اسلایدریادداشتها

نقش تنگه هرمز در جنگ فرسایشی

ایران همواره در مواجهه با تهدیدات خارجی، توانایی خود در کنترل هوشمند و بستن تنگه هرمز را گوش زد کرده بود و اکنون...

 

ایران همواره در مواجهه با تهدیدات خارجی، توانایی خود در کنترل هوشمند و بستن تنگه هرمز را گوش زد کرده بود و اکنون، بعد از حمله ددمنشانه دشمنان، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طرح نظامی خود را عملیاتی کرده است. اما بستن تنگه هرمز لزوماً اقتصاد جهان را فوراً فلج نمی‌کند، بلکه به عنوان ابزار افزایش قیمت انرژی و فشار اقتصادی تدریجی عمل می‌کند و همین امر آن را به ابزار مناسب برای جنگ فرسایشی تبدیل می‌کند.

1       اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز

تنگه هرمز آبراهه حیاتی اتصال خلیج فارس به دریای عمان است که در سال‌های اخیر با تلاش نیروهای دریایی سپاه و ارتش تحت کنترل کامل نیروهای مسلح ایران قرار گرفته است. اهمیت تنگه هرمز تنها به صادرات نفت و گاز کشورهای منطقه محدود نمی‌شود. کشورهای حوزه خلیج فارس نیز برای تأمین بسیاری از نیازهای اساسی خود به مسیرهای دریایی وابسته‌اند. بر اساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، کشورهایی مانند قطر، امارات، کویت و حتی عمان بیش از ۸۵ درصد مواد غذایی خود را از طریق واردات تأمین می‌کنند. بخش مهمی از این واردات نیز از طریق مسیرهای دریایی و با عبور از تنگه هرمز انجام می‌شود.

حتی در مواردی که مسیرهای وارداتی مستقیماً از این تنگه عبور نمی‌کنند، امنیت دریایی منطقه همچنان تعیین‌کننده است. به عنوان مثال عربستان سعودی اگرچه بخش مهمی از واردات غذایی خود را از بنادر دریای سرخ انجام می‌دهد، اما امنیت این مسیر نیز به وضعیت تنگه باب‌المندب وابسته است و می‌دانیم که امنیت این تنگه نیز به اراده انصارالله یمن، متحد ایران، بستگی دارد. علاوه بر این، هرگونه ناامنی در آب‌های منطقه‌ای به سرعت در هزینه‌های بیمه حمل‌ونقل دریایی منعکس می‌شود. افزایش نرخ بیمه کشتی‌ها می‌تواند هزینه نهایی واردات کالاهای اساسی را برای کشورهای منطقه به شکل قابل توجهی افزایش دهد. از این رو، امنیت تنگه‌ها و آبراه‌های راهبردی خاورمیانه نه تنها بر صادرات انرژی بلکه بر امنیت غذایی کشورهای منطقه نیز اثر مستقیم دارد.

2       اثر واقعی بستن تنگه بر اقتصاد جهانی

با این حال، مهم‌ترین پیامد اختلال در عبور و مرور از تنگه هرمز به حوزه انرژی مرتبط است. حدود ۶۸ درصد ذخایر شناخته‌شده نفت و گاز طبیعی دنیا در منطقه خلیج فارس قرار دارد و امنیت تنگه هرمز، به عنوان دومین تنگه شلوغ بین‌المللی، نقش کلیدی در تأمین بی‌وقفه انرژی دنیا دارد. روزانه بالغ بر 20 میلیون بشکه نفت خام که معادل حدود ۴۰ درصد کل نفت حمل شده توسط کشتی‌های نفت‌کش و نزدیک به ۲۵ درصد کل عرضه جهانی نفت است، از تنگه هرمز عبور می‌کند. بخش عمده این صادرات به بازار‌های آسیایی و اروپای غربی می‌رود به طوری که ۷۵ درصد نفت خام ژاپن از این مسیر عبور می‌کند. افزون بر این، نزدیک به یک‌چهارم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) نیز از تنگه هرمز انجام می‌شود که نشان‌دهنده اهمیت این آبراه برای بازار جهانی گاز است.

یکی از ویژگی‌های مهم تنگه هرمز، محدود بودن مسیرهای جایگزین برای آن است. باریک بودن این آبراه سبب شده که در صورت بروز تنش‌های نظامی، عبور و مرور دریایی در آن به سرعت با اختلال مواجه شود. اگرچه در سال‌های اخیر عربستان سعودی و امارات متحده عربی برای کاهش وابستگی خود به این تنگه اقدام به احداث خطوط لوله جایگزین کرده‌اند، اما ظرفیت این مسیرها همچنان محدود است. مجموع ظرفیت خطوط لوله‌ای که می‌توانند بخشی از صادرات نفت این کشورها را بدون عبور از تنگه هرمز منتقل کنند حدود ۶.۵ میلیون بشکه در روز برآورد می‌شود، در حالی که در عمل طی سال‌های گذشته حداکثر حدود ۲.۷ میلیون بشکه از این ظرفیت مورد استفاده قرار گرفته است. این در حالی است که تنها صادرات نفت عربستان و امارات در مجموع به حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز می‌رسد. بنابراین حتی در صورت بهره‌برداری کامل از این خطوط لوله نیز بخش قابل توجهی از صادرات انرژی منطقه همچنان به تنگه هرمز وابسته خواهد ماند.

با وجود این وابستگی، برخی تحلیلگران معتقدند که اثر بستن تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی ممکن است محدود باشد؛ زیرا بسیاری از کشورهای مصرف‌کننده دارای ذخایر استراتژیک نفت هستند. بزرگ‌ترین واردکنندگان نفت جهان شامل چین با بیش از ۱۱ میلیون بشکه در روز، اتحادیه اروپا با حدود ۱۰ میلیون بشکه، هند با حدود ۵ میلیون بشکه، کره جنوبی با ۲.۷ میلیون بشکه و ژاپن با ۲.۵ میلیون بشکه در روز هستند. این کشورها بر اساس تجربه شوک‌های نفتی گذشته، ذخایر استراتژیکی ایجاد کرده‌اند که می‌تواند برای چند ماه کمبود عرضه را جبران کند. برای نمونه، بر اساس داده‌های مؤسسه مطالعات انرژی آکسفورد (OIES)، چین در حال حاضر بین ۱.۱ تا ۱.۳ میلیارد بشکه نفت در ذخایر استراتژیک خود نگهداری می‌کند که معادل حدود هفت ماه واردات نفت این کشور از مسیر تنگه هرمز است.

با این حال، وجود ذخایر استراتژیک به معنای بی‌اثر بودن اختلال در تنگه هرمز نیست. حتی اگر کشورها بتوانند برای مدتی کمبود عرضه را مدیریت کنند، بازارهای انرژی نسبت به هرگونه نااطمینانی بسیار حساس‌اند. در چنین شرایطی، نخستین واکنش بازار نه در قالب کمبود فوری فیزیکی بلکه در قالب افزایش شدید قیمت‌ها ظاهر می‌شود. به‌ویژه در بازار گاز که امکان ذخیره‌سازی آن محدودتر است، شوک‌های قیمتی با سرعت بیشتری رخ می‌دهد. گزارش‌های بلومبرگ نشان می‌دهد که در صورت تداوم اختلال در عبور و مرور از تنگه هرمز، قیمت گاز طبیعی در اروپا می‌تواند بیش از دو برابر شود. در روزهای ابتدایی جنگ اخیر نیز قیمت گاز در برخی بازارهای اروپایی تا حدود ۹۶ درصد افزایش یافت. در همین حال قیمت نفت نیز طی یک هفته بیش از ۳۴.۵ درصد افزایش پیدا کرد که یکی از بزرگ‌ترین جهش‌های هفتگی در تاریخ بازار نفت محسوب می‌شود.

3       چرا تنگه هرمز برای جنگ فرسایشی مهم است؟

افزایش قیمت انرژی تنها به بازارهای جهانی محدود نمی‌شود و به سرعت به اقتصاد داخلی کشورها نیز منتقل می‌شود. افزایش قیمت نفت و گاز هزینه حمل‌ونقل، تولید و خدمات را بالا می‌برد و در نهایت به تورم گسترده‌تر منجر می‌شود. تجربه جنگ اوکراین نشان داد که حتی تهدید اختلال در صادرات حدود ۴ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های روسیه نیز توانست قیمت نفت را تا حدود ۱۳۰ دلار در هر بشکه افزایش دهد. در مقایسه با آن، اختلال در مسیر انتقال بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز می‌تواند شوک بسیار بزرگ‌تری به بازار انرژی وارد کند و برخی برآوردها احتمال افزایش قیمت نفت تا محدوده ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار را نیز مطرح کرده‌اند.

در چنین شرایطی، اهمیت تنگه هرمز بیش از آنکه در انسداد کامل و طولانی‌مدت آن باشد، در ظرفیت آن برای ایجاد فشار اقتصادی تدریجی نهفته است. افزایش پایدار قیمت انرژی می‌تواند تورم جهانی را تشدید کند، هزینه‌های تولید و حمل‌ونقل را بالا ببرد و دولت‌ها را با فشارهای سیاسی داخلی مواجه سازد. این همان نقطه‌ای است که تنگه هرمز در چارچوب یک جنگ فرسایشی معنا پیدا می‌کند. در جنگ‌های فرسایشی، هدف اصلی وارد کردن ضربه سریع و قاطع نیست، بلکه افزایش تدریجی هزینه‌ها برای طرف مقابل است؛ هزینه‌هایی که در نهایت می‌تواند به تغییر محاسبات سیاسی و اقتصادی منجر شود.

از این منظر، تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه انرژی نیست. در حقیقت، تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های ژئوپلیتیکی جهان است که تحولات آن می‌تواند پیامدهایی فراتر از منطقه خلیج فارس داشته باشد. هرگونه تنش یا اختلال در این آبراه نه تنها بازارهای انرژی بلکه اقتصاد جهانی، تورم و حتی معادلات سیاسی داخلی بسیاری از کشورها به ویژه امریکا را که طرف تخاصم با ایران است را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به همین دلیل، نقش تنگه هرمز در یک جنگ فرسایشی را باید فراتر از قطع فیزیکی جریان انرژی دانست و آن را در توانایی برای ایجاد فشار اقتصادی گسترده و بلندمدت بر نظام بین‌الملل و تورم داخلی کشورها جست‌وجو کرد.

تصویر 1- پیتر شف اقتصاددان امریکایی نیز تلویحاً به نگرانی از قیمت نفت و اثرگذاری آن بر روی تورم و بازار کار امریکا اذعان نموده است.

امریکایی‌ها که به وعده‌های ترامپ برای کاهش تورم دوره بایدن دل خوش کرده‌اند در روزهای اخیر شاهد افزایش قیمت بنزین بوده اند (در کالیفرنیا از 5 دلار به 8 دلار رسیده است) و از این به بعد نیز باید منتظر افزایش تورم ناشی از رشد هزینه‌های حمل و نقل باشند.

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا