
سید رضا حسینی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
انقلاب اسلامی ایران را نمیتوان صرفاً بهعنوان یک تحول سیاسی یا جابهجایی قدرت تحلیل کرد. این انقلاب در حقیقت یک دگرگونی عمیق اجتماعی و تاریخی بود که در متن آن مردم نقش اصلی را ایفا کردند. در بسیاری از انقلابهای معاصر، مردم در مقاطعی به صحنه فراخوانده میشوند اما پس از تثبیت قدرت، به تدریج از مرکز تصمیمگیری کنار گذاشته میشوند. در انقلاب اسلامی ایران اما مردم نه ابزار تغییر بلکه خودِ عامل آن بودند. انقلاب از دل جامعه برخاست، با اراده و ایمان عمومی پیش رفت و با حضور مستمر مردم تثبیت شد. به همین دلیل فهم ماهیت انقلاب اسلامی بدون درک جایگاه مردم در آن ممکن نیست.
در جریان مبارزات پیش از پیروزی انقلاب، لایههای مختلف جامعه ـ از روحانیت و دانشگاهیان گرفته تا بازاریان، کارگران، زنان، جوانان و روستاییان ـ در شکلگیری حرکت انقلابی نقش داشتند. مسجد، هیئتهای مذهبی، بازار، دانشگاه و حتی محلهها به مراکزی برای آگاهیبخشی و سازماندهی اجتماعی تبدیل شدند. این شبکههای اجتماعی مردمی توانستند پیام انقلاب را در سراسر کشور گسترش دهند و فضای ترس و اختناقی را که سالها بر جامعه حاکم بود، در هم بشکنند. به تعبیر بسیاری از پژوهشگران، انقلاب اسلامی یکی از نمونههای کمنظیر بسیج اجتماعی در تاریخ معاصر است؛ بسیجی که نه بر پایه سازمانهای رسمی بلکه بر اساس پیوندهای اجتماعی، فرهنگی و دینی مردم شکل گرفت.
نقش مردم البته تنها به مرحله پیروزی انقلاب محدود نشد. پس از استقرار جمهوری اسلامی، کشور با مجموعهای از بحرانها و آزمونهای دشوار روبهرو شد. ناامنیهای داخلی، ترورهای گسترده، تحریمهای اقتصادی، جنگ تحمیلی هشت ساله و دوازده روزه و در نهایت جنگ تحمیلی رمضان از جمله چالشهایی بود که میتوانست هر نظام سیاسی نوپایی را با بحران جدی مواجه کند. با این حال آنچه موجب شد کشور از این مقاطع دشوار عبوز کند و در جنگ اخیر رمضان نیز این چنین دربرابر قدرتهای مستکبر ایستادگی کرده و نقشههای آنان را نقش بر آب کند، حضور مردم در صحنه و پشتیبانی اجتماعی از نظام نوپای جمهوری اسلامی بود. میلیونها نفر از مردم در دفاع از کشور مشارکت کردند و در کنار آن نیز جامعه با تحمل سختیهای اقتصادی و اجتماعی، از استقلال و امنیت کشور دفاع کرد. حضور مردم در میدان نه صرفاً امری نمایشی که هویتی است زیرا این نظام بدون حضور مردم فاقد معنا و مفهوم است و از این رو، بقای آن نیز به حضور مردم گره خورده است. در همین چارچوب است که رهبر انقلاب در پیام اخیر خود با اشاره به وقایع اخیر بار دیگر بر نقش تعیینکننده مردم تأکید میکنند و میفرمایند:
بصیرت و هوشمندی ملت بزرگ ایران در واقعه اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت وا داشت. این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید
این تعبیر نشان میدهد که در منطق جمهوری اسلامی، اقتدار ملی پیش از آنکه متکی به ابزارهای سخت قدرت باشد، بر پایه آگاهی و حضور ملت استوار است. کشوری که از پشتوانه اجتماعی قدرتمند برخوردار باشد، حتی در شرایط فشارهای خارجی و بحرانهای پیچیده نیز میتواند مسیر خود را حفظ کند. ملت آگاه و حاضر در صحنه میتواند با هوشمندی خود معادلات دشمنان را بر هم بزند و فضای امید و اعتماد را در جامعه حفظ کند.
رهبر انقلاب در ادامه همین نگاه به نکتهای بنیادین درباره نسبت مردم و کارآمدی نظام اشاره میکنند و میفرمایند:
اگر آن نعمت عظما از ما سلب شد، بجایش بار دیگر حضور عمارگونه ملت ایران به این نظام اعطاء گشت. این را بدانید اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود نه رهبری و نه هیچیک از دستگاههای مختلف که شأن واقعی آنها خدمت به مردم است کارآئی لازم را نخواهند داشت.
این بیان در واقع یک اصل مهم در فهم سازوکار حکمرانی در جمهوری اسلامی را روشن میکند. در این نگاه، مردم تنها پشتیبان نظام نیستند بلکه حضور آنان شرط تحقق کارآمدی نظام است. ساختارهای حکمرانی زمانی میتوانند ظرفیت واقعی خود را آشکار کنند که جامعه در کنار آنها قرار داشته باشد. اگر مردم از صحنه فاصله بگیرند، حتی کارآمدترین ساختارهای اداری و سیاسی نیز نمیتوانند بهدرستی عمل کنند. بنابراین حضور مردم نه فقط یک سرمایه اجتماعی بلکه یکی از پایههای اصلی کارآمدی نظام سیاسی به شمار میآید.
دستاوردهای مردمی انقلاب اسلامی
نگاهی به تجربه بیش از چهار دهه گذشته نشان میدهد که حضور مردم در انقلاب اسلامی تنها یک عامل سیاسی مقطعی نبوده، بلکه پیامدهای گسترده و دستاوردهای ماندگاری در عرصههای مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی به همراه داشته است. این دستاوردها در واقع نتیجه مشارکت فعال جامعه در شکلگیری و تداوم نظام جمهوری اسلامی است.
- بازگشت مردم به متن سیاست و اداره کشور: یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب اسلامی، تبدیل شدن مردم به بازیگران اصلی عرصه سیاست بود. پیش از انقلاب، ساختار سیاسی کشور بهگونهای بود که بخش بزرگی از جامعه عملاً نقشی در تعیین سرنوشت سیاسی خود نداشت. تصمیمهای کلان در سطوح محدود قدرت گرفته میشد و مردم بیشتر در جایگاه مخاطب یا تماشاگر قرار داشتند. انقلاب اسلامی این وضعیت را دگرگون کرد و مردم را به صاحبان واقعی سرنوشت کشور تبدیل نمود. مشارکت گسترده در این روزها و حضورشان در میدان مبارزه با دشمنان انقلاب اسلامی و ایران از نشانههای این تحول است. این مشارکت گسترده باعث شد سیاست در ایران از یک امر محدود حکومتی به یک امر اجتماعی و عمومی تبدیل شود و مردم احساس کنند در آینده کشور سهم و نقش دارند.
- احیای عزت و هویت دینی و ملی در جامعه: انقلاب اسلامی توانست روحیه عزتخواهی و استقلالطلبی را در میان مردم تقویت کند. جامعه ایرانی که سالها با تجربه وابستگی سیاسی و اقتصادی روبهرو بود، پس از انقلاب احساس کرد که میتواند بر پایه هویت اسلامی و تاریخی خود مسیر مستقلی را دنبال کند. این احساس عزت و اعتماد به نفس ملی در عرصههای مختلف اجتماعی و سیاسی نمود پیدا کرد و به یکی از عوامل مهم پایداری کشور در برابر فشارهای خارجی تبدیل شد. بسیاری از تحلیلگران نیز بر این نکته تأکید کردهاند که یکی از دلایل اصلی مقاومت ایران در برابر تحریمها و فشارهای بینالمللی، وجود همین روحیه عزتطلبی در میان مردم است.
- شکلگیری شبکههای گسترده مردمی و نهادهای اجتماعی: از دیگر دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی، شکلگیری مجموعهای از نهادها و شبکههای اجتماعی برخاسته از دل مردم بود. بسیج مردمی، گروههای جهادی، هیئتهای مذهبی، تشکلهای دانشجویی و مجموعههای داوطلبانه نمونههایی از این ظرفیتهای اجتماعی هستند. این شبکهها در بسیاری از بحرانها ـ از سالهای دفاع مقدس و جنگ رمضان گرفته تا حوادث طبیعی مانند سیل و زلزله ـ توانستهاند نقش مهمی در سازماندهی کمکهای مردمی و تقویت همبستگی اجتماعی ایفا کنند. حضور گسترده داوطلبان در فعالیتهای جهادی و امدادی نشان میدهد که فرهنگ مشارکت اجتماعی در جامعه ایران تا چه اندازه گسترش یافته است.
- تقویت فرهنگ ایثار، همبستگی و مسئولیت اجتماعی: تجربه سالهای دفاع مقدس و دوران دشوار پس از آن، فرهنگی عمیق از ایثار و همبستگی را در جامعه ایرانی شکل داد. میلیونها نفر از مردم به اشکال مختلف در دفاع از کشور مشارکت کردند؛ برخی در جبهههای نبرد، برخی در پشتیبانی از رزمندگان و برخی نیز در تحمل سختیهای اقتصادی و اجتماعی. این تجربه تاریخی باعث شد ارزشهایی همچون فداکاری، همدلی و مسئولیتپذیری اجتماعی در فرهنگ عمومی جامعه تقویت شود. در حوادث اخیر و در میانه نبرد با آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز این فرهنگ در قالب فعالیتهای جهادی، کمکهای مردمی در بحرانها و مشارکتهای داوطلبانه اجتماعی خود را نشان داده است.
- تقویت سرمایه اجتماعی و همبستگی ملی: یکی دیگر از دستاوردهای مهم مردمی انقلاب اسلامی، شکلگیری نوعی سرمایه اجتماعی گسترده در جامعه است. سرمایه اجتماعی به معنای اعتماد متقابل، احساس همبستگی و آمادگی برای همکاری در حل مسائل جمعی است. در بسیاری از مقاطع حساس تاریخی نظیر امروز جامعه ایرانی توانسته است با اتکا به همین سرمایه اجتماعی واکنش نشان دهد. این همبستگی ملی یکی از مهمترین عوامل پایداری کشور در شرایط دشوار بوده است.
نتیجه: حضور عمارگونه؛ شرط تداوم کارآمدی نظام
براساس این تجربه تاریخی میتوان گفت که کارآمدی نظام جمهوری اسلامی در نهایت با حضور آگاهانه مردم معنا پیدا میکند. آنچه رهبر انقلاب از آن با عنوان «حضور عمارگونه ملت» یاد میکنند، اشاره به نوعی مشارکت اجتماعی آگاهانه، مسئولانه و پایدار دارد. حضور عمارگونه به معنای آن است که مردم با بصیرت و آگاهی در صحنه حضور داشته باشند، مسائل کشور را با دقت دنبال کنند و در بزنگاههای حساس نقش خود را ایفا نمایند.
در دنیای امروز که بسیاری از کشورها با بحرانهای اعتماد اجتماعی و کاهش مشارکت عمومی مواجه هستند، حفظ این سرمایه اجتماعی اهمیت دوچندان دارد. تجربه تاریخی نشان میدهد هر جامعهای که بتواند اعتماد میان مردم و ساختارهای حکمرانی را حفظ کند، در مواجهه با بحرانها نیز توان بیشتری برای عبور از مشکلات خواهد داشت. از همین رو یکی از مهمترین وظایف امروز، تقویت همین سرمایه مردمی است. تقویت اعتماد عمومی، افزایش شفافیت در تصمیمگیریها، میدان دادن به جوانان، توجه به عدالت اجتماعی و فراهم کردن زمینه مشارکت واقعی مردم در حل مسائل کشور میتواند این سرمایه را حفظ و تقویت کند. هر اندازه پیوند میان مردم و ساختارهای حکمرانی عمیقتر باشد، توان کشور برای عبور از چالشها و حرکت به سوی پیشرفت نیز بیشتر خواهد شد.
در نهایت باید به این حقیقت بازگشت که انقلاب اسلامی از آغاز تا امروز تجربهای تاریخی از مردمباوری بوده است. مردمی که با ایمان و اراده خود مسیر تاریخ را تغییر دادند، در سالهای دشوار از کشور دفاع کردند و در بزنگاههای حساس بار دیگر نشان دادند که همچنان صاحب این انقلاباند. آینده ایران نیز بیش از هر چیز به همین سرمایه بزرگ اجتماعی گره خورده است؛ سرمایهای که میتواند همچنان اقتدار کشور را ضمانت کند و مسیر پیشرفت آن را هموار سازد.



