
سعید سالاری پژوهشگر حوزه اقناع افکار عمومی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
در دهههای اخیر، وقوع جنگ های مسلحانه در نقاط مختلف جهان و تأثیرات گسترده آن بر امنیت جمعی، حقوق بشر، سرنوشت غیرنظامیان و ثبات منطقهای سبب شده که توجه به سازوکارهای حقوقی بینالمللی بیش از گذشته ضرورت یابد. در چنین شرایطی، نه تنها نهادهای سیاسی و امنیتی؛ بلکه ساختارهای حقوقی بینالمللی نیز اهمیت ویژهای پیدا میکنند. کنشگری حقوقی میتواند به دولتها، شهروندان آسیبدیده، سازمانهای مردمنهاد و نهادهای مدنی این امکان را بدهد که از سازوکارهای بینالمللی برای ثبت، بررسی و پیگیری حقوقی وقایع استفاده کنند. این فعالیتها علاوه بر جنبه حقوقی، دارای آثار مهم اجتماعی و رسانهای نیز هستند که بر شکلدهی افکار عمومی جهانی اثر میگذارند.
جنگ تحمیلی سوم که توسط ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز گردید و فارغ از ثبات یا عدم ثبات آتش بس دو هفته ای، نیازمند پیگیری های حقوقی و بین المللی در جهت استیفای حقوق ملت ایران و ترسیم تصویر ضد حقوق بشری کشورهای مدعی همچون اسرائیل و آمریکا می باشد.
تأثیر اقدامات حقوقی بینالمللی بر هدایت افکار عمومی جهانی
اقدامات حقوقی بینالمللی، مانند ثبت شکایت، تشکیل پرونده، درخواست تحقیقات یا ارجاع وضعیتها به نهادهایی نظیر دادگاه کیفری بینالمللی (ICC)، از مهمترین ابزارهای شکلدهی به افکار عمومی جهانی در دوران معاصر به حساب میآیند. این اقدامات، فراتر از کارکرد حقوقی خود، نوعی ابزار ارتباطی و اجتماعی محسوب میشوند که میتوانند توجه رسانهها، سازمانهای مردمنهاد و مخاطبان جهانی را به وضعیت آسیبدیدگان در یک منازعه جلب کنند. مهم ترین تأثیرات این گونه اقدامات تولید و انتشار اسناد رسمی و غیر قابل کتمان، وزن دهی به روایت مظلومیت و نقض حقوق بشر در جنگ علیه ایران، افزایش تمرکز جامعه جهانی بر وضعیت غیر نظامیان، ایجاد شبکه های مدنی و رسانه ای، حفظ موضوع در چرخه تولید رسانه های بین المللی خواهد بود.
نخست، طرح دعاوی بینالمللی باعث تولید و انتشار اسناد رسمی میشود. وقتی یک دولت یا گروهی از شهروندان اقدام به ثبت شکایت نزد یک مرجع حقوقی بین المللی میکنند، این نهاد موظف است اطلاعات اولیه، اسناد و گزارشها را جمعآوری کند. همین روند سبب میشود بخشهایی از واقعیتهای میدانی در قالب اسناد رسمی و قابل استناد منتشر شود. انتشار این اسناد؛ حتی در مراحل ابتدایی، توجه رسانههای بینالمللی و نهادهای مدنی را برمیانگیزد و سبب شکلگیری موجهای خبری میشود که در هدایت افکار عمومی نقش تعیینکننده دارد.
دوم، اعتبار نهادهای بینالمللی بر وزن روایتها میافزاید. در فضای رسانهای جهانی، روایتهایی که توسط دولتها یا طرفهای درگیر منتشر میشود اغلب به دلیل ماهیت سیاسی یا امنیتی، با تردید دیده میشود. اما هنگامی که یک نهاد حقوقی مستقل مانند ICC یا شورای حقوق بشر سازمان ملل وارد عمل میشود، وزن اعتبار این روایتها افزایش مییابد. گزارشهای رسمی این نهادها معمولاً بهعنوان منابع بیطرف تلقی شده و توسط دانشگاهها، رسانهها و مؤسسات پژوهشی مورد استناد قرار میگیرند. به این ترتیب، کنشگری حقوقی به تولید یک «روایت معتبر» کمک میکند که قابلیت اثرگذاری بسیار بیشتری در افکار عمومی دارد.
سوم، اقدامات حقوقی توجه را به وضعیت غیرنظامیان متمرکز میکند. تجربه بحرانهای مختلف نشان میدهد که پروندههای حقوقی بینالمللی معمولاً بر پیامدهای انسانی منازعات تأکید دارند. وقتی تمرکز بحثها بر آسیبهای وارده به کودکان، زنان، مدارس، بیمارستانها و زیرساختهای عمومی قرار میگیرد، حساسیت افکار عمومی جهانی بیشتر تحریک میشود. این امر میتواند از یک بحران سیاسی صرف، یک مسئله انسانی و اخلاقی بسازد؛ مسئلهای که برای مخاطبان جهانی قابل درکتر و قابل پیگیریتر است. در جریان جنگ تحمیلی سوم، حمله غیرانسانی آمریکا و اسرائیل به مدرسه شجره طیبه در میناب مصداق بارز این موضوع است.
چهارم، اقدامات حقوقی بینالمللی سبب ایجاد شبکههای مدنی و رسانهای میشود. در بسیاری از پروندهها، ثبت شکایت به شکلگیری کمپینهای مردمی، گروههای حقوق بشری، شبکههای وکلای داوطلب و پروژههای تحقیقاتی مشترک منجر میشود. این شبکهها کارکردی دوگانه دارند؛ هم در جمعآوری اسناد و جنایات مؤثرند و هم در رساندن پیام به افکار عمومی نقش مهمی ایفا میکنند. انتشار گزارشها، نشستهای مطبوعاتی، بیانیههای عمومی و فعالیتهای آموزشی این شبکهها میتواند پیامدهای یک پرونده را بهصورت گسترده و طولانیمدت در سطح جهانی منتشر کند.
پنجم، روند رسیدگی حقوقی باعث حفظ موضوع در چرخه توجه رسانهها میشود. برخلاف موجهای خبری کوتاهمدت، پیگیری حقوقی معمولاً یک فرایند بلندمدت است؛ از ثبت شکایت تا قبول پرونده، از تحقیقات اولیه تا انتشار گزارشها و از صدور رأی تا اجرا. هر مرحله یک نقطه رسانهای جدید ایجاد میکند. این استمرار توجه، سبب میشود موضوع از حافظه عمومی حذف نشود و در نتیجه، فشار افکار عمومی بر دولتها و نهادهای بینالمللی نیز حفظ شود.
در مجموع، اقدامات حقوقی بینالمللی یک «مکانیسم دوگانه» ایجاد میکنند. از یک سو امکان ثبت، بررسی و پیگیری حقوقی را فراهم میآورند و از سوی دیگر بهعنوان یک ابزار ارتباطی، بر شکلدهی افکار عمومی جهانی اثر میگذارند. این اثرگذاری به دلیل ترکیب سه عنصر مهم است؛ اعتبار نهادهای حقوقی، تمرکز بر آسیبهای انسانی و تولید روایتهای مستند و قابل استناد. همین سه عامل است که در بسیاری از بحرانهای بینالمللی، کنشگری حقوقی را به یکی از مؤثرترین راههای هدایت افکار عمومی جهانی تبدیل کرده است.
راهبردهای اثرگذاری و روایت سازی
در ادامه، راهبردهایی مطرح میشود که در چارچوبهای حقوقی بینالملل و در راستای ایجاد تصویر مظلومیت ملت ایران در جنگ رمضان و لزوم احقاق حقوق آن ها، قابل استفاده هستند.
-
استفاده از شواهد و مستندات غیر قابل انکار
مستندسازی حقوقی هر بحران باید مبتنی بر شهادت قربانیان، تصاویر و اسناد قابل راستیآزمایی، گزارشهای پزشکی قانونی، گزارش نهادهای بیطرف مانند صلیب سرخ باشد. در بسیاری از بحرانهای جهانی، آسیبهای واردشده به مدارس، مراکز آموزشی، اماکن درمانی و کودکان از مهمترین مواردی است که مورد توجه ویژه قرار گرفته است. حملات آمریکا و اسرائیل به مدرسه شجره طیبه شهر میناب از جمله مواردی هستند که پیگیری و برجسته سازی روایت معیار این جنایت، حساسیت جهانی را نسبت لزوم پاسداشت حقوق کودکان و غیر نظامیان ارتقاء می دهد. ارائه روایات دقیق درباره آسیبدیدگی کودکان و غیرنظامیان، مطابق تجربههای جهانی، یکی از مؤثرترین ابزارهای شکلدهی افکار عمومی است.
-
مشارکت گسترده مردمی در شکایتها
در بسیاری از کشورها، تجمع شکایتهای فردی شهروندان علیه آسیبهای واردشده در جنگها، زمینهساز تشکیل پروندههای بینالمللی، توجه سازمانهای حقوق بشری، افزایش اهمیت رسانهای موضوع شده است. نمونههای واقعی این الگو را میتوان در پروندههای مربوط به یوگسلاوی سابق، سودان، میانمار و روزگار اخیر در اوکراین مشاهده کرد؛ جایی که حجم گسترده شهادتها، نقش کلیدی در تشکیل پروندهها داشت. در پاسخ به جنایات جنگی آمریکا و اسرائیل علیه ملت ایران، اخذ وکالت از آسیب دیدگان جنگی و طرح شکایت در محاکم داخلی و بین المللی صلاحیت دار، علاوه بر جنبه حقوقی و ضرورت احقاق حق مردم، تأثیرات اجتماعی و رسانه ای در سطح افکار عمومی بین الملل دارد.
-
روایتسازی مستقل درباره آسیبهای کودکان و غیرنظامیان
هرگاه یک بحران نظامی دارای آثار گسترده بر کودکان، دانشآموزان و فضای آموزش باشد، افکار عمومی جهانی واکنش قویتری نشان میدهد. اسناد یونیسف، یونسکو و گزارشگران ویژه سازمان ملل همواره نشان میدهد که روایتهای مربوط به مدارس از جمله گزارشهای مربوط به کشتار یا آسیبدیدگی کودکان و تخریب فضاهای آموزشی بیشترین اثرگذاری را در رسانههای بینالمللی داشتهاند. مستندسازی مستقل جنایت جنگی دشمن در میناب و دیگر مدارس و دانشگاه های مورد هجمه آمریکا و اسرائیل (دانشگاه علم و صنعت، شریف و شهید بهشتی)، همواره یکی از مهمترین راهبردهای مراجع حقوق بشری بوده است
جمعبندی
کنشگری حقوقی بینالمللی ابزاری است که میتواند در سه سطح اصلی مؤثر باشد. اول، سطح حقوقی: ثبت وقایع از جمله ارائه مدارک معتبر، پیگیری حقوقی و امکان درخواست غرامت دوم، سطح اجتماعی بینالمللی: اثرگذاری بر افکار عمومی جهانی از طریق جلب توجه رسانهها و سازمانهای مردمنهاد، تقویت روایتهای حقوقی درباره وضعیت غیرنظامیان و ارتقا حساسیت عمومی جهانیان درباره جنایات جنگی علیه غیر نظامیان، کودکان و مراکز آموزشی مختلف. سوم، سطح تاریخی: جلوگیری از تحریف واقعیت از طریق تبدیل وقایع به اسناد رسمی و امکان استفاده پژوهشگران و محاکم حقوقی در آینده. در این میان به نظر می رسد مهم ترین و اثرگذارترین اقدامی که می تواند در این زمینه صورت پذیرد راه اندازی و حمایت از پویش طرح شکایت عموم مردم از آمریکا و اسرائیل به واسطه تحمیل جنگ و آسیب های جانی، مالی و روانی به آن هاست.



