اسلایدریادداشتها

نقش های پنهان زنان در خط مقدم جنگ(6)

نقش راهبردی زنان در حفظ حافظه تاریخی مقاومت جامعه ایران

محمدامین مهدی‌زاده پژوهشگر حوزه مطالعات جنسیت در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

جنگ‌های سخت و نظامی هر چقدر هم که طولانی باشد، دیر یا زود به پایان می‌رسد. اما این توقف فیزیکی هرگز به معنای پایان واقعی تخاصم نیست. در دوره نبردهای ترکیبی، یکی از میدان‌های مهم درگیری مدیریت فکر و اذهان جامعه است و در این میدان یکی از اقدامات مهم روایت‌سازی است که مستقیماً حافظه تاریخی یک ملت را هدف قرار می‌دهد تا روایت گذشته را به نفع خود بازنویسی کند. نمود بارز و آسیب‌شناختی این استراتژی را می‌توان در میان بخشی از  فضای کنونی جامعه مشاهده کرد. جایی که در نتیجه همین نفوذ فرهنگی در چند دهه اخیر بخشی از جامعه و به ویژه نوجوانان، به برداشت‌های معکوس و وارونه‌ای از رویدادهای بنیادین و هویت‌سازی همچون انقلاب و جنگ هشت‌ساله رسیده‌اند و این موجب حوداث غم‌باری مانند غائله شبه کودتای 18 و19 دی 1404 شد.  حال در برابر رسانه های آمریکایی-صهیونیستی به عنوان ماشین تحریف دشمن که پیش، در میانه و حتما پس از پایان این جنگ نیز تلاش می‌کند حقایق و ارزش ها را وارونه جلوه داده و جایگاه مقاومت و ارزش‌های ملی را در ذهن نسل آینده دگرگون سازد، نهاد خانواده به عنوان سنگر جبهه فرهنگی و زنان در مقام مدیر خانه، جایگاه محوری برای حفظ، ترمیم و انتقال صحیح این حافظه تاریخی دارند. این یادداشت با رویکردی جامعه‌شناختی و فرهنگی، به بررسی سازوکارهای عملیاتی زنان در حفظ هویت پایداری درون خانه می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه از طریق مدیریت نشانه‌شناسی فضای فیزیکی خانه، هدایت مصرف فرهنگی  و ایجاد مصونیت در برابر فرهنگ مهاجم، می‌توان یک ساختار مستحکم هویتی بنا کرد.

اهمیت حافظه تاریخی

پیش از ورود به مصادیق عملی، باید اهمیت حافظه تاریخی در جنگ ترکیبی را تبیین کرد. حافظه تاریخی مجموعه‌ای از تجربیات، افتخارات، رنج‌ها و ایستادگی‌های مشترک یک ملت است که به آن‌ها احساس تعلق و تداوم می‌بخشد. همانگونه که بیان شد دشمن در جنگ شناختی تلاش می‌کند، با استفاده از شبکه‌های متعدد رسانه‌ای جهانی، این روایت و تجربه را پاک کند و فکر نسل جدید را براساس روایت خود شکل دهد. در این میان زنان به عنوان اصلی‌ترین عاملان فرآیند تربیت و جامعه‌پذیری در نهاد خانواده، حلقه وصل نسل‌های گذشته به نسل آینده هستند. نقش و جایگاهی که رهبرشهید همواره بر آن تاکید داشته و در این زمینه می‌فرمودند: «مادر است که فرهنگ و معرفت و تمدن و ویژگی‌های اخلاقیِ یک قوم و جامعه را با جسم خود، با روح خود، با خُلق خود و با رفتارِ خود، دانسته و ندانسته به فرزند منتقل می‌کند و همه تحت تأثیر مادران هستند» در واقع زنان با استفاده از ظرفیت عظیمی که در دست دارند می‌توانند  با زنده نگه داشتن روایت‌های تاریخی مقاومت در بستر زندگی روزمره، جلوی فراموشی و از خودبیگانگی فرهنگی را بگیرند. زنی که آگاهانه حافظه تاریخی را در خانه جریان می‌دهد، در واقع در حال تجهیز خانواده به خودآگاهی برای مواجهه با مسائل و بحران‌های آینده است.

طراحی هویت بخش خانه به مثابه بستر سبک زندگی

مطالعات علمی بر روی سبک زندگی از اواسط قرن نوزدهم میلادی با تمرکز حوزه رشته‌های جامعه شناسی، روانشناسی و بهداشت شروع شد و به تدریج در دهه‌های اخیر سایر حوزه‌ها از جمله معماری و شهرسازی نیز به آن اضافه شد و نشان داد محیط فیزیکی اطراف ما خنثی نیست، بلکه حامل پیام، ارزش و هویت است. به بیانی دیگر فضای کالبدی و معماری داخلی خانه، صرفاً سرپناهی برای رفع نیازهای زیستی نیست، بلکه ظرف شکل‌گیری و تجلی سبک زندگی است. براساس دیدگاه واسول شیوه زندگی ارتباط تنگاتنگی با نوع خانه، وسایل اتاق و سایر جلوه های عینی خانه دارد. بوردیو نیز سبک زندگی را در دارایی هایی نظیر خانه، ماشین، اثاثیه خانه و فعالیت های متمایزکننده نظیر پوشش، بازی و مدیریت بدن تعریف کرده است. از این منظر چیدمان اشیاء، رنگ‌ها و نحوه تخصیص فضاها، به صورت خاموش اما مستمر بر الگوهای رفتاری، نظام ارزش‌ها و نحوه تعاملات اعضای خانواده تاثیر می‌گذارد. در واقع، انسان‌ها در ابتدا فضای داخلی خانه را طراحی می‌کنند و پس از آن، این معماری داخلی است که بر ذهنیت، احساس تعلق و سبک زندگی آن‌ها تاثیر می گذارد.

از این منظر زن به عنوان طراح اصلی فضای خانه می‌تواند تاثیرگذاری قابل توجهی در گسترش ارزش و مفاهیم مقاومت داشته باشد. اما با نگاهی آسیب‌شناسانه به روند تحولات این حوزه در دهه‌های اخیر، شاهد یک موضوعی نگران‌کننده هستیم. طراحی داخلی در بسیاری از خانه‌های ایرانی، فارغ از مفهوم مقاومت به جای آنکه بازتاب‌دهنده مفاهیم ایرانی-اسلامی، آرامش، اصالت فرهنگی و نیازهای واقعی خانواده باشد، تحت تأثیر موج مصرف‌گرایی، تجمل‌گرایی نمایشی و بهره گیری از نمادهای  کلاسیک وارداتی رومی و یا شرقی قرار گرفته است. این تجمل‌گرایی، نه تنها به اقتصاد خانواده ضربه می‌زند بلکه با تبدیل شدن مصرف به شاخص هویتی یک احساس نارضایتی دائمی و رقابت‌ فرسایشی در خانواده ایجاد می کند. از همین رو رهبر شهید همواره به زوج‌های جوان نسبت به این مسئله هشدار داده و می‌فرمودند: «اسیر تجمّلات و تشریفات و چشم و هم چشمی نشوید. خودتان را در دام مسابقه‌ی مادی در امر زندگی نیندازید. هیچ کس در این مسابقه، خوشبخت و کامیاب نمی‌شود. این ظواهرِ زرق و برق‌دارِ زندگی شخصی، اینها هیچ کدام انسان را نه خوشبخت می‌کند، نه دلشاد و راضی می‌کند. اصلاً انسان هر چه گیرش می‌آید، باز چیز بیشتری را می‌خواهد. در حسرت یک چیز بهتری است»(20/7/1377).

در تقابل با این آسیب فراگیر، یکی از تحولاتی که زنان بواسطه این جنگ در خانواده می‌توانند ایجاد کنند، تغییر طراحی داخلی خانه برپایه ارزش‌ها و مفاهیم ایرانی-اسلامی با رویکرد مقاومت است. البته این اقدام هویت ‌بخش به معنای تبدیل کردن خانه به موزه نیست، بلکه به معنای گره زدن هویت بصری با زندگی روزمره و رهایی از بند مصرف‌گرایی است. زنان با استفاده از استعدادهای درونی و ظرافت بینی نهفته شده درآنها، ایده‌های مختلفی را می‌توانند برای تحقق این امر طراحی کنند. به عنوان نمونه از جمله اقدامات استفاده از نمادهای تصویری شهدا و یا مفاهیم این حوزه در قالب های مختلف مانند نصب قاب‌ عکس، قاب گوشی همراه، ماگ، مگنت یخچال و… است. این کار تنها یک عمل تزئینی نیست، بلکه یک نماد هویتی است که روزانه و به صورت ناخودآگاه، این مفهوم را در میان اعضای خانواده زنده نگه می‌دارد. همچنین استفاده هدفمند از صنایع دستی و نماد‌های هنر بومی و سنتی در دکوراسیون خانه، نوعی مقاومت در برابر  فرهنگ نظام سرمایه‌داری می تواند به شمار رود.

هدایت و مدیریت مصرف فرهنگی

یکی دیگر از عرصه های کنشگری زنان در حفظ هویت پایداری و مقاومت در برابر فرهنگ دشمن، مدیریت مصرف فرهنگی و رسانه‌ای خانواده است. پژوهش‌های داخلی و خارجی نشان می‌دهد زنان و مادران نقش مهمی در مدیریت و کنترل احساسات ناشی از تاثیر رسانه دارند. پژوهش‌های انستیتوی صلح ایالات متحده (USIP) بیان می‌کند که در جوامعی که زنان جایگاه اجتماعی بالایی دارند و در مدیریت خانواده فعال‌اند، تمایل جوانان به گروه‌های یأس و ناامیدی کاهش می‌یابد و زنان به عنوان سدی در برابر رادیکالی شدن و سست شدن اراده خانواده عمل می‌کنند. در واقع در جنگ شناختی، ذهن کودکان و نوجوانان به دلیل اینکه فرایند جامعه پذیری در آنها کامل نشده از جمله اهداف مهم به شمار می‌رود و مادران با مدیریت مصرف فرهنگی خانواده  نقش مهمی در شکل‌گیری جهان‌بینی دارند. یکی از محصولات مهم فرهنگی، کتاب‌های کودک و نوجوان است که می‌توانند الگوهای فرهنگی و رفتاری را منتقل کنند و در مقایسه با سایر کتاب‌ها نیز از بازار خوبی برخوردار است. برهمین اساس باید با دقت سبد مطالعاتی و رسانه‌ای فرزندان را انتخاب نمایند و با وارد کردن کتاب‌های تاریخ شفاهی، داستان قهرمانان ملی و ادبیات مقاومت به کتابخانه منزل و خواندن آن‌ها برای کودکان، همراه با مرور تاریخ مفاهیمی چون شجاعت، ایثار و تاب‌آوری را در ذهن آن‌ها نهادینه کرد.

از جمله دیگر ابزارهای مهم و تاثیرگذار برای فرزندان بازی است. در ادبیات روانشناسی رشد بازی بستر مهمی برای درونی‌سازی مفاهیم و جامعه‌پذیری است. با این وجود هجوم بازی‌های واراداتی و استقبال خانواده‌ها از آن یک زنگ خطر برای فرزندان به شمار می رود و والدین باید توجه بیشتری در این زمینه داشته باشند. بسیاری از بازی‌های جدید مروج فردگرایی، مصرف‌گرایی و خشونت بی‌هدف هستند. در مقابل این جریان مادران می‌توانند با بازطراحی فضای بازی، جهت‌گیری شناختی کودک را تغییر دهند. ترویج و ترغیب فرزندان به بازی‌های داخلی و بومی در قالب های مختلف بازی‌های کارتی، رایانه‌ای و اندرویدی که نیازمند همکاری، حل مسئله گروهی و فداکاری برای رسیدن به هدف مشترک هستند، می تواند روحیه جمع‌گرایی و همبستگی را تقویت کند.

گام مهم دیگر در زمینه حفظ حافظه تاریخی مقاومت برای فرزندان آموزش تفکر انتقادی و سواد رسانه‌ای به فرزندان است. با توجه به گسترش روزافزون ابزارهای اطلاعاتی و ارتباطی، به اصطلاح  امکان دروازه‌بانی کامل از مصرف فرهنگی اعضای خانواده وجود ندارد و اساسا بنابرنظر متخصصان حوزه تربیت، تربیت قرنطینه‌ای مطلوب نیست. از همین رو مادران باید تلاش نمایند با ایجاد تفکر انتقادی در فرزندان، آنها را نسبت به تحریف های تاریخی و هویتی دشمن مصون نمایند. از جمله کارهایی که در این زمینه می‌توانند انجام دهند ایجاد مرزبندی شناختی با دشمن است. فرزند باید درک روشنی از هویت «ما» و هویتی که از سوی جبهه مقابل تصویر می‌شود، داشته باشد.

عیان کردن پیام های نانوشته تولیدات رسانه ای اقدام دیگری است که در این زمینه می توان انجام داد. زمانی که نوجوان با یک محتوای رسانه‌ای روبرو می‌شود که هدفش تقلیل ارزش‌ها یا ترویج ناامیدی و ابتذال است، مادر آگاه به جای برخورد قهری، به فرزندش کمک می‌کند تا نیت پنهان پشت آن محتوا را درک کند و بفهمد که چگونه این مصرف فرهنگی، بخشی از پازل جنگ علیه هویت آن‌هاست. البته شناسایی به تنهایی کافی نیست. طرد فرهنگ مقابل زمانی موفق است که با یک جایگزین جذاب داخلی همراه باشد. زنی که فرزندش را از مصرف یک کالای فرهنگی مخرب منع می‌کند، همزمان باید یک محتوای غنی، جذاب و هویت‌بخش را در اختیار او قرار دهد که در این زمینه نقش نهادهای فرهنگی و رسانه‌ای داخلی اهمیت می یابد.

نتیجه گیری

در تقابل همه‌جانبه امروز که فرهنگ و هویت ما را هدف گرفته است، خانه یکی از مهم‌ترین پایگاه ها و مادران نقش‌آفرینان اصلی در حفظ تاریخ و فرهنگ مقاومت هستند. مادری که طراحی داخلی خانه، مصرف فرهنگی خانواده و تربیت ابعاد مختلف فرزند را با یک برنامه مشخص مبتنی بر آگاهی و معرفت اسلامی ایرانی پیش می برد، در واقع در حال دفاع و مراقبت از خانواده و جامعه است. او نسلی را تربیت می‌کند که به ریشه‌های خود وابسته است و به راحتی تحت تأثیر تبلیغات و آسیب‌های رسانه‌های بیگانه قرار نمی‌گیرد. در نهایت باید گفت که مقاومت، پیش از آنکه در میدان‌های نبرد شکل بگیرد، در درون خانه‌ها، در تربیت مادران و در سبک زندگی روزمره ما ساخته می‌شود.

 

منابع

بیانات رهبر شهید در روز میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها (05/5/1384)

بیانات رهبر شهید در جلسه خواندن خطبه عقد(20/7/1377)

مرتاض هجری، محمد؛ یزدان فر، سیدعباس؛ حسینی، سیدباقر.(1400). بررسی روابط متقابل سبک زندگی و سازمان فضایی خانه؛ مورد مطالعه خانه‌های مسکونی شهر رشت. دوفصلنامه مطالعات معماری ایران. شماره 19

 

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا