اسلایدریادداشتها

وطن فروشی یا همان خودفروشی

عزت نفس یکی از مفاهیم بسیار پرتراکم در ادبیات روانشناختی و علوم اجتماعی امروز است.

ایمان زاغیان پژوهشگر حوزه خدمات سلامت روان در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

عزت نفس یکی از مفاهیم بسیار پرتراکم در ادبیات روانشناختی و علوم اجتماعی امروز است. این مفهوم در ارتقای توانمندی اجتماعی و فردی بسیار کاربردی و راهبردی است. بنابراین لازم است بر روی آن دقت فراوانی بشود؛ چرا که اگر عزت نفس ارتقا یابد توانمندی های دیگری نیز بر روی آن سوار می­ شود. از طرفی دیگر کسانی که عزت نفس پایینی دارند برای امور دیگر ارزشی قائل نیستند. زیرا برای خود ارزشی قائل نیستند. بدیهی است کسی که برای خود ارزشی قائل نیست برای مردم و وطن خود نیز ارزشی قائل نخواهد بود.

معناشناسی عزت نفس

در ابتدا تعریفی از عزت نفس ارائه میدهیم. عزت نفس مفهومی متناظر با خودارزشمندی است. خودارزشمندی[1] یکی از توانمندی­های روانشناختی است که با عزت نفس ارتباط فراوانی دارد که گاهی گفته می­شود یک مفهوم را در بر می­گیرند (کروکر و ولف، 2001). اما در عین حال این دو مفهوم تفاوت­هایی با یکدیگر دارند اما اجمالاً در این بحث یکسان در نظر گرفته میشود. خودارزشمندی به عنوان فاکتور مهم در سلامت روان و رضایت از زندگی از آن یاد می­شود (فلین و چو، 2017). از سوی دیگر خودارزشمندی پایین برای افراد آسیب­های فراوانی به همراه دارد و آنان را دچار مشکلات فراوانی به لحاظ اجتماعی می­کند. مثلاً فردی که خودارزشمندی پایینی دارد احتمال آسیب او و افتادن ورطه­‌ی اعتیاد، رفتارهای پرخطر جنسی و رفتارهای ضداجتماعی خواهد داشت (وسلسکا و همکاران، 2009). خودارزشمندی دارای ویژگی­هایی چون احترام به خود و دیگران، احساس عزت، کرامت، افتخار و صداقت است (میکوناس، 2008)؛ بدین ترتیب توجه به مفهوم خودارزشمندی دارای اهمیت فراوانی است.

عزت نفس ملی/عزت نفس شخصی

عزت نفس به طور کلی یک امر اجتماعی است که در فرد ظهور می کند. یعنی عزت نفس یک پیوست اجتماعی دارد و در ارتباط با دیگران مطرح می شود. برای همین گاهی فرد خودش به تنهایی نسبت به دیگران احساس عزت نفس می کند. گاهی یک گروه نسبت به گروه یا گروههای دیگر احساس عزت نفس میکند. با توجه به این نکته مشخص میشود عزت نفس در معنای واقعی خود چه جایگاهی دارد.

در این میان واژه عزت نفس ملی و عزت نفس شخصی خود را می­ نمایاند. عزت نفس ملی بخشی از عزت نفس اجتماعی است. وقتی اتفاق مثبتی برای گروه می افتد دیگران احساس خوبی پیدا می کنند و خوشحال میشوند و وقتی اتفاق منفی و ناخوشایندی برای گروه می افتد هر کدام از اعضا نیز احساس ناراحتی میکنند. چنانچه اتفاقات گروه برای شخص خودشان رقم خورده است. این موضوع در مورد عزت نفس ملی نیز وجود دارد.

مثلاً وقتی تیم ملی کشتی ایران در مسابقات بین المللی رقابت میکند قلب تک تک ایرانی ها در وسط تشک به عشق کشتی گیر تیم ملی می تپد. این در حالی است که ممکن است آن کشتی گیر ملی پوش را هم نشناسند اما چون میدانند او لباس تیم ملی را بر تن کرده به عشق میورزند و برای او دعا میکنند. اگر موفق شود شادمان و شکست بخورد اندوهگین میگردند.

علاوه بر این عزت نفس ملی گاهی در ارتباط با موفقیتها و شکستها معنا پیدا نمیکند. بلکه در اصل اینکه ایرانی هستیم و به این آب و خاک تعلق داریم خود را متمایز و ارزشمند میدانیم. مثلا وقتی پرچم کشور خود را در خیابانهای شهر به اهتزاز می بینیم خوشحال میشویم و اگر چنانچه کسی به پرچم ایران اهانت کند ناراحت و حتی خشمگین میشویم و جلوی او را میگیریم.

وابستگیها و همبستگیهای میان عزت نفس ملی و عزت نفس شخصی

بنابراین به طور عادی وقتی انسان نسبت به کشور خود دارای عزت نفس ملی باشد نسبت به هر آنچه نشانه ای از آن باشد و یا به آن تعلق داشته باشد دلبسته میشود. نشانه هایی چون پرچم، مردم، جغرافیای سرزمینی از جمله مهمترین عواملی هستند که میتوانند احساسات انسان را برانگیزند.

در چنین شرایطی ممکن است مطرح شود این موضوعی طبیعی و غریزی است. دلیلی ندارد بررسی کنیم افراد عزت نفس ملی دارند یا خیر. بالاخره هر کس درجاتی از احساس تعلق را به آب و خاک خود دارد و این نیاز به بررسی ندارد. اما این در حالی است که وقتی به عمق مسئله در جامعه نگریسته میشود میبینیم که افرادی هستند این حداقل را ندارند. برخی از افراد هستند نه تنها نسبت به کشور خود احساس خوبی ندارند و عزت نفس بالایی را تجربه نمیکنند بلکه حتی ممکن است از تعرض و تجاوز به کشورشان خوشحال شوند و آن را مطالبه کنند.

در اینجا باید نگریست آیا به راستی این افراد عزت نفس شخصی هم دارند؟ عزت نفس شخصی این است که احساس بالندی را نسبت به خود داشته باشد. بسیاری از افراد نسبت به خود احساس ارزشمندی ندارند. وقتی فرد نسبت به خود احساس ارزشمندی نداشته باشد نسبت به دیگران به طریق اولی تر احساس ارزشمندی نمیکند. روایات دینی نیز همین موضوع را تایید میکنند. به عنوان مثال امام هادی (علیه السلام) می­فرمایند: من هانت علیه نفسه فلا تأمن شره یعنی کسی که خود را خوار می­پندارد از بدی او ایمن مباش و یا حضرت امیر (علیه السلام) من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته. هر کس خود را گرامی بدارد شهوات برای او کم ارزش میشود (مطهری، 1391).

بدین ترتیب انسانهای بزرگ و بزرگوار وقتی ارزشی برای خود قائل باشند از آنان میتوان انتظار داشت برای دیگران هم ارزش قائل خواهند بود. وقتی عزت نفس شخصی داشته باشند عزت نفس ملی را نیز ارج می نهند.

وطن فروشی معادل با خودفروشی

با توجه به این بحث میتوان نگاه دقیقتری به واژه وطن فروشی داشت. مفهومی که امروزه جای بسیار زیادی در بین افواه جامعه پیدا کرده است. زمانی که فرد عزت نفس شخصی پایینی دارد طبیعتاً برای عزت نفس اجتماعی خود نیز ارزشی قائل نخواهد بود. چنین فردی حاضر است به همه سرمایه های هویتی خود پشت پا بزند. زیرا هیچ چیز برای او جز منفعتهای زودگذر ارزش ندارد. منفعت زودگذر را میتوان اموری مانند درخواست پناهندگی و دریافت پول قلمداد کرد. این رفتار همچون رفتار فردی است که اعتیاد دارد. فرد معتاد هیچ چیز برای او ارزشمند نیست به جز مواد مخدری که بتواند لحظاتی خماری خود را التیام بخشد. انسانی که مبتلا به اعتیاد است حاضر است برای به دست آوردن مواد مخدر همه چیز را حتی خانواده و ناموس خود را هم تحویل بدهد. این است داستان وطن فروشی! بنابراین فردی که خود را حاضر است فروشد چه دلیلی دارد برای وطن، مردم و جامعه خود دلسوزی کند.

منابع

مطهری، مرتضی (1391). اخلاق اسلامی. تهران: انتشارات بینش مطهر

Crocker, J., & Wolfe, C. T. (2001). Contingencies of self-worth. Psychological review108(3), 593.‏

Flynn, D. M., & Chow, P. (2017). Self-efficacy, self-worth and stress. Education138(1), 83-88.

Mickunas, A. (2008). Transcendental ground of all values. Filosofija. Sociologija, (3-4), 38-48.

Veselska, Z., Geckova, A. M., Orosova, O., Gajdosova, B., van Dijk, J. P., & Reijneveld, S. A. (2009). Self-esteem and resilience: The connection with risky behavior among adolescents. Addictive behaviors34(3), 287-291.‏

 

[1] Self-worth

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا