اسلایدریادداشتها

نقش آموزش و پرورش در امیدآفرینی و تاب‌آوری اجتماعی در شرایط جنگ: تبیینی بر اساس رویکرد فطرت‌محور

جنگ‌های معاصر تنها محدود به عرصه نظامی نیستند، بلکه ابعاد گسترده‌ای در حوزه‌های فرهنگی، روانی و اجتماعی دارند.

سجاد نوجوان پژوهشگر حوزه آموزش و پرورش در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

جنگ‌های معاصر تنها محدود به عرصه نظامی نیستند، بلکه ابعاد گسترده‌ای در حوزه‌های فرهنگی، روانی و اجتماعی دارند. در بسیاری از موارد، هدف اصلی جنگ‌های ترکیبی و شناختی، تضعیف روحیه عمومی، القای ناامیدی و فروپاشی سرمایه اجتماعی یک ملت است. در چنین شرایطی، امید اجتماعی و تاب‌آوری فرهنگی به‌عنوان دو مؤلفه اساسی در پایداری جامعه اهمیت می‌یابند. در این میان، نظام آموزش و پرورش به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین نهادهای اجتماعی، نقش مهمی در شکل‌گیری نگرش‌ها، ارزش‌ها و ظرفیت‌های روانی نسل جدید ایفا می‌کند. ازاین‌رو، بررسی نقش آموزش و پرورش در تقویت امید اجتماعی و افزایش تاب‌آوری جامعه در شرایط بحران و جنگ، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

در جامعه‌ای که مبانی فرهنگی و هویتی آن با جهان‌بینی اسلامی پیوند دارد، تحلیل این نقش بدون توجه به مبانی انسان‌شناختی تربیت اسلامی ممکن نیست. یکی از بنیادی‌ترین مبانی انسان‌شناسی در اندیشه اسلامی، نظریه «فطرت» است که انسان را دارای سرشتی الهی و گرایش‌های ذاتی به حقیقت، خیر، عدالت و کمال می‌داند. بر اساس این دیدگاه، امید به آینده و میل به پیشرفت صرفاً محصول شرایط بیرونی یا سازوکارهای اجتماعی نیست، بلکه ریشه در ساختار وجودی انسان دارد.

فطرت انسانی و مبنای امید اجتماعی

از منظر تربیت فطرت‌محور، انسان موجودی صرفاً منفعل در برابر شرایط محیطی نیست، بلکه دارای قابلیت انتخاب، رشد و تعالی است. فطرت انسانی اگرچه در اصل ثابت و مشترک میان همه انسان‌هاست، اما شدت و ضعف ظهور آن به شرایط تربیتی و محیطی وابسته است. ازاین‌رو، نظام آموزش و پرورش نقشی تعیین‌کننده در شکوفایی یا تضعیف این ظرفیت‌ها دارد.

در شرایط جنگی که فضای اجتماعی ممکن است با اضطراب، ناامنی و فشار روانی همراه باشد، توجه به این ظرفیت‌های فطری اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا بیدارسازی آن‌ها می‌تواند به تقویت روحیه امید و مقاومت در جامعه کمک کند. هنگامی که نظام تربیتی بتواند گرایش‌های فطری انسان به کمال، حقیقت و معنا را فعال کند، افراد جامعه حتی در شرایط دشوار نیز توانایی حفظ امید و پایداری اجتماعی را خواهند داشت.

نقش علم نافع در تقویت امید اجتماعی

یکی از مؤلفه‌های مهم در آموزش و پرورش فطرت‌محور، تأکید بر «علم نافع» است. علم نافع دانشی است که افزون بر انتقال اطلاعات، به رشد انسانی، اخلاقی و معنوی فرد کمک کند و در خدمت حل مسائل واقعی جامعه قرار گیرد. در شرایط بحران، آموزش مبتنی بر علم نافع می‌تواند احساس کارآمدی و مسئولیت اجتماعی را در دانش‌آموزان تقویت کند.

هنگامی که دانش‌آموزان دریابند که دانش و مهارت‌های آنان می‌تواند در بهبود وضعیت جامعه مؤثر باشد، احساس نقش‌آفرینی و امید به آینده در آنان افزایش می‌یابد. چنین احساسی زمینه‌ساز شکل‌گیری نوعی خودباوری اجتماعی در نسل جدید است. در مقابل، نظام آموزشی‌ای که صرفاً بر حفظ اطلاعات یا رقابت‌های نمره‌محور تأکید دارد، ممکن است پیوند میان آموزش و زندگی اجتماعی را تضعیف کند و در نتیجه، انگیزه و امید اجتماعی دانش‌آموزان را کاهش دهد.

کرامت انسانی و تقویت عزت اجتماعی

مؤلفه دیگر در رویکرد تربیت فطرت‌محور، توجه به کرامت انسانی در فرایند تربیت است. بر اساس مبانی تربیت اسلامی، انسان دارای شأن و کرامتی ذاتی است که باید در همه ابعاد نظام تربیتی مورد توجه قرار گیرد. محیط آموزشی اگر مبتنی بر احترام، اعتماد و ارزش‌گذاری به شخصیت دانش‌آموزان باشد، احساس عزت نفس و خودباوری در آنان تقویت می‌شود.

این تجربه تربیتی در شکل‌گیری هویت فردی و اجتماعی دانش‌آموزان نقش مهمی دارد. در شرایط جنگی که یکی از اهداف اصلی دشمنان تضعیف عزت ملی و ایجاد احساس حقارت در جامعه است، تقویت کرامت انسانی در نظام آموزشی می‌تواند به حفظ عزت اجتماعی و هویت فرهنگی جامعه کمک کند و مانع از شکل‌گیری احساس شکست و ناامیدی در میان نسل جدید شود.

مشارکت اجتماعی و شکل‌گیری تاب‌آوری جمعی

تاب‌آوری اجتماعی صرفاً پدیده‌ای فردی نیست، بلکه در بستر روابط اجتماعی و سرمایه اجتماعی شکل می‌گیرد. جامعه‌ای که اعضای آن از روحیه همکاری، همبستگی و مسئولیت مشترک برخوردار باشند، در مواجهه با بحران‌ها مقاوم‌تر خواهد بود.

آموزش و پرورش فطرت‌محور با تأکید بر فعالیت‌های جمعی، مشارکت‌محوری و تجربه‌های اجتماعی در فرایند یادگیری می‌تواند زمینه شکل‌گیری چنین روحیه‌ای را در دانش‌آموزان فراهم سازد. در این رویکرد، یادگیری صرفاً فرایندی فردی تلقی نمی‌شود، بلکه تجربه‌ای اجتماعی است که در آن دانش‌آموزان مهارت‌های تعامل، همدلی و همکاری را می‌آموزند. این مهارت‌ها در شرایط بحران و جنگ، به شکل‌گیری همبستگی اجتماعی و افزایش توان جامعه برای مدیریت مشکلات کمک می‌کند.

جمع‌بندی

از منظر تربیت فطرت‌محور، امید اجتماعی نتیجه طبیعی شکوفایی ظرفیت‌های درونی انسان است. هنگامی که انسان به توانایی‌های خود، معنای زندگی و امکان رشد و تعالی باور داشته باشد، حتی در شرایط دشوار نیز افق آینده را مثبت ارزیابی می‌کند. بنابراین، امید اجتماعی بیش از آنکه محصول تبلیغات یا سیاست‌های مقطعی باشد، نتیجه فرایندهای عمیق تربیتی و فرهنگی است که در طول زمان شکل می‌گیرند.

بر این اساس، نظام آموزش و پرورش می‌تواند با طراحی برنامه‌های تربیتی مبتنی بر مبانی فطرت، نقشی اساسی در تقویت امید اجتماعی و تاب‌آوری فرهنگی جامعه ایفا کند. چنین نظامی با تأکید بر رشد همه‌جانبه انسان، پیوند میان علم و معنا، حفظ کرامت انسانی و تقویت مشارکت اجتماعی، زمینه شکل‌گیری نسلی امیدوار، مسئولیت‌پذیر و مقاوم را فراهم می‌آورد.

در مجموع می‌توان گفت که در شرایط جنگ و بحران‌های اجتماعی، مدارس تنها نهادهای انتقال دانش نیستند، بلکه به‌عنوان کانون‌های مهم شکل‌گیری هویت، معنا و امید اجتماعی عمل می‌کنند. هر اندازه نظام آموزش و پرورش بتواند بر مبنای ظرفیت‌های فطری انسان به تربیت نسل جدید بپردازد، جامعه نیز در مواجهه با تهدیدهای بیرونی از انسجام، امید و تاب‌آوری بیشتری برخوردار خواهد بود.

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا