
محمدامین مهدیزاده پژوهشگر حوزه مطالعات جنسیت در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
جمهوری اسلامی ایران امروز در اوج تقابل با استکبار جهانی قرار دارد. تقابلی که ماهیتی ترکیبی و همهجانبه دارد. دشمن که هویت تهاجمی خود را هرگز پنهان نکرده، اکنون با بهرهگیری از استراتژی «جنگ ترکیبی»، سلاح نظامی و فرهنگی را همزمان به کار گرفته است. ما در شرایطی هستیم که هم حملات موشکی و تروریستی بر سر کشور ما سایه افکنده و هم پیش از آن مورد تهاجم سنگین جنگ نرم و نفوذ فرهنگی قرار گرفته است.
آنچه مشخص است هدف نهایی آمریکا و اسرائیل در این نبرد، تنها ایجاد ناامنی یا تغییر رفتار مقطعی نیست. بلکه آنچه که هم اکنون عیان شده و سیاست مداران آمریکایی صریحا به آن اشاره دارند، تجزیه ایران و تغییر نظام است. در این میان همانگونه که در یادداشت اول از این سلسله یادداشتها بیان شد آنچه که جنگ ترکیبی را از جنگ کلاسیک متمایز میکند تمرکز دشمن روی شکستن اراده ملتها و ایجاد ناامیدی و بیاعتمادی در میان اعضای جامعه است. براین اساس یکی از مهمترین مقرها در این جنگ خانواده است. چرا که خانواده، نقش مهمی در شکلگیری رویکردها، ارزشها و احساسات اعضای جامعه دارد و اگر این سنگر فرو بریزد، به نوعی ستون فقرات جامعه فروخواهد ریخت. بنابراین، تهاجم به کانون خانواده، یک حاشیهنگری نیست، بلکه در حوزه نرم هسته مرکزی مورد توجه دشمن برای ضربه به جمهوری اسلامی است. در این میدان پرخطر، زنان با توجه به محوریتی که در زمینه مدیریت و کنترل ارزشها و احساسات دارند، نقشی کلیدی و تعیینکننده ایفا میکنند. آنها باید هم در برابر تهاجمات نرم و هم در برابر رعب ناشی از تهدیدات نظامی، از خانه دفاع کنند و این تهدید را به فرصتی برای تقویت اراده و ایمان از طریق روایت حماسه در خانه تبدیل نمایند.
شبکههای اجتماعی؛ ابزار تضعیف اراده و ترویج مادیگرایی
یکی از مهمترین ابزارهای دشمن در این جنگ، فضای مجازی و شبکههای اجتماعی است که نه برای ارائه اطلاعات جدید، بلکه برای تغییر نگرش، سبک زندگی و شخصیت جوانان به کار میرود. پژوهشهای اجتماعی در داخل کشور مانند پژوهش فرقانی و مهاجری(1397) نشان میدهد که استفاده از این شبکهها، رابطهای مستقیم با تغییر سبک زندگی و گسترش ارزشهای مدرن مانند لذتجویی افراطی و مادیگرایی دارد. علاوه بر این پژوهش سبکتکین و محبوبی(1394) بیان میکند رسانه و شبکههای اجتماعی یکی از مهمترین عوامل در نوع جامعه پذیری سیاسی جوانان به شمار میرود. در همین زمینه پژوهش میرزایی و کشاورز مقدم(1403) که به نقش شبکههای اجتماعی در مدیریت افکار عمومی پرداخته نشان میدهد جو رسانهای فضای مجازی منجر به ایجاد احساس ناامیدی، بی اعتمادی، تمایل به ارزش و هنجارهای جهانی وسوق پیدا کردن به جریانهای اعتراضی و جنبشهای اجتماعی شده است.
در واقع رسانه و شبکههای اجتماعی از یک سو با سوق دادن افراد به کنشهای لذت گرایانه و ارزشهای مادی موجب افزایش فردگرایی و بیتفاوتی اجتماعی و همچنین سست شدن اراده و دوری از مسیر تقابل جبهه حق و باطل میشود و از سوی دیگر در حوزه سیاسی و افکار عمومی در حال بازتولید ناامیدی و بی اعتمادی است. در این میان پژوهشهای داخلی و خارجی نشان میدهد زنان و مادران نقش مهمی در مدیریت و کنترل احساسات ناشی از تاثیر رسانه و شبکه های اجتماعی دارند. پژوهشهای انستیتوی صلح ایالات متحده (USIP) بیان میکند که در جوامعی که زنان جایگاه اجتماعی بالایی دارند و در مدیریت خانواده فعالاند، تمایل جوانان به گروههای یأس و ناامیدی کاهش مییابد و زنان به عنوان سدی در برابر رادیکالی شدن و سست شدن اراده خانواده عمل میکنند. نتایج پژوهش منتظرقائم و حاجی کاظمی (1393)نشان می دهد سواد رسانه ای مادران مهمترین عامل در انتخاب استراتژی های کنترلی بر مصرف رسانهای نوجوانان است. پژوهش جعفری و بهرامی(1403) نیز نشان میدهد که آموزش سواد رسانهای به والدین، تاثیر معناداری در کاهش آسیبپذیری در برابر این جریان دارد.
در کنار خطرات فضای مجازی، تهدیدات جنگ سخت و رعبآفرینی دشمن نیز وجود دارد. در چنین شرایطی، نقش زنان فراتر از مدیریت معمول خانه است. رهبر شهید در بیانات خود بارها به نقش تاریخی و ظریف زنان اشاره کرده و معتقد بودند که طبیعت زن به گونهای آفریده شده که با وجود قدرت عاطفی و دقت ذهنی بالاتر، نفوذ بیشتری بر اعضای خانواده دارد. ایشان تربیت فرزند و تزریق آذوقههای فرهنگی و قرآنی را هنر اصلی زنان میدانستند که میتواند نسلها را بالنده و رشید کند. ایشان تجربه دفاع مقدس و دفاع از حرم حضرت زینب (س) را گواهی بر این مدعا دانسته و بیان میکردند در آن دوران، زنان اگرچه در خط مقدم جنگ فیزیکی نبودند، اما با ایجاد آرامش و انگیزه در مردان، زمینهساز پیروزیها شدند. امروز نیز در برابر تهدیدات نظامی و بمباران روانی دشمن، زنان باید همان نقش را ایفا کنند.
نتیجهگیری
در پایان، باید تاکید کرد که مدیریت خانواده در برابر هجوم بیگانه، نیازمند گذار از حالت انفعال به یک رویکرد آفندی و خلاقانه است. زنان به عنوان مدیران خانه و فرماندهان این سنگر، باید با بهرهگیری از روشهای نوین و مشارکتی، اراده اعضای خانواده را در برابر دو تهدید اصلی سست شدن اراده و ناامیدی و ترس از جنگ تقویت کنند. برای این کار نیز پیشنهادهایی میتوان ارائه داد:
۱. مقابله با ناامیدی و ترس: برای مقابله با ناامیدی و رعبی که دشمن از طریق جنگ روانی و اخبار منفی تزریق میکند، زنان و مادران باید دسترسی به شبکههای اجتماعی اعضای خانواده را مدیریت کرده و به خصوص نگاه انتقادی را در بررسی دادههای خارجی در میان اعضای خانواده افزایش دهند. همچنین برای کودکان از قالب بازی و سرگرمی به عنوان ابزاری برای تزریق امید و افزایش روحیه استفاده کنند. بازیهای رومیزی با موضوعات ضدآمریکایی و دفاع مقدس یا نقشآفرینی در دفاع از کشور، یا حتی تماشای فیلمهای سینمایی حماسی و دلاورانه همراه با تحلیل امیدبخش، میتواند اضطراب ناشی از تهدیدات نظامی را در کودکان و نوجوانان تخلیه کرده و به آنها یادآوری کند که پیروزی نهایی با حق است.
۲. حضور میدانی و تقویت اراده در تجمعات حماسی: یکی از موثرترین راهکارها برای خنثیسازی القای ناامیدی و ترس، آوردن فرزندان و نوجوانان به صحنههای مردمی تقابل با دشمن است. حضور خانوادگی در تجمعات شبانه در میادین شهر که در حمایت از نظام و نیروهای مسلح برگزار میشود، به نوجوان و جوانان اجازه میدهد تا قدرت و عظمت جمعی ملت ایران را از نزدیک لمس کنند. دیدن انبوه جمعیت که با شعارهای حماسی اراده خود را به نمایش میگذارند، بهترین دارو برای درمان یأس و ایجاد حس امنیت روانی در برابر تهدیدات دشمن است.
۳. ورود به عرصه کنشگری و نقشآفرینی اجتماعی: برای مقابله با انفعال ناشی از فضای مجازی باید نوجوانان را به کنشگران واقعی تبدیل کرد. دادن نقش به فرزندان در فعالیتهای میدانی مانند فعالیت در موکب، شرکت در چسباندن پوسترها و نوشتن شعارهای حماسی روی دیوارهای شهر، و حتی هدایت آنها برای شعار دادن در راهپیماییها، حس تاثیرگذاری و مفید بودن در این جنگ را در آنها تقویت میکند.
۴. ارتقای سواد رسانهای به عنوان یک ضرورت دفاعی: در کنار حضور میدانی، همانگونه که بیان پژوهشها نشان میدهد سواد رسانه ای والدین به خصوص مادران نقش مهمی در کنترل آسیبهای فضای مجازی دارد. علاوه بر این در مورد خود زنان نیز رابطهای مستقیم میان سواد رسانهای دیجیتال و آگاهی سیاسی زنان وجود دارد (زمانی و همکاران، ۱۴۰۱). از این رو افزایش سوادرسانهای مادران بایستی هم در دستورکار دستگاههای اجرایی و هم خود زنان قرار بگیرد تا با آگاهی یافتن از توطئههای دشمن در فضای مجازی، فرزندان خود را در برابر شبهات مصون نگه داشته و به آنها تفکر انتقادی بیاموزند.
منابع
فرقانی، محمدمهدی؛ مهاجری، ربابه.(1397). رابطه بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و تغییر درسبک زندگی جوانان. مطالعات رسانه های نوین، 4(13)
سبکتکین، قربانعلی؛ محبوبی، مرضیه.(1394). بررسی نقش رسانه ها در جامعه پذیری سیاسی جوانان. کنفرانس بین المللی پژوهش در علوم و فناوری (استانبول ترکیه)
میرزایی، عزت الله؛ کشاورز مقدم، الهام.(1403). الزامات سیاست گذاری اجتماعی در حیطه مدیریت افکار عمومی با تأکید بر نقش رسانه ها و شبکه های اجتماعی. مطالعات رسانه های نوین، 10(37)
منتظرقائم، مهدی؛ حاجی کاظم طهرانی، فاطمه (1393). سواد رسانه ای و شیوه های نظارتی مادران بر مصرف تلویزیون های ماهواره ای و نوجوانان. نشریه رسانه. 25(4)
جعفری هرندی، رضا؛ بهرامی، سوسن.(1403). اثربخشی برنامه درسی سواد رسانه ای ویژه والدین بر استفاده آسیب زا از اینترنت مادران و تفکر انتقادی کودکانشان. اندیشه های نوین تربیتی، 20(3)
زمانی، زهرا؛ ملائکه، حسن؛ و حقیقتیان، منصور.(1401). رابطه سواد رسانه ای و آگاهی سیاسی زنان تهرانی. زن در توسعه و سیاست، 20(4)



