقرات مقاومت ملی در جنگ ترکیبی است. عدم اهتمام به متغیرهای روانشناختی جامعه و ادامه روندهای ایجاد استرس اجتماعی و بیاعتمادی، بستری را فراهم میکند که سناریوهای دشمن برای هفتههای آینده (ناآرامی و تهییج) محقق شود. اگر افکار عمومی به دلیل فشارهای روانی ناشی از مدیریت ضعیف اطلاعاتی و مشکلات معیشتی، دچار ناامیدی و بیتفاوتی شود، همراهسازی و اقناع عمومی غیرممکن خواهد گشت. بنابراین، اتخاذ رویکردهای علمی در مدیریت خبر، پرهیز از القای استرس و تمرکز بر بازسازی اعتماد و امید، تنها راه برای عبور امن از این پیچ تاریخی است.
منابع
- Chandra, A., Acosta, J., Stern, S., Uscher-Pines, L., Williams, M. V., Yeung, D. & Meredith, L. S. (2011). Building Community Resilience to Disasters: A Way Forward to Enhance National Health Security. RAND Corporation
- Lietz, P. (2007). Emerging Issues in Social Resilience: A Review of the Literature. Australian Institute of Family Studies
[1] Social Resilience
[2] Patricia Lietz
[3] Modulator
[4] Information Fatigue



