
سعید سالاری پژوهشگر حوزه اقناع افکار عمومی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
بیانات و پیامهای رهبران انقلاب اسلامی همواره به عنوان میثاقنامه راهبردی و نقشه تمدنی حرکت جامعه ایرانی شناخته میشوند. در این میان، اولین پیام رسمی رهبر سوم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (دامت برکاته) که در تاریخ 21 اسفند ماه 1404 منتشر شد، به دلیل شرایط حساس جنگ رمضان و موقعیت منحصربهفرد آن در آغاز رهبری، اهمیتی دوچندان مییابد. تحلیل عمیق این پیام، فراتر از یک مطالعه سیاسی روزمره، نیازمند واکاوی لایههای معنایی و سازوکارهای اثرگذاری آن بر افکار عمومی است. این پیام که در شرایطی خطیر و در اوج تنشهای جنگی و تهدیدات امنیتی علیه ملت ایران ایراد شده است، نمادی از «تداوم» و «پایداری» در برابر «تغییر» و «نااطمینانی» به شمار میرود. از منظر علم مطالعات ارتباطات و علوم سیاسی، چنین متونی به عنوان «گفتمان بنیان» عمل میکنند که هویت، جهتگیری و اولویتهای نظام را در مقطعی حساس تعریف میکنند.
جایگاه این پیام به عنوان اولین بیانیه رهبر انقلاب در شرایط جنگی، آن را به یک سند استراتژیک تبدیل میکند که نه تنها به مخاطبان داخلی، بلکه به بازیگران بینالمللی پیامهایی مشخص را مخابره میکند. این مهم را میتوان از بازخوردهای بین المللی پیام رهبر انقلاب مشاهده نمود. در شرایطی که جنگ روانی و رسانهای به موازات درگیریهای نظامی جریان دارد، کلام رهبر به عنوان مهمترین ابزار «قدرت نرم» و «مدیریت بحران» عمل میکند. رتوریک سیاسی در اینجا نقش هماهنگکننده عقل و احساسات جمعی را ایفا میکند تا از یکسو اعتماد عمومی (اتوس) را تقویت کرده و از سوی دیگر، با استدلالهای منطقی (لوگوس) و برانگیختن احساسات پاک ملی مذهبی (پاتوس)، جامعه را برای عبور از بحران آماده سازد (چهارسوقی امین، 1397: 15). عدم تحلیل دقیق این پیامها میتواند منجر به سوءتفاهم در نسبت میان «متن» و «بستر» شود و پژوهشگران، نخبگان و عموم مردم را از درک عمیق استراتژیهای کلان نظام محروم سازد.
بنابراین، بررسی این بیانیه از منظر رتوریک سیاسی، ما را در درک چگونگی ساخت مشروعیت، هدایت افکار عمومی و جهتدهی نیروهای اجتماعی در شرایط جنگی یاری میکند. این تحلیل نشان میدهد که چگونه زبان به عنوان یک ابزار قدرت، میتواند توازن قوا را در میدان نبرد و دیپلماسی تغییر دهد. در ادامه، ابتدا چارچوب نظری تحلیل رتوریک تشریح شده و سپس بیانیه مذکور در سه سطح اتوس، پاتوس و لوگوس مورد واکاوی دقیق قرار خواهد گرفت.
سطوح سهگانه تحلیل رتوریکی
رتوریک که ریشه در یونان باستان دارد، به هنر اقناع و همراه کردن مخاطب اشاره دارد. ارسطو، فیلسوف یونانی، سه عنصر اصلی را مکانیسمهای اثرگذاری یک متن بر مخاطب معرفی کرده است که پایه و اساس تحلیلهای مدرن ارتباطات سیاسی نیز میباشند. این سه سطح عبارتند از:
- اتوس [1]یا شخصیت و اعتبار گوینده: این سطح به میزان اعتماد و مشروعیتی اشاره دارد که گوینده در ذهن مخاطب دارد. در بیانات سیاسی، اتوس نه تنها از جایگاه رسمی گوینده (مانند رهبری)، بلکه از صداقت، دانش و اخلاقیات نمایش داده شده در کلام ناشی میشود. یک گوینده با اتوس قوی، میتواند بدون نیاز به استدلالهای پیچیده، مخاطب را با خود همراه کند.
- پاتوس [2]یا برانگیختن احساسات: این ابزار به توانایی گوینده در تحریک احساسات مخاطب (مانند شجاعت، ترس، امید، عشق به میهن یا خشم از دشمن) اشاره دارد. استفاده از تصاویر، استعارههای احساسی و اشاره به قربانیان و شهدا، از جمله راهکارهای تقویت پاتوس در یک متن است. پاتوس سوختِ حرکت جمعی است.
- لوگوس [3]یا استدلال منطقی: این سطح به ساختار منطقی، دادهها، شواهد و استدلالهای عقلانی متن اشاره دارد. لوگوس زمانی تقویت میشود که گوینده از دلایل عقلی، پیشینه تاریخی و تحلیل واقعبینانه از شرایط استفاده کند تا پیام خود را قابل باور و عقلانی جلوه دهد (چهارسوقی امین، 1397: 65).
تحلیل پیام رهبر انقلاب
توجه به جزئیات زبانی و ساختار گفتمانی نشان میدهد که ایشان با هوشمندی خاصی از هر سه ابزار رتوریکی برای مدیریت شرایط جنگی و تثبیت جایگاه رهبری بهره برده است.
-
هنرِ تداوم و پیوند با شهادت
در شرایطی که کشور با فقدان رهبر شهید و تهدیدات جنگی مواجه است، اولین گام رهبر سوم انقلاب، تثبیت «اتوس» و ورود به فرایند اعتباربخشی است. آیتالله سید مجتبی خامنهای در این بیانیه از یک استراتژی هوشمندانه به نام «اتوس مبتنی بر تداوم و مشقت» استفاده میکنند.
تکیه بر آیه 106 سوره مبارک بقره و تقدیر الهی از دیگر هوشمندیهای ایشان در برقراری ارتباط با مردم ایشان بیانیه را با آیه شریفه «ما نَنسَخ مِن آیَةٍ اَو نُنسِها نَأتِ بِخَیرٍ مِنها اَو مِثلِها» آغاز میکنند. این انتخاب آیه در ابتدای متن، یک حرکت رتوریکی برجسته است؛ بدین معنا که تغییر رهبر به معنای از بین رفتن قدرت نیست، بلکه تقدیر الهی و اراده او با تغییر افراد منحرف نخواهد شد. این کار، مشروعیت انتصاب جدید و مسیر چیش رو را در سطحی فراتر از تصمیمات انسانی و در راستای اراده الهی تثبیت میکند.
ایشان در تعبیر «تکیه زدن بر جایی که محلّ جلوس دو پیشوای عظیمالشّأن، خمینی کبیر و خامنهای شهید بوده، کاری سخت است» تواضع سیاسی را به نمایش میگذارند. مبتنی بر تحلیل رتوریکی، نمایش تواضع، میتواند اتوس را افزایش دهد؛ چراکه نشاندهنده مناعت طبع و بزرگواری گوینده است. اما بلافاصله با توصیف شهادت پدر با عنوان «کوهی از صلابت» و اشاره به دیدن مشت گرهکردهی ایشان، خود را در امتداد همان خط صلابت قرار میدهند. این به معنای ادامه خط رهبر شهید و نوعی رجزخوانی در شرایط جنگی جهت تقویت اراده و روحیه عموم مردم نیز هست.
مؤلفه قابل توجه دیگری که در این پیام اشاره شده؛ اشتراک مصیبت و سوگ شخصی است. بخش بسیار مهمی از اتوس در این پیام از طریق «همدردی واقعی» ساخته میشود. رهبر انقلاب در بخش چهارم، با ذکر جزئیات شهادت همسر، خواهر، کودک خردسال خواهر و همسر دیگر خواهرش، خود را نه به عنوان یک رهبر دورافتاده در برج عاج، بلکه به عنوان عضوی از «خانواده شهدا» معرفی میکند. این استراتژی «اتوس مبتنی بر رنج مشترک» فاصله میان حاکم و ملت را از بین میبرد و اعتبار اخلاقی ایشان را برای سخن گفتن از شهادت و انتقام چندین برابر میکند.
-
خلق جامعه معنوی مقاوم
پاتوس در این پیام نقش «سوخت موتور مقاومت» را ایفا میکند. رهبر انقلاب با هدف تبدیل انفعال و سرخوردگی احتمالی مردم به مشارکت فعال، از ابزارهای گوناگونی برای هدایت احساسات عمومی بهره میبرد:
در وهله اول تصویرسازی حماسی از شهادت نکته قابل توجه این پیام است. توصیف صحنه شهادت پدر با جمله «شنیدم که مشت دست سالمش را گره کرده بود»، تصویری بسیار قدرتمند و نمادین در ذهن مخاطب میسازد. این تصویر، حس «افتخار» و «غیرت» را برمیانگیزد و نشان میدهد که رهبر شهید حتی در لحظه شهادت نیز تسلیم نبوده است. این تصویرسازی احساسی، الگویی برای رزمندگان و مردم قرار میگیرد.
مؤلفه تقابل «ما» و «آنها» و دشمنستیزی با بهرهگیری از سازوکار غیریت سازی قابل توجه است. استفاده از عباراتی مانند «جبهه استکبار»، «دشمن متکبر» و «فتنه صهیونی»، حس خشم و انزجار نسبت به دشمن را تشدید میکند. ایشان با اشاره به جنایت مدرسه شجره طیبه میناب و شهادت کودکان، احساسات مادرانه و پدرانه جامعه را مورد خطاب قرار میدهد تا خشم جمعی را به سمت دشمن هدایت کنند.
اشاره به امید به ظفر و نصرت الهی از دیگر محورهای قابل توجه در پیام رهبر انقلاب از منظر رتوریک سیاسی است. در کنار ترسیم خطر، رهبر معظم انقلاب با تأکید بر وعده الهی و «اکسیر اعظم» بودن توکل، حس «امید» را تزریق میکنند. عباراتی که حاکی از «ظفر قطعی بر دشمن» است، به مردم انرژی میدهد تا در برابر ناامیدی ناشی از سختیهای جنگ مقاومت کنند.
اشاره مستقیم و خطاب عاطفی به بازماندگان از دیگر شگردهای اقناعی مورد استفاده در پیام رهبر انقلاب است. وقتی رهبر به بازماندگان شهدا میگوید «من با شما تجربه مشترک دارم»، احساس همبستگی عاطفی عمیقی ایجاد میکند. این کار باعث میشود مردم احساس کنند رهبر، آنها را درک میکند و درد آنها را درک کرده است، نه اینکه صرفاً دستور دهد.
-
تبیین ضرورت ایستادگی و راهبرد جنگ
برای اینکه پیام صرفاً احساسی نباشد و نخبگان و تحلیلگران نیز آن را بپذیرند، بیانیه باید ساختار منطقی محکمی داشته باشد. رهبر انقلاب از استدلالهای عقلانی برای توجیه ادامه جنگ، روشهای دفاعی و سیاست خارجی استفاده میکنند.
استدلال علی و معلولی در امنیت ملی از مهمترین سازوکارهای مورد استفاده رهبری است که در سطح سوم تحلیل رتوریکی (لوگوس) قابل تحلیل است. ایشان منطقاً توضیح میدهند که چرا پایگاههای نظامی دشمن در کشورهای همسایه هدف قرار گرفته است؛ دشمن از این پایگاهها برای حمله به ما استفاده کرده است (علت)، بنابراین ما برای دفاع از خود مجبور به هدف قرار دادن آنها هستیم (معلول)، بدون اینکه قصد تجاوز به کشور میزبان را داشته باشیم. این استدلال، اقدامات نظامی ایران را در چارچوب «دفاع مشروع» و قوانین بینالمللی قرار میدهد و مشروعیت عملیات نظامی را حفظ میکند.
تأکید بر منطق بازدارندگی و تهدید متقابل از دیگر محورهای پیام رهبر سوم انقلاب اسلامی است. ایشان با صراحت بیان میکنند که «اگر امتناع کند (دشمن برای پرداخت غرامت)، به اندازهای که تشخیص بدهیم از اموالش برخواهیم داشت و اگر آن هم مقدور نباشد، به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد.» این یک استدلال منطقی در نظریه «بازدارندگی» است. ایشان هزینه تجاوز را برای دشمن به گونهای محاسبه میکنند که ادامه جنگ برای دشمن غیرمقرونبهصرفه باشد.
پرداختن به ضرورت وحدت به عنوان شرط پیروزی، مؤلفه قابل توجه در سطح تحلیل لوگوس است. ایشان با استناد به رفتار مردم در روزهای بدون رهبر، استدلال میکنند که «حضور عمارگونه ملت» عامل اصلی امنیت است. بنابراین، نتیجه میگیرند که حفظ وحدت و حضور در صحنه، یک شرط منطقی برای بقای نظام و پیروزی در جنگ است. این استدلال، مسئولیت سنگینی را بر دوش مردم میگذارد و آنها را شریک استراتژیک دولت میکند.
توجه به سیاست خارجی مبتنی بر منافع مشترک، از دیگر مؤلفه های قابل توجه در پیام رهبر انقلاب است. در خطاب به همسایگان، از یک استدلال سود محور استفاده میکنند؛ ادامه همکاری با آمریکا امنیت نمیآورد (شواهد: حمله به پایگاهها)، بلکه تنها باعث نارضایتی ملتها و ضعف کشورها میشود. بنابراین، منطقیترین راه برای همسایگان، قطع رابطه با دشمن و دوستی با ایران است.
نتیجهگیری
پیام اول رهبر سوم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، نمونهای بارز و کلاسیک از کاربرد هنرمندانه رتوریک سیاسی در اوج بحران است. ایشان با ترکیبی هوشمندانه از اتوس (توسل به قرآن، سوگ شخصی و تداوم راه پدر)، پاتوس (تصویرسازی حماسی، همدردی عمیق و برانگیختن احساسات دفاعی) و لوگوس (تحلیل منطقی جنگ، بازدارندگی و سیاست منطقهای)، توانستهاند در لحظهای حساس، اعتماد ملی را بازسازی، روحیه مقاومت را دوباره زنده و استراتژی جنگی را به شکلی شفاف تبیین کنند. این متن نشان میدهد که چگونه زبان در گفتمان انقلاب اسلامی، نه تنها ابزار گزارشدهی، بلکه ابزاری برای «شکلدهی به واقعیت» و «مدیریت میدان نبرد» است.
منابع
پایگاه حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای (12 اسفند 1404)، اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی، https://khl.ink/f/62800
چهارسوقی امین، تینا (1397). رتوریک سیاسی در ایران؛ سازوکارهای اقناع در گفتمان مجلس شورای اسلامی، تهران: انتشارات لوگوس، چاپ اول.
[1] Ethos
[2] Pathos
[3] Logos



