
سید حسین حسینی پژوهشگر حوزه نظام ارزی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
پشتوانه ظلمهایی که حکومت ایالات متحده آمریکا در دنیا انجام میدهد و سلطهای که بر جان و مال مردم دنیا پیدا کرده است قدرت اقتصادی، نظامی و سیاسی این کشور است. این قدرت و نفوذ قابل توجه ایالات متحده در عرصه بینالمللی ریشه در جایگاه دلار به عنوان ارز ذخیره و مبادلاتی غالب جهانی دارد. این سلطه پولی به ایالات متحده امکانات اقتصادی، نظامی و سیاسی بینظیری بخشیده است که از طریق فراهم آوردن قابلیتهایی نظیر تأمین مالی آسان کسری بودجه، اعمال تحریمهای مالی و مدیریت جریانهای سرمایه جهانی متبلور میشود. یکی از ابزارهای کلیدی در تداوم و تحکیم سلطه دلار، نقش «پترودلار»[1] است.
در چهار یادداشت پیاپی، تلاش شده است با مرور سازوکارهای سلطه دلار و تبیین نقش پترودلار در تداوم و تحکیم سلطه مذکور، نقش ایران در کاهش سلطه دلار از طریق بستن تنگه هرمز مورد بررسی قرار گیرد. هدف اصلی این چهار یادداشت، ارائه تحلیلی از ابعاد اقتصادی و ژئوپلیتیکی سلطه دلار و بررسی پیامدهای بالقوه تغییرات در این سیستم است.
یادداشت پیشرو، حلقه آخر از چهار یادداشت مذکور است. این یادداشت، به بررسی جایگاه ژئوپلیتیکی تنگه هرمز در نظام انرژی جهان و پیامدهای اختلال در این گذرگاه برای سازوکارهای ارزی و مالی میپردازد. در این بخش، بر نقش هرمز بهعنوان یکی از مهمترین گلوگاههای انتقال نفت و گاز و نیز بر اثرات بالقوه تغییرات در جریان عرضه انرژی بر رفتار بازارها، ساختار ذخایر ارزی و پویاییهای نظام پولی بینالمللی تمرکز میشود. این یادداشت تلاش میکند نشان دهد که چگونه تحولات در یک نقطه راهبردی میتواند پیامدهایی فراتر از حوزه انرژی داشته و وارد حوزههای مالی، پولی و زیرساختی نظم اقتصادی جهانی شود.
اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز در نظام انرژی جهانی
تنگه هرمز یکی از حیاتیترین گلوگاههای ژئوپلیتیکی جهان است که نقشی تعیینکننده در انتقال انرژی و پایداری بازارهای بینالمللی نفت و گاز ایفا میکند. این تنگه، واقع در پیوندگاه خلیج فارس و دریای عمان، باریکترین مسیر دسترسی دریایی کشورهای عمده تولیدکننده نفت در منطقه به بازارهای جهانی است و از این رو همواره در مرکز توجه تحلیلهای ژئواقتصادی و امنیت انرژی قرار داشته است.
از منظر حجم مبادلات، تنگه هرمز نقش مهمی در حملونقل نفت دریابرد در جهان دارد به گونهای که بهطور میانگین روزانه حدود ۲۰ تا ۲۲ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی از این تنگه عبور میکند. این رقم معادل تقریباً یکپنجم کل مصرف روزانه نفت جهان و بیش از یکسوم نفتی است که در بازارهای بینالمللی بهصورت دریابرد معامله میشود. بدین ترتیب، هرگونه اختلال در عملکرد این تنگه میتواند به سرعت بر توازن عرضه و تقاضای جهانی اثر گذاشته و نوسانات چشمگیر قیمتی ایجاد کند.
اهمیت تنگه هرمز تنها به نفت خام محدود نمیشود. این گذرگاه همچنین مسیر اصلی صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) از قطر، یکی از بزرگترین صادرکنندگان LNG جهان، است. سالانه دهها میلیون تن LNG از پایانههای قطری از طریق هرمز به بازارهای آسیایی و اروپایی منتقل میشود. از این رو، ثبات جریان انرژی از این مسیر نهتنها برای بازار نفت، بلکه برای بازار جهانی گاز نیز اهمیت راهبردی دارد.
چند ویژگی ساختاری باعث شده است که تنگه هرمز تا این حد برای اقتصاد جهانی حیاتی باشد:
- نبود مسیرهای جایگزین کافی و قابلاتکا: بخش مهمی از تولیدکنندگان نفت حاشیه خلیج فارس فاقد خطوط لولهای هستند که بتواند بخش عمده صادرات آنها را به خارج از منطقه منتقل کند. ظرفیت خطوط لوله موجود محدود است و تنها قسمت کوچکی از صادرات را پوشش میدهد.
- تمرکز تولیدکنندگان بزرگ انرژی: ایران، عراق، کویت، قطر، امارات متحده عربی و عربستان سعودی سهم چشمگیری از تولید و صادرات جهانی نفت را در اختیار دارند و بیشتر صادرات دریایی آنها ناگزیر از هرمز عبور میکند.
- نقش منطقه در پاسخگویی به شوکهای عرضه جهانی: بسیاری از کشورهای حاشیه خلیج فارس دارای ظرفیت مازاد تولید هستند. این ظرفیت مازاد ابزار مهمی برای کنترل نوسانات عرضه جهانی است و انتقال آن عملاً بدون عبور از هرمز امکانپذیر نیست.
- وابستگی بالای اقتصادهای آسیایی: کشورهایی مانند چین، ژاپن، کرهجنوبی و هند بخش عمده نفت وارداتی خود را از این مسیر دریافت میکنند. به همین دلیل، ثبات هرمز عامل کلیدی در امنیت انرژی آسیا به شمار میرود.
بر این اساس، تنگه هرمز نهفقط یک گذرگاه دریایی، بلکه یک نقطه کانونی در معماری انرژی جهانی است؛ نقطهای که کارکرد آن مستقیماً بر قیمت نفت، امنیت عرضه، سیاستگذاری انرژی و حتی برنامهریزی مالی و صنعتی بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان اثر میگذارد. از این رو، تنگه هرمز همواره در مطالعات ژئوپلیتیک به عنوان یکی از حساسترین نقاط استراتژیک در نظام بینالمللی انرژی مورد توجه قرار گرفته است.
پیامدهای احتمالی بستن تنگه هرمز برای تضعیف سلطه دلار
با توجه به سهم بسیار بالای تنگه هرمز در انتقال نفت و گاز جهان، هرگونه اختلال جدی در عبور انرژی از این گذرگاه میتواند پیامدهای اقتصادی و مالی گستردهای در سطح بینالمللی ایجاد کند. از آنجا که بخش مهمی از تجارت جهانی نفت در چارچوب نظام دلاری انجام میشود، شوکهای بزرگ در بازار انرژی ممکن است بر ساختار تقاضا برای دلار و کارکردهای نظام پترودلار نیز اثر بگذارد. در این چارچوب، برخی تحلیلها به بررسی سناریوهایی میپردازند که در آن اختلال در صادرات انرژی از خلیج فارس میتواند تغییراتی در الگوی مبادلات ارزی و ساختار مالی بینالمللی ایجاد کند.
۱. تغییر در الگوی ارزی تجارت انرژی
در صورتی که اختلال در تنگه هرمز موجب بازآرایی مسیرهای تجارت انرژی و شکلگیری ترتیبات جدید میان صادرکنندگان و واردکنندگان بزرگ شود، این احتمال مطرح میشود که بخشی از مبادلات انرژی با ارزهایی غیر از دلار انجام گیرد. برای مثال، اگر واردکنندگانی مانند چین بتوانند بخشی از نفت مورد نیاز خود از تولیدکنندگان مختلف را با ارزهای جایگزین، مانند یوآن، تسویه کنند، ممکن است نیاز آنها به نگهداری حجم بزرگی از ذخایر دلاری برای تأمین واردات انرژی کاهش یابد. در چنین شرایطی، برخی کشورها ممکن است به سمت تنوعبخشی در ترکیب ذخایر ارزی خود حرکت کنند.
۲. تغییر در ترکیب ذخایر ارزی و بازگشت سرمایههای دلاری
کاهش وابستگی به دلار در تجارت انرژی میتواند بهتدریج بر رفتار بانکهای مرکزی در مدیریت ذخایر ارزی اثر بگذارد. اگر تقاضای ساختاری برای دلار در تجارت نفت کاهش یابد، ممکن است بخشی از داراییهای دلاری که در ذخایر رسمی یا سرمایهگذاریهای خارجی نگهداری میشوند، به سمت بازارهای دیگر منتقل شوند. در ادبیات اقتصاد بینالملل، چنین فرایندی میتواند بر جریانهای سرمایه جهانی و ارزش داراییهای دلاری تأثیر بگذارد. با این حال، میزان اثرگذاری آن به عوامل متعددی از جمله عمق بازارهای مالی آمریکا، اعتماد به دلار و نبود جایگزینهای کامل برای آن وابسته است.
۳. پیامدهای بالقوه برای تأمین مالی دولت ایالات متحده
یکی از ویژگیهای مهم جایگاه بینالمللی دلار، نقش آن در جذب سرمایه خارجی به بازار اوراق خزانهداری آمریکا است. بسیاری از کشورها بخشی از ذخایر ارزی خود را در قالب این اوراق نگهداری میکنند. در سناریویی که تقاضای جهانی برای داراییهای دلاری کاهش یابد، ممکن است شرایط تأمین مالی بدهی دولت آمریکا نیز دچار تغییر شود. در چنین وضعیتی، دولت آمریکا برای حفظ جذابیت اوراق بدهی خود ممکن است ناگزیر به ارائه نرخهای بهره بالاتر شود؛ امری که میتواند پیامدهایی برای هزینههای استقراض، رشد اقتصادی و سیاستهای مالی این کشور داشته باشد.
۴. اثر بر کارایی ابزارهای تحریم مالی
بخش مهمی از قدرت تحریمهای مالی ایالات متحده از نقش دلار در نظام پرداخت جهانی و از زیرساختهای مالی مرتبط با آن ناشی میشود. در صورتی که کشورها به سمت استفاده گستردهتر از سامانههای پرداخت جایگزین، مانند سیستمهای پرداخت منطقهای یا ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی، حرکت کنند، بخشی از تراکنشهای بینالمللی ممکن است خارج از شبکههای مالی مبتنی بر دلار انجام شود. چنین روندی میتواند در بلندمدت کارایی برخی ابزارهای نظارتی و تحریمی مبتنی بر نظام دلاری را تحت تأثیر قرار دهد.
۵. پیامدهای احتمالی برای اقتصاد کشورهای منطقه
اختلال در تنگه هرمز و تحولات احتمالی در نظام مبادلات انرژی میتواند پیامدهای متفاوتی برای اقتصاد کشورهای منطقه داشته باشد. در برخی سناریوها، افزایش قیمت جهانی انرژی یا تغییر مسیرهای تجاری ممکن است بر تراز پرداختها، نرخ ارز و ساختار درآمدی کشورهای تولیدکننده نفت اثر بگذارد. برای اقتصادهایی که وابستگی قابلتوجهی به درآمدهای انرژی دارند، این تحولات میتواند به تغییراتی در ارزش پول ملی، ساختار صادرات و سیاستهای اقتصادی منجر شود؛ هرچند جهت و شدت این اثرات به شرایط بازار جهانی و سیاستهای داخلی هر کشور وابسته است.
در مجموع، اختلال در یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان میتواند فراتر از بازار نفت، پیامدهایی برای ساختار مالی و پولی بینالمللی نیز به همراه داشته باشد. با این حال، نظام پترودلار طی دههها در بستر شبکهای گسترده از بازارهای مالی، نهادهای بینالمللی و اعتماد سرمایهگذاران شکل گرفته است. از این رو، هرگونه تغییر بنیادین در این نظام احتمالاً فرآیندی تدریجی و چندعاملی خواهد بود و به تعامل میان تحولات ژئوپلیتیکی، سیاستهای اقتصادی کشورها و تحول زیرساختهای مالی جهانی بستگی دارد.
تحلیل پیامدها: دو سناریوی پیشرو
اقدام استراتژیک ایران در کنترل تنگه هرمز و اعمال شروط جدید، تأثیرات خطی و یکبعدی بر اقتصاد جهانی نخواهد داشت. برای درک دقیق پیامدهای این رویداد بر سلطه دلار، باید واکنش بازارها و دولتها را در قالب دو سناریوی زمانی و ساختاری کوتاهمدت و بلندمدت مورد بررسی قرار داد:
1. سناریوی اول: تقویت کوتاهمدت پترودلار
در ساختار فعلی اقتصاد جهانی، نفت همچنان به صورت غالب با دلار قیمتگذاری و معامله میشود. اگر تنگه هرمز بسته شود، شوک عرضه باعث جهش ناگهانی و شدید قیمت جهانی نفت خواهد شد.
کشورهای واردکننده (اروپا، ژاپن، کره جنوبی و…) برای جلوگیری از فلج شدن اقتصاد خود، مجبورند نفت مورد نیازشان را با قیمتهای بالاتر تهیه کنند. از آنجا که این معاملات با دلار انجام میشود، این کشورها برای تسویه حساب به حجم بسیار بیشتری از دلار نیاز پیدا میکنند.
این «تقاضای اجباری و هجومی برای دلار» در بازارهای ارز (Forex)، باعث افزایش شدید ارزش دلار در برابر سایر ارزهای ملی میشود؛ بنابراین، در کوتاهمدت، شوک نفتی نهتنها به فروپاشی دلار منجر نمیشود، بلکه به دلیل ساختار جاافتاده پترودلار، هژمونی مالی آمریکا را موقتاً تقویت کرده و ارزش پول آن را بالا میبرد.
2. سناریوی دوم: تسریع ساختاری دلارزدایی
اگرچه ممکن است دلار در ماههای نخست بحران تقویت شود، اما تداوم بسته ماندن تنگه هرمز و ناتوانی آمریکا در مهار بحران، متغیرهای ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک را فعال میکند که منجر به افول بازگشتناپذیر هژمونی واشنگتن خواهد شد. این تغییر پارادایم بر چهار پایه استوار است:
۱. افول اعتبار امنیتی و هژمونیک آمریکا؛
یکی از پایههای اصلی هژمونی آمریکا، ایفای نقش «ضامن امنیت جریان آزاد انرژی» در جهان است. ناتوانی نظامی و استراتژیک ایالات متحده در شکست ایران و بازگشایی تنگه هرمز، سیگنالی واضح به جهان مخابره میکند که چتر امنیتی آمریکا دیگر کارکرد سابق را ندارد. این شکست هیمنه، باعث فروپاشی اعتماد جهانی به قدرت سخت آمریکا شده و کشورهای متحد آن را به سمت ائتلافهای امنیتی جدید سوق میدهد.
۲. شوک جبرانناپذیر عرضه و حبس نفت خلیج فارس؛
بسته ماندن تنگه هرمز به معنای حبس شدن میلیونها بشکه نفت کشورهای تولیدکننده حاشیه خلیج فارس (مانند عربستان، امارات و کویت) است. از آنجا که زیرساختهای جایگزین (مانند خطوط لوله) ظرفیت محدودی دارند، این کاهش شدید عرضه در کوتاهمدت توسط سایر تولیدکنندگان جهانی قابل جبران نیست و یک بحران عرضه مزمن ایجاد میکند. کاهش تولید رخ داده نیز در کوتاهمدت توسط کشورهای مذکور قابل جبران نیست.
۳. مزیت استراتژیک چین و شکلگیری بلوک پترویوآن[2]؛
اجازه عبور نفتکشهای چینی از تنگه هرمز توسط ایران، یک تغییر بازی استراتژیک است. در حالی که رقبای اقتصادی چین (غرب، ژاپن و کره جنوبی) با بحران فلجکننده انرژی دستوپنجه نرم میکنند، چین به جریان پایدار انرژی دسترسی دارد. ترکیب این مزیت با شرط ایران برای تسویه با یوآن، تقاضای عظیمی برای ارز چین ایجاد کرده و تولد پترویوآن را به عنوان جایگزین عملی پترودلار در قلب خاورمیانه تثبیت میکند.
۴. اختلال در چرخه بازیافت پترودلار؛
مهمترین کارکرد پترودلار برای اقتصاد آمریکا، بازگشت درآمدهای مازاد نفتی کشورهای عربی به بازارهای مالی آمریکا است. با کاهش شدید صادرات نفت این کشورها به دلیل بسته بودن تنگه، درآمدهای ارزی آنها سقوط میکند. در نتیجه، سرمایهگذاری آنها در آمریکا و خرید بدهیهای دولت ایالات متحده کاهش مییابد که این امر تأمین مالی کسری بودجه آمریکا را با چالش جدی مواجه کرده و به ارزش ذاتی دلار ضربه میزند.
در ساختار سناریوی دوم، آمریکا همزمان «قدرت بازدارندگی نظامی»، «سلطه بر جریان انرژی» و «چرخه تأمین مالی بدهیهای خود» را از دست میدهد. در مقابل، محور شرق (با محوریت چین) ضمن حفظ امنیت انرژی خود، سیستم مالی جایگزینی را نهادینه میکند که میخ آخر را بر تابوت هژمونی پترودلار میکوبد.
تقاطع این دو سناریو نشان میدهد که ایالات متحده ممکن است در کوتاهمدت شاهد تقویت صوری ارزش پول ملی خود در بازارهای ارز باشد، اما بهای این تقویت موقت، از دست رفتن پایههای بنیادین هژمونی آن در بلندمدت است. تولد عملی پترویوآن در کنار اثبات ناکارآمدی چتر امنیتی آمریکا، گذار به یک نظم چندقطبی مالی را از یک «احتمال» به یک «واقعیت گریزناپذیر» تبدیل خواهد کرد. قیمتگذاری و فروش مبادلات نفتی که از تنگه هرمز عبور میکنند، با یوآن میتواند گام مهمی در جهت ایجاد یک «سیستم پولی چندقطبی» در جهان باشد و انحصار مطلق دلار را به چالش بکشد اما در شرایط کنونی این قابلیت را ندارد که به تنهایی دلار را از امپراطوری بر نظام مالی و پولی دنیا به زیر بکشد.
جمعبندی
این یادداشت که بخش پایانی از سلسله یادداشتهای تحلیل اثر بستن تنگه هرمز بر سلطه دلار است، نشان میدهد که تنگه هرمز نهفقط یک مسیر حیاتی برای انتقال نفت و گاز، بلکه یکی از متغیرهای کلیدی در پویاییهای ژئواکونومیک جهان به شمار میرود. بررسی سناریوهای مختلف حاکی از آن است که اختلال در این گذرگاه میتواند در کوتاهمدت بر بازار انرژی، تقاضا برای ارزهای بینالمللی و رفتار دولتها اثرات آشکار بگذارد؛ و در بلندمدت نیز محرک تغییراتی ساختاری در الگوهای مبادلات ارزی، مدیریت ذخایر بینالمللی و معماری نظام مالی جهانی باشد. با این حال، تحول در نقش ارزهای بینالمللی و سازوکارهای وابسته به آن معمولاً تدریجی، چندعاملی و وابسته به تعامل پیچیده میان عوامل ژئوپلیتیکی، اقتصادی و نهادی است. جمعبندی این مجموعه یادداشتها تأکید میکند که فهم آینده نظم پولی و انرژی جهان، بدون تحلیل دقیق گلوگاههای ژئوپلیتیکی و ارتباط آنها با سازوکارهای مالی، امکانپذیر نیست.
منابع
- آل کجباف، حسین، 1401، حسن کریمی مهابادی و مجتبی بابایی، تدابیر ایران و جامعه بینالملل علیه تحریم با تأکید بر سیستم بینالمللی پرداخت سوئیفت و دلارزدایی در پرتو اقتصاد مقاومتی، فصلنامه سیاستهای راهبردی و کلان، دوره 10، شماره 4
- بافرانی، جمال، 1398، بررسی اقتصاد نفتی کشورهای مسلمان در سیاست پترودلار بر اساس مدل SWOT، فصلنامه مطالعات بنیادین و کاربردی جهان اسلام، سال اول، شماره اول، صص 35-17
- ترامپ دلارزدایی را به شکست در جنگ جهانی تشبیه کرد، نورنیوز، شناسه خبر: 138766، تاریخ انتشار: دوشنبه 28/01/1402
- رحیمی بروجردی، علیرضا، 1393، اقتصاد بینالملل (تجارت و مالیه بینالملل)، تهران: سمت
- هدایتیشهیدانی، مهدی، 1398، استفاده ابزاری آمریکا از دلار؛ اهداف، پیامدها، واکنشها و ارائه رویکردهای رسانهای، پژوهشنامه رسانه بینالملل، سال چهارم، شماره اول، 113-89
- افراسیاب، حسین، پایان امپراتوری دلار؛ مات استراتژیک واشنگتن در بازی هوشمندانه ایران، یادداشت، شناسه: 14428۰، تاریخ انتشار: 9 فروردین ۱۴۰۵، لینک: https://rushd.ir/?p=14428
- تلهای به نام پترودلار، بارگذاری توسط ایرانرژی، رسانه تخصصی انرژی، تاریخ بارگذاری: 15 فروردین 1405، لینک: https://www.aparat.com/v/mklkwp2?refererRef=channel_page
- —، پترودلار (چرخه دلارهای نفتی)-جنگ جهانی سوم؟ تاریخ بارگذاری: 23 اسفند 1395، لینک: https://www.aparat.com/v/j241jbx?refererRef=search
- صفیرمدیا، پشت پرده پادشاهی دلار بر دنیا، تاریخ بارگذاری: 2 اردیبهشت 1402، لینک: https://www.aparat.com/v/g759y31
- —، ارزش دلار چگونه تعیین میشود؟ تاریخ بارگذاری: 26 بهمن 1401، لینک: https://www.aparat.com/v/z77vq51?refererRef=search
تلویزیون اینترنتی اکو ایران، آیا جنگ امپراتوری دلار را به خطر میاندازد؟ تاریخ بارگذاری: 10 فروردین 1405، لینک: https://www.aparat.com/v/izzx62p?refererRef=search
[1]. Petrodollar
[2]. Petro Yuan



