
علی محمدی پژوهشگر حوزه هنرهای نمایشی و سینما در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
این یادداشت به تحلیل نقش هنرهای نمایشی در تقویت انسجام اجتماعی و مقاومت مردمی ایران در شرایط تهاجم نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی میپردازد. از این منظر هنرهای نمایشی در ایران، بهویژه تعزیه و تئاتر خیابانی، به دلیل پیوند عمیق با حافظه تاریخی، آیینهای مذهبی و روایتهای هویتی، ظرفیت بالایی برای تولید همبستگی اجتماعی، افزایش روحیه ملی و بسیج فرهنگی دارند. لذا فراخوان هنرمندان متعهد و وطنپرست در بازتولید هویت ملی و کنشگری فرهنگی علاوه بر فعال کردن ظرفیت هنرمندان جدید، به فعال شدن گروههای هنری بیتفاوت یا غیرمتعهد که موضع سکوت یا انفعال را در پیش گرفتهاند دارند، میشود و اثرگذاری اجتماعی گستردهتری را در شرایط جنگ ایجاد میکند. در نهایت اجرای این گونه نمایشها در فضاهای عمومی از طریق ایجاد همزیستی نمایشی، تقویت حافظه جمعی و برانگیختن احساسات مشترک، میتواند به افزایش تابآوری اجتماعی و روحیه مقاومت کمک کند.
مقدمه
در بسیاری از جوامع، هنرهای نمایشی در شرایط بحرانهای ملی یا جنگی به ابزاری برای تقویت هویت جمعی، بسیج اجتماعی و تولید معنا تبدیل میشوند. در ایران، سنتهای نمایشی همچون تعزیه، سیاهبازی و تئاتر خیابانی علاوه بر کارکرد فرهنگی، حامل روایتهای تاریخی از مقاومت، شهادت و عدالتخواهی بوده و هستند. سرمایه عظیمی که میتواند سبب تقویت انسجام اجتماعی، افزایش روحیه ملی، بازتولید هویت فرهنگی، تقویت مقاومت مردمی، معرفی گروههای هنری متعهد و… کمک کند.
هنر متعهد
مفهوم هنر متعهد که شاید برای نخستین بار با این نامه توسط سید مرتضی آوینی (ره) خوانده شد (آیینده جادو. جلد یک مقاله ماهیت سینما) بر این ایده استوار است که هنر صرفاً برای زیباییشناسی نیست، بلکه باید مسئولیت اجتماعی و سیاسی داشته باشد و نسبت به حوادث روزگار و مردم خویش مسئول باشد، لذا آثار هنری متعهد آثاری هستند که به ابزار بیان دغدغههای جمعی یک ملت تبدیل میشوند. در این راستا کنشگری هنری به استفاده از هنر برای مسائل مهم اجتماعی مردم اشاره دارد. این مهم در شرایط فعلی ایران که زمینه پخش و تولید بسیاری از هنرها محدود و متوقف شده است، با کنشگری در قالب اجراهای خیابانی، پرفورمنسهای نمادین و بازخوانی سنتهای آیینی میتواند اثرگذار شود.
جایگاه هنرمند
در این قسمت آنگونه که آوینی (ره) سعی داشت هنرمندها را نیز به دو دسته تقسیم میکنیم نخست هنرمندان متعهد هستند که علاوه بر کارکرد زیبایی شناسانه برای هنر آنرا برای دفاع فرهنگی و اجتماعی کشور و ملتشان نیز استفاده میکنند، و آنسو هنرمندان بیتفاوت یا غیرمتعهد هستند که بیشتر بر جنبههای سرگرمی و سود، زیباییشناسی صرف، موفقیت حرفهای و خوشآمد دشمنان ملت تمرکز دارند، اگرچه آثار گروه دوم میتواند به تداوم ظرفیت هنری کمک کند، اما در شرایط جنگ نقش و بسیج اجتماعی نقشی نداشته و در بهترین حالت منفعل هستند.
تعزیه؛ آیین نمایشی هویتساز
تعزیه نمونهای برجسته از چنین سازوکاری است که در بالا تشریح شد و میتواند روایتهای فداکاری و مقاومت را در حافظه جمعی زنده و اتقا دهد. تعزیه نوعی نمایش آیینی شیعی است که شهادت امام حسین در واقعه کربلا را بازنمایی میکند. این سنت از قرن هفدهم در ایران شکل گرفته و ترکیبی از موسیقی، شعر و اجرا است. این آیین ریشههایی در سنتهای کهن ایرانی مانند سوگ سیاوش نیز دارد که نشاندهنده پیوستگی تاریخی فرهنگ سوگ و مقاومت در ایران است. در این راستا تعزیه چند کارکرد مهم اجتماعی دارد نخست ایجاد همدلی جمعی از طریق روایت مظلومیت و مقاومت دوم تقویت ارزشهایی مانند ایثار، عدالت و فداکاری و سوم ایجاد پیوند میان دین، تاریخ و هویت ملی. لذا تعزیه را ترکیبی از شعر، موسیقی، طراحی صحنه و عرفان گفتهاند که فراتر از تئاتر معمول عمل میکند و اصالت آیینی آن عامل اصلی قدرت فرهنگی است (قربانی و دهقانی، ۱۴۰۴). در دوران دفاع مقدس هشت ساله هم اجراهای تعزیه در بسیاری از مناطق ادامه یافت و روایت شهادت کربلا با مفهوم دفاع از وطن پیوند خورد. این امر موجب تقویت روحیه مقاومت و انسجام اجتماعی شد.
تئاتر خیابانی و فضای عمومی
تئاتر خیابانی یکی از مهمترین ابزارهای ارتباط مستقیم با مردم است. برخلاف تئاتر سالن، این نوع اجرا در فضاهای عمومی مانند میدانها و خیابانها انجام میشود و مخاطبان گستردهتری دارد. مطالعات کتاب «هنر نمایش در ایران: فرهنگ، اجرا و تئاتر» از بابک رحیمی نشان میدهد که تئاتر خیابانی در ایران بهعنوان فضای «گفتوگوی اجتماعی» عمل میکند. کارکردهای اجتماعی این هنر سبب افزایش مشارکت فرهنگی مردم، ایجاد فضای گفتوگوی اجتماعی و انتقال پیامهای سیاسی و اجتماعی به شکل نمادین میشود نتایجی که در شرایط بحران، میتواند این اجراها را به ابزار مقاومت فرهنگی تبدیل کند.
تعزیه و نمایشهای خیابانی از طریق تجربه مشترک سوگ و همدلی، نوعی تخلیه عاطفی جمعی ایجاد میکنند. فرایندی که باعث میشود، اضطراب اجتماعی کاهش یابد و احساس همبستگی تقویت شود و نهایتا امید و معنای مشترک و احساس تعلق به جامعه را افزایش دهد. در تحلیلهای جامعهشناسی هنر، این پدیده نوعی تعامل که از طریق اجرا شکل میگیرد را سبب میشود. (رحیمی، ۲۰۲۳) این مهم در شرایط جنگ، میدانها، خیابانها و حسینیهها را به صحنههای تولید هویت ملی تبدیل میکند.
نتیجه گیری
در شرایط جنگی امروز که تهاجم نظامی خارجی از سوی رژیم جعلی صهیونیست و آمریکا صورت گرفته است، هنرهای نمایشی میتوانند چند نقش کلیدی ایفا کنند، ۱. تقویت حافظه تاریخی یعنی تعزیه و نمایشهای آیینی روایتهای تاریخی مقاومت را زنده نگه کنند. ۲. ایجاد همبستگی اجتماعی که با اجراهای عمومی مردم را در تجربهای مشترک گرد هم میآورند. ۳. افزایش تابآوری روانی یعنی این نمایشها میتوانند و ظرفیت این را دارند که احساس امید، معنا و قدرت جمعی ایجاد کنند. ۴. بسیج فرهنگی این هنرها میتوانند به ابزار بسیج اجتماعی برای حمایت از جامعه و هویت ملی تبدیل شوند.
منابع
قربانی و دهقانی، (۱۴۰۴). تعزیه؛ مادر هنرهای نمایشی ایران یا آیینی فراموششده؟. ایمنا
رحیمی،ب. (۱۴۰۱). هنر نمایش در ایران: فرهنگ، اجرا و تئاتر.



